ماشین سفارشی؛ زیبا

ماشین سفارشی؛ زیبا

ماشین آئودی A8 L سفارشی؛ خودرویی لوکس و زیبا

ماشین آئودی A8 L

ماشین آئودی A8 L سفارشی کمپانی آئودی، برای یکی از مشتریان تولید شد، آئودی یک شرکت خودروسازی آلمانی و تولیدکنندهٔ خودروهای لوکس است. این شرکت از سال 1964 میلادی یکی از زیرمجموعه‌های فولکس‌واگن قرار گرفت. ماشین آئودی A8 L با 5.27 متر طول، خودروی کوچکی به‌نظر نمی‌رسد، اما آئودی برای یکی از خریداران ثروتمند اروپایی خود، آئودی A8 شش در …

نوشته اولین بار در پدیدار شد.

ماشین آئودی A8 L سفارشی؛ خودرویی لوکس و زیبا

(image)

ماشین آئودی A8 L سفارشی کمپانی آئودی، برای یکی از مشتریان تولید شد، آئودی یک شرکت خودروسازی آلمانی و تولیدکنندهٔ خودروهای لوکس است. این شرکت از سال 1964 میلادی یکی از زیرمجموعه‌های فولکس‌واگن قرار گرفت. ماشین آئودی A8 L با 5.27 متر طول، خودروی کوچکی به‌نظر نمی‌رسد، اما آئودی برای یکی از خریداران ثروتمند اروپایی خود، آئودی A8 شش در …

نوشته اولین بار در پدیدار شد.

ماشین آئودی A8 L سفارشی؛ خودرویی لوکس و زیبا

فروش بک لینک

تکنولوژی جدید

هر از بدانید

هر از بدانید

هر آنچه که باید از فیلم Assassin’s Creed بدانید

هر آنچه که باید از فیلم Assassin’s Creed بدانید

“به قلم Phil De Semlyen و Harry Crawford از Empire Online”

فیلم هایی که بر اساس بازی های ویدیوئی ساخته می شوند، معمولا محصول خوبی از آب در نمی آیند؛ همچنین به ندرت پیش می آید که به اندازه‌ی فیلم در حال ساخت Assassin’s Creed ، بودجه و استعداد داشته باشند.

زمانی که شرکت یوبیسافت (Ubisoft) اعلام کرد که قرار است با کارگردانی آقای “مایکل فاسبندر” (Michael Fassbender) فیلمی بر اساس یکی از سری بازی های معروف خود، یعنی Assassin’s Creed ساخته شود، بسیاری از طرفداران شگفت زده شدند! آیا این فیلم می تواند بالاخره آن طلسم دیرینه ای که می گوید «فیلمِ بازی ها هیچوقت درست از آب در نمی آیند» را بشکند؟ آیا خاطره‌ی دردناک فیلم های افتضاحی همچون Mortal Kombat و Super Mario Bros به زودی دور خواهند شد؟ در این مقاله قصد داریم که تمامی اطلاعاتی که از این فیلم داریم را به اشتراک بگذاریم. با ما همراه باشید

بازی Assassin’s Creed

بازی Assassin’s Creed در حقیقت یک چیزی میان آثار Philip K.Dick و فیلم Gladiator بود. اولین نسخه بازی که در سال 2007 منتشر شد، مراحلی پیرامون زمان حال داشت. در این مراحل، شما شخصیت “دزموند مایلز” (Desmond Miles) را کنترل کرده و متوجه می شوید که او از تبار به گروه قاتل (Assassins) می باشد. متاسفانه اجداد دزموند، دشمنانی به نام “تمپلار ها” داشتند که در زمان حال، با نام Abstergo Industries فعالیت می کنند. دزموند توسط آن ها گروگان گرفته شده و بوسیله دستگاهی به نام Animus خاطرات “الطائر” (Altair) را به یاد می آورد؛ شخصی از اجداد دزموند که به دست تمپلار ها می افتد.

در کل 9 نسخه‌ی اصلی از این بازی و چند spin-off روانه‌ی بازار شدند که نبرد میان اساسین ها و تمپلار ها در قرن های مختلف به نمایش گذاشتند؛ آن هم با استفاده از المان ها و عناصری همچون مبارزات شمشیری، پارکور و برجستگی های تاریخی بسیار زیاد. آخرین نسخه از این بازی یعنی Assassin’s Creed Syndicate این دو فرقه را در لندن ویکتوریایی روبه روی هم گذاشت.

فیلم سینمایی

فیلم Assasssin’s Creed نیز همان روند داستانی همیشگی را پیش می برد و دو پروتاگونسیت (شخصیت اصلی) را معرفی می کند : اساسین Aguilar که در قرن پانزدهم به سر می برد و Callum Lynch که در دنیای مدرن امروزی، به دنبال خاطرات جد خود یعنی Aguilar می گردد. شخصیت Callum Lynch توسط سازمان Abstergo به اسارت گرفته شده و مجبور است که خاطرات جد خود را بوسیله Animus افشا کند: دویدن، پریدن و جنگیدن! آقای Justin Kurzel کارگردان استرالیایی این فیلم می گوید :

“ایده‌ی اینکه ما از اجداد خود یعنی کسانی که قبل از ما در این دنیا حضور داشتند، به وجود آمدیم و DNA ـه آن ها در بدن ما نهفته است، یک ایده‌ی نو و تازه است. من فکر می کنم یک داستان سینمایی بسیار خوب در خصلت این بازی وجود دارد. این ایده‌ی اساسین ها و تمپلار ها، چیزی مثل Star Wars نیست که در آن، شما با یک طرف تاریک و یک سمت روشن مواجه شوید. این ایده برای ما مثل یک زمین شنی در هم پیچیده است.”

کارگردان

قبل از مشخص شدن کارگردان فیلم Assassin’s Creed ، شایعاتی مبنی بر کارگردانی آقای “دانیل اسپینوزا” (Daniel Espinosa) برای یک فیلم «فانتزی و ماجراجویی» از سوی شرکت یوبیسافت پخش شده بودند. این کارگردان سوئدی، در ساخت فیلم Safe House از دو بازیگر بسیار خوب یعنی Snabba Cash و Danzel Washington استفاده کرد و توانست شهرت و نامی برای خود کسب کند. بنابراین یک کیس خوب برای کارگردانی فیلم Assassin’s Creed به نظر می رسید؛ حداقل برای بخش مدرن.

اما آن شایعه از بین رفت و بجای وی، آقای مایکل فاسبندر با کلاه کارگردانی خود برای این کار معرفی شد. او بلافاصله Justin Kurzel که فیلم های بسیاری نظیر Macbeth و Snowtown را در کارنامه‌ی خود دارد، به استخدام در آورد.

نویسندگان

آقای Michael Lesslie اولین نویسنده ای بود که فرنچایز های شرکت یوبیسافت از جمله Assassin’s creed را کاملا مورد بررسی قرار داد. سپس آقای Scott Frank ، نویسنده‌ی فیلم Out Of Sight به تیم نویسندگان پیوست. این نویسنده، به لطف فعالیت های خود در فیلم Minority Report ، با این دسته از آثار «علمی تخیلی» که با زمان سر و کار دارند، آشنا بود.

بازیگران

آقای Michael Fassbender در سال 2012 قرارداد این فیلم را امضا کرد. او سپس بازیگرانی همچون Marion Cotillard و Brendan Gleeson  و Jeremy Irons را برای بازی در این فیلم انتخاب کرد. Gleeson نقش پدر Aguilar را بر عهده دارد و آقای Jeremy Irons هم نقش پدر Cotillard را ایفا می کند. همینطور بازیگرانی مثل Callum Turner و Ariane Labed هم در این فیلم حضور دارند. Michael Kenneth Williams نیز نقش مرموزی بر عهده خواهد داشت.

فیلم برداری

فیلم برداری این فیلم در کشور Malta (یک سرزمین اروپایی) انجام می شود. این کشور، محل فیلم برداری سرزمین “وستروس” (Westeros) در سریال Game of Thrones ، فرمانروایی روم در فیلم Gladiator و همچنین دنیایی ویران شده در فیلم World War Z نیز بوده است. حالا در فیلم Assassin’s Creed قرار است به اسپانیای قرن 15 تبدیل شود! گروه تدارکات این فیلم، در تپه های آتش فشانی Almería واقع در کشور اسپانیا، اردوگاهی به پا کردند. علاوه بر این، از تالار Freemasons واقع در شهر لندن نیز برای فیلم برداری این محصول استفاده شده است.

تاثیرات

آقای Fassbender در مورد این فیلم می گوید :

“هنگامی که میخواستم ساخت این فیلم را آغاز کنم، تصوری مانند فیلم The Matrix در ذهن خود داشتم. ایده‌ی مربوط به حافظه های DNA کمی بالاتر از یک ژانر فانتزی ساده می باشد؛ چون شما مخاطب هایی دارید که واقعا به این چیز ها باور دارند. سپس مسیر سفر کاملا تغییر می کند چون شما راه متفاوتی قرار می گیرید.”

آقای Kurzel همینطور در پایان از David Lean بابت خدمات و تلاش های بسیار زیادی که برای بازسازی مناطق خشک و بی آب انجام داد، یاد کرد.

 

تکنولوژی

با توجه به حرف های ستاره این فیلم، Assassin’s Creed بسیار تلاش دارد تا به جای آن پارچه های سبز و جلوه های کامپیوتری، از مناطق قدیمی واقعی برای فیلم برداری استفاده کند. کارگردان این فیلم در مورد نحوه‌ی فیلم برداری آن ها می گوید :

“خیلی کم پیش آمد که ما از کروماکی (پارچه های سبز رنگ) استفاده کنیم که در چنین فیلم هایی بسیار نادر است. ما بدل کارانی را نیز داریم که از ساختمان های Valletta بالا می روند و می پرند.”

از این بدل کاران می توان به پارکور بازی بریتانیایی Damien Walters و چند نفر دیگر برای فیلم برداری صحنه های پارکور فیلم نام برد. وی در مورد Damien توضیح داد :

” Damien بدون استفاده از هیچ گونه طناب، از یک سخره‌ی 120 فوت، به داخل یک کیسه پرید. دیدن چنین صحنه ای بسیار شگفت انگیز است.”

اگر قرار باشد که صحنه های نبرد Justin Kurzel داخل فیلم Macbeth در Assassin’s Creed پیاده سازی شوند، ما قطعا شاهد Hack & Slash ـهای کمتری خواهیم بود. Fassbender در مورد صحنه های نبرد این فیلم گفت :

“علیرغم اینکه المان های خشونت قائدتا در این فیلم وجود دارند، ما سعی نداریم که فیلم Assassin’s Creed به طور وحشیانه ای خشن باشد؛ اما خوب است که همه و همه‌ی این سکانس ها در مکان های واقعی صورت می گیرند.”

تاریخ انتشار

فیلم Assassin’s Creed در 26 دسامبر سال 2016 (دوشنبه، 6 دی 1395) عرضه خواهد شد. 

………………………………………..

در نهایت دیدگاه شما در مورد این فیلم چیست؟ از نظر شما فیلم Assassin’s Creed می تواند طلسم فیلم های ناموفق ساخته شده از روی بازی را بشکند؟

ترجمه: متین نصیری

هر آنچه که باید از فیلم Assassin’s Creed بدانید

(image)

هر آنچه که باید از فیلم Assassin’s Creed بدانید

“به قلم Phil De Semlyen و Harry Crawford از Empire Online”

فیلم هایی که بر اساس بازی های ویدیوئی ساخته می شوند، معمولا محصول خوبی از آب در نمی آیند؛ همچنین به ندرت پیش می آید که به اندازه‌ی فیلم در حال ساخت Assassin’s Creed ، بودجه و استعداد داشته باشند.

زمانی که شرکت یوبیسافت (Ubisoft) اعلام کرد که قرار است با کارگردانی آقای “مایکل فاسبندر” (Michael Fassbender) فیلمی بر اساس یکی از سری بازی های معروف خود، یعنی Assassin’s Creed ساخته شود، بسیاری از طرفداران شگفت زده شدند! آیا این فیلم می تواند بالاخره آن طلسم دیرینه ای که می گوید «فیلمِ بازی ها هیچوقت درست از آب در نمی آیند» را بشکند؟ آیا خاطره‌ی دردناک فیلم های افتضاحی همچون Mortal Kombat و Super Mario Bros به زودی دور خواهند شد؟ در این مقاله قصد داریم که تمامی اطلاعاتی که از این فیلم داریم را به اشتراک بگذاریم. با ما همراه باشید

(image)

بازی Assassin’s Creed

بازی Assassin’s Creed در حقیقت یک چیزی میان آثار Philip K.Dick و فیلم Gladiator بود. اولین نسخه بازی که در سال 2007 منتشر شد، مراحلی پیرامون زمان حال داشت. در این مراحل، شما شخصیت “دزموند مایلز” (Desmond Miles) را کنترل کرده و متوجه می شوید که او از تبار به گروه قاتل (Assassins) می باشد. متاسفانه اجداد دزموند، دشمنانی به نام “تمپلار ها” داشتند که در زمان حال، با نام Abstergo Industries فعالیت می کنند. دزموند توسط آن ها گروگان گرفته شده و بوسیله دستگاهی به نام Animus خاطرات “الطائر” (Altair) را به یاد می آورد؛ شخصی از اجداد دزموند که به دست تمپلار ها می افتد.

در کل 9 نسخه‌ی اصلی از این بازی و چند spin-off روانه‌ی بازار شدند که نبرد میان اساسین ها و تمپلار ها در قرن های مختلف به نمایش گذاشتند؛ آن هم با استفاده از المان ها و عناصری همچون مبارزات شمشیری، پارکور و برجستگی های تاریخی بسیار زیاد. آخرین نسخه از این بازی یعنی Assassin’s Creed Syndicate این دو فرقه را در لندن ویکتوریایی روبه روی هم گذاشت.

(image)

فیلم سینمایی

فیلم Assasssin’s Creed نیز همان روند داستانی همیشگی را پیش می برد و دو پروتاگونسیت (شخصیت اصلی) را معرفی می کند : اساسین Aguilar که در قرن پانزدهم به سر می برد و Callum Lynch که در دنیای مدرن امروزی، به دنبال خاطرات جد خود یعنی Aguilar می گردد. شخصیت Callum Lynch توسط سازمان Abstergo به اسارت گرفته شده و مجبور است که خاطرات جد خود را بوسیله Animus افشا کند: دویدن، پریدن و جنگیدن! آقای Justin Kurzel کارگردان استرالیایی این فیلم می گوید :

“ایده‌ی اینکه ما از اجداد خود یعنی کسانی که قبل از ما در این دنیا حضور داشتند، به وجود آمدیم و DNA ـه آن ها در بدن ما نهفته است، یک ایده‌ی نو و تازه است. من فکر می کنم یک داستان سینمایی بسیار خوب در خصلت این بازی وجود دارد. این ایده‌ی اساسین ها و تمپلار ها، چیزی مثل Star Wars نیست که در آن، شما با یک طرف تاریک و یک سمت روشن مواجه شوید. این ایده برای ما مثل یک زمین شنی در هم پیچیده است.”

(image)

کارگردان

قبل از مشخص شدن کارگردان فیلم Assassin’s Creed ، شایعاتی مبنی بر کارگردانی آقای “دانیل اسپینوزا” (Daniel Espinosa) برای یک فیلم «فانتزی و ماجراجویی» از سوی شرکت یوبیسافت پخش شده بودند. این کارگردان سوئدی، در ساخت فیلم Safe House از دو بازیگر بسیار خوب یعنی Snabba Cash و Danzel Washington استفاده کرد و توانست شهرت و نامی برای خود کسب کند. بنابراین یک کیس خوب برای کارگردانی فیلم Assassin’s Creed به نظر می رسید؛ حداقل برای بخش مدرن.

اما آن شایعه از بین رفت و بجای وی، آقای مایکل فاسبندر با کلاه کارگردانی خود برای این کار معرفی شد. او بلافاصله Justin Kurzel که فیلم های بسیاری نظیر Macbeth و Snowtown را در کارنامه‌ی خود دارد، به استخدام در آورد.

نویسندگان

آقای Michael Lesslie اولین نویسنده ای بود که فرنچایز های شرکت یوبیسافت از جمله Assassin’s creed را کاملا مورد بررسی قرار داد. سپس آقای Scott Frank ، نویسنده‌ی فیلم Out Of Sight به تیم نویسندگان پیوست. این نویسنده، به لطف فعالیت های خود در فیلم Minority Report ، با این دسته از آثار «علمی تخیلی» که با زمان سر و کار دارند، آشنا بود.

(image)

بازیگران

آقای Michael Fassbender در سال 2012 قرارداد این فیلم را امضا کرد. او سپس بازیگرانی همچون Marion Cotillard و Brendan Gleeson  و Jeremy Irons را برای بازی در این فیلم انتخاب کرد. Gleeson نقش پدر Aguilar را بر عهده دارد و آقای Jeremy Irons هم نقش پدر Cotillard را ایفا می کند. همینطور بازیگرانی مثل Callum Turner و Ariane Labed هم در این فیلم حضور دارند. Michael Kenneth Williams نیز نقش مرموزی بر عهده خواهد داشت.

فیلم برداری

فیلم برداری این فیلم در کشور Malta (یک سرزمین اروپایی) انجام می شود. این کشور، محل فیلم برداری سرزمین “وستروس” (Westeros) در سریال Game of Thrones ، فرمانروایی روم در فیلم Gladiator و همچنین دنیایی ویران شده در فیلم World War Z نیز بوده است. حالا در فیلم Assassin’s Creed قرار است به اسپانیای قرن 15 تبدیل شود! گروه تدارکات این فیلم، در تپه های آتش فشانی Almería واقع در کشور اسپانیا، اردوگاهی به پا کردند. علاوه بر این، از تالار Freemasons واقع در شهر لندن نیز برای فیلم برداری این محصول استفاده شده است.

(image)

تاثیرات

آقای Fassbender در مورد این فیلم می گوید :

“هنگامی که میخواستم ساخت این فیلم را آغاز کنم، تصوری مانند فیلم The Matrix در ذهن خود داشتم. ایده‌ی مربوط به حافظه های DNA کمی بالاتر از یک ژانر فانتزی ساده می باشد؛ چون شما مخاطب هایی دارید که واقعا به این چیز ها باور دارند. سپس مسیر سفر کاملا تغییر می کند چون شما راه متفاوتی قرار می گیرید.”

آقای Kurzel همینطور در پایان از David Lean بابت خدمات و تلاش های بسیار زیادی که برای بازسازی مناطق خشک و بی آب انجام داد، یاد کرد.

 (image)

تکنولوژی

با توجه به حرف های ستاره این فیلم، Assassin’s Creed بسیار تلاش دارد تا به جای آن پارچه های سبز و جلوه های کامپیوتری، از مناطق قدیمی واقعی برای فیلم برداری استفاده کند. کارگردان این فیلم در مورد نحوه‌ی فیلم برداری آن ها می گوید :

“خیلی کم پیش آمد که ما از کروماکی (پارچه های سبز رنگ) استفاده کنیم که در چنین فیلم هایی بسیار نادر است. ما بدل کارانی را نیز داریم که از ساختمان های Valletta بالا می روند و می پرند.”

از این بدل کاران می توان به پارکور بازی بریتانیایی Damien Walters و چند نفر دیگر برای فیلم برداری صحنه های پارکور فیلم نام برد. وی در مورد Damien توضیح داد :

” Damien بدون استفاده از هیچ گونه طناب، از یک سخره‌ی 120 فوت، به داخل یک کیسه پرید. دیدن چنین صحنه ای بسیار شگفت انگیز است.”

اگر قرار باشد که صحنه های نبرد Justin Kurzel داخل فیلم Macbeth در Assassin’s Creed پیاده سازی شوند، ما قطعا شاهد Hack & Slash ـهای کمتری خواهیم بود. Fassbender در مورد صحنه های نبرد این فیلم گفت :

“علیرغم اینکه المان های خشونت قائدتا در این فیلم وجود دارند، ما سعی نداریم که فیلم Assassin’s Creed به طور وحشیانه ای خشن باشد؛ اما خوب است که همه و همه‌ی این سکانس ها در مکان های واقعی صورت می گیرند.”

(image)

تاریخ انتشار

فیلم Assassin’s Creed در 26 دسامبر سال 2016 (دوشنبه، 6 دی 1395) عرضه خواهد شد. 

………………………………………..

در نهایت دیدگاه شما در مورد این فیلم چیست؟ از نظر شما فیلم Assassin’s Creed می تواند طلسم فیلم های ناموفق ساخته شده از روی بازی را بشکند؟

ترجمه: متین نصیری

هر آنچه که باید از فیلم Assassin’s Creed بدانید

باریک‌ترین اواخر کرد(شایعه)

باریک‌ترین اواخر کرد(شایعه)

باریک‌ترین مک بوک اپل را اواخر سال جاری ملاقات خواهیم کرد(شایعه)

باریک‌ترین مک بوک اپل

بر اساس شایعات تازه‌ای که یک رسانه تایوانی به آن دامن زده است، اواخر سال جاری باریک‌ترین مک بوک کمپانی اپل معرفی خواهد شد. این شایعات عنوان می‌کنند مک بوک تازه اپل دارای یک صفحه نمایش 12 اینچی رتینا بوده و در نیمه دوم سال طی کنفرانس توسعه دهندگان اپل می‌توانیم آن‌ها را ببینیم. این‌گونه …

نوشته اولین بار در پدیدار شد.

باریک‌ترین مک بوک اپل را اواخر سال جاری ملاقات خواهیم کرد(شایعه)

(image)

بر اساس شایعات تازه‌ای که یک رسانه تایوانی به آن دامن زده است، اواخر سال جاری باریک‌ترین مک بوک کمپانی اپل معرفی خواهد شد. این شایعات عنوان می‌کنند مک بوک تازه اپل دارای یک صفحه نمایش 12 اینچی رتینا بوده و در نیمه دوم سال طی کنفرانس توسعه دهندگان اپل می‌توانیم آن‌ها را ببینیم. این‌گونه …

نوشته اولین بار در پدیدار شد.

باریک‌ترین مک بوک اپل را اواخر سال جاری ملاقات خواهیم کرد(شایعه)

خرید بک لینک

مرکز فیلم

خالق می کند؟

خالق می کند؟

خالق اندروید با شرکت تازه اش چگونه می خواهد دوباره جهان تکنولوژی را متحول کند؟

چند سال پیش اندی رابین – خالق اندروید که تا سال ۲۰۱۴ با جایگاه مدیریتی در گوگل مشغول به کار بود – به همسرش «Rie» کمک کرد تا یک شیرینی پزی در ایستگاه متروی نه چندان پر رفت و آمد «لس آلتوس» باز کند. نامش را «Voyageur du Temps» انتخاب کردند که عبارتی فرانسوی و به معنای «مسافر زمان» است. همانطور که از عنوانش پیداست،‌ در این فروشگاه شیرینی هایی یافت می شد که برای قرن ها پیش است.

برای تحقق بخشیدن به ایده شان، رابین ها به ژاپن سفر کردند تا یک سرآشپز را از کشور یاد شده استخدام کنند؛ مکانی که در آن راه و رسم پخت و پز سنتی به شکل کامل واکاوی می شود. یک فِر با مارک بسیار نایاب «Bongard Cervap» هم از آنجا خریدید؛ اکنون در ساحل غربی آمریکا، تنها دو عدد از این فِرها وجود دارد.

این پروژه به ظاهر ساده، یک «رابین» کلاسیک را به خوبی نمایش داده و نشان می دهد زمانی که او در یک فرایند حضور داشته باشد، مقدار بی نهایتی پول، انرژی و استعداد مهندسی مورد نیاز است، حتی زمانی که پروژه صرفا حالت سرگرمی داشته باشد. اما همین سرگرمی، موجب شد تا به مسائل دیگری هم علاقمند شود. از بازوهای رباتیکی که در فروشگاه نصب کرد تا اینکه خودش، به شکل دستی همه کدهای مورد نیاز برای یک برنامه فروش را نوشت. او حتی برنامه ای برای ماشین های دریافت پول تهیه کرد کرد که باعث می شد بتوانند باقی مانده پول را به خریدار برگردانند و تمام این امور مالی را بدون دخالت یک صندوقدار ثبت کنند. یک اتاق جلسه خصوصی هم در پشت کارگاه آماده کرد؛ مکانی که با قفل های مغناطیسی دست ساز حفاظت می شد.

رابین بعد از خارج شدن از گوگل، از دوستانش می پرسد: «حالا باید چکار کنم؟»

زمان گذشت و اندی رابین بیشتر وقت خود را در همان اتاق سپری می کرد و گاهی جمعی از دوستان و همکاران خود را هم به خلوتش راه می داد. پس از مدتی این پا و آن پا کردن، بالاخره سوالی که مدت ها در ذهنش غوطه می خورد را بر زبان آورد و از آنها پرسید: حالا باید چکار کند؟

رابین بیشتر زندگی حرفه ای اش را صرف انقلاب دیجیتالی تلفن های هوشمند کرده بود. در سال ۱۹۹۲، پس از خارج شدن از اپل، در General Magic به عنوان یک مدیر کار می کرد. وی توسعه «Motorola Envoy» را نظارت کرد که یکی از اولین دستگاه های PDA بی سیم به شمار می رود. در سال ۱۹۹۹، استارتاپ «Danger» را به راه انداخت در آن، Hiptop را ساخت که نمونه اولیه یک موبایل هوشمند بود.

در سال ۲۰۰۳ اندروید را پایه گذاری کرد و در ۲۰۰۵، آن را به گوگل فروخت، زمانی که تلفن های هوشمند سرشار از آشفتگی سرگیجه آور بودند. وی باعث شد تا گوگل اندروید را به شکل رایگان در اختیار سازندگان سخت افزار قرار دهد و همین موضوع موجب گشت تا به سریع ترین شکل ممکن، این پلتفرم از سوی سازندگان و کاربران مورد استفاده قرار گیرد. امروز این سیستم عامل در بیش از ۲۵ هزار دستگاه مختلف به کار می رود که می توان از میان آنها به موبایل، تلویزیون، تبلت، ساعت و پایشگرهای سلامتی اشاره کرد.

در سال ۲۰۰۵، تلفن های هوشمند سرشار از آشفتگی سرگیجه آور بودند

اندی رابین یکی از افراد موثر در دنیای تلفن های هوشمند بوده اما این روزها دیگر اسمارت فون ها آنقدر هم جذابیت ندارند. اگر مشکلی وجود داشته، تا کنون حل شده. البته درست است که هنوز کارآفرینان و استارتاپ ها اپلیکیشن و سرویس های مختلف ارائه می دهند اما رابین، مهندسی را یک هنر می بیند و به نظر او، این ها همه رنگ کاری دیواری هستند که پیشتر چندین بار رنگ شده. رابین می خواست یک بوم نقاشی سفید و دست نخورده را پیش روی خود گذاشته و کارش را آغاز کند.

اندی رابین عقیده دارد که دنیای تکنولوژی بر لبه ای ایستاده که به زودی قادر خواهد شد یک پلتفرم کامپیوتری جدید از عصری نو را به ما نشان دهد. MS-DOS باعث شد تا به مکینتاش و ویندوز برسیم، سپس به وب رسیدیم و بعداً هم به دنیای تلفن های هوشمند. وی عقیده دارد که پلتفرم بزرگ بعدی، «هوش مصنوعی» است.

رابین باور دارد که هوش مصنوعی می تواند در قالب فضای ابری در دسترس هزاران گجت دیجیتالی قرار گرفته و نیروبخش آنها باشد

گوگل، فیسبوک و مایکروسافت تا کنون میلیاردها دلار هزینه کرده اند تا بتوانند نوعی شبکه عصبی توسعه دهند که قادر به درک صدای انسان و گفته های او باشد یا تصویر وی را تشخیص دهد. در دهه پیش رو، هوش مصنوعی از حالت کنونی اش بسیار پرقدرت تر گشته و قادر به انجام کارهایی می شود که اکنون در تصورمان نمی گنجد. رابین باور دارد که هوش مصنوعی می تواند در قالب فضای ابری در دسترس هزاران گجت دیجیتالی قرار گرفته و نیروبخش آنها باشد. امروز، ما به عنوان کاربر عادی، امکان ندارد گجتی را بخریم که از نوعی سیستم عامل بی بهره است. در آینده، در پی نوعی هوش مصنوعی خاص خواهیم بود که می تواند نیازهای مان را به درستی تامین کند.

تصویر سازی این آینده در ذهن، کمی دشوار است اما به راحتی سعی کنید تفاوت های یک خودروی معمولی با یک اتومبیل خودران را درک کنید؛ حالا، همین تفاوت و برتری ها را به هر وسیله ای که پیرامون خود می بینید، تعمیم دهید. برای مثال تلویزیون می تواند زبان اصلی را به زبانی که شما بهتر می دانید ترجمه کند، آن هم به شکل همزمان. یا اجاق گازی که با پایش غذای شما، در بهترین حالت کار خود را به پایان می رساند.

لری پیج و رابین هر دو موافق بوده اند که زمان تغییر فرا رسیده است

در ابتدای سال ۲۰۱۳، اندی رابین پیش لری پیج می رود، همین موضوعات بیان می کند و از بی قراری اش برای رسیدن به این آینده می گوید. رابین بازگو می کند که هردوی آنها، موافق بوده اند که زمان تغییر فرا رسیده است. در ماه مارس از سال ۲۰۱۳، رابین مدیریت اندروید را کنار می گذارد و برای مدت یک سال، مدیریت بخش تازه تاسیس رباتیک را بر عهده می گیرد. بخشی که طبق گزارشات غیر رسمی، در حال توسعه ربات هایی به شکل دستیارهای انسان نما بوده است. وی به سرعت متوجه شد که ایده های گوگل دست کم ده سال دیگر به حقیقت بدل خواهند شد، در نتیجه، مدیریت آن بخش را هم واگذار کرد.

«مارک اندرسون» (Marc Andreessen)، یکی از دوستان نزدیک رابین و یکی از معتبرترین سرمایه گذاران در سیلیکون ولی می گوید:‌ «اندی نمی توانست تا آن زمان صبر کند. او نمی تواند وضعیت جهان کنونی را تحمل کند. وی جهان را در در پنج، ده، پانزده سال آینده می بیند و پیش خود می گوید: “چرا نمی توانیم اکنون همانجا باشیم؟”»

در سیلیکون ولی، افرادی که تمایل ویژه ای برای سرعت بخشیدن کارهای خود برای رسیدن به آینده دارند، معمولا راه های مختلفی را امتحان می کنند که البته رابین، هیچ یک را نمی پسندید. او می توانست در گوگل باقی بماند یا به هر شرکت بزرگ و تکنولوژیک دیگری برود که سرمایه گذاری میلیاردی روی هوش مصنوعی انجام داده، اما احساس می کرد که حتی بهترین شرکت ها در این زمینه، بیش از حد درگیر فرهنگ متکی به کاغذ بازی های شان هستند. به زبان ساده تر، بر عکس اندروید، این بار نمی خواست موفقیت هایش را با سایرین شریک شود. دلش می خواست خودش آنچه تمایل داشت را بسازد؛ از سوی دیگر هیچ علاقه ای به خلق یک استارتاپ دیگر نداشت چرا که می دانست هر کاری کند، قادر نیست موفقیت اندروید را تکرار نماید.

به همین دلیل در سال ۲۰۱۴ به طور کلی گوگل را ترک کرد؛ اقدامی که دوستانش می گویند باعث شد بلندپروازی اش، آن سوی ابرها را هم ببیند. اندرسون می گوید: «حالا اندی بدش نمی آید پنج سال دیگر لری پیج پیش خودش بگوید که اشتباه بزرگی مرتکب شده که اجازه داده اندی از شرکتش برود.»

و «Playground Global» متولد می شود…

چند ماه بعد، شرکتی تاسیس کرد به نام «Playground Global». نه یک شرکت ساده؛ خودش می گوید این نوعی جدید از شرکت هاست. بخشی که آن را غیر معمول می کند، ساختار عجیب Playground Global است. این شرکت اکنون در استارتاپ های سخت افزاری سرمایه گذاری می کند. اما مسئله در همین جا خاتمه نمی یابد. به جای اینکه همانند سایر کمپانی ها یک سرمایه گذاری و مشاوره در اختیار استارتاپ ها قرار دهد، یک مرکز فوق تخصصی با همکاری افرادی در اختیار آنها قرار می دهد که پیشتر سابقه کار در گوگل، اپل، General Magic و غیره را داشته اند. تیمی متشکل از این مهندسان، شانه به شانه استارتاپی که Playground Global آن را حمایت کند حضور خواهد داشت و در ساخت سخت افزار، نرم افزار و هوش مصنوعی به آنها کمک می کند.

بلند پروازی های Playground Global بسیار فراتر از ساخت چند گجت دیجیتالی و یا حتی کمپانی جدید هستند. رابین می خواهد این شرکت تبدیل به مرکزیت هوش مصنوعی در آینده و تامین کننده همین مورد در همه دستگاه ها باشد؛ نوعی از هوش مصنوعی که هر کسی، نه فقط شرکت و کمپانی های بزرگ، بتواند از آن بهره گیرند. اگر موفق شود، شرکت مذکور قادر خواهد بود همان تاثیری را داشته باشد که اکنون اندروید بر جهان دارد.

رابین می گوید، ایده اصلی، چیزی است که خودش نام «تقویت کننده ایده» را برایش انتخاب کرده؛ پلتفرمی متشکل از سازنده و مشاورین زبده که می تواند یک طرح مفهومی را به سرعت تبدیل به یک محصول با نهایت ظرفیت خود کند. این یک ایده ی فراتر از انتظار است که تنها به ذهن فردی به بلند پروازی اندی رابین خطور می کند. شاید هم بتوان یک نام دیگر برای چنین سیستمی در نظر گرفت: ماشین زمان.

playground_gallery12-1024x768-w800

رابین به شکلی استوار به سوی اتاق کنفرانس در Playground Global گام بر می دارد. گاهی از راه دور کار می کند اما امروز گرمکن و شلوار جین خود را پوشیده و در اتاق جلسه حضور پیدا کرده است. با اشتیاق خاص خودش رو به همکاران می کند و می گوید: «برایتان پنکیک درست کردم! با فشار دادن یک دکمه!»

گویی هنوز در دوران کودکی خود است. برای اولین بار در سال ۱۹۷۸، زمانی که در نیویورک زندگی می کرد و دانش‌آموز دبیرستان بود، در اتاق خواب برادرش، نوعی کنترل از راه دور برای ربات «Kenner R2-D2» ساخت: «زمانی که کودک هستید و برای کامپیوترها برنامه نویسی می کنید، در دنیای خود موج می زنید اما زمانی که آن را به ربات R2-D2 می آورید، دنیای تان واقعی تر می شود.»

دو استارتاپی که اندی رابین به راه انداخته نام رباتیک داشته اند. جدا از اندروید، نام Danger، برگرفته از یک شخصیت رباتیک در فیلم Lost in Space بوده است. اما حالا، اولین شرکت حقیقی او که شاید روزی ربات ها را به شکل گسترده در دسترس مردم قرار دهد، نامی رباتیک ندارد.

گویا گوگل، مایکروسافت و فیسبوک فراموش کرده اند که جهانی فیزیکی، خارج از اینترنت هم وجود دارد

او وضعیت آینده را چنین می بیند: بیشتر تمرکز امروز در مبحث هوش مصنوعی بر توسعه و ساخت شبکه های عظیم عصبی معطوف شده است. کاری که نیازمند گردآوری بسیار گسترده داده هاست. در حال حاضر، بیشتر این داده ها از اینترنت می آیند. فیسبوک از تصاویری که کاربران آپلود می کنند استفاده کرده و بخشی از چهره آنها را تشخیص می دهد در حالی که گوگل با RankBrain، در جستجوهای کاربران برای اطلاعات بیشتر می گردد. مایکروسافت هم مترجم اسکایپ را دارد. اما گویا این شرکت ها فراموش کرده اند که جهانی خارج از اینترنت هم وجود دارد.

اندی رابین باور دارد برای اینکه هوش مصنوعی بتواند واقعا به شکلی پویا در آینده به ما کمک کند، باید آن را به جهان فیزیکی هم بیاوریم. راه حل انجام این کار چیست؟ ساخت هزاران دستگاه مختلف که می توانند در مورد محیط پیرامون خود اطلاعاتی را کسب کنند. این اطلاعات جدا از متن و تصویر، باید مشمول صدا، مکان جغرافیایی، شناسایی وضعیت آب و هوا و سنسورهایی باشد که بتوانند چنین داده هایی را به دست آورند. رابین می خواهد همه جهان را با چنین گجت هایی که جمع آوری کننده اطلاعات هستند، پر کند. به همین شکل چرخه ای کاملا سالم از اطلاعات به وجود می آید که توسط آن، می توان ابزارهای فوق هوشمند و مجهز به هوش مصنوعی ساخت.

اکنون ساده تر از هر زمان دیگری می توان این دستگاه های به اصطلاح هوشمند را توسعه داد. از یک طرف سنسور و پردازنده ها بسیار ارزان هستند و از طرفی، شرکت های چینی آماده تر از هر زمان دیگری هستند تا با شرکت های کوچک و استارتاپ ها همکاری نمایند. آنچه البته بر ما پوشیده است اینکه «ساده تر از هر زمان دیگری»، برای شرکت تحت مدیریت اندی رابین «بیش از اندازه دشوار» ترجمه می شود. باید توجه کرد که بین توسعه یک نمونه اولیه با تولید انبوه یک محصول، تفاوت های بسیار زیادی وجود دارد.

بین توسعه یک نمونه اولیه با تولید انبوه یک محصول، تفاوت های بسیار زیادی وجود دارد

این حقیقت حتی برای ساده ترین سخت افزارها هم صادق است. بیایید با هم فرایند ساخت یک گجت را واکاوی کنیم. فرض کنید می خواهید یک «دش کم» (دوربینی که روی داشبورد ماشین جای می گیرد) بسازید که هر وقت خودرو به حرکت درآمد، فیلم برداری را آغاز کند. حالا فرض کنید که می خواهید به آن قابلیتی اضافه کنید که بتواند به سادگی محل جغرافیایی شما را دنبال کرده و از طرف دیگر، محتوایی که ثبت می کند را به فضای ابری آپلود نماید. برای این کار، به اولین چیزی که نیاز دارید یک سیستم-بر-چیپ یا SoC است. احتمالا به یک LCD هم برای آن نیاز خواهید داشت. مشخصا ماژول دوربین که شامل سنسور اصلی و لنز است را هم می خواهید. بعداً نوبت به یک مدار مدیریت انرژی می رسد که به شکل مستقیم با باتری کار خواهد کرد.

برای مکان یابی، به ماژول GPS هم نیاز خواهید داشت، که آن هم به یک آنتن نیاز دارد. برای ارتباط بی سیم، باید به سراغ کوالکام یا شرکت های مشابه رفته و چیپ های مخصوص را دریافت کنید که البته آن هم به یک آنتن دیگر نیاز خواهد داشت. آنچه مطالعه کردید، تنها سیستم الکتریکی برای ساخت یک دش کم است. برای ساخت رابط کاربری و طراحی خود دستگاه هم چالش های بسیاری پیش روی تان قرار دارد.

احتمالا می خواهید آن را تا حد امکان ساده بسازید. خودش هم باید مصرفی بهینه داشته باشد تا باتری دستگاه تان به سرعت تخلیه نشود. جدا از این، باید بگردید و بهترین سازنده را برای هر قطعه پیدا کنید تا هم هزینه کاهش پیدا کند و هم قیمت تمام شده افت نماید. در این میان یک نکته وجود دارد: احتمالا دش کم شما تا یک سال یا دو سال آینده به بازار عرضه نمی شود و همین مسئله باعث می گردد تا همه سخت افزارهایی که تا کنون آزمایش کرده و تصمیم داشته اید آنها را مورد استفاده قرار دهید، از رده خارج به حساب آیند. باید بتوانید پیشبینی کنید؛ باید قادر باشید بگویید که هر یک از این اجزا در سال آینده تا چه حد کوچکتر و بهینه تر می شوند و سپس بر اساس حدس و گمان، گجت خود را طراحی کنید. اگر در این بین، در محاسبه های خود که بر بستر حدس و گمان انجام شده اند، اشتباهی مرتکب شوید، دستگاه تان پیش از اینکه بتواند راهی بازار شود، کارش تمام است و دیگر وجود خارجی ندارد.

آقای «پیتر بارت» (Peter Barrett)، یکی دیگر از پایه گذاران شرکت Playground Global.

در حال حاضر هر سازنده پیش از اینکه سخت افزاری را به بازار عرضه کند، باید این سوالات را از خود بپرسد. به همین شکل فکر او به سمت و سویی می رود که به طور کلی همه چیز به ذهنش خطور می کند، به جز توسعه همان دستگاه و طراحی اش. پیش از رونمایی عمومی از اندروید، سازندگان تلفن های هوشمند دقیقا با چنین مشکلات و چالش هایی رو به رو بودند. رابین با ارائه رایگان اندروید برای آنها و قرار دادن هسته اصلی این سیستم عامل در دسترس عموم، نیمی از مشکلات سازندگان تلفن های هوشمند را حل کرد.

حال رابین می خواهد همین شیوه کار را در Playground Global پیاده کند. این شرکت همه نیازهای سخت افزاری و نرم افزاری را یکجا در اختیار سازنده های کوچک و معمولا استارتاپ ها قرار می دهد تا بتوانند به طراحی محصول خود و موارد مهم تر فکر کرده و دستگاه هایی جذاب خلق کنند. فیلم های سری جیمز باند را دیده اید؟ اساسا خود باند، نقشی در تهیه گجت های پیشرفته اش ندارد و این «Q» است که آنها برایش می سازد. حالا بخش Studio، همین کار را برای Playground Global و مشتریانش انجام می دهد.

اگر شما یک پهپاد ساخته اید و می خواهید بهترین میکروفون ممکن را در آن جای دهید، متخصصان حاضر در Studio آن را برای تان پیدا و نصب می کنند. این افراد همچنین می دانند که در سال آینده، ماژول میکروفون با کیفیت چگونه خواهد بود. اندی رابین در این رابطه می گوید: «سخت افزار سازی ماژولار؛ چند سال دیگر که بگذرد، می توانید به اینجا سری بزنید، ایده ای بدهید تا ما ماژول های مختلف را در برابرتان قرار دهیم که توسط آنها می توانید گجت مورد نظر خود را بسازید.»

رابین:«من شدیدا باور دارم که باید یک ایده را پرورش داد، آن را به نقطه ای معقول رساند و سپس در اوج رهایش کرد»

پلتفرمی که Playground Global توسعه داده، کار خود را آغاز کرده و اکنون صرفا با استارتاپ هایی همکاری می کند که خودش در آنها سرمایه گذاری کرده است. رابین می گوید این کار را به دلیل رقابتی بودن بازار انجام می دهد و می خواهد جواب اعتماد استارتاپ ها را بدهد. اما در نهایت، اذعان دارد که تصمیم گرفته در آینده درب های این پلتفرم را بر روی همه علاقمندان باز کند؛ همانطور که اندروید را در اختیار همه سازندگان موبایل قرار داد: «من شدیدا باور دارم که باید یک ایده را پرورش داد، آن را به نقطه ای معقول رساند و سپس رهایش کرد. پس از آنکه در دسترس همه قرار گرفت، می توانند با آن هر کار که می خواهند بکنند.» اندی رابین آینده ای را می بیند که هر شخصی که در کیک‌استارتر موفق به جذب سرمایه شده، می تواند به سراغ Playground Global بیاید و به سرعت دستگاه خود را بسازد؛ او تصمیم دارد به بنا شدن نسل جدیدی از استارتاپ ها یاری رساند.

بخشی از کارگاه متعلق به Playground Global در حال ساخته شدن است.

و اگر به موفقیت برسد، کمپانی جدید رابین می تواند به دو شیوه، به استارتاپ ها و کارآفرینان منفعت برساند: اول، زمانی که یک کارآفرین آماده است تا شرکت خود را بنا کند. در این شرایط، بهتر است به سراغ Playground Global بیاید چرا که در صورت سرمایه گذاری رابین در استارتاپ او، می تواند مزایای بالاتری نسبت به رقبای خود داشته باشد. اما مهم تر از آن، دانشی است که Playground Global با خود به همراه دارد و سخت افزارهای روز دنیا و نسل بعدی آنها را به خوبی می شناسد. بلندپروازی شرکت مورد بحث در جایی به اوج خود می رسد که می خواهد تبدیل شود به زیرساختی برای توسعه هر نوع سخت افزار در آینده. همان کاری که ویندوز برای کامپیوترهای شخصی و اندروید برای موبایل های هوشمند کرد. «جف برودی» (Jeff Brody)، شخصی که بیش از یک دهه است که رابین را می شناسد، می گوید: «این یک نوع چهارچوب استاندارد است که به دیگران کمک می کند تا قادر شوند نسل بعدی و جذاب گجت ها را توسعه دهند. می توان گفت ایده ای بسیار بسیار بزرگ پشت همه این هاست.»

رابین باور دارد که گوگل، سامسونگ و اپل در خصوص اینترنت اشیا، در مسیر اشتباه گام بر می دارند

در نقطه کنونی، این «ایده بسیار بسیار بزرگ» کمی آشنا به نظر می رسد. سال هاست که شرکت های بزرگ حوزه تکنولوژی از ایده اینترنت اشیا می گویند؛ یخچال، لامپ و دستگاه تنظیم گرما و سرمای خانه و هزاران گجت دیگر که می توانند به اینترنت متصل شده، اطلاعاتی دریافت کرده و اطلاعاتی بدهند. اپل، گوگل و سامسونگ همه پلتفرم هایی توسعه داده اند و در حال ترغیب سازندگان برای استفاده از آنها هستند. رابین معتقد است شرکت های بزرگ یاد شده، در حال طی کردن مسیر به شکل برعکس هستند؛ او می گوید اکوسیستم باید از سوی شرکت ها برای دستگاه های موجود ساخته شود، نه برعکس.  Playground Global می خواهد ویژگی هایی را در اختیار استارتاپ ها بگذارد تا بتوانند دستگاه هایی را بسازند، شبکه های مورد نیاز،‌ بعدا پدید می آیند: «همه این سرمایه گذاری که می کنم، تمام این ماژول ها، همه تکنولوژی هایی که می بینید – همه شان بذرهایی هستند که آنها را برای پلتفرم بزرگ بعدی کاشته ام.»

رابین می گوید زمانی که ایده ای در خصوص تکنولوژی های آینده پیدا می کنید، اینکه صرفا منتظر بمانید تا تکنولوژی در آینده بهبود پیدا کند، مانند این است که در ترافیک مانده و وقت تان را هدر داده اید: «زمانی که متوجه می شوم چیزی پیرامون ما کم است و هنوز به آن دست پیدا نکرده ایم، تلاش می کنم تا درک نمایم چه موانعی در میان ما و آن وجود داشته اند.» به همین دلیل هم بود که Playground Global را تاسیس کرد، تا بتواند به سادگی و با سرعت بالاتری به استارتاپ هایی که ایده ای ناب دارند، کمک کند تا گجت و تکنولوژی خود را بسازند.

رابین: «همه تکنولوژی هایی که می بینید، بذرهایی هستند که آنها را برای پلتفرم بزرگ بعدی کاشته ام»

برخی از این شرکت ها، در مقر اصلی Playground Global به کار مشغولند. «بروس لیک» (Bruce Leak) شخصی که در شرکت های اپل، General Magic و WebTV با رابین همکار بوده، می گوید که در شرکت جدید، هیچکس برای انجام کاری، نیاز به کسب اجازه ندارد. به هر شرکتی که اینجا مستقر شده و کار می کند، دفتر و اتاق جلسه ای داده می شود. همچنین این شرکت ها اگر بخواهند در بیرون، مکان خودشان را داشته باشند، کاملا آزاد هستند. همه می توانند از امکانات استفاده کنند، اگر به قطعه ای خاص نیاز داشته باشند که فقط می شود با پرینت سه بعدی آن را ساخت، می توانند از شخصی که پیشتر در اپل مشغول طراحی لپ تاپ ها بوده کمک بگیرند یا به سراغ کمک گیری از مهندس سابق SpaceX بروند. برای نیازهای پیچیده تر هم، همه به سراغ «Studio» می روند که البته در کنار ورودی اصلی طبقه همکف قرار گرفته است.

مت هرشنسن (Matt Hershenson)، یکی دیگر از پایه گذاران شرکت Playground Global.

جدا از استارتاپ هایی که در زمینه پهپاد و هوش مصنوعی فعالیت دارند، Playground همچنین در شرکت هایی سرمایه گذاری کرده که در زمینه تولید گجت های مرتبط با اینترنت اشیا، فعال هستند. رابین، نام دو استارتاپ ConnectedYard و CastAR را بیان می کند اما مشخصا تعداد بیشتری از این دست شرکت های کوچک وجود دارند که او تمایلی ندارد اکنون نام شان را بر زبان جاری کند و تعداد آنها فراتر از ده عدد می رود. همه این استارتاپ ها در نهایت محصول خود را راهی بازار می کنند و در میانه راه، از کمک های سخت افزاری، نرم افزاری و یا تجربیات و دانش Playground Global بهره می گیرند.

رابین به همراه سه شخص دیگر Playground Global را تاسیس کرده است. به جز او، لیک، بارت و هرشنسن در تاسیس شرکت مورد بحث نقش داشته اند. بارت در شرکت General Magic با رابین همکار بوده و هرشنسن، یکی از موسسین دیگر استارتاپ «Danger» است که ایده ی اندروید، از آنجا متولد شد. رابین همچنین موفق شد سرمایه گذارهای قدرتمندی را پشت سر خود به خط کند. تا کنون بیش از ۳۰۰ میلیون دلار سرمایه از سوی گوگل، اچ پی، فاکسکان، Redpoint Ventures و شرکت چینی Tencent در اختیار Playground Global قرار گرفته است.

رابین هیچوقت دوست نداشته نقش مغز متفکری را بازی کند که صرفا قرار است از راه دور، به دیگران کمک فکری دهد و خودش بیکار بنشیند. در نتیجه اصلا تعجب بر انگیز نیست که جدا از تاسیس پلتفرمی که در موردش توضیح دادیم، خودش هم مشغول توسعه گجت های جدید است؛ باید هم چنین باشد. چرا چنین ذهن متفکری برای خودش به فعالیت مشغول نشود؟

افرادی که از برنامه های آتی اندی رابین اطلاع دارند، لبخند رضایت می زنند

اندی رابین کم حرف است و حاضر نمی شود در مورد هر مسئله ای صحبت کند. برای مثال، مدتی پیش وب سایت «The Informa­tion» گزارش داده بود که او در حال توسعه یک موبایل اندرویدی است و اکنون، حاضر نمی شود این موضوع را تایید یا تکذیب کند. کمی که به او فشار بیاورید، اعتراف می کند که حالا در حال توسعه یک «دش کم» است و تصمیم دارد آن را به صورت رایگان به علاقمندان بدهد. در عوض، این حق را برای خود قائل خواهد بود که بتواند از داده های ثبت شده توسط آن، بهره گیرد. به همین شکل او تصمیم دارد هوش مصنوعی را بهبود داده و نقشه ای از مکان هایی که کاربران رفت و آمد می کنند، تهیه کند؛‌ نقشه ای که احتمالا بیشتر جاده های جهان را در بر خواهد گرفت. در مورد سایر ایده هایش، می گوید: «اکنون علاقه ای به صحبت کردن در موردشان ندارم» اما افرادی که برنامه هایش را شنیده اند، لبخند رضایت می زنند.

«دیوید والرشتاین» (David Wallerstein) یکی از مدیران ارشد شرکت چینی Tencent می گوید: «وقتی ایده هایی که آنها در حال کار بر روی شان هستند را می بینید، همه کیفیتی فوق العاده دارند و بعضی از آنها، می تواند انقلابی دیجیتالی بر پا کند. در مقطع زمانی سه الی پنج سال آینده، قطعا Playground Global محصولی ارائه خواهد داد که دیوانه اش می شوید.»

تصور رابین از آینده -ربات های بی شماری که در پیرامون ما وجود خواهند داشت و به هوش مصنوعی فرا انسانی مجهز شده اند- مشخصا برای همه، مطلوب نیست و معنای «پیشرفت» نمی دهد. فیلسوفی به نام «نیک بوستروم» (Nick Bostrom) عقیده دارد که می توان به عصر آینده، لقب «ابرهوشمند» داد. این فیلسوف بارها در مورد خطر و پیشرفت های سیاه مرتبط با هوش مصنوعی هشدار داده است. برخی فعالان بزرگ در حوزه تکنولوژی هم، عقیده ای مشابه با آقای بوستروم دارند که می توان در میان آنها به ایلان ماسک، استیون هاوکینگ و بیل گیتس اشاره کرد. رابین ولی ترس ها را بی مورد می داند: «به اسکای نت (ربات در فیلم ترمیناتور) و مسائل مشابه اعتقادی ندارم. نظر من این است که تکنولوژی همواره در مسیر مثبت مورد استفاده قرار خواهد گرفت.»

در حال حاضر، نگرانی اصلی رابین این است که مسیر کنونی اش، او را در میدان مبارزه مستقیم با برخی از شرکت های بزرگ تکنولوژیک جهان قرار می دهد. همین حالا،‌ مایکروسافت یک پلتفرم ابری برای سنسورهای گوناگون توسعه داده تا اطلاعات آنها را جمع آوری کند. خبر می رسد که اهالی ردموند توسط پلتفرم ابری خود در هر هفته، یک تریلیون گزارش دریافت می کنند. گوگل از سوی دیگر نسخه ای متن-باز از هوش مصنوعی را در اختیار علاقمندان قرار می دهد که «TensorFlow» نام دارد. فیسبوک هم در دسامبر گذشته مسیر مشابهی را در پیش گرفت و نحوه طراحی سرورهای مبتنی بر هوش مصنوعی را منتشر کرد.

در سوی دیگر ماجرا، ایلان ماسک و چند فعال حوزه تکنولوژی یک شرکت غیر انتفاعی به نام OpenAI تاسیس کرده اند و پژوهشگران برتر هوش مصنوعی را گرد هم آورده اند تا از متن-باز بودن تلاش هایی که در این زمینه انجام می شود، اطمینان حاصل کرده و مطمئن شوند که تکنولوژی های جدید این بخش، به طور کامل به نفع بشر خواهد بود.

شاید هم رابین مثل همیشه عجله می کند. مواردی از دیدگاه او صحیح هستند که هنوز جامعه، فرهنگ و البته زیرساخت های تکنولوژیک برای آنها آماده نیستند. «تیم اورایلی» (Tim O’Reilly) یکی از آینده نگران دنیای تکنولوژی در مورد رابین می گوید: «به استارتاپ Danger نگاه کنید؛ ایده های صحیحی داشت، مشکلش این بود که زودتر از زمان مناسب آنها را مطرح کرد.»

«بروس لیک» (Bruce Leak)، یکی دیگر از پایه گذاران شرکت Playground Global.

در سال ۲۰۰۴، اندی رابین مبلغی معادل ۱۰۰ هزار دلار به «سباستین ترون» (Sebastian Thrun) پرداخت کرد. پول را به او داد تا به سراغ رویای خودش، یعنی توسعه خودروهای هوشمند و بدون راننده برود. این دو در سال های دور، با هم آشنا شده بودند. زمانی که ترون، در شهر Bonn آلمان دانشجوی دکترا بود. هر دو یک ربات تحقیقاتی خریده بودند و همین موضوع، موجب شد با هم آشنا شوند. پس از چند سال، تبدیل شدند به دوستانی بسیار صمیمی.

در سال ۱۹۹۹، ترون پیشنهادی از سوی دانشگاه استنفورد دریافت کرد و رابین دو روز مرخصی گرفت تا به او کمک کند در محل تازه، خانه ای برای خود بیابد. در این میان دارپا (Darpa) مسابقاتی را برگزار می کرد به نام Grand Challenge و ترون قصد داشت نمونه اولیه خودروی هوشمند و مستقل از راننده ای که توسعه داده بود را در آن شرکت دهد. در آن زمان، رابین به تازگی کار استارتاپ اندروید را آغاز کرده بود، با این حال، با کمال میل مبلغ ۱۰۰ هزار دلاری را در اختیار ترون گذاشت.

Thrun_GooglesOrginal.png-w800

«سباستین ترون» (Sebastian Thrun)، دوست نزدیک اندی رابین و مدیر بخش خودروهای بدون راننده در گوگل.

ترون در همین رابطه می گوید: «او از دسته چک شخصی اش برایم چک کشید و به من پول داد، نه از پول شرکتی که آن را مدیریت می کرد.» سال ها بعد، ترون متوجه می شود که در آن زمان، رابین خودش تقریبا ورشکسته بوده است. ترون می گوید: «زمانی که بالاخره این موضوع را متوجه شدم، اشک هایم سرازیر شدند.» حالا، رابین می گوید: «من همیشه مطمئن بودم که کسب درآمد برای من، کاری دشوار نیست. در نتیجه ترجیح می دادم آنچه دارم را با ترون تقسیم کنم تا به سراغ ایده ای برود که خودم هم به آن علاقه داشتم. می دانستم که در نهایت نتیجه تلاش هایش، بی نظیر خواهد بود.»

یک سال بعد، زمانی که اندروید تحت تملک گوگل بود و در مجتمع گوگل‌پلکس مدیریت می شد، اندی رابین از لری پیج دعوت به عمل آورد تا به صحرای موهاوی (Mojave) بیاید و از نزدیک شاهد دور دوم رقابت های دارپا باشد. در این رقابت، نمونه اولیه خودروی هوشمندی که از سوی ترون ساخته شده بود، پیش از همه خط پایان را دید. دو سال بعد، لری پیج ترون را استخدام کرد تا بخش خودروهای بدون راننده گوگل را مدیریت کند. حالا، با گذشت کمتر از دو دهه، آنچه یک ایده کودکانه و مرتبط با فیلم های علمی-تخیلی تصور می شد، تبدیل شده است به یکی از بزرگترین تحول هایی که در سال های آتی از راه می رسد.

داستان تاثیر اندی رابین بر زندگی همه ما، شاخ و برگ های بسیاری دارد و از همان زمانی آغاز شد که او ۱۵ سال سن داشت و در اتاق خواب برادرش، ربات R2-D2 را دوباره برنامه نویسی می کرد. حالا هم مشخصا اوج گرفتن مجبوبیت خودروهای بدون راننده، رضایتش را جلب نخواهد کرد و باید منتظر پلتفرم بزرگ بعدی از سوی او در سال های پیش رو باشیم. گجت های بی شماری که از سوی شرکت او توسعه خواهند یافت و به سنسورهای مختلف برای دریافت اطلاعات مجهز هستند، مشخصا بر زندگی ما تاثیرات بسزایی خواهند داشت. آینده ای را در پیش رو داریم که رابین در آن، می خواهد یک بار دیگر باز-تعریفی از انقلاب دیجیتالی به ما نشان دهد؛ پنداری ما، مسافران زمان، از ماشین زمان پیاده شده و با تعجب به پیرامون خود می نگریم.

The post appeared first on .

خالق اندروید با شرکت تازه اش چگونه می خواهد دوباره جهان تکنولوژی را متحول کند؟

(image)

چند سال پیش اندی رابین – خالق اندروید که تا سال ۲۰۱۴ با جایگاه مدیریتی در گوگل مشغول به کار بود – به همسرش «Rie» کمک کرد تا یک شیرینی پزی در ایستگاه متروی نه چندان پر رفت و آمد «لس آلتوس» باز کند. نامش را «Voyageur du Temps» انتخاب کردند که عبارتی فرانسوی و به معنای «مسافر زمان» است. همانطور که از عنوانش پیداست،‌ در این فروشگاه شیرینی هایی یافت می شد که برای قرن ها پیش است.

برای تحقق بخشیدن به ایده شان، رابین ها به ژاپن سفر کردند تا یک سرآشپز را از کشور یاد شده استخدام کنند؛ مکانی که در آن راه و رسم پخت و پز سنتی به شکل کامل واکاوی می شود. یک فِر با مارک بسیار نایاب «Bongard Cervap» هم از آنجا خریدید؛ اکنون در ساحل غربی آمریکا، تنها دو عدد از این فِرها وجود دارد.

این پروژه به ظاهر ساده، یک «رابین» کلاسیک را به خوبی نمایش داده و نشان می دهد زمانی که او در یک فرایند حضور داشته باشد، مقدار بی نهایتی پول، انرژی و استعداد مهندسی مورد نیاز است، حتی زمانی که پروژه صرفا حالت سرگرمی داشته باشد. اما همین سرگرمی، موجب شد تا به مسائل دیگری هم علاقمند شود. از بازوهای رباتیکی که در فروشگاه نصب کرد تا اینکه خودش، به شکل دستی همه کدهای مورد نیاز برای یک برنامه فروش را نوشت. او حتی برنامه ای برای ماشین های دریافت پول تهیه کرد کرد که باعث می شد بتوانند باقی مانده پول را به خریدار برگردانند و تمام این امور مالی را بدون دخالت یک صندوقدار ثبت کنند. یک اتاق جلسه خصوصی هم در پشت کارگاه آماده کرد؛ مکانی که با قفل های مغناطیسی دست ساز حفاظت می شد.

رابین بعد از خارج شدن از گوگل، از دوستانش می پرسد: «حالا باید چکار کنم؟»

زمان گذشت و اندی رابین بیشتر وقت خود را در همان اتاق سپری می کرد و گاهی جمعی از دوستان و همکاران خود را هم به خلوتش راه می داد. پس از مدتی این پا و آن پا کردن، بالاخره سوالی که مدت ها در ذهنش غوطه می خورد را بر زبان آورد و از آنها پرسید: حالا باید چکار کند؟

رابین بیشتر زندگی حرفه ای اش را صرف انقلاب دیجیتالی تلفن های هوشمند کرده بود. در سال ۱۹۹۲، پس از خارج شدن از اپل، در General Magic به عنوان یک مدیر کار می کرد. وی توسعه «Motorola Envoy» را نظارت کرد که یکی از اولین دستگاه های PDA بی سیم به شمار می رود. در سال ۱۹۹۹، استارتاپ «Danger» را به راه انداخت در آن، Hiptop را ساخت که نمونه اولیه یک موبایل هوشمند بود.

در سال ۲۰۰۳ اندروید را پایه گذاری کرد و در ۲۰۰۵، آن را به گوگل فروخت، زمانی که تلفن های هوشمند سرشار از آشفتگی سرگیجه آور بودند. وی باعث شد تا گوگل اندروید را به شکل رایگان در اختیار سازندگان سخت افزار قرار دهد و همین موضوع موجب گشت تا به سریع ترین شکل ممکن، این پلتفرم از سوی سازندگان و کاربران مورد استفاده قرار گیرد. امروز این سیستم عامل در بیش از ۲۵ هزار دستگاه مختلف به کار می رود که می توان از میان آنها به موبایل، تلویزیون، تبلت، ساعت و پایشگرهای سلامتی اشاره کرد.

در سال ۲۰۰۵، تلفن های هوشمند سرشار از آشفتگی سرگیجه آور بودند

اندی رابین یکی از افراد موثر در دنیای تلفن های هوشمند بوده اما این روزها دیگر اسمارت فون ها آنقدر هم جذابیت ندارند. اگر مشکلی وجود داشته، تا کنون حل شده. البته درست است که هنوز کارآفرینان و استارتاپ ها اپلیکیشن و سرویس های مختلف ارائه می دهند اما رابین، مهندسی را یک هنر می بیند و به نظر او، این ها همه رنگ کاری دیواری هستند که پیشتر چندین بار رنگ شده. رابین می خواست یک بوم نقاشی سفید و دست نخورده را پیش روی خود گذاشته و کارش را آغاز کند.

اندی رابین عقیده دارد که دنیای تکنولوژی بر لبه ای ایستاده که به زودی قادر خواهد شد یک پلتفرم کامپیوتری جدید از عصری نو را به ما نشان دهد. MS-DOS باعث شد تا به مکینتاش و ویندوز برسیم، سپس به وب رسیدیم و بعداً هم به دنیای تلفن های هوشمند. وی عقیده دارد که پلتفرم بزرگ بعدی، «هوش مصنوعی» است.

رابین باور دارد که هوش مصنوعی می تواند در قالب فضای ابری در دسترس هزاران گجت دیجیتالی قرار گرفته و نیروبخش آنها باشد

گوگل، فیسبوک و مایکروسافت تا کنون میلیاردها دلار هزینه کرده اند تا بتوانند نوعی شبکه عصبی توسعه دهند که قادر به درک صدای انسان و گفته های او باشد یا تصویر وی را تشخیص دهد. در دهه پیش رو، هوش مصنوعی از حالت کنونی اش بسیار پرقدرت تر گشته و قادر به انجام کارهایی می شود که اکنون در تصورمان نمی گنجد. رابین باور دارد که هوش مصنوعی می تواند در قالب فضای ابری در دسترس هزاران گجت دیجیتالی قرار گرفته و نیروبخش آنها باشد. امروز، ما به عنوان کاربر عادی، امکان ندارد گجتی را بخریم که از نوعی سیستم عامل بی بهره است. در آینده، در پی نوعی هوش مصنوعی خاص خواهیم بود که می تواند نیازهای مان را به درستی تامین کند.

تصویر سازی این آینده در ذهن، کمی دشوار است اما به راحتی سعی کنید تفاوت های یک خودروی معمولی با یک اتومبیل خودران را درک کنید؛ حالا، همین تفاوت و برتری ها را به هر وسیله ای که پیرامون خود می بینید، تعمیم دهید. برای مثال تلویزیون می تواند زبان اصلی را به زبانی که شما بهتر می دانید ترجمه کند، آن هم به شکل همزمان. یا اجاق گازی که با پایش غذای شما، در بهترین حالت کار خود را به پایان می رساند.

لری پیج و رابین هر دو موافق بوده اند که زمان تغییر فرا رسیده است

در ابتدای سال ۲۰۱۳، اندی رابین پیش لری پیج می رود، همین موضوعات بیان می کند و از بی قراری اش برای رسیدن به این آینده می گوید. رابین بازگو می کند که هردوی آنها، موافق بوده اند که زمان تغییر فرا رسیده است. در ماه مارس از سال ۲۰۱۳، رابین مدیریت اندروید را کنار می گذارد و برای مدت یک سال، مدیریت بخش تازه تاسیس رباتیک را بر عهده می گیرد. بخشی که طبق گزارشات غیر رسمی، در حال توسعه ربات هایی به شکل دستیارهای انسان نما بوده است. وی به سرعت متوجه شد که ایده های گوگل دست کم ده سال دیگر به حقیقت بدل خواهند شد، در نتیجه، مدیریت آن بخش را هم واگذار کرد.

«مارک اندرسون» (Marc Andreessen)، یکی از دوستان نزدیک رابین و یکی از معتبرترین سرمایه گذاران در سیلیکون ولی می گوید:‌ «اندی نمی توانست تا آن زمان صبر کند. او نمی تواند وضعیت جهان کنونی را تحمل کند. وی جهان را در در پنج، ده، پانزده سال آینده می بیند و پیش خود می گوید: “چرا نمی توانیم اکنون همانجا باشیم؟”»

در سیلیکون ولی، افرادی که تمایل ویژه ای برای سرعت بخشیدن کارهای خود برای رسیدن به آینده دارند، معمولا راه های مختلفی را امتحان می کنند که البته رابین، هیچ یک را نمی پسندید. او می توانست در گوگل باقی بماند یا به هر شرکت بزرگ و تکنولوژیک دیگری برود که سرمایه گذاری میلیاردی روی هوش مصنوعی انجام داده، اما احساس می کرد که حتی بهترین شرکت ها در این زمینه، بیش از حد درگیر فرهنگ متکی به کاغذ بازی های شان هستند. به زبان ساده تر، بر عکس اندروید، این بار نمی خواست موفقیت هایش را با سایرین شریک شود. دلش می خواست خودش آنچه تمایل داشت را بسازد؛ از سوی دیگر هیچ علاقه ای به خلق یک استارتاپ دیگر نداشت چرا که می دانست هر کاری کند، قادر نیست موفقیت اندروید را تکرار نماید.

به همین دلیل در سال ۲۰۱۴ به طور کلی گوگل را ترک کرد؛ اقدامی که دوستانش می گویند باعث شد بلندپروازی اش، آن سوی ابرها را هم ببیند. اندرسون می گوید: «حالا اندی بدش نمی آید پنج سال دیگر لری پیج پیش خودش بگوید که اشتباه بزرگی مرتکب شده که اجازه داده اندی از شرکتش برود.»

و «Playground Global» متولد می شود…

چند ماه بعد، شرکتی تاسیس کرد به نام «Playground Global». نه یک شرکت ساده؛ خودش می گوید این نوعی جدید از شرکت هاست. بخشی که آن را غیر معمول می کند، ساختار عجیب Playground Global است. این شرکت اکنون در استارتاپ های سخت افزاری سرمایه گذاری می کند. اما مسئله در همین جا خاتمه نمی یابد. به جای اینکه همانند سایر کمپانی ها یک سرمایه گذاری و مشاوره در اختیار استارتاپ ها قرار دهد، یک مرکز فوق تخصصی با همکاری افرادی در اختیار آنها قرار می دهد که پیشتر سابقه کار در گوگل، اپل، General Magic و غیره را داشته اند. تیمی متشکل از این مهندسان، شانه به شانه استارتاپی که Playground Global آن را حمایت کند حضور خواهد داشت و در ساخت سخت افزار، نرم افزار و هوش مصنوعی به آنها کمک می کند.

بلند پروازی های Playground Global بسیار فراتر از ساخت چند گجت دیجیتالی و یا حتی کمپانی جدید هستند. رابین می خواهد این شرکت تبدیل به مرکزیت هوش مصنوعی در آینده و تامین کننده همین مورد در همه دستگاه ها باشد؛ نوعی از هوش مصنوعی که هر کسی، نه فقط شرکت و کمپانی های بزرگ، بتواند از آن بهره گیرند. اگر موفق شود، شرکت مذکور قادر خواهد بود همان تاثیری را داشته باشد که اکنون اندروید بر جهان دارد.

رابین می گوید، ایده اصلی، چیزی است که خودش نام «تقویت کننده ایده» را برایش انتخاب کرده؛ پلتفرمی متشکل از سازنده و مشاورین زبده که می تواند یک طرح مفهومی را به سرعت تبدیل به یک محصول با نهایت ظرفیت خود کند. این یک ایده ی فراتر از انتظار است که تنها به ذهن فردی به بلند پروازی اندی رابین خطور می کند. شاید هم بتوان یک نام دیگر برای چنین سیستمی در نظر گرفت: ماشین زمان.

(image)

رابین به شکلی استوار به سوی اتاق کنفرانس در Playground Global گام بر می دارد. گاهی از راه دور کار می کند اما امروز گرمکن و شلوار جین خود را پوشیده و در اتاق جلسه حضور پیدا کرده است. با اشتیاق خاص خودش رو به همکاران می کند و می گوید: «برایتان پنکیک درست کردم! با فشار دادن یک دکمه!»

گویی هنوز در دوران کودکی خود است. برای اولین بار در سال ۱۹۷۸، زمانی که در نیویورک زندگی می کرد و دانش‌آموز دبیرستان بود، در اتاق خواب برادرش، نوعی کنترل از راه دور برای ربات «Kenner R2-D2» ساخت: «زمانی که کودک هستید و برای کامپیوترها برنامه نویسی می کنید، در دنیای خود موج می زنید اما زمانی که آن را به ربات R2-D2 می آورید، دنیای تان واقعی تر می شود.»

دو استارتاپی که اندی رابین به راه انداخته نام رباتیک داشته اند. جدا از اندروید، نام Danger، برگرفته از یک شخصیت رباتیک در فیلم Lost in Space بوده است. اما حالا، اولین شرکت حقیقی او که شاید روزی ربات ها را به شکل گسترده در دسترس مردم قرار دهد، نامی رباتیک ندارد.

گویا گوگل، مایکروسافت و فیسبوک فراموش کرده اند که جهانی فیزیکی، خارج از اینترنت هم وجود دارد

او وضعیت آینده را چنین می بیند: بیشتر تمرکز امروز در مبحث هوش مصنوعی بر توسعه و ساخت شبکه های عظیم عصبی معطوف شده است. کاری که نیازمند گردآوری بسیار گسترده داده هاست. در حال حاضر، بیشتر این داده ها از اینترنت می آیند. فیسبوک از تصاویری که کاربران آپلود می کنند استفاده کرده و بخشی از چهره آنها را تشخیص می دهد در حالی که گوگل با RankBrain، در جستجوهای کاربران برای اطلاعات بیشتر می گردد. مایکروسافت هم مترجم اسکایپ را دارد. اما گویا این شرکت ها فراموش کرده اند که جهانی خارج از اینترنت هم وجود دارد.

اندی رابین باور دارد برای اینکه هوش مصنوعی بتواند واقعا به شکلی پویا در آینده به ما کمک کند، باید آن را به جهان فیزیکی هم بیاوریم. راه حل انجام این کار چیست؟ ساخت هزاران دستگاه مختلف که می توانند در مورد محیط پیرامون خود اطلاعاتی را کسب کنند. این اطلاعات جدا از متن و تصویر، باید مشمول صدا، مکان جغرافیایی، شناسایی وضعیت آب و هوا و سنسورهایی باشد که بتوانند چنین داده هایی را به دست آورند. رابین می خواهد همه جهان را با چنین گجت هایی که جمع آوری کننده اطلاعات هستند، پر کند. به همین شکل چرخه ای کاملا سالم از اطلاعات به وجود می آید که توسط آن، می توان ابزارهای فوق هوشمند و مجهز به هوش مصنوعی ساخت.

اکنون ساده تر از هر زمان دیگری می توان این دستگاه های به اصطلاح هوشمند را توسعه داد. از یک طرف سنسور و پردازنده ها بسیار ارزان هستند و از طرفی، شرکت های چینی آماده تر از هر زمان دیگری هستند تا با شرکت های کوچک و استارتاپ ها همکاری نمایند. آنچه البته بر ما پوشیده است اینکه «ساده تر از هر زمان دیگری»، برای شرکت تحت مدیریت اندی رابین «بیش از اندازه دشوار» ترجمه می شود. باید توجه کرد که بین توسعه یک نمونه اولیه با تولید انبوه یک محصول، تفاوت های بسیار زیادی وجود دارد.

بین توسعه یک نمونه اولیه با تولید انبوه یک محصول، تفاوت های بسیار زیادی وجود دارد

این حقیقت حتی برای ساده ترین سخت افزارها هم صادق است. بیایید با هم فرایند ساخت یک گجت را واکاوی کنیم. فرض کنید می خواهید یک «دش کم» (دوربینی که روی داشبورد ماشین جای می گیرد) بسازید که هر وقت خودرو به حرکت درآمد، فیلم برداری را آغاز کند. حالا فرض کنید که می خواهید به آن قابلیتی اضافه کنید که بتواند به سادگی محل جغرافیایی شما را دنبال کرده و از طرف دیگر، محتوایی که ثبت می کند را به فضای ابری آپلود نماید. برای این کار، به اولین چیزی که نیاز دارید یک سیستم-بر-چیپ یا SoC است. احتمالا به یک LCD هم برای آن نیاز خواهید داشت. مشخصا ماژول دوربین که شامل سنسور اصلی و لنز است را هم می خواهید. بعداً نوبت به یک مدار مدیریت انرژی می رسد که به شکل مستقیم با باتری کار خواهد کرد.

برای مکان یابی، به ماژول GPS هم نیاز خواهید داشت، که آن هم به یک آنتن نیاز دارد. برای ارتباط بی سیم، باید به سراغ کوالکام یا شرکت های مشابه رفته و چیپ های مخصوص را دریافت کنید که البته آن هم به یک آنتن دیگر نیاز خواهد داشت. آنچه مطالعه کردید، تنها سیستم الکتریکی برای ساخت یک دش کم است. برای ساخت رابط کاربری و طراحی خود دستگاه هم چالش های بسیاری پیش روی تان قرار دارد.

احتمالا می خواهید آن را تا حد امکان ساده بسازید. خودش هم باید مصرفی بهینه داشته باشد تا باتری دستگاه تان به سرعت تخلیه نشود. جدا از این، باید بگردید و بهترین سازنده را برای هر قطعه پیدا کنید تا هم هزینه کاهش پیدا کند و هم قیمت تمام شده افت نماید. در این میان یک نکته وجود دارد: احتمالا دش کم شما تا یک سال یا دو سال آینده به بازار عرضه نمی شود و همین مسئله باعث می گردد تا همه سخت افزارهایی که تا کنون آزمایش کرده و تصمیم داشته اید آنها را مورد استفاده قرار دهید، از رده خارج به حساب آیند. باید بتوانید پیشبینی کنید؛ باید قادر باشید بگویید که هر یک از این اجزا در سال آینده تا چه حد کوچکتر و بهینه تر می شوند و سپس بر اساس حدس و گمان، گجت خود را طراحی کنید. اگر در این بین، در محاسبه های خود که بر بستر حدس و گمان انجام شده اند، اشتباهی مرتکب شوید، دستگاه تان پیش از اینکه بتواند راهی بازار شود، کارش تمام است و دیگر وجود خارجی ندارد.

آقای «پیتر بارت» (Peter Barrett)، یکی دیگر از پایه گذاران شرکت Playground Global.

در حال حاضر هر سازنده پیش از اینکه سخت افزاری را به بازار عرضه کند، باید این سوالات را از خود بپرسد. به همین شکل فکر او به سمت و سویی می رود که به طور کلی همه چیز به ذهنش خطور می کند، به جز توسعه همان دستگاه و طراحی اش. پیش از رونمایی عمومی از اندروید، سازندگان تلفن های هوشمند دقیقا با چنین مشکلات و چالش هایی رو به رو بودند. رابین با ارائه رایگان اندروید برای آنها و قرار دادن هسته اصلی این سیستم عامل در دسترس عموم، نیمی از مشکلات سازندگان تلفن های هوشمند را حل کرد.

حال رابین می خواهد همین شیوه کار را در Playground Global پیاده کند. این شرکت همه نیازهای سخت افزاری و نرم افزاری را یکجا در اختیار سازنده های کوچک و معمولا استارتاپ ها قرار می دهد تا بتوانند به طراحی محصول خود و موارد مهم تر فکر کرده و دستگاه هایی جذاب خلق کنند. فیلم های سری جیمز باند را دیده اید؟ اساسا خود باند، نقشی در تهیه گجت های پیشرفته اش ندارد و این «Q» است که آنها برایش می سازد. حالا بخش Studio، همین کار را برای Playground Global و مشتریانش انجام می دهد.

اگر شما یک پهپاد ساخته اید و می خواهید بهترین میکروفون ممکن را در آن جای دهید، متخصصان حاضر در Studio آن را برای تان پیدا و نصب می کنند. این افراد همچنین می دانند که در سال آینده، ماژول میکروفون با کیفیت چگونه خواهد بود. اندی رابین در این رابطه می گوید: «سخت افزار سازی ماژولار؛ چند سال دیگر که بگذرد، می توانید به اینجا سری بزنید، ایده ای بدهید تا ما ماژول های مختلف را در برابرتان قرار دهیم که توسط آنها می توانید گجت مورد نظر خود را بسازید.»

رابین:«من شدیدا باور دارم که باید یک ایده را پرورش داد، آن را به نقطه ای معقول رساند و سپس در اوج رهایش کرد»

پلتفرمی که Playground Global توسعه داده، کار خود را آغاز کرده و اکنون صرفا با استارتاپ هایی همکاری می کند که خودش در آنها سرمایه گذاری کرده است. رابین می گوید این کار را به دلیل رقابتی بودن بازار انجام می دهد و می خواهد جواب اعتماد استارتاپ ها را بدهد. اما در نهایت، اذعان دارد که تصمیم گرفته در آینده درب های این پلتفرم را بر روی همه علاقمندان باز کند؛ همانطور که اندروید را در اختیار همه سازندگان موبایل قرار داد: «من شدیدا باور دارم که باید یک ایده را پرورش داد، آن را به نقطه ای معقول رساند و سپس رهایش کرد. پس از آنکه در دسترس همه قرار گرفت، می توانند با آن هر کار که می خواهند بکنند.» اندی رابین آینده ای را می بیند که هر شخصی که در کیک‌استارتر موفق به جذب سرمایه شده، می تواند به سراغ Playground Global بیاید و به سرعت دستگاه خود را بسازد؛ او تصمیم دارد به بنا شدن نسل جدیدی از استارتاپ ها یاری رساند.

بخشی از کارگاه متعلق به Playground Global در حال ساخته شدن است.

و اگر به موفقیت برسد، کمپانی جدید رابین می تواند به دو شیوه، به استارتاپ ها و کارآفرینان منفعت برساند: اول، زمانی که یک کارآفرین آماده است تا شرکت خود را بنا کند. در این شرایط، بهتر است به سراغ Playground Global بیاید چرا که در صورت سرمایه گذاری رابین در استارتاپ او، می تواند مزایای بالاتری نسبت به رقبای خود داشته باشد. اما مهم تر از آن، دانشی است که Playground Global با خود به همراه دارد و سخت افزارهای روز دنیا و نسل بعدی آنها را به خوبی می شناسد. بلندپروازی شرکت مورد بحث در جایی به اوج خود می رسد که می خواهد تبدیل شود به زیرساختی برای توسعه هر نوع سخت افزار در آینده. همان کاری که ویندوز برای کامپیوترهای شخصی و اندروید برای موبایل های هوشمند کرد. «جف برودی» (Jeff Brody)، شخصی که بیش از یک دهه است که رابین را می شناسد، می گوید: «این یک نوع چهارچوب استاندارد است که به دیگران کمک می کند تا قادر شوند نسل بعدی و جذاب گجت ها را توسعه دهند. می توان گفت ایده ای بسیار بسیار بزرگ پشت همه این هاست.»

رابین باور دارد که گوگل، سامسونگ و اپل در خصوص اینترنت اشیا، در مسیر اشتباه گام بر می دارند

در نقطه کنونی، این «ایده بسیار بسیار بزرگ» کمی آشنا به نظر می رسد. سال هاست که شرکت های بزرگ حوزه تکنولوژی از ایده اینترنت اشیا می گویند؛ یخچال، لامپ و دستگاه تنظیم گرما و سرمای خانه و هزاران گجت دیگر که می توانند به اینترنت متصل شده، اطلاعاتی دریافت کرده و اطلاعاتی بدهند. اپل، گوگل و سامسونگ همه پلتفرم هایی توسعه داده اند و در حال ترغیب سازندگان برای استفاده از آنها هستند. رابین معتقد است شرکت های بزرگ یاد شده، در حال طی کردن مسیر به شکل برعکس هستند؛ او می گوید اکوسیستم باید از سوی شرکت ها برای دستگاه های موجود ساخته شود، نه برعکس.  Playground Global می خواهد ویژگی هایی را در اختیار استارتاپ ها بگذارد تا بتوانند دستگاه هایی را بسازند، شبکه های مورد نیاز،‌ بعدا پدید می آیند: «همه این سرمایه گذاری که می کنم، تمام این ماژول ها، همه تکنولوژی هایی که می بینید – همه شان بذرهایی هستند که آنها را برای پلتفرم بزرگ بعدی کاشته ام.»

رابین می گوید زمانی که ایده ای در خصوص تکنولوژی های آینده پیدا می کنید، اینکه صرفا منتظر بمانید تا تکنولوژی در آینده بهبود پیدا کند، مانند این است که در ترافیک مانده و وقت تان را هدر داده اید: «زمانی که متوجه می شوم چیزی پیرامون ما کم است و هنوز به آن دست پیدا نکرده ایم، تلاش می کنم تا درک نمایم چه موانعی در میان ما و آن وجود داشته اند.» به همین دلیل هم بود که Playground Global را تاسیس کرد، تا بتواند به سادگی و با سرعت بالاتری به استارتاپ هایی که ایده ای ناب دارند، کمک کند تا گجت و تکنولوژی خود را بسازند.

رابین: «همه تکنولوژی هایی که می بینید، بذرهایی هستند که آنها را برای پلتفرم بزرگ بعدی کاشته ام»

برخی از این شرکت ها، در مقر اصلی Playground Global به کار مشغولند. «بروس لیک» (Bruce Leak) شخصی که در شرکت های اپل، General Magic و WebTV با رابین همکار بوده، می گوید که در شرکت جدید، هیچکس برای انجام کاری، نیاز به کسب اجازه ندارد. به هر شرکتی که اینجا مستقر شده و کار می کند، دفتر و اتاق جلسه ای داده می شود. همچنین این شرکت ها اگر بخواهند در بیرون، مکان خودشان را داشته باشند، کاملا آزاد هستند. همه می توانند از امکانات استفاده کنند، اگر به قطعه ای خاص نیاز داشته باشند که فقط می شود با پرینت سه بعدی آن را ساخت، می توانند از شخصی که پیشتر در اپل مشغول طراحی لپ تاپ ها بوده کمک بگیرند یا به سراغ کمک گیری از مهندس سابق SpaceX بروند. برای نیازهای پیچیده تر هم، همه به سراغ «Studio» می روند که البته در کنار ورودی اصلی طبقه همکف قرار گرفته است.

مت هرشنسن (Matt Hershenson)، یکی دیگر از پایه گذاران شرکت Playground Global.

جدا از استارتاپ هایی که در زمینه پهپاد و هوش مصنوعی فعالیت دارند، Playground همچنین در شرکت هایی سرمایه گذاری کرده که در زمینه تولید گجت های مرتبط با اینترنت اشیا، فعال هستند. رابین، نام دو استارتاپ ConnectedYard و CastAR را بیان می کند اما مشخصا تعداد بیشتری از این دست شرکت های کوچک وجود دارند که او تمایلی ندارد اکنون نام شان را بر زبان جاری کند و تعداد آنها فراتر از ده عدد می رود. همه این استارتاپ ها در نهایت محصول خود را راهی بازار می کنند و در میانه راه، از کمک های سخت افزاری، نرم افزاری و یا تجربیات و دانش Playground Global بهره می گیرند.

رابین به همراه سه شخص دیگر Playground Global را تاسیس کرده است. به جز او، لیک، بارت و هرشنسن در تاسیس شرکت مورد بحث نقش داشته اند. بارت در شرکت General Magic با رابین همکار بوده و هرشنسن، یکی از موسسین دیگر استارتاپ «Danger» است که ایده ی اندروید، از آنجا متولد شد. رابین همچنین موفق شد سرمایه گذارهای قدرتمندی را پشت سر خود به خط کند. تا کنون بیش از ۳۰۰ میلیون دلار سرمایه از سوی گوگل، اچ پی، فاکسکان، Redpoint Ventures و شرکت چینی Tencent در اختیار Playground Global قرار گرفته است.

رابین هیچوقت دوست نداشته نقش مغز متفکری را بازی کند که صرفا قرار است از راه دور، به دیگران کمک فکری دهد و خودش بیکار بنشیند. در نتیجه اصلا تعجب بر انگیز نیست که جدا از تاسیس پلتفرمی که در موردش توضیح دادیم، خودش هم مشغول توسعه گجت های جدید است؛ باید هم چنین باشد. چرا چنین ذهن متفکری برای خودش به فعالیت مشغول نشود؟

افرادی که از برنامه های آتی اندی رابین اطلاع دارند، لبخند رضایت می زنند

اندی رابین کم حرف است و حاضر نمی شود در مورد هر مسئله ای صحبت کند. برای مثال، مدتی پیش وب سایت «The Informa­tion» گزارش داده بود که او در حال توسعه یک موبایل اندرویدی است و اکنون، حاضر نمی شود این موضوع را تایید یا تکذیب کند. کمی که به او فشار بیاورید، اعتراف می کند که حالا در حال توسعه یک «دش کم» است و تصمیم دارد آن را به صورت رایگان به علاقمندان بدهد. در عوض، این حق را برای خود قائل خواهد بود که بتواند از داده های ثبت شده توسط آن، بهره گیرد. به همین شکل او تصمیم دارد هوش مصنوعی را بهبود داده و نقشه ای از مکان هایی که کاربران رفت و آمد می کنند، تهیه کند؛‌ نقشه ای که احتمالا بیشتر جاده های جهان را در بر خواهد گرفت. در مورد سایر ایده هایش، می گوید: «اکنون علاقه ای به صحبت کردن در موردشان ندارم» اما افرادی که برنامه هایش را شنیده اند، لبخند رضایت می زنند.

«دیوید والرشتاین» (David Wallerstein) یکی از مدیران ارشد شرکت چینی Tencent می گوید: «وقتی ایده هایی که آنها در حال کار بر روی شان هستند را می بینید، همه کیفیتی فوق العاده دارند و بعضی از آنها، می تواند انقلابی دیجیتالی بر پا کند. در مقطع زمانی سه الی پنج سال آینده، قطعا Playground Global محصولی ارائه خواهد داد که دیوانه اش می شوید.»

تصور رابین از آینده -ربات های بی شماری که در پیرامون ما وجود خواهند داشت و به هوش مصنوعی فرا انسانی مجهز شده اند- مشخصا برای همه، مطلوب نیست و معنای «پیشرفت» نمی دهد. فیلسوفی به نام «نیک بوستروم» (Nick Bostrom) عقیده دارد که می توان به عصر آینده، لقب «ابرهوشمند» داد. این فیلسوف بارها در مورد خطر و پیشرفت های سیاه مرتبط با هوش مصنوعی هشدار داده است. برخی فعالان بزرگ در حوزه تکنولوژی هم، عقیده ای مشابه با آقای بوستروم دارند که می توان در میان آنها به ایلان ماسک، استیون هاوکینگ و بیل گیتس اشاره کرد. رابین ولی ترس ها را بی مورد می داند: «به اسکای نت (ربات در فیلم ترمیناتور) و مسائل مشابه اعتقادی ندارم. نظر من این است که تکنولوژی همواره در مسیر مثبت مورد استفاده قرار خواهد گرفت.»

در حال حاضر، نگرانی اصلی رابین این است که مسیر کنونی اش، او را در میدان مبارزه مستقیم با برخی از شرکت های بزرگ تکنولوژیک جهان قرار می دهد. همین حالا،‌ مایکروسافت یک پلتفرم ابری برای سنسورهای گوناگون توسعه داده تا اطلاعات آنها را جمع آوری کند. خبر می رسد که اهالی ردموند توسط پلتفرم ابری خود در هر هفته، یک تریلیون گزارش دریافت می کنند. گوگل از سوی دیگر نسخه ای متن-باز از هوش مصنوعی را در اختیار علاقمندان قرار می دهد که «TensorFlow» نام دارد. فیسبوک هم در دسامبر گذشته مسیر مشابهی را در پیش گرفت و نحوه طراحی سرورهای مبتنی بر هوش مصنوعی را منتشر کرد.

در سوی دیگر ماجرا، ایلان ماسک و چند فعال حوزه تکنولوژی یک شرکت غیر انتفاعی به نام OpenAI تاسیس کرده اند و پژوهشگران برتر هوش مصنوعی را گرد هم آورده اند تا از متن-باز بودن تلاش هایی که در این زمینه انجام می شود، اطمینان حاصل کرده و مطمئن شوند که تکنولوژی های جدید این بخش، به طور کامل به نفع بشر خواهد بود.

شاید هم رابین مثل همیشه عجله می کند. مواردی از دیدگاه او صحیح هستند که هنوز جامعه، فرهنگ و البته زیرساخت های تکنولوژیک برای آنها آماده نیستند. «تیم اورایلی» (Tim O’Reilly) یکی از آینده نگران دنیای تکنولوژی در مورد رابین می گوید: «به استارتاپ Danger نگاه کنید؛ ایده های صحیحی داشت، مشکلش این بود که زودتر از زمان مناسب آنها را مطرح کرد.»

«بروس لیک» (Bruce Leak)، یکی دیگر از پایه گذاران شرکت Playground Global.

در سال ۲۰۰۴، اندی رابین مبلغی معادل ۱۰۰ هزار دلار به «سباستین ترون» (Sebastian Thrun) پرداخت کرد. پول را به او داد تا به سراغ رویای خودش، یعنی توسعه خودروهای هوشمند و بدون راننده برود. این دو در سال های دور، با هم آشنا شده بودند. زمانی که ترون، در شهر Bonn آلمان دانشجوی دکترا بود. هر دو یک ربات تحقیقاتی خریده بودند و همین موضوع، موجب شد با هم آشنا شوند. پس از چند سال، تبدیل شدند به دوستانی بسیار صمیمی.

در سال ۱۹۹۹، ترون پیشنهادی از سوی دانشگاه استنفورد دریافت کرد و رابین دو روز مرخصی گرفت تا به او کمک کند در محل تازه، خانه ای برای خود بیابد. در این میان دارپا (Darpa) مسابقاتی را برگزار می کرد به نام Grand Challenge و ترون قصد داشت نمونه اولیه خودروی هوشمند و مستقل از راننده ای که توسعه داده بود را در آن شرکت دهد. در آن زمان، رابین به تازگی کار استارتاپ اندروید را آغاز کرده بود، با این حال، با کمال میل مبلغ ۱۰۰ هزار دلاری را در اختیار ترون گذاشت.

(image)

«سباستین ترون» (Sebastian Thrun)، دوست نزدیک اندی رابین و مدیر بخش خودروهای بدون راننده در گوگل.

ترون در همین رابطه می گوید: «او از دسته چک شخصی اش برایم چک کشید و به من پول داد، نه از پول شرکتی که آن را مدیریت می کرد.» سال ها بعد، ترون متوجه می شود که در آن زمان، رابین خودش تقریبا ورشکسته بوده است. ترون می گوید: «زمانی که بالاخره این موضوع را متوجه شدم، اشک هایم سرازیر شدند.» حالا، رابین می گوید: «من همیشه مطمئن بودم که کسب درآمد برای من، کاری دشوار نیست. در نتیجه ترجیح می دادم آنچه دارم را با ترون تقسیم کنم تا به سراغ ایده ای برود که خودم هم به آن علاقه داشتم. می دانستم که در نهایت نتیجه تلاش هایش، بی نظیر خواهد بود.»

یک سال بعد، زمانی که اندروید تحت تملک گوگل بود و در مجتمع گوگل‌پلکس مدیریت می شد، اندی رابین از لری پیج دعوت به عمل آورد تا به صحرای موهاوی (Mojave) بیاید و از نزدیک شاهد دور دوم رقابت های دارپا باشد. در این رقابت، نمونه اولیه خودروی هوشمندی که از سوی ترون ساخته شده بود، پیش از همه خط پایان را دید. دو سال بعد، لری پیج ترون را استخدام کرد تا بخش خودروهای بدون راننده گوگل را مدیریت کند. حالا، با گذشت کمتر از دو دهه، آنچه یک ایده کودکانه و مرتبط با فیلم های علمی-تخیلی تصور می شد، تبدیل شده است به یکی از بزرگترین تحول هایی که در سال های آتی از راه می رسد.

داستان تاثیر اندی رابین بر زندگی همه ما، شاخ و برگ های بسیاری دارد و از همان زمانی آغاز شد که او ۱۵ سال سن داشت و در اتاق خواب برادرش، ربات R2-D2 را دوباره برنامه نویسی می کرد. حالا هم مشخصا اوج گرفتن مجبوبیت خودروهای بدون راننده، رضایتش را جلب نخواهد کرد و باید منتظر پلتفرم بزرگ بعدی از سوی او در سال های پیش رو باشیم. گجت های بی شماری که از سوی شرکت او توسعه خواهند یافت و به سنسورهای مختلف برای دریافت اطلاعات مجهز هستند، مشخصا بر زندگی ما تاثیرات بسزایی خواهند داشت. آینده ای را در پیش رو داریم که رابین در آن، می خواهد یک بار دیگر باز-تعریفی از انقلاب دیجیتالی به ما نشان دهد؛ پنداری ما، مسافران زمان، از ماشین زمان پیاده شده و با تعجب به پیرامون خود می نگریم.

The post appeared first on .

خالق اندروید با شرکت تازه اش چگونه می خواهد دوباره جهان تکنولوژی را متحول کند؟

3.2 خطر باج‌افزار

3.2 خطر باج‌افزار

3.2 میلیون رایانه در خطر آلوده شدن به باج‌افزار

3/2 میلیون رایانه در خطر آلوده شدن به باج‌افزار

به معنای واقعی کلمه مجرمان اینترنتی به انواع و اقسام روش‌های موذیانه برای آلوده کردن رایانه‌ها به باج‌افزار روی می‌آورند. در آخرین اقدام هکرها برای آلوده کردن رایانه‌ها، از آسیب‌پذیری موجود در یک نرم‌افزار به نام Follett استفاده کرده‌اند. گروه امنیتی Cisco Talos که درزمینه‌ی شناسایی و جلوگیری از تهدیدات امنیتی فعال است به‌تازگی به …

نوشته اولین بار در پدیدار شد.

3.2 میلیون رایانه در خطر آلوده شدن به باج‌افزار

(image)

به معنای واقعی کلمه مجرمان اینترنتی به انواع و اقسام روش‌های موذیانه برای آلوده کردن رایانه‌ها به باج‌افزار روی می‌آورند. در آخرین اقدام هکرها برای آلوده کردن رایانه‌ها، از آسیب‌پذیری موجود در یک نرم‌افزار به نام Follett استفاده کرده‌اند. گروه امنیتی Cisco Talos که درزمینه‌ی شناسایی و جلوگیری از تهدیدات امنیتی فعال است به‌تازگی به …

نوشته اولین بار در پدیدار شد.

3.2 میلیون رایانه در خطر آلوده شدن به باج‌افزار

فروش بک لینک

دانلود فیلم جدید

سازندگان را جزئیات

سازندگان را جزئیات

سازندگان Trine یک بازی Assassin’s Creed مانند را ماه آینده منتشر می کنند + جزئیات

استودیو سازنده سری بازی Trine یعنی Frozenbyte، از یک بازی جدید تحت عنوان Shadwen پرده برداری کرد. این بازی در سبک اکشن و مخفی کاری توسعه پیدا کرده است و از لحاظ استایل و حالت کلی، شباهت هایی را به Assassin’s Creed دارد. 

به گزارش پردیس گیم و به نقل از ، در Shadwen، شما کنترل شخصیتی با همین نام را بر عهده دارید و شخصیت جانبی دختری یتیم با نام “لیلی” (Lily) است. Shadwen ماموریت دارد تا پادشاه را به قتل برساند اما این دختر از هدف Shadwen هیچ اطلاعی ندارد. به گفته سازندگان در بازی شما باید نوع پیشبرد خود را بر مبنای مخفی کاری و در مواقع لازم اکشن قرار دهید.

  
  
  

همچنین Shadwen بر روی پلتفرم های Playstation 4 و PC منتشر خواهد شد و سازندگان سیستم موردنیاز نسخه PC را نیز اعلام کرده اند:

حداقل سیستم موردنیاز:

سیستم عامل: Windows 10/8/7/Vista, 64-bit/32-bit

پردازنده: Intel Core i3/i5/i7 1.8 GHz CPU dual-core or AMD 2.0 GHz dual-core

حافظه: 4 GB RAM

گرافیک: Nvidia GeForce 260, Radeon HD 4000 Series, or Intel HD Graphics 4000 | DirectX: Version 10

فضای هارد: 4GB available space

سیستم پیشنهادی:

سیستم عامل: Windows 10/8/7/Vista, 64-bit/32-bit

پردازنده: Intel quad-core 2.0 GHz or dual-core 2.6 GHz

حافظه: 8 GB RAM

کارت گرافیک: Nvidia GeForce GTX 560 2GB or Radeon HD 6850 2GB | DirectX: Version 10

فضای هارد: 4GB available space

در نهایت خبر خوب برای شما عزیزان این است که Shadwen با قیمت بسیار مناسب 15 دلار در سراسر جهان منتشر خواهد شد.

سازندگان Trine یک بازی Assassin’s Creed مانند را ماه آینده منتشر می کنند + جزئیات

(image)

استودیو سازنده سری بازی Trine یعنی Frozenbyte، از یک بازی جدید تحت عنوان Shadwen پرده برداری کرد. این بازی در سبک اکشن و مخفی کاری توسعه پیدا کرده است و از لحاظ استایل و حالت کلی، شباهت هایی را به Assassin’s Creed دارد. 

به گزارش پردیس گیم و به نقل از ، در Shadwen، شما کنترل شخصیتی با همین نام را بر عهده دارید و شخصیت جانبی دختری یتیم با نام “لیلی” (Lily) است. Shadwen ماموریت دارد تا پادشاه را به قتل برساند اما این دختر از هدف Shadwen هیچ اطلاعی ندارد. به گفته سازندگان در بازی شما باید نوع پیشبرد خود را بر مبنای مخفی کاری و در مواقع لازم اکشن قرار دهید.

  
  
  

همچنین Shadwen بر روی پلتفرم های Playstation 4 و PC منتشر خواهد شد و سازندگان سیستم موردنیاز نسخه PC را نیز اعلام کرده اند:

حداقل سیستم موردنیاز:

سیستم عامل: Windows 10/8/7/Vista, 64-bit/32-bit

پردازنده: Intel Core i3/i5/i7 1.8 GHz CPU dual-core or AMD 2.0 GHz dual-core

حافظه: 4 GB RAM

گرافیک: Nvidia GeForce 260, Radeon HD 4000 Series, or Intel HD Graphics 4000 | DirectX: Version 10

فضای هارد: 4GB available space

سیستم پیشنهادی:

سیستم عامل: Windows 10/8/7/Vista, 64-bit/32-bit

پردازنده: Intel quad-core 2.0 GHz or dual-core 2.6 GHz

حافظه: 8 GB RAM

کارت گرافیک: Nvidia GeForce GTX 560 2GB or Radeon HD 6850 2GB | DirectX: Version 10

فضای هارد: 4GB available space

در نهایت خبر خوب برای شما عزیزان این است که Shadwen با قیمت بسیار مناسب 15 دلار در سراسر جهان منتشر خواهد شد.

سازندگان Trine یک بازی Assassin’s Creed مانند را ماه آینده منتشر می کنند + جزئیات

پروژه‌ی جوهر کاربردی

پروژه‌ی جوهر کاربردی

پروژه‌ی FlexCase ؛ یک نمایشگر جوهر الکترونیکی اضافه با قابلیت‌های کاربردی

پروژه‌ی FlexCase ؛ یک نمایشگر جوهر الکترونیکی اضافه با قابلیت‌های کاربردی

جوهر الکترونیکی یکی از آن فناوری‌هایی است که مدت‌ها وجود داشته اما کمپانی‌های دنیای تکنولوژی اخیراً از قابلیت‌های آن بیشتر استفاده می‌کنند. پروژه‌ی FlexCase جدیدترین پروژه‌ی مایکروسافت نام دارد که قرار است یک نمایشگر ساخته شده از جنس جوهر الکترونیکی را به کیس تلفن همراه اضافه کند. کمپانی مایکروسافت به‌تازگی طرح نوآورانه‌ی جدیدی را به …

نوشته اولین بار در پدیدار شد.

پروژه‌ی FlexCase ؛ یک نمایشگر جوهر الکترونیکی اضافه با قابلیت‌های کاربردی

(image)

جوهر الکترونیکی یکی از آن فناوری‌هایی است که مدت‌ها وجود داشته اما کمپانی‌های دنیای تکنولوژی اخیراً از قابلیت‌های آن بیشتر استفاده می‌کنند. پروژه‌ی FlexCase جدیدترین پروژه‌ی مایکروسافت نام دارد که قرار است یک نمایشگر ساخته شده از جنس جوهر الکترونیکی را به کیس تلفن همراه اضافه کند. کمپانی مایکروسافت به‌تازگی طرح نوآورانه‌ی جدیدی را به …

نوشته اولین بار در پدیدار شد.

پروژه‌ی FlexCase ؛ یک نمایشگر جوهر الکترونیکی اضافه با قابلیت‌های کاربردی

بک لینک رنک 6

اسکای نیوز

9 که شود

9 که شود

9 راز بزرگ گیم آف ترونز که در فصل ششم می تواند فاش شود

9 راز فاش نشده گیم آف ترونز که در فصل ششم می تواند فاش شود

“به قلم Samuel Claiborn از IGN”

این روز ها، هم کسانی که سریال تلویزیونی “بازی تاج و تخت” (Game of Thrones) را از طریق شبکه‌ی تلویزیونی HBO دنبال می کنند و هم کسانی که سری کتاب های “نغمه ای از آب و آتش” (A Song of Ice and Fire) را مطالعه می کنند، به شدت در عطش و هیجان فصل ششم یا کتاب ششم هستند! از آن جا که فصل پنجم برای هر دو گروه در یک بازه‌ی زمانی به اتمام رسید، هیچ کس نمی تواند ادامه‌ی داستان را لو دهد. بنابراین همه‌ی طرفداران داستان آقای “جورج مارتین” (George RR Martin) پرسش های مشابهی را در سر خود می پندارند و امیدوارند که فصل ششم، پاسخگوی این پرسش ها باشد. امروز، قصد داریم به بررسی برخی از این پرسش ها بپردازیم.

نکته: خواندن این مقاله به علت احتمال لو رفتن داستان به کسانی که پنج فصل ابتدایی سریال را ندیده اند توصیه نمی شود.

ریکون استارک کجاست؟

حضور “ریکون استارک” (Rickon Stark) ، جوان ترین پسر خانواده‌ی استارک، در سریال «بازی تاج و تخت» بسیار کمرنگ است. آخرین باری که او را دیدیم، همراه با اوشا (Wildling Osha) (یکی از اهالی شمال دیوار که با برن و هودور همسفر بود) و Shaggydog (دایرولفِ وی) ، راهش را از “برن” و “هودور” جدا کرد. تا اینکه در کتاب A Dance with Dragons خواندیم که یکی از اشخاص وفادار به خانواده‌ی استارک، ادعا می کند که رد این پسر و گرگش را پیدا کرده و قصد دارد که با دستیابی به آن ها، مجددا نظم و حکومت را در شمال برقرار سازد.

پادشاه شب کیست؟

در کتاب های جورج مارتین، «پادشاه شب» (Night’s King) یک شخصیت افسانه ای است که استارک های “وینترفل”  درمورد آن، برای فرزندانشان قصه می گویند! اما در سریال «بازی تاج و تخت» همگی دیدیم که سیزدهمین فرمانده‌ی نگهبانان شب، در شمال دیوار توسط یک زن فراطبیعی اغوا شد. سپس، آن ها شروع کردند به قربانی انسان ها در نزد وایت واکر ها تا اینکه نگهبانان دیوار، آن ها را سرنگون کردند. آشنا به نظر می رسد، اینطور نیست؟! رهبر وایت واکر ها؛ شخصی که نوزاد داخل برف را به عنوان قربانی دریافت می کند و ارتشی از نامردگان را به سوی جان اسنو پیش می برد … آیا این شخص پادشاه شب است؟!

آزور آهای کیست؟

کاهنه‌ی قرمز رنگ داستان، یعنی بانو “ملیسندریا” (Melisandre) ، همیشه از بازگشت یک ناجی و قهرمان افسانه ای به نام “آزور آهای” صحبت می کرد؛ یک قهرمان که دوباره با شمشیر آتشین خود بر می خیزد! بانو ملیسندریا توانست “استنیس باراتیون” و همراهانش را متقاعد کند که او در واقع همان آزور آهای است؛ هرچند که طرفداران چندان هم مطمئن نیستند. گفتنش سخت است که حتی خود بانو ملیسندریا هم به چنین چیزی ایمان کامل داشته باشد، آن هم درحالی که همه‌ی ما مرگ استنیس را به چشم دیدیم. بنابراین، آیا ملیسندریا فقط قصد داشت استنیس را به عنوان یک احمق به بازی بگیرد؟! پس آزور آهای کیست؟!

از استاد رقص چه خبر؟

“سیریو فورل” (Syrio Forel) ، اولین شمشیر زن شهر “براووس” ، یکی از بزرگترین جنگجویان جهان و همچنین استاد رقص و شمشیرزنی “آریا استارک” به طرز تعجب آوری غیب شد. زمانی که “ند استارک” بخاطر اهانت به سلطنت “جافری لنیستر” به زندان افتاد و سربازان لنیستر تمامی استارک ها را سلاخی می کردند، ما استاد سیریو را دیدیم که مشغول دفاع از آریا بود. او با یک شمشیر چوبی مبارزه کرد و تا آخرین لحظات دوام آورد؛ تا اینکه شمشیرش شکست و آریا اتاق را ترک نمود. این آخرین باری بود که او را دیدیم. بنابراین، از آن جا که شاهد یک صحنه‌ی خونین وحشتناک نبوده ایم، نتیجه می گیریم که سرنوشت وی همچنان «نامشخص» است. هر چه باشد، شعار مخصوص سیریو را نباید فراموش کنیم؛ به خدای مرگ بگو : امروز نه! (!Not Today)

عمو بنجن کجاست؟

“بنجن استارک” ، برادر ند استارک، اولین رنجر و تکاور نگهبانان شب بود. او به جان اسنو کمک کرد تا به نگهبانان شب بپیوندد و سپس طی انجام یک عملیات نجات، ناپدید شد. درحالی که تعدادی از بهترین رنجر های گروه گم شده بودند، فرمانده “مورمنت” تصمیم گرفت تا با گروه بزرگی از برادران، از جمله جان اسنو، به شمال دیوار رفته و به دنبال پاسخ بگردد. عملیات کاوش بالاخره به اتمام رسید اما سرنوشت بنجن استارک همچنان نامشخص است …

بیلون گریجوی چه نقشه ای دارد؟

زمانی که “تیون گریجوی” به وطن خود بازگشت، پدرش یعنی “بیلون گریجوی”، فرمانروای جزایر آهن، از او استقبال چندان گرمی نکرد. بعد از این جریانات، ما دیگر بیلون را نمی بینیم و چیزی از او نمی شنویم. البته در کتاب ها اشاره شده که او از روی یک پل سقوط می کند؛ هرچند که چنین پایانی کاملا دور از انتظار است. بنابراین، واقعا چه بلایی سر بیلون گریجوی آمد؟!

غول جدید گارد سلطنتی کیست؟

در پایان فصل پنجم سریال «بازی تاج و تخت» مشاهده کردیم که “کایبرن”، دانشمند دیوانه‌ی ملکه “سرسی”، از قهرمان غول پیکر خود رونمایی می کند! در کتاب ها یاد شده که این شخصیت هرگز چیزی نمی خورد، هرگز چیزی نمی نوشد و به ندرت سخن می گوید. در سریال هم ظاهر او را زیر لباس های رسمی سلطنتی رویت کردیم که با توجه به هیکل و اندازه اش، به راحتی می توان حدس زد که این غول جدید، همان “مَونتین” (Mountain) (به معنای کوهستان) است که پس از مبارزه با “ابرین مارتل” به چنین روزی افتاده است …

هوند، مرده یا زنده ؟!

آخرین باری که “هوند” (Hound) (به معنای سگ شکاری) را مشاهده کردیم، در آستانه‌ی مرگ قرار داشت؛ اما آریا از کشتن او صرف نظر کرد و به راحتی از کنارش گذشت؛ دقیقا مثل سیریو فورل که هرگز صحنه‌ی مرگش را ندیدیم. با توجه به توضیحات کتاب می دانیم که «کلاه خود» هوند، دست یکی از یاغی ها به نام “رورگ” است و “برین تارث” هم اسب او را در اختیار دارد. تمامی این حرف ها باعث می شود که ذهن خواننده به این سمت کشیده شود که واقعا چه اتفاقی برای Sandor Clegane افتاده …

هویت جان اسنو چیست؟!

گفته شده که جان اسنو، پسر حرام زاده‌ی ند استارک است؛ یعنی مادرش، زن اصلی ند استارک نیست. اما از طرفی اصلا نمی توان تصورش را کرد که انسان اصیل و شرافتمندی همچون ند استارک، هرگز فدای هوا و هوس های نفسانی شده باشد. شواهد زیادی وجود دارد که مبنی بر آن ها، جان اسنو اصلا فرزند ند نیست. با این حال، خوانندگان کتاب شانس بیشتری برای پیدا کردن پاسخ این پرسش دارند؛ فقط کافیست کمی با دقت بیشتر مطالعه کنید!

……………………………………….

امیدوارم از مطالعه‌ی این مقاله لذت برده باشید. شما اگر بخواهید به این سوالات پاسخ دهید چه جملاتی را بیان می کنید؟ دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید !

9 راز بزرگ گیم آف ترونز که در فصل ششم می تواند فاش شود

(image)

9 راز فاش نشده گیم آف ترونز که در فصل ششم می تواند فاش شود

“به قلم Samuel Claiborn از IGN”

این روز ها، هم کسانی که سریال تلویزیونی “بازی تاج و تخت” (Game of Thrones) را از طریق شبکه‌ی تلویزیونی HBO دنبال می کنند و هم کسانی که سری کتاب های “نغمه ای از آب و آتش” (A Song of Ice and Fire) را مطالعه می کنند، به شدت در عطش و هیجان فصل ششم یا کتاب ششم هستند! از آن جا که فصل پنجم برای هر دو گروه در یک بازه‌ی زمانی به اتمام رسید، هیچ کس نمی تواند ادامه‌ی داستان را لو دهد. بنابراین همه‌ی طرفداران داستان آقای “جورج مارتین” (George RR Martin) پرسش های مشابهی را در سر خود می پندارند و امیدوارند که فصل ششم، پاسخگوی این پرسش ها باشد. امروز، قصد داریم به بررسی برخی از این پرسش ها بپردازیم.

نکته: خواندن این مقاله به علت احتمال لو رفتن داستان به کسانی که پنج فصل ابتدایی سریال را ندیده اند توصیه نمی شود.

(image)

ریکون استارک کجاست؟

حضور “ریکون استارک” (Rickon Stark) ، جوان ترین پسر خانواده‌ی استارک، در سریال «بازی تاج و تخت» بسیار کمرنگ است. آخرین باری که او را دیدیم، همراه با اوشا (Wildling Osha) (یکی از اهالی شمال دیوار که با برن و هودور همسفر بود) و Shaggydog (دایرولفِ وی) ، راهش را از “برن” و “هودور” جدا کرد. تا اینکه در کتاب A Dance with Dragons خواندیم که یکی از اشخاص وفادار به خانواده‌ی استارک، ادعا می کند که رد این پسر و گرگش را پیدا کرده و قصد دارد که با دستیابی به آن ها، مجددا نظم و حکومت را در شمال برقرار سازد.

(image)

پادشاه شب کیست؟

در کتاب های جورج مارتین، «پادشاه شب» (Night’s King) یک شخصیت افسانه ای است که استارک های “وینترفل”  درمورد آن، برای فرزندانشان قصه می گویند! اما در سریال «بازی تاج و تخت» همگی دیدیم که سیزدهمین فرمانده‌ی نگهبانان شب، در شمال دیوار توسط یک زن فراطبیعی اغوا شد. سپس، آن ها شروع کردند به قربانی انسان ها در نزد وایت واکر ها تا اینکه نگهبانان دیوار، آن ها را سرنگون کردند. آشنا به نظر می رسد، اینطور نیست؟! رهبر وایت واکر ها؛ شخصی که نوزاد داخل برف را به عنوان قربانی دریافت می کند و ارتشی از نامردگان را به سوی جان اسنو پیش می برد … آیا این شخص پادشاه شب است؟!

(image)

آزور آهای کیست؟

کاهنه‌ی قرمز رنگ داستان، یعنی بانو “ملیسندریا” (Melisandre) ، همیشه از بازگشت یک ناجی و قهرمان افسانه ای به نام “آزور آهای” صحبت می کرد؛ یک قهرمان که دوباره با شمشیر آتشین خود بر می خیزد! بانو ملیسندریا توانست “استنیس باراتیون” و همراهانش را متقاعد کند که او در واقع همان آزور آهای است؛ هرچند که طرفداران چندان هم مطمئن نیستند. گفتنش سخت است که حتی خود بانو ملیسندریا هم به چنین چیزی ایمان کامل داشته باشد، آن هم درحالی که همه‌ی ما مرگ استنیس را به چشم دیدیم. بنابراین، آیا ملیسندریا فقط قصد داشت استنیس را به عنوان یک احمق به بازی بگیرد؟! پس آزور آهای کیست؟!

(image)

از استاد رقص چه خبر؟

“سیریو فورل” (Syrio Forel) ، اولین شمشیر زن شهر “براووس” ، یکی از بزرگترین جنگجویان جهان و همچنین استاد رقص و شمشیرزنی “آریا استارک” به طرز تعجب آوری غیب شد. زمانی که “ند استارک” بخاطر اهانت به سلطنت “جافری لنیستر” به زندان افتاد و سربازان لنیستر تمامی استارک ها را سلاخی می کردند، ما استاد سیریو را دیدیم که مشغول دفاع از آریا بود. او با یک شمشیر چوبی مبارزه کرد و تا آخرین لحظات دوام آورد؛ تا اینکه شمشیرش شکست و آریا اتاق را ترک نمود. این آخرین باری بود که او را دیدیم. بنابراین، از آن جا که شاهد یک صحنه‌ی خونین وحشتناک نبوده ایم، نتیجه می گیریم که سرنوشت وی همچنان «نامشخص» است. هر چه باشد، شعار مخصوص سیریو را نباید فراموش کنیم؛ به خدای مرگ بگو : امروز نه! (!Not Today)

(image)

عمو بنجن کجاست؟

“بنجن استارک” ، برادر ند استارک، اولین رنجر و تکاور نگهبانان شب بود. او به جان اسنو کمک کرد تا به نگهبانان شب بپیوندد و سپس طی انجام یک عملیات نجات، ناپدید شد. درحالی که تعدادی از بهترین رنجر های گروه گم شده بودند، فرمانده “مورمنت” تصمیم گرفت تا با گروه بزرگی از برادران، از جمله جان اسنو، به شمال دیوار رفته و به دنبال پاسخ بگردد. عملیات کاوش بالاخره به اتمام رسید اما سرنوشت بنجن استارک همچنان نامشخص است …

(image)

بیلون گریجوی چه نقشه ای دارد؟

زمانی که “تیون گریجوی” به وطن خود بازگشت، پدرش یعنی “بیلون گریجوی”، فرمانروای جزایر آهن، از او استقبال چندان گرمی نکرد. بعد از این جریانات، ما دیگر بیلون را نمی بینیم و چیزی از او نمی شنویم. البته در کتاب ها اشاره شده که او از روی یک پل سقوط می کند؛ هرچند که چنین پایانی کاملا دور از انتظار است. بنابراین، واقعا چه بلایی سر بیلون گریجوی آمد؟!

(image)

غول جدید گارد سلطنتی کیست؟

در پایان فصل پنجم سریال «بازی تاج و تخت» مشاهده کردیم که “کایبرن”، دانشمند دیوانه‌ی ملکه “سرسی”، از قهرمان غول پیکر خود رونمایی می کند! در کتاب ها یاد شده که این شخصیت هرگز چیزی نمی خورد، هرگز چیزی نمی نوشد و به ندرت سخن می گوید. در سریال هم ظاهر او را زیر لباس های رسمی سلطنتی رویت کردیم که با توجه به هیکل و اندازه اش، به راحتی می توان حدس زد که این غول جدید، همان “مَونتین” (Mountain) (به معنای کوهستان) است که پس از مبارزه با “ابرین مارتل” به چنین روزی افتاده است …

(image)

هوند، مرده یا زنده ؟!

آخرین باری که “هوند” (Hound) (به معنای سگ شکاری) را مشاهده کردیم، در آستانه‌ی مرگ قرار داشت؛ اما آریا از کشتن او صرف نظر کرد و به راحتی از کنارش گذشت؛ دقیقا مثل سیریو فورل که هرگز صحنه‌ی مرگش را ندیدیم. با توجه به توضیحات کتاب می دانیم که «کلاه خود» هوند، دست یکی از یاغی ها به نام “رورگ” است و “برین تارث” هم اسب او را در اختیار دارد. تمامی این حرف ها باعث می شود که ذهن خواننده به این سمت کشیده شود که واقعا چه اتفاقی برای Sandor Clegane افتاده …

(image)

هویت جان اسنو چیست؟!

گفته شده که جان اسنو، پسر حرام زاده‌ی ند استارک است؛ یعنی مادرش، زن اصلی ند استارک نیست. اما از طرفی اصلا نمی توان تصورش را کرد که انسان اصیل و شرافتمندی همچون ند استارک، هرگز فدای هوا و هوس های نفسانی شده باشد. شواهد زیادی وجود دارد که مبنی بر آن ها، جان اسنو اصلا فرزند ند نیست. با این حال، خوانندگان کتاب شانس بیشتری برای پیدا کردن پاسخ این پرسش دارند؛ فقط کافیست کمی با دقت بیشتر مطالعه کنید!

……………………………………….

امیدوارم از مطالعه‌ی این مقاله لذت برده باشید. شما اگر بخواهید به این سوالات پاسخ دهید چه جملاتی را بیان می کنید؟ دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید !

(image)

9 راز بزرگ گیم آف ترونز که در فصل ششم می تواند فاش شود

شکایت سازمان امریکا

شکایت سازمان امریکا

شکایت مایکروسافت از سازمان امنیتی ایالات متحده امریکا

سازمان امنیتی ایالات متحده

سازمان امنیتی ایالات متحده امریکا (DOJ) دوباره نامش را بر روی تیتر رسانه‌های فناوری انداخته است، اما این بار تناقض این سازمان با کمپانی مایکروسافت خبرساز شده است، نه اپل. با مشروح خبر همراه ما باشید. این واحد امنیتی از مایکروسافت خواسته است تا کاربران خود را از درخواست‌های آن‌ها پیرامون دسترسی به اطلاعات شخصی …

نوشته اولین بار در پدیدار شد.

شکایت مایکروسافت از سازمان امنیتی ایالات متحده امریکا

(image)

سازمان امنیتی ایالات متحده امریکا (DOJ) دوباره نامش را بر روی تیتر رسانه‌های فناوری انداخته است، اما این بار تناقض این سازمان با کمپانی مایکروسافت خبرساز شده است، نه اپل. با مشروح خبر همراه ما باشید. این واحد امنیتی از مایکروسافت خواسته است تا کاربران خود را از درخواست‌های آن‌ها پیرامون دسترسی به اطلاعات شخصی …

نوشته اولین بار در پدیدار شد.

شکایت مایکروسافت از سازمان امنیتی ایالات متحده امریکا

خرید بک لینک

روزنامه قانون

پشتیبانی اندروید لوک

پشتیبانی اندروید لوک

پشتیبانی از پلتفرم پوشیدنی اندروید در جدیدترین آپدیت اوت لوک

اگر برای ارسال ایمیل های خود از اوت لوک مایکروسافت استفاده می کنید، باید به اطلاع تان برسانیم به زودی امکانی برایتان فراهم خواهد شد که ایمیل هایتان را از طریق گجت پوشیدنی خود و درست از روی مچ دست تان پاسخ دهید.

در واقع ماجرا از این قرار است که در جدیدترین آپدیت ارائه شده برای این اپلیکیشن پشتیبانی از Android Wear یا همان پلتفرم پوشیدنی اندروید نیز فراهم شده است و این یعنی به لطف به روز رسانی جدید می توانید نوتیفیکیشن مربوط به ایمیل های خود را از طریق اسمارت واچ اندرویدی تان چک کنید و با استفاده از پیام های از پیش آماده یا حتی صدا به آنها پاسخ دهید.

مایکروسافت در متنی که همراه با آپدیت جدید اوت لوک ارائه داده اینطور آورده است:

این هفته می خواهیم بهترین های اوت لوک را برای کاربران Android Wear به ارمغان بیاوریم. به لطف این به روز رسانی دیگر نیازی به استفاده از اسمارت فون خود نخواهید داشت و همه اتفاقات روی مچ شما رخ خواهند داد. می توانید با استفاده از ساعت هوشمند خود اعلان های مربوط به اوت لوک را چک کنید، ایمیل های جدیدتان را بخوانید و با پیام های از پیش آماده یا صدا به آنها پاسخ دهید. مدیریت اینباکس ایمیلی اوت لوک هیچ وقت تا این اندازه ساده نبوده است.

احتمالا از همین امروز نمی توانید این آپدیت را دریافت کنید اما تا زمانی که چک کردن ایمیل ها از طریق پوشیدنی اندرویدی تان امکان پذیر شود زمان زیادی باقی نمانده.

The post appeared first on .

پشتیبانی از پلتفرم پوشیدنی اندروید در جدیدترین آپدیت اوت لوک

(image)

اگر برای ارسال ایمیل های خود از اوت لوک مایکروسافت استفاده می کنید، باید به اطلاع تان برسانیم به زودی امکانی برایتان فراهم خواهد شد که ایمیل هایتان را از طریق گجت پوشیدنی خود و درست از روی مچ دست تان پاسخ دهید.

در واقع ماجرا از این قرار است که در جدیدترین آپدیت ارائه شده برای این اپلیکیشن پشتیبانی از Android Wear یا همان پلتفرم پوشیدنی اندروید نیز فراهم شده است و این یعنی به لطف به روز رسانی جدید می توانید نوتیفیکیشن مربوط به ایمیل های خود را از طریق اسمارت واچ اندرویدی تان چک کنید و با استفاده از پیام های از پیش آماده یا حتی صدا به آنها پاسخ دهید.

مایکروسافت در متنی که همراه با آپدیت جدید اوت لوک ارائه داده اینطور آورده است:

این هفته می خواهیم بهترین های اوت لوک را برای کاربران Android Wear به ارمغان بیاوریم. به لطف این به روز رسانی دیگر نیازی به استفاده از اسمارت فون خود نخواهید داشت و همه اتفاقات روی مچ شما رخ خواهند داد. می توانید با استفاده از ساعت هوشمند خود اعلان های مربوط به اوت لوک را چک کنید، ایمیل های جدیدتان را بخوانید و با پیام های از پیش آماده یا صدا به آنها پاسخ دهید. مدیریت اینباکس ایمیلی اوت لوک هیچ وقت تا این اندازه ساده نبوده است.

احتمالا از همین امروز نمی توانید این آپدیت را دریافت کنید اما تا زمانی که چک کردن ایمیل ها از طریق پوشیدنی اندرویدی تان امکان پذیر شود زمان زیادی باقی نمانده.

The post appeared first on .

پشتیبانی از پلتفرم پوشیدنی اندروید در جدیدترین آپدیت اوت لوک