شرکت هوش مصنوعی برای یافتن گنج، دزد دریایی با حقوق بالا استخدام می‌کند

در دورانی که بازار کار فناوری بیشتر با تعدیل نیرو و درس هاب اخراج‌های گسترده شناخته می‌شود، یک شرکت نرم‌افزاری آگهی استخدامی غیرمعمول منتشر کرده است.

شرکت AE Studio، فعال در زمینه مشاوره نرم‌افزار و پژوهش در حوزه هوش مصنوعی، قصد دارد یک «دزد دریایی» تمام‌عیار استخدام کند. وظیفه این فرد، با کمک الگوریتم‌های پیشرفته، یافتن و بیرون کشیدن گنجینه‌های غرق‌شده در اعماق اقیانوس‌ها خواهد بود. حقوق این شغل تا ۵۰۰هزار دلار در سال تخمین زده شده و بخشی از غنایم نیز به او تعلق خواهد گرفت.

پشت این ماجراجویی عجیب، فناوری پیچیده‌ای نهفته است. شرکت AE Studio ادعا می‌کند مدل‌های هوش مصنوعی خود را برای بررسی ۸۰ میلیون صفحه سند تاریخی به کار گرفته است. این اسناد، که بیش از پنج قرن از دوره استعمار اسپانیا را پوشش می‌دهند، شامل گزارش‌های دریانوردی، اسناد نیروی دریایی، مدارک بیمه و نوشته‌های اداری از سراسر امپراتوری اسپانیا هستند.

هوش مصنوعی با مطالعه و تطبیق این حجم عظیم اطلاعات، مکان‌هایی را که بیشترین احتمال را برای یافتن کشتی‌های غرق‌شده و محموله‌های گم‌شده آن‌ها دارند، شناسایی می‌کند. به عبارت ساده‌تر، این فناوری نقش یک نقشه‌خوان ماهر را ایفا می‌کند که قرن‌ها اسناد را در کسری از ثانیه مرور کرده و سرنخ‌هایی را ارائه می‌دهد که تاکنون برای هیچ‌کس قابل دسترس نبوده است.

چه کسی می‌تواند دزد دریایی مدرن شود؟

ماجرا از این هم جذاب‌تر می‌شود؛ زیرا با وجود الگوریتم‌های پیشرفته، همچنان به نیروی انسانی نیاز است تا وارد آب شود و گنج را از اعماق بیرون بیاورد. هوش مصنوعی قادر به شنا کردن یا بیرون کشیدن صندوق‌های غرق‌شده نیست و این دقیقاً جایی است که نقش انسان پررنگ می‌شود.

شرکت برای این موقعیت شغلی، فهرستی طولانی از پیش‌نیازها را اعلام کرده است:

  • یک عمر تجربه دریانوردی و قایقرانی
  • گواهینامه‌های حرفه‌ای غواصی
  • توانایی غواصی در شرایطی که شرکت‌های بیمه از پوشش آن خودداری می‌کنند (یعنی شرایط بسیار خطرناک)
  • آشنایی با امور اداری و بوروکراتیک برای اخذ مجوزها، هماهنگی با بنادر و برخورد با موجودات دریایی

علاوه بر این موارد، برخی شرایط به عنوان امتیاز اضافی در نظر گرفته شده‌اند؛ از جمله:

  • سابقه بازیابی اشیای تاریخی مربوط به پیش از سال ۱۸۰۰
  • تسلط به زبان‌های اسپانیایی، پرتغالی و هلندی
  • گواهینامه‌های قایقرانی معتبر
  • مالکیت قایق بادبانی شخصی
  • تجربه کار در مناطق پرخطر مانند سومالی، تنگه هرمز یا مالاکا

با این توضیحات، به وضوح مشخص است که این شغل برای افراد عادی طراحی نشده و متقاضیان باید توانایی کار در سخت‌ترین شرایط دریایی را داشته باشند.

پاداش و حقوق، ترکیبی از سود و غنیمت

پکیج حقوقی این شغل نیز به سبک قرن هفدهم طراحی شده است؛ یعنی درست مانند قراردادهایی که دزدان دریایی واقعی با حکومت‌ها امضا می‌کردند. متقاضیانی که موفق به کسب این موقعیت شوند، از سه بخش پاداش بهره‌مند خواهند شد:

  • سهام در سرمایه‌گذاری جدید شرکت
  • حقوق نقدی در محدوده ۵۰هزار تا ۵۰۰هزار دلار در سال، با تأکید بر پاداش‌های عملکردی
  • سهمی از غنایم بازیابی‌شده از کشتی‌های غرق‌شده

شرکت نیز مدیریت هزینه‌های قانونی و لجستیکی را بر عهده خواهد گرفت. با این حساب، این شغل می‌تواند برای افراد ماجراجو و جویای نام، هم از نظر مالی و هم از نظر هیجانی، بسیار وسوسه‌انگیز باشد.

اگر فکر می‌کنید این آگهی یک شوخی یا تبلیغات زرد است، باید گفت این موقعیت کاملاً واقعی است. شرکت AE Studio به پروژه‌های غیرمتعارف و خارج از چارچوب شهرت دارد. ممکن است این پروژه در آینده به شرکتی مستقل تبدیل شود و دزدان دریایی کارآفرین را به خود جذب کند.

از سوی دیگر، خود شرکت هشدار داده است چند غواصی اولیه احتمالاً با دست خالی به پایان می‌رسد و نباید انتظار پیدا کردن گنج را از همان روزهای اول داشت. به بیان دیگر، این یک شغل پرمخاطره با ریسک بالا و پاداش احتمالی کلان است.

مختصات گنج‌های احتمالی

به گزارش تامز هاردویر، AE Studio حتی چهار نقطه مختصات جغرافیایی را به عنوان نمونه از مکان‌های کاری بالقوه منتشر کرده است:

  • ۲۴°۵۲’۱۴” شمالی، ۸۱°۳۹’۰۸” غربی: در غرب کی وست، فلوریدا؛ محل غرق شدن کشتی بادبانی اسپانیایی به نام نوسترا سینیورا د آتوچا که در طوفان سال ۱۶۲۲ به زیر آب رفت.
  • ۲۷°۲۱’۰۲” شمالی، ۸۰°۱۷’۵۵” غربی: ساحل معروف «گنج» در فلوریدا؛ جایی که ۱۱ کشتی اسپانیایی در سال ۱۷۱۵ غرق شدند.
  • ۱۵°۰۴’۳۱” شمالی، ۷۵°۵۸’۱۲” غربی: در نزدیکی کارتاخنا، کلمبیا؛ به نظر می‌رسد بخشی از مسیرهای دریانوردی اسپانیا در سال ۱۷۳۹ بوده است.
  • ۰۶°۱۲’۴۷” جنوبی، ۳۸°۲۲’۰۴” شرقی: نزدیکی سواحل تانزانیا؛ تنها نقطه خشکی در آن منطقه که به سال ۱۷۹۸ اشاره دارد.

در نهایت، این موقعیت شغلی یادآور روزگاری است که دزدان دریایی با نقشه‌های مرموز به دنبال گنج می‌گشتند؛ با این تفاوت که این بار هوش مصنوعی جای نقشه‌های کاغذی را گرفته و به جای کشتی‌های چوبی، از زیردریایی‌های مجهز استفاده می‌شود. اگر از آن دسته افرادی هستید که تجربه کافی در دریانوردی دارید و از ماجراجویی در شرایط سخت استقبال می‌کنید، شاید این بهترین فرصت برای شروع فصل جدیدی در زندگی شغلیتان باشد!

تبارهای ارواح؛ انسان‌های امروزی وارث ژن‌هایی از دو گونه ناشناخته هستند

ژنوم انسان‌های امروزی حامل ردپای دو تبار منقرض‌شده و ناشناخته از انسان‌هاست. پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، با ابداع روشی تازه برای بازسازی شجره‌نامه‌ی ژنتیکی بیش از ۵۰۰ نمونه از ژنوم انسان‌های سراسر جهان، بدون نیاز به هیچ نمونه‌ی دی‌ان‌ای باستانی، توانستند نشانه‌هایی از آمیزش انسان امروزی با دو جمعیت باستانی ناشناخته را کشف کنند.

به‌گزارش لایو‌ساینس ، پژوهشگران این جمعیت‌ها را «تبارهای ارواح» می‌نامند. براساس یافته‌های پژوهشی تازه، یکی از این تبارها ردی از DNA خود را در ژنوم تمام انسان‌های امروزی، فارغ از نژاد و خاستگاه جغرافیایی، برجای گذاشته است. تبار دیگر که پژوهشگران آن را «فوق‌باستانی» می‌خوانند، به نزدیک به دو میلیون سال پیش بازمی‌گردد و تنها در ژنوم برخی از مردم اقیانوسیه قابل ردیابی است.

پریا مورجانی، ژنتیک‌دان تکاملی انسان در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی و از نویسندگان مطالعه، توضیح می‌دهد که این جمعیت‌های منقرض‌شده احتمالاً صدها هزار سال، یا حتی بیش از یک میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند، اما ردپای میراث آس بلاگ ژنتیکی‌شان همچنان در ژنوم ما حفظ شده است.

درطول دهه‌های اخیر، شواهد ژنتیکی متعددی نشان داده‌اند که گونه‌ی ما، یعنی هومو ساپینس یا انسان خردمند در دوره‌هایی از تاریخ تکاملی خود با خویشاوندان منقرض‌شده‌ای همچون نئاندرتال‌ها و دنیسوواها آمیزش داشته است. بیشتر مردمی که تبار آفریقایی جنوب صحرا ندارند، حدود ۱ تا ۲٫۴ درصد از ژنوم خود را از نئاندرتال‌ها به ارث برده‌اند و آسیایی‌ها و مردم اقیانوسیه (ساکنان جزایر اقیانوس آرام) نیز حدود ۰٫۱ تا ۶ درصد تبار دنیسووانی در ژنوم خود دارند.

انسان‌های امروزی احتمالاً با گروه‌های دیگری از انسان‌های منقرض‌شده نیز آمیزش داشته‌اند

با‌این‌حال، مدت‌هاست دانشمندان گمان می‌کنند انسان‌های امروزی احتمالاً با گروه‌های دیگری از انسان‌های منقرض‌شده نیز که هنوز شناسایی نشده‌اند، آمیزش داشته‌اند. اما کمبود نمونه‌های DNA باستانی، شناسایی سهم این تبارهای ناشناخته یا همان «ارواح ژنتیکی» را دشوار کرده است.

مورجانی می‌گوید: «DNA باستانی درک ما از تکامل انسان را دگرگون کرده، اما تنها می‌تواند درباره‌ی جمعیت‌هایی اطلاعات بدهد که DNA‌-شان باقی مانده باشد. DNA تنها در شرایط بسیار خاص، عموماً محیط‌های سرد و خشک، دوام می‌آورد؛ به همین دلیل بخش بزرگی از تاریخ تکاملی ما، به‌ویژه در آفریقا، دیگر مناطق گرمسیری و بازه‌های زمانی بسیار دور، همچنان از دسترسمان خارج مانده است.»

جستجوی اجداد گمشده

مورجانی و همکارانش، پژوهش خود را با این فرضیه آغاز کردند که ژنوم هر فرد، حاوی سابقه‌ای از کل تبار اوست. آن‌ها به دنبال پاسخ این پرسش بودند که آیا می‌توان نشانه‌هایی از نیاکان دیرینه و منقرض‌شده را در دل ژنوم انسان‌های امروزی یافت یا نه.

پژوهشگران روشی تازه برای مقایسه و تحلیل بیش از ۵۰۰ ژنوم کامل از انسان‌های امروزی سراسر جهان ابداع کردند. با استفاده از این داده‌ها، تیم شجره‌نامه‌ی کامل هر بخش از ژنوم افراد را بازسازی کرد؛ به این ترتیب، درخت‌های تبارشناسی دقیقی ترسیم شد که نشان می‌دهند لحظه‌ی انشعاب و ادغام هر رشته‌ی ژنتیکی در کجا رخ داده است. تمرکز اصلی تیم تحقیق بر نیاکانی بود که تفاوت ژنتیکی عمیقی با انسان امروزی داشتند و مدت‌ها پیش از مسیر تکامل انسان مدرن جدا شده بودند.

برخلاف روش‌های پیشین، تکنیک تازه نیازی به نمونه‌ی DNA از فسیل‌ها ندارد تا بتواند توالی‌های ژنتیکی باستانی را در ژنوم انسان امروزی شناسایی کند. به گفته‌ی مورجانی، دیگر لازم نیست منتظر یافتن فسیل‌هایی با کیفیت حفاظت استثنایی بمانیم؛ ژنوم انسان‌های زنده‌ی امروزی خود حامل ردپای نیاکان باستانی است و روش‌های تبارشناسی ژنتیکی امکان بازیابی بخشی از این تاریخ پنهان را فراهم می‌کنند.

پژوهشگران روش تازه را نخست در عمل آزمودند و دریافتند که به‌درستی نیاکان نئاندرتالی و دنیسووایی را در ژنوم انسان امروزی شناسایی می‌کند. اما فراتر از آن، این روش نشانه‌هایی از آمیزش با گروه‌های منقرض‌شده‌ی ناشناخته‌ای را نیز آشکار کرد که تاکنون هیچ‌کس از وجودشان خبر نداشت.

براساس یافته‌های تیم، DNA یکی از این تبارهای ارواح در ژنوم همه‌ی انسان‌های امروزی یافت می‌شود. این یافته نشان می‌دهد که این تبار پیش از آخرین موج مهاجرت هومو ساپینس از آفریقا به دیگر نقاط جهان، یعنی بیش از ۵۰هزار سال پیش، در آفریقا با انسان امروزی آمیزش داشته است.

یولین ژانگ، زیست‌شناس محاسباتی دانشگاه کالیفرنیا برکلی و از نویسندگان مطالعه، در بیانیه‌ای گفت: «پژوهش‌های پیشین نشان داده بودند احتمالاً تبار ارواحی، یعنی تباری از جمعیت‌های باستانی ناشناخته، در انسان امروزی وجود دارد، اما مشخص نکرده بودند این تبار ناشناخته تنها در آفریقایی‌ها حضور دارد یا نه و این رخداد آمیزشی دقیقاً چه زمانی رخ داده است. ما در این مطالعه توانستیم مکان‌های ژنومی مرتبط با این تبار ارواح را در انسان امروزی شناسایی و نقشه‌برداری کنیم و نشان دهیم این تبار در همه‌ی انسان‌های امروزی حضور دارد، نه فقط آفریقایی‌ها.»

تبار ناشناخته پیش از آخرین موج مهاجرت از آفریقا با انسان امروزی آمیزش داشته است

دی‌ان‌ای تبار تازه‌کشف‌شده حدود ۰٫۵ تا ۱ درصد از ژنوم انسان‌های امروزی را تشکیل می‌دهد؛ رقمی که قابل‌مقایسه با سهم DNA نئاندرتالی در ژنوم بسیاری از مردم امروز است. به گفته‌ی پژوهشگران، این تبار احتمالاً حدود ۸۰۰هزار سال پیش، تقریباً هم‌زمان با جدایی نئاندرتال‌ها و دنیسوواها، از مسیر تکاملی نیاکان انسان امروزی منشعب شده است.

یکی از نامزدهای احتمالی برای تبار ارواح، انسان هایدلبرگی ( Homo heidelbergensis ) است؛ گونه‌ای انسان‌تبار که از حدود ۷۰۰هزار تا ۲۰۰هزار سال پیش در آفریقا و اروپا می‌زیسته است. کریس استرینگر، دیرین‌مردم‌شناس موزه‌ی تاریخ طبیعی لندن، می‌گوید موافق است که این تبار ارواح می‌تواند همان انسان هایدلبرگی باشد؛ گونه‌ای که تا حدود ۳۰۰هزار سال پیش نیز در آفریقا حضور داشته است.

پژوهشگران همچنین شواهدی یافتند که نشان می‌دهد مردم اقیانوسیه ردپایی از تباری فوق‌باستانی را به ارث برده‌اند که حدود ۱٫۸ میلیون سال پیش، یعنی پیش از پیدایش نیای مشترک انسان امروزی، نئاندرتال‌ها و دنیسوواها، از مسیر تکاملی نیاکان انسان جدا شده بود. این DNA فوق‌باستانی به‌طور میانگین تنها حدود ۰٫۰۰۲ درصد از ژنوم افراد اقیانوسیه‌ی بررسی‌شده را تشکیل می‌دهد و در درون بخش‌هایی از ژنوم که منشأ دنیسوانی دارند یافت شده است؛ نشانه‌ای از اینکه این DNA فوق‌باستانی از طریق آمیزش با دنیسوواها به انسان امروزی راه یافته است.

هوش مصنوعی فاش کرد: آمیزش میان اجداد ما و نئاندرتال‌ها بسیار زودتر از حد تصور قبل آغاز شد 27 تیر 04 مطالعه ‘ 3

یک انسان مدرن و نئاندرتال با هم آمیزش کردند؛ ۱۴۰هزار سال بعد اسکلت فرزندشان کشف شد 30 مرداد 04 مطالعه ‘ 4

نئاندرتال‌ها و انسان‌های امروزی در کوه‌های زاگرس ایران با یکدیگر آمیزش کردند 15 مهر 03 مطالعه ‘ 3

تبار ناشناخته‌ای از انسان‌ها هفت هزار سال پیش در صحرای سبز زندگی می‌کرد 20 فروردین 04 مطالعه ‘ 3

فرناندو ویانیا، ژنتیک‌دان جمعیت در دانشگاه کلرادو بولدر، می‌گوید قدمت DNA فوق‌باستانی نشان می‌دهد احتمالاً این توالی‌ها نخست از انسان راست‌قامت ( Homo erectus )، صاحب طولانی‌ترین عمر یک گونه‌ی شناخته‌شده‌ی انسانی، به دنیسوواها و سپس به انسان امروزی راه یافته‌اند. به گفته‌ی وی، این فرضیه منطقی به نظر می‌رسد، چرا که جمجمه‌های یافت‌شده از انسان راست‌قامت در یون‌شیان چین، ویژگی‌های مشترکی با فسیل‌های دنیسوانی دارند. با‌این‌حال، تاکنون تنها بخش محدودی از مواد ژنتیکی این گونه تحلیل شده است.

آمیزش بین‌گونه‌ای قاعده تکامل انسان بوده است

به گفته‌ی ویانیا، یافته‌های مطالعه نشان می‌دهند انسان امروزی محصول آمیزش چند گونه‌ی متفاوت است و «دورگه‌شدن قاعده بوده، نه استثنا». او افزود این پدیده در تکامل بسیاری از گونه‌های دیگر نیز رایج بوده و این یافته‌ها به بازنگری در نگرش علمی ما نسبت به استثناگرایی انسانی کمک می‌کند.

بخش‌های ژنتیکی برجای‌مانده از تبارهای تازه‌کشف‌شده در سراسر ژنوم انسان پراکنده‌اند، اما بیشترین تراکم آن‌ها در بخش‌هایی از ژنوم دیده می‌شود که با سامانه‌ی ایمنی و عملکرد متابولیک ارتباط دارند. مورجانی این الگو را منطقی می‌داند، چرا که نیاز به سازگاری با میکروب‌های تازه و منابع غذایی جدید، یکی از قوی‌ترین محرک‌های تکامل انسان بوده است. آمیزش با دیگر گروه‌های منقرض‌شده‌ی انسانی، به انسان امروزی امکان داد DNA بالقوه سودمند را به دست آورد.

یکی از نامزدهای احتمالی برای تبار ارواح، گونه انسان هایدلبرگی است

مورجانی در جمع‌بندی یافته‌ها افزود: «این پژوهش تغییری بنیادین در نگاه ما به تکامل انسان را تقویت می‌کند. تاریخ انسان، به‌جای یک درخت شاخه‌ای ساده، بیش از پیش به‌صورت شبکه‌ای پیچیده از جمعیت‌ها ظاهر می‌شود که از طریق چرخه‌های مکرر جدایی، مهاجرت و آمیزش به هم متصل‌اند.»

پژوهشگران امیدوارند در آینده با استفاده از روش تازه، نشانه‌هایی از دیگر تبارهای ارواح را نیز شناسایی کنند؛ به‌ویژه آن‌هایی که خاستگاهشان مناطقی همچون آفریقا و جنوب آسیاست و در مطالعات DNA باستانی کمتر نمایندگی داشته‌اند. به گفته‌ی مورجانی، تکنیک تازه می‌تواند به پژوهشگران کمک کند تاریخ تکاملی گونه‌های دیگر را نیز در مواردی که DNA فسیلی کمیاب یا ناموجود است، بررسی کنند.

مطالعه در نشریه‌ی ساینس منتشر شده است.

غزل امیری دنبال کردن

بحران نامرئی در تنگه هرمز؛ کشتی‌های متوقف‌شده میزبان گونه‌های مهاجم دریایی شده‌اند

توقف طولانی‌مدت و بی‌سابقه‌ی بیش از هزار کشتی تجاری در دو سوی تنگه هرمز، شرایطی را رقم زده که به گفته‌ی دانشمندان، می‌تواند به شکل‌گیری رویدادی زیست‌محیطی از نوع «ابرپخش‌کننده» منجر شود. بدنه‌ی کشتی‌های راکد اکنون میزبان انبوهی از میکروب‌های دریایی، جلبک‌ها و بی‌مهرگانی است که با ازسرگیری تردد دریایی، می‌توانند به اکوسیستم‌های دوردست جهان منتقل شوند و خساراتی گسترده برای محیط‌زیست، شیلات و حتی سلامت انسان به باور آورند.

به‌گزارش لایو‌ساینس ، ماریو تامبوری، استاد مرکز علوم محیط‌زیستی دانشگاه مریلند و نویسنده‌ی اول پژوهش، در بیانیه‌ای اعلام کرد: «مقیاس و مدت بی‌سابقه‌ی توقف گسترده کشتی‌های تجاری بزرگ در بهار و تابستان امسال، شرایطی کاملاً مساعد برای وقوع رویداد ابرپخش‌کننده گونه‌های مهاجم دریایی ایجاد کرده است.»

کشتی‌های باری معمولاً در بنادر مختلف، حداکثر یکی دو روز توقف می‌کنند، اما نویسندگان پژوهش می‌گویند موجوداتی که از سراسر جهان وارد این منطقه شده و اکنون در میان کشتی‌های ساکن با یکدیگر ترکیب و پراکنده می‌شوند، پس از حدود ده روز بی‌حرکتی، رشد و تکثیر واقعی خود را آغاز می‌کنند.

موجودات دریایی به‌صورت «تهاجمی» شروع به مستقر شدن روی بدنه کشتی‌ها می‌کنند

پس از گذشت این بازه زمانی، پوشش‌های محافظ ویژه‌ای که بدنه کشتی‌ها را در برابر آلودگی زیستی محافظت می‌کنند، اثربخشی خود را از دست می‌دهند و به این ترتیب، موجودات یادشده به‌صورت «تهاجمی» شروع به مستقر شدن روی بدنه کشتی‌ها می‌کنند. ورود این موجودات به اکوسیستم‌های جدید می‌تواند خسارات جبران‌ناپذیری به‌بار آورد.

جنگ با ایران پیامدهای سنگینی بر جای گذاشته است. پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در نهم اسفند ماه، تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز محدود شد؛ این گذرگاه حیاتی که خلیج فارس را به دریای عمان متصل می‌کند، مسیر انتقال ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت به‌شمار می‌رود. اما پیامدها تنها اقتصادی نیست. تامبوری می‌گوید: «اگرچه پیش‌بینی تهاجم‌های زیستی دریایی دشوار است، این احتمال وجود دارد که چندین گونه در زیستگاه‌های جدید مستقر شوند و برخی نیز آسیب‌های زیست‌محیطی و اقتصادی قابل‌توجهی به‌بار بیاورند.»

تامبوری به نمونه‌ی صدف‌های گورخری ( Dreissena polymorpha ) در دریاچه‌های بزرگ آمریکا اشاره کرد. این نرم‌تنان که زادگاه اصلی‌شان اروپا و آسیاست، احتمالاً در دهه ۱۹۸۰ از طریق آب تخلیه‌شده کشتی‌های باری اروپایی وارد آمریکا شده‌اند. پیامدهای حضور این گونه مهاجم گسترده است: این صدف‌ها جلبک‌هایی را که گونه‌های بومی برای تغذیه به آنها نیاز دارند، فیلتر و حذف می‌کنند و همچنین به صدف‌های بومی می‌چسبند و مانع حرکت، تغذیه و تولیدمثل آنها می‌شوند.

تنگه هرمز: جایی که جغرافیا، اقتصاد جهان را شکل می‌دهد 12 تیر 04 مطالعه ‘ 11

بحران تأمین هلیوم؛ چرا دومین عنصر فراوان جهان روی زمین اهمیت بالایی دارد؟ 02 اردیبهشت 05 مطالعه ‘ 5

از خلیج فارس تا سیلیکون‌ولی؛ انسداد تنگه هرمز چگونه صنعت جهانی تراشه را فلج می‌کند؟ 26 اردیبهشت 05 مطالعه ‘ 6

علاوه‌بر‌این، انسداد لوله‌ها و سامانه‌های تأمین آب از دیگر خساراتی است که هزینه‌ای میلیون دلاری برای رفعش صرف می‌شود. هر صدف گورخری ماده قادر است هزاران تخم تولید کند و به همین دلیل، پس از استقرار جمعیت این گونه در یک منطقه، اقدام مؤثری برای ریشه‌کن کردن آن تقریباً باقی نمی‌ماند.

گونه‌های مهاجم، فراتر از رقابت بر سر فضا و منابع با گونه‌های بومی، می‌توانند ناقل بیماری نیز باشند. ایپریل بلیکسلی، دانشیار زیست‌شناسی دانشگاه شرق کارولینا، می‌گوید: «یکی از نگرانی‌های کمتر محسوس ناشی از تهاجمات زیستی، احتمال گسترش مراحل عفونی انگل‌ها و بیماری‌هایی است که یا درون مخازن آب توازن کشتی‌ها محبوس‌اند یا به موجودات چسبیده به بدنه کشتی وابسته‌اند.»

انگل‌ها و بیماری‌های منتقل‌شده ویا بلاگ توسط کشتی‌ها می‌توانند به گونه‌های بومی سرایت کنند و این امر ممکن است گونه‌های دارای ارزش اکولوژیک یا تجاری را تحت‌تأثیر قرار دهد یا حتی نگرانی‌هایی برای سلامت انسان ایجاد کند. به بیان دیگر، این گونه‌ها می‌توانند بیماری‌هایی را منتقل کنند که توانایی آلوده کردن حیات‌وحش محلی، انسان‌ها و همچنین صنایع شیلات و آبزی‌پروری را دارند.

تامبوری می‌گوید مناطقی که بیشترین آسیب‌پذیری را دارند، نخستین بنادر مقصدی هستند که دما و شوری آب آن‌ها به شرایط منطقه‌ای خلیج فارس نزدیک است؛ به‌ویژه بنادری در هند، سنگاپور، یونان، اسپانیا، هلند و چند بندر دیگر در خاورمیانه.

یکی از نگرانی‌ها، احتمال گسترش مراحل عفونی انگل‌ها و بیماری‌هایی است که یا درون مخازن آب توازن کشتی‌ها محبوس‌اند یا به موجودات چسبیده به بدنه کشتی وابسته‌اند

اکنون پرسش این است که چگونه می‌توان از وقوع رویداد «ابرپخش‌کننده» جلوگیری کرد؟ به گفته‌ی پژوهشگران، شست‌وشوی بدنه‌ی کشتی‌ها در آب، پیش از خروج از خلیج فارس، می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی از گسترش این موجودات بکاهد.

برآورد سطح ریسک هر کشتی پیش از حرکت و همچنین راه‌اندازی شبکه‌های پایش و سامانه‌های تشخیص زودهنگام در بنادر پرخطر نیز از دیگر اقداماتی است که می‌تواند دامنه خسارات را محدود کند.

پژوهشگران در پایان مطالعه نوشتند: «در حالی که پیامدهای انسانی و اقتصادی رویدادهایی مانند جنگ در خاورمیانه همیشه بالاترین اولویت را خواهد داشت، آثار زیست‌محیطی نباید نادیده گرفته شود.»

مطالعه در مجله‌ی Biological Invasions منتشر شده است.

غزل امیری دنبال کردن