اپل به پشتیبانی نرم‌افزاری 16 محصول محبوب خود پایان می‌دهد؛ فهرست کامل

اپل در جریان WWDC 2026 جزئیات سیستم‌عامل‌های جدید خود را منتشر کرد و در کنار قابلیت‌های تازه، فهرست محصولاتی را نیز مشخص کرد که دیگر به‌روزرسانی‌های اصلی را دریافت نخواهند کرد. براساس اطلاعات منتشرشده، 16 دستگاه اپل از چهار خانواده محصولی مختلف از پاییز امسال از دریافت جدیدترین نسخه سیستم‌عامل‌های اپل محروم می‌شوند.

خلاصه خبر در یک نگاه:

🔷 اپل پشتیبانی نرم‌افزاری 16 دستگاه را با انتشار نسخه‌های جدید سیستم‌عامل متوقف می‌کند.
🔷 نسخه جدید watchOS 27 بزرگ‌ترین موج حذف پشتیبانی اپل واچ را رقم زده است.
🔷 در iPadOS 27 پشتیبانی از پنج مدل آیپد کنار گذاشته می‌شود.
🔷 سیستم‌عامل macOS 27 Golden Gate به دوران مک‌های مبتنی‌بر پردازنده اینتل پایان می‌دهد.
🔷 دستگاه‌های حذف‌شده همچنان برای مدتی به‌روزرسانی‌ها و وصله‌های امنیتی را دریافت خواهند کرد.

بزرگ‌ترین موج حذف پشتیبانی جالبفا در تاریخ اپل واچ

بیشترین تغییرات مربوط به watchOS 27 است. اپل در این نسخه پشتیبانی از پنج مدل اپل واچ را متوقف کرده و از این پس تنها مدل‌های مجهز به تراشه‌های S9 و S10 می‌توانند نسخه جدید سیستم‌عامل را دریافت کنند.

Apple Watch Series 6 (2020)

Apple Watch Series 7 (2021)

Apple Watch Series 8 (2022)

Apple Watch Ultra نسل اول (2022)

Apple Watch SE نسل دوم (2022)

این تصمیم بزرگ‌ترین حذف هم‌زمان نسل‌های مختلف اپل واچ از زمان معرفی این محصول محسوب می‌شود.

🔴 همچنین بخوانید: کدام اپل واچ ها آپدیت watchOS 27 را دریافت می‌کنند؟

کدام آیپدها iPadOS 27 را دریافت نمی‌کنند؟

اپل در iPadOS 27 حداقل سخت‌افزار موردنیاز را به تراشه A14 Bionic یا تراشه‌های سری M افزایش داده است. درنتیجه پنج مدل آیپد که همچنان از iPadOS 26 پشتیبانی می‌کنند، از فهرست نسخه جدید حذف شده‌اند.

این درحالی‌است که iPadOS 26 تنها یک مدل را از فهرست پشتیبانی حذف کرده بود و تغییرات امسال بسیار گسترده‌تر هستند.

برخی مدل‌های اپل واچ، آیپد و مک دیگر آپدیت جدید دریافت نمی‌کنند.

macOS 27 رسماً به دوران مک‌های اینتل پایان می‌دهد

macOS 27 Golden Gate نقطه پایان رسمی پشتیبانی از مک‌های مبتنی‌بر پردازنده اینتل است. اپل سال گذشته اعلام کرده بود که macOS Tahoe آخرین نسخه اصلی برای این دستگاه‌ها خواهد بود و اکنون این تصمیم اجرایی شده است.

مدل‌های زیر دیگر macOS 27 را دریافت نخواهند کرد:

MacBook Pro 16 اینچی (2019)

MacBook Pro 13 اینچی (2020، چهار درگاه Thunderbolt 3)

iMac (2020)

Mac Pro (2019)

کدام مدل‌های Apple TV از فهرست پشتیبانی خارج شدند؟

اپل در نسخه tvOS 27 نیز دو محصول قدیمی را کنار گذاشته است. از این پس تنها Apple TV 4K نسل دوم و نسل سوم می‌توانند نسخه جدید سیستم‌عامل را دریافت کنند.

Apple TV HD (2015)

Apple TV 4K نسل اول (2017)

آیا دستگاه‌های قدیمی کاملاً بدون پشتیبانی می‌شوند؟

خیر. کاربران این دستگاه‌ها همچنان برای مدتی از به‌روزرسانی‌های امنیتی بهره‌مند خواهند شد. اپل معمولاً حداقل یک سال پس از انتشار نسخه جدید سیستم‌عامل، وصله‌های امنیتی را برای نسخه قبلی ارائه می‌کند.

بااین‌حال، قابلیت‌های جدید و ویژگی‌های مبتنی‌بر هوش مصنوعی تنها در اختیار دستگاه‌هایی قرار خواهند گرفت که از سیستم‌عامل‌های جدید پشتیبانی می‌کنند.

جمع‌بندی

اپل امسال یکی از گسترده‌ترین موج‌های پایان پشتیبانی نرم‌افزاری را اجرا می‌کند. اپل واچ‌های قدیمی، چندین مدل آیپد، آخرین مک‌های اینتل و دو نسل از Apple TV دیگر قادر به دریافت جدیدترین سیستم‌عامل‌های این شرکت نخواهند بود. بااین‌حال، کاربران فعلی همچنان برای مدتی از به‌روزرسانی‌های امنیتی بهره خواهند برد.

دستگاه شما در فهرست محصولات حذف‌شده قرار دارد یا همچنان از جدیدترین نسخه‌های سیستم‌عامل اپل پشتیبانی می‌کند؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

ایلان ماسک اکنون اولین تریلیونر جهان است

ایلان ماسک  پس از عرضه اولیه سهام اسپیس ایکس (SpaceX) در بورس نزدک، رسماً به نخستین فرد تریلیونر جهان با ثروت بیش از یک تریلیون دلار تبدیل شد. ارزش دارایی‌های ماسک که پیش چیفا از عرضه اولیه اسپیس ایکس حدود ۸۰۰ میلیارد دلار برآورد می‌شد، با جهش ارزش سهام این شرکت اکنون از مرز یک تریلیون دلار عبور کرده است. بخش بزرگی از این افزایش ثروت به مالکیت حدود ۴.۸ میلیارد سهم اسپیس ایکس توسط ماسک مربوط می‌شود. علاوه بر آن، دارایی‌های او در شرکت‌هایی مانند تسلا، xAI و سایر کسب‌وکارهای تحت مدیریت وی نیز در محاسبه ثروت خالص او لحاظ شده‌اند.

خلاصه خبر در یک نگاه

🔷 ثروت ایلان ماسک پس از عرضه اولیه اسپیس ایکس از یک تریلیون دلار عبور کرد.

🔷 سهام SPCX معاملات خود را با قیمت ۱۵۰ دلار آغاز کرد.

🔷 ماسک مالک حدود ۴.۸ میلیارد سهم اسپیس ایکس است.

🔷 اسپیس ایکس در سال جاری کسب‌وکارهای فضایی، هوش مصنوعی و شبکه اجتماعی ماسک را به یکدیگر نزدیک‌تر کرده است.

🔷 ثروت ماسک اکنون تقریباً معادل مجموع دارایی چهار فرد ثروتمند بعدی جهان است.

🔷 عبور از مرز یک تریلیون دلار، رکوردی تاریخی در ثروت شخصی محسوب می‌شود.

عبور از مرز تاریخی یک تریلیون دلار

سهام اسپیس ایکس با نماد SPCX معاملات خود را با قیمت ۱۵۰ دلار آغاز کرد و در ادامه نیز بالاتر از سطح ۱۳۸ دلار باقی ماند؛ قیمتی که برای رساندن ارزش دارایی‌های ایلان ماسک به بیش از یک تریلیون دلار کافی بود.

این اتفاق یک نقطه عطف تاریخی در دنیای تجارت و فناوری محسوب می‌شود و نام ماسک را به‌عنوان نخستین تریلیونر جهان ثبت می‌کند.

اسپیس ایکس، xAI و شبکه اجتماعی X زیر یک چشم‌انداز مشترک

اسپیس ایکس در اوایل سال جاری ساختار همکاری میان کسب‌وکارهای فضایی، هوش مصنوعی و رسانه‌ای ایلان ماسک را تقویت کرد. این مجموعه شامل اسپیس‌ایکس، شرکت هوش مصنوعی xAI و پلتفرم اجتماعی X است.

طبق اسناد رسمی عرضه اولیه سهام، هدف این اکوسیستم توسعه فناوری‌هایی عنوان شده که بتوانند:

زندگی انسان را به چند سیاره گسترش دهند.

درک عمیق‌تری از ماهیت جهان فراهم کنند.

زیرساخت‌های مورد نیاز برای آینده هوش مصنوعی را توسعه دهند.

این شرکت همچنین از مفهوم «رایانش مداری هوش مصنوعی» (Orbital AI Compute) سخن گفته؛ ایده‌ای که بر استقرار مراکز داده هوش مصنوعی در فضا و استفاده از موشک‌های قابل استفاده مجدد برای پشتیبانی از آن‌ها تمرکز دارد.

ثروت ماسک در مقایسه با دیگر میلیاردرهای جهان

بر اساس داده‌های منتشرشده، ثروت ایلان ماسک اکنون تقریباً با مجموع دارایی چهار نفر از ثروتمندترین افراد جهان برابری می‌کند.

طبق آمار منتشرشده، مجموع ثروت لری پیج، سرگئی برین، جف بزوس و لری الیسون اندکی بیش از یک تریلیون دلار برآورد می‌شود؛ رقمی که تقریباً با دارایی فعلی ایلان ماسک برابری می‌کند.

ایلان ماسک، اولین تریلیونر جهان

از نخستین میلیاردر جهان تا نخستین تریلیونر

عبور ایلان ماسک از مرز یک تریلیون دلار، بیش از یک قرن پس از ثبت نخستین رکورد میلیارد دلاری جهان رخ داده است.

در سال ۱۹۱۶ میلادی، جان دی. راکفلر به نخستین فردی تبدیل شد که ثروتش از یک میلیارد دلار عبور کرد. اکنون، حدود ۱۱۰ سال بعد، ایلان ماسک اولین فردی است که به باشگاه تریلیون دلاری‌ها راه پیدا می‌کند.

به نظر شما آیا ارزش‌گذاری فعلی اسپیس ایکس و شرکت‌های تحت مدیریت ایلان ماسک می‌تواند در بلندمدت حفظ شود یا بازار در حال تجربه یکی از بزرگ‌ترین موج‌های هیجان سرمایه‌گذاری تاریخ است؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

شیائومی MiMo Code را متن‌باز کرد؛ هوش مصنوعی عاملی با حافظه دائمی و پشتیبانی از پروژه‌های طولانی

شیائومی به‌صورت رسمی از MiMo Code V0.1.0 رونمایی و کد منبع آن را منتشر کرد. این ابزار جدید یک دستیار برنامه‌نویسی مبتنی بر هوش مصنوعی است که از طریق ترمینال (Terminal) اجرا می‌شود و با هدف حل یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ابزارهای کدنویسی مبتنی بر هوش مصنوعی توسعه یافته است؛ مشکلی که باعث می‌شود مدل‌ها در پروژه‌های طولانی‌مدت به‌تدریج زمینه گفتگو و تصمیمات قبلی را فراموش کنند. MiMo Code بر پایه مدل متن‌باز MiMo-7B و پروژه OpenCode ساخته شده و علاوه بر قابلیت‌های کدنویسی، از یک سیستم حافظه دائمی بهره می‌برد که امکان مدیریت پروژه‌های پیچیده و بلندمدت را فراهم می‌کند.

خلاصه خبر در یک نگاه

🔷 شیائومی نسخه متن‌باز MiMo Code V0.1.0 را منتشر کرد.

🔷 این ابزار یک دستیار برنامه‌نویسی مبتنی بر ترمینال است.

🔷 سیستم حافظه دائمی از فراموش شدن اطلاعات پروژه جلوگیری می‌کند.

🔷 قابلیت Compose Mode می‌تواند کل فرآیند توسعه نرم‌افزار را مدیریت کند.

🔷 پشتیبانی از مدل MiMo-V2.5 به‌صورت رایگان ارائه می‌شود.

🔷 امکان اتصال به DeepSeek، Kimi و GLM نیز وجود دارد.

🔷 هوش مصنوعی MiMo Code تحت مجوز MIT منتشر شده است.

هوش مصنوعی MiMo Code چیست؟

MiMo Code تنها یک مدل هوش مصنوعی نیست، بلکه یک AI Coding Agent کامل محسوب می‌شود که برای کمک به توسعه‌دهندگان در پروژه‌های نرم‌افزاری طولانی‌مدت طراحی شده است.

این ابزار بر پایه پروژه متن‌باز OpenCode توسعه یافته و تحت مجوز MIT منتشر شده است؛ بنابراین توسعه‌دهندگان می‌توانند آزادانه از آن استفاده کرده، تغییرات دلخواه خود را اعمال کنند یا پروژه‌های جدیدی بر اساس آن بسازند.

به‌صورت پیش‌فرض، MiMo Code به مدل MiMo-V2.5 متصل می‌شود، اما کاربران می‌توانند از سرویس‌های شخص ثالث نیز استفاده کنند.

مدل‌های پشتیبانی‌شده

MiMo-V2.5

DeepSeek

Kimi

GLM

🔴 همچنین بخوانید: شیائومی از مدل اختصاصی هوش مصنوعی خود رونمایی کرد: MiMo-V2-Flash

سیستم حافظه دائمی؛ راهکار شیائومی برای مشکل فراموشی هوش مصنوعی

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های MiMo Code سیستم Persistent Memory یا حافظه دائمی آن است.

در بسیاری از دستیارهای کدنویسی مبتنی بر هوش مصنوعی، مدل تنها به پنجره زمینه (Context Window) متکی است. زمانی که حجم گفتگو یا پروژه از این محدوده فراتر می‌رود، مدل تصمیمات قبلی و اطلاعات مهم را فراموش می‌کند.

شیائومی برای حل این مشکل یک زیرعامل (Subagent) مستقل در پس‌زمینه قرار داده که به‌طور مداوم اطلاعات پروژه را ذخیره و مدیریت می‌کند.

زمانی که مکالمه به محدودیت Context نزدیک شود، این عامل به‌صورت خودکار اطلاعات را خلاصه‌سازی کرده و در قالب حافظه ساختاریافته ذخیره می‌کند تا عامل اصلی بتواند بدون از دست دادن اطلاعات به کار ادامه دهد.

قابلیت Dream برای مدیریت حافظه بلندمدت

شیائومی ویژگی دیگری با نام /dream را نیز به MiMo Code اضافه کرده است.

این قابلیت هر هفت روز یک‌بار به‌صورت خودکار اجرا می‌شود و یک عامل نگهداری مستقل وظایف زیر را انجام می‌دهد:

بررسی جلسات قدیمی

مدیریت فایل‌های حافظه

حذف اطلاعات تکراری

اعتبارسنجی مسیر فایل‌ها

فشرده‌سازی اطلاعات حافظه بلندمدت

بهینه‌سازی داده‌های ذخیره‌شده

شیائومی MiMo Code

قابلیت Compose Mode؛ توسعه کامل نرم‌افزار با یک دستور

هوش مصنوعی شیائومی MiMo Code قابلیت جدیدی با نام Compose Mode ارائه می‌دهد که با فشردن کلید Tab فعال می‌شود.

در این حالت، کاربر تنها هدف یا ایده کلی پروژه را مشخص می‌کند و عامل هوش مصنوعی تلاش می‌کند کل فرآیند را مدیریت کند.

این فرآیند می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

برنامه‌ریزی پروژه

طراحی ساختار نرم‌افزار

تولید کد

اجرای تست‌ها

بازبینی و اصلاح کد

تکمیل گردش کار توسعه

شیائومی ادعا می‌کند این قابلیت می‌تواند خروجی‌هایی در سطح «محصول صنعتی آماده استفاده» تولید کند.

Harness اختصاصی برای مدل‌های MiMo

این پلتفرم به یک چارچوب اختصاصی با نام MiMo Harness مجهز شده است.

برخلاف بسیاری از ابزارهای مشابه که مدل هوش مصنوعی را صرفاً به‌عنوان یک API در نظر می‌گیرند، این چارچوب به‌طور خاص برای بهره‌برداری بهتر از قابلیت‌های مدل‌های MiMo طراحی شده است.

هدف این سیستم متن رو افزایش دقت، هماهنگی و بهره‌وری عامل هوش مصنوعی در پروژه‌های واقعی توسعه نرم‌افزار است.

عملکرد در بنچمارک‌ها

شیائومی نتایج اولیه عملکرد MiMo Code را نیز منتشر کرده است.

طبق ادعای شیائومی، MiMo Code در این آزمایش‌ها حدود ۵ درصد عملکرد بهتری نسبت به Claude Code ارائه کرده است؛ آن هم در شرایطی که از مدل پایه مشابه استفاده می‌کنند.

پشتیبانی از فرمان‌های صوتی

پلتفرم MiMo Code از سیستم تشخیص گفتار MiMo-V2.5-ASR نیز بهره می‌برد.

کاربران می‌توانند بدون استفاده از صفحه‌کلید، دستورات خود را به‌صورت صوتی وارد کنند.

برخی از قابلیت‌های صوتی شامل:

ارسال دستورات صوتی

اصلاح اشتباهات تایپی

اجرای فرمان‌های سیستمی

فعال‌سازی عملیات Send و Execute

نحوه نصب و راه‌اندازی

شیائومی فرایند نصب MiMo Code را بسیار ساده طراحی کرده است.

macOS و Linux: نصب با یک دستور ترمینال

Windows: نصب از طریق npm

پس از نصب، تنها کافی است دستور mimo در ترمینال اجرا شود تا ابزار راه‌اندازی گردد.

همچنین شیائومی اعلام کرده استفاده از کانال رایگان MiMo-V2.5 نیازی به ساخت حساب کاربری یا ثبت‌نام ندارد.

جمع‌بندی

می‌توان گفت MiMo Code یکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های متن‌باز شیائومی در حوزه هوش مصنوعی محسوب می‌شود. این ابزار با ترکیب حافظه دائمی، مدیریت خودکار زمینه پروژه، قابلیت Compose Mode و پشتیبانی از فرمان‌های صوتی تلاش می‌کند محدودیت‌های فعلی دستیارهای برنامه‌نویسی مبتنی بر هوش مصنوعی را برطرف کند. انتشار این پروژه تحت مجوز MIT نیز می‌تواند توسعه‌دهندگان بیشتری را به استفاده و مشارکت در اکوسیستم MiMo جذب کند.

به نظر شما سیستم‌های حافظه دائمی می‌توانند مشکل اصلی فراموشی مدل‌های هوش مصنوعی در پروژه‌های بزرگ را حل کنند یا همچنان به Context Windowهای بزرگ‌تر نیاز خواهیم داشت؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

رنگ های گلکسی A27 سامسونگ را پیش از معرفی رسمی ببینید

در حالی که سامسونگ هنوز به‌صورت رسمی از Galaxy A27 رونمایی نکرده است، افشاگری‌های جدید جزئیات بیشتری از این گوشی میان‌رده را آشکار کرده‌اند. تازه‌ترین تصاویر فاش‌شده نشان می‌دهند که گلکسی A27 در چهار رنگ زوم اپک مختلف راهی بازار خواهد شد.

خلاصه خبر در یک نگاه

🔷 تصاویر جدید گلکسی A27 چهار رنگ این گوشی را فاش کرده‌اند.

🔷 رنگ‌های مشکی ، آبی ، صورتی روشن و سبز نعنایی برای این مدل در نظر گرفته شده‌اند.

🔷 تصاویر جدید جزئیات تازه‌ای از طراحی دستگاه ارائه نمی‌کنند.

🔷 انتظار می‌رود Galaxy A27 طی ماه‌های آینده معرفی شود.

🔷 گزارش‌های قبلی از ارتقای دوربین سلفی نسبت به گلکسی A26 خبر داده بودند.

رنگ سبز نعنایی گلکسی A27

این اطلاعات در ادامه رندرهای منتشرشده در فروردین‌ماه ۱۴۰۵ ارائه شده‌اند؛ تصاویری که برای نخستین بار طراحی جانشین گلکسی A26 را به نمایش گذاشتند.

🔴 همچنین بخوانید: حذف مموری کارت از گلکسی A27 سامسونگ

گلکسی A27 در چه رنگ‌هایی عرضه می‌شود؟

براساس تصاویر منتشرشده توسط افشاگر شناخته‌شده OnLeaks و وب‌سایت MySmartPrice ، سامسونگ قصد دارد گلکسی A27 را حداقل در سه رنگ زیر عرضه کند:

مشکی (Black)

آبی (Blue)

صورتی روشن (Light Pink)

علاوه بر این، یک فهرست فروشگاهی فاش‌شده نیز وجود نسخه سبز نعنایی (Mint) را تأیید می‌کند. به این ترتیب، تاکنون چهار رنگ مختلف برای این گوشی مشاهده شده است.

گلکسی A27 مشکی

گلکسی A27 صورتی روشن

تصاویر جدید چه اطلاعاتی را فاش می‌کنند؟

رندرهای جدید اگرچه رنگ‌بندی کامل‌تری از گلکسی A27 را نشان می‌دهند، اما اطلاعات تازه‌ای درباره طراحی یا مشخصات فنی دستگاه ارائه نمی‌کنند.

با این حال، انتشار این تصاویر به خریداران احتمالی فرصت می‌دهد تا پیش از معرفی رسمی، با گزینه‌های رنگی دستگاه آشنا شوند و انتخاب بهتری داشته باشند.

🔴 همچنین بخوانید: گلکسی A27 سامسونگ با تراشه Snapdragon ضعیف‌تر از گلکسی A26 عرضه می‌شود؟

گلکسی A27 چه ارتقاهایی خواهد داشت؟

براساس گزارش‌های قبلی، مهم‌ترین تغییر Galaxy A27 نسبت به نسل قبل به دوربین سلفی مربوط می‌شود. گفته می‌شود سامسونگ در این مدل از یک دوربین سلفی ارتقایافته استفاده خواهد کرد که عملکرد بهتری نسبت به گلکسی A26 ارائه می‌دهد.

در حال حاضر جزئیات دقیقی از مشخصات این دوربین منتشر نشده و باید منتظر افشاگری‌های بعدی یا معرفی رسمی سامسونگ ماند.

🔴 همچنین بخوانید: گلکسی A27 سامسونگ بالاخره ظاهری نرمال را به سری Galaxy A2x خواهد آورد

زمان احتمالی معرفی Galaxy A27

هنوز تاریخ رسمی معرفی گلکسی A27 اعلام نشده است، اما با توجه به افزایش تعداد افشاگری‌ها و انتشار تصاویر متعدد، انتظار می‌رود این گوشی طی چند ماه آینده به‌صورت رسمی معرفی و روانه بازار شود.

جمع‌بندی

جدیدترین افشاگری‌ها نشان می‌دهند که سامسونگ گلکسی A27 را در چهار رنگ مشکی، آبی، صورتی روشن و سبز نعنایی عرضه خواهد کرد. اگرچه تصاویر جدید اطلاعات فنی بیشتری از این گوشی ارائه نمی‌دهند، اما شایعات قبلی از ارتقای دوربین سلفی نسبت به گلکسی A26 خبر داده‌اند.

به نظر شما کدام‌یک از رنگ‌های فاش‌شده برای گلکسی A27 جذاب‌تر است؟ آیا سامسونگ باید رنگ‌های بیشتری را برای این میان‌رده در نظر بگیرد؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

برندهای Oppo و Vivo به فکر تولید گیمبال مشابه DJI Osmo Pocket 4 هستند

گزارش جدیدی نشان می‌دهد که دو غول فناوری چینی، اوپو (Oppo) و ویوو (Vivo) ، در حال توسعه دوربین‌های گیمبال‌دار دستی هستند تا وارد رقابت مستقیم با DJI Osmo Pocket 4 شوند. حالا یک افشای تازه جزئیات مهمی از حسگر دوربین این محصولات را فاش کرده است.

خلاصه خبر در یک نگاه

🔷 اوپو و ویوو ظاهراً روی دوربین‌های گیمبال‌دار دستی مشابه DJI Osmo Pocket 4 کار می‌کنند.

🔷 هر دو محصول احتمالاً به حسگر 200 مگاپیکسلی با ابعاد 1/1.2 اینچ مجهز خواهند شد.

🔷 اوپو ممکن است به همکاری با Hasselblad بپردازد.

🔷 ویوو احتمالاً فناوری پردازش تصویر Zeiss را به دستگاه خود خواهد آورد.

🔷 گفته می‌شود دوربین اوپو از سیستم تثبیت‌کننده سه‌محوره مشابه Osmo Pocket 4 بهره می‌برد.

🔷 زمان احتمالی معرفی این محصولات اواخر سال 2026 اعلام شده است.

🔷 اینستا360 نیز عرضه دوربین گیمبال‌دار Luna Ultra را تأیید کرده است.

رقابت جدید در بازار دوربین‌های گیمبال‌دار

بازار دوربین‌های دستی مجهز به گیمبال در سال‌های اخیر با استقبال زیادی مواجه شده و سری DJI Osmo Pocket یکی از شناخته‌شده‌ترین محصولات این دسته محسوب می‌شود. اکنون به نظر می‌رسد اوپو و ویوو نیز قصد دارند با محصولات اختصاصی خود وارد این بازار شوند.

براساس اطلاعات منتشرشده توسط افشاگر معروف Digital Chat Station در شبکه اجتماعی ویبو، هر دو شرکت روی دوربین‌های گیمبال‌دار قابل حملی کار می‌کنند که از سخت‌افزار قدرتمندی بهره خواهند برد.

حسگر 200 مگاپیکسلی؛ برگ برنده اوپو و ویوو؟

طبق این گزارش، دوربین‌های گیمبال‌دار اوپو و ویوو احتمالاً به یک حسگر 200 مگاپیکسلی با ابعاد 1/1.2 اینچ مجهز خواهند شد.

برای مقایسه، DJI Osmo Pocket 4 از یک حسگر 32 مگاپیکسلی استفاده می‌کند، هرچند اندازه حسگر آن بزرگ‌تر و برابر با 1 اینچ عنوان شده است.

در نتیجه، اگرچه محصولات اوپو و ویوو از نظر تعداد پیکسل برتری قابل‌توجهی خواهند داشت، اما اندازه فیزیکی حسگر همچنان یکی از عوامل مهم در کیفیت تصویر، عملکرد در نور کم و دامنه دینامیکی محسوب می‌شود.

اوپو با همکاری Hasselblad وارد میدان می‌شود

یکی از نکات جالب این افشاگری، اشاره به استفاده احتمالی از فناوری پردازش تصویر Hasselblad در دوربین گیمبال‌دار اوپو است.

اوپو طی سال‌های اخیر همکاری نزدیکی با برند مشهور هاسلبلاد در گوشی‌های پرچمدار خود داشته و حالا ممکن است همین تجربه را به محصول جدید خود نیز منتقل کند.

همچنین گزارش‌های قبلی نشان داده بودند که دوربین اوپو احتمالاً از یک سیستم گیمبال سه‌محوره مشابه DJI Osmo Pocket 4 بهره خواهد برد.

همکاری ویوو و ZEISS

ویوو روی تجربه تصویربرداری Zeiss حساب می‌کند

در سوی دیگر، ویوو نیز احتمالاً از تنظیمات و پردازش تصویر توسعه‌یافته با همکاری Zeiss استفاده خواهد کرد.

ویوو پیش‌تر فناوری‌های زایس را در گوشی‌های پرچمدار سری Vivo X300 به کار گرفته و حالا به نظر می‌رسد قصد دارد این همکاری را به بازار دوربین‌های مستقل نیز گسترش دهد.

مقایسه مشخصات فاش‌شده با DJI Osmo Pocket 4

دوربین Insta360 نیز وارد رقابت می‌شود

در همین حال، شرکت Insta360 نیز به‌صورت رسمی تأیید کرده که دوربین گیمبال‌دار جدیدی با نام دی ال بازی Luna Ultra را معرفی خواهد کرد.

این محصول قرار است از طراحی جمع‌وجور، دو لنز و نمایشگر جداشدنی بهره ببرد و یکی دیگر از رقبای جدی DJI در این بازار باشد.

زمان معرفی احتمالی

در حال حاضر هیچ‌یک از شرکت‌های اوپو و ویوو به‌صورت رسمی توسعه این محصولات را تأیید نکرده‌اند. با این حال، گزارش‌ها حاکی از آن است که این دوربین‌های گیمبال‌دار در اواخر سال 2026 معرفی خواهند شد.

بنابراین تا زمان انتشار اطلاعات رسمی، باید این جزئیات را در حد شایعه در نظر گرفت.

جمع‌بندی

اگر این شایعات صحت داشته باشند، بازار دوربین‌های گیمبال‌دار در سال آینده رقابتی‌تر از همیشه خواهد شد. اوپو و ویوو با تکیه بر حسگرهای 200 مگاپیکسلی، فناوری‌های تصویربرداری Hasselblad و Zeiss و احتمالاً سیستم تثبیت‌کننده سه‌محوره، قصد دارند مستقیماً با DJI Osmo Pocket 4 رقابت کنند. حضور هم‌زمان Insta360 نیز می‌تواند انتخاب‌های بیشتری را پیش روی تولیدکنندگان محتوا و علاقه‌مندان به فیلم‌برداری حرفه‌ای قرار دهد.

به نظر شما حسگر 200 مگاپیکسلی می‌تواند مزیت تعیین‌کننده‌ای نسبت به DJI Osmo Pocket 4 باشد یا اندازه بزرگ‌تر حسگر همچنان اهمیت بیشتری در کیفیت تصویر دارد؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

بررسی JBL Tour One M3؛ شاهکاری که فقط با «یک شرط» ارزش خرید دارد

جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین ویژگی هدفون JBL Tour One M3 که آن را از رقبای لوکس بازار متمایز می‌کند، چیزی است که احتمالا دست من و شما به آن نخواهد رسید؛ فرستنده‌ی صوتی هوشمندی که در باندل گران‌تر عرضه می‌شود و اجازه می‌دهد صدای دستگاه‌های فاقد بلوتوث مثل کنسول‌های بازی یا کامپیوترهای قدیمی را روی هدفون داشته باشید و از نمایشگر لمسی آن به‌عنوان ریموت کنترل هدفون استفاده کنید.

در مدلی که ما بررسی کردیم از فرستنده‌ی صوتی هوشمند خبری نبود و بعید می‌دانم در بازار ایران هم به‌راحتی پیدا شود؛ اگر هم پیدا شود، پرداخت ۵۰ دلار اضافه برایش شاید چندان منطقی نباشد؛ اما نگران نباشید؛ حتی اگر این ویژگی نوآورانه را کنار بگذاریم، باز هم فاکتوری وجود دارد که برای خریداران هدفون‌های لوکس به‌شدت مهم است؛ عمر باتری.

هدفون Tour One M3 رکورددار طولانی‌ترین عمر باتری در بین هدفون‌های دورگوشی نیست؛ اما در برابر غول‌هایی مثل ایرپاد مکس ، WH-1000XM5 سونی و حتی مدل جدیدتر XM6 ، عملکردی خیره‌کننده دارد و همین می‌تواند برگ برنده‌ی آن باشد.

اگر کیفیت صدا پایین باشد، هدفون روی گوش راحت نباشد یا سیستم حذف نویز ضعیف عمل کند، عمر باتری طولانی به چه کاری می‌آید؟ پس بیایید با هم ببینیم که آیا هدفون ۳۵۰ دلاری JBL واقعا ارزش خرید دارد یا خیر.

نکات مثبت

طراحی شیک و راحت

عمر باتری فوق‌العاده

صدای طبیعی و متعادل در حالت Hi-Res

کیفیت تماس عالی

لوازم جانبی کامل در جعبه

کیس جمع‌وجور و طراحی متفاوت

حذف نویز رضایت‌بخش

اپلیکیشن کامل با اکولایزر ۱۰ باندی

نکات منفی

کیفیت صدای ناامیدکننده در کدک‌های معمولی

دکمه خاموش/روشن غیرکاربردی

باگ‌ نرم‌افزاری در برخی قابلیت‌های مهم

حساسیت بالای کنترل‌های لمسی

کیفیت ساخت متوسط دکمه‌ها

عرضه فرستنده‌ صوتی اختصاصی فقط در باندل گران‌تر

جذابیت ظاهری و حس راحتی؛ یک شروع امیدوارکننده

شاید در مقدمه با عمر باتری وسوسه‌تان کرده باشم؛ اما ترجیح می‌دهم بررسی هدفون JBL Tour One M3 را با ظاهر و راحتی شروع کنم؛ چرا که رنگ‌بندی‌ مشکی، موکا و آبی هدفون بسیار چشم‌نوازند؛ به‌ویژه رنگ آبی متالیک که وقتی برای اولین بار آن را از جعبه بیرون آوردم، واقعا دلبری می‌کرد.

آخرین تجربه‌ی من از خرید هدفون JBL به‌خاطر راحت‌نبودنش، تقریبا ناامیدکننده بود؛ فشار هدبند و کاپ‌ها آن‌قدر زیاد بود که تحملش بیش از یک ساعت غیرممکن می‌شد و عملا استفاده از هدفون را دشوار می‌کرد؛ خوشبختانه در Tour One M3 داستان فرق می‌کند.

هدبند Tour One M3، نرمی فوق‌العاده‌ای دارد و در استفاده‌های طولانی‌مدت اصلا روی سر ایجاد درد نمی‌کند؛ حتی می‌شود گفت هدبند آن از مدل XM5 سونی هم نرم‌تر است. بااین‌حال، فشار کاپ‌ها دور گوش کمی بیشتر از سونی احساس می‌شود؛ اما نه در حدی که آزاردهنده باشد. به‌نظر می‌رسد کاپ‌های سونی فضای تنفس بیشتری به گوش می‌دهند.

هدفون همان‌قدر که لوکس به‌نظر می‌رسد، در استفاده‌ طولانی هم آرامش‌بخش است

جنس کاپ‌ها از چرم مصنوعی است و در نگاه اول خیلی جان‌سخت و بادوام به‌نظر نمی‌رسد. هدفون جی‌بی‌ال حدود ۲۸ گرم از XM5 وزن بیشتری دارد که در دست حس می‌شود؛ اما همچنان ۱۰۷ گرم از ایرپاد مکس سبک‌تر است و در دسته‌ی هدفون‌های سنگین قرار نمی‌گیرد. کیس هدفون نیز نسبت‌به سونی جمع‌وجورتر و شبیه پیک گیتار طراحی شده، هرچند جای‌دادن درست هدفون داخل آن ممکن است کمی قلق داشته باشد.

دکمه‌ها و کنترل‌های لمسی؛ خوب اما نه بی‌نقص

پرچم‌دار JBL از ترکیب دکمه‌های فیزیکی و کنترل‌های لمسی بهره می‌برد که عملکرد کلی خوبی دارند؛ اما خالی از ایراد نیستند؛ برای مثال، دستتان برای شخصی‌سازی کنترل‌های لمسی بسته است و تنها می‌توانید آن‌ها را از طریق اپلیکیشن غیرفعال کنید. حساسیت پنل‌های لمسی روی کاپ‌ها نیز نسبتا بالاست و گاهی با کوچک‌ترین تماس تصادفی، فعال می‌شوند.

اسلایدر روشن/خاموش بزرگ‌ترین نقطه‌ ضعف طراحی هدفون است

اما نکته‌ای که بیشتر مرا کلافه کرد، اسلایدر خاموش/روشن بود. کار با این دکمه وقتی هدفون روی گوش باشد، دشوار است و اغلب مجبور می‌شوید هدفون را بردارید تا آن را روشن کنید. کیفیت ساخت دکمه‌ها نیز چندان چنگی به دل نمی‌زند.

یک باگ عجیب‌تر هم وجود دارد؛ اگر هدفون را از طریق اپلیکیشن خاموش کنید؛ درحالی‌که اسلایدر در وضعیت «روشن» قرار دارد، برای روشن کردن مجدد باید یک‌بار اسلایدر را به سمت خاموش و دوباره به سمت روشن بکشید! به نظرم استفاده از یک دکمه‌ی فشاری ساده، بسیار منطقی‌تر بود؛ با این حال، وضعیت همچنان بهتر از ایرپاد مکس است که اصلا دکمه‌ی خاموش/روشن ندارد.

کیفیت صدا؛ وقتی همه‌چیز به «منبع پخش» گره می‌خورد

احتمالا در بررسی‌های دیگر بخوانید که صدای Tour One M3 فوق‌العاده است و شانه‌به‌شانه‌ی پرچم‌داران اپل و سونی حرکت می‌کند؛ اما چیزی که من در این بررسی با نسخه‌ی فرم‌ور 4.2.0 کشف کردم این است که اگر قصد دارید با کیفیتی پایین‌تر از کدک LDAC به موسیقی گوش دهید، اصلا حس نخواهید کرد که با هدفون لوکس طرف هستید.

من ابتدا هدفون را با آیفون تست کردم که از LDAC پشتیبانی نمی‌کند و نهایت کیفیت آن در اسپاتیفای، 320kbps است. در کمال تعجب، صدا بسیار بی‌رمق‌تر از حد انتظار بود. در مقایسه با XM5 که تأکید زیادی روی بیس دارد، ضعف در پوشش بازه‌ی پایینی کاملا مشهود بود. بازه‌ی بالایی هم شفافیت لازم را نداشت و انگار صدا از پشت چند لایه پرده شنیده می‌شد. تنها پوشش فرکانس‌های میانی قابل‌قبول بود؛ اما برای ژانرهایی مثل هیپ‌هاپ، ارکسترال و به‌خصوص متال، به‌هیچ‌عنوان تجربه‌ی خوبی رقم نزد.

بدون LDAC بهتر است سراغ این هدفون نیایید

اما وقتی هدفون را به گوشی گلکسی S25 اولترا متصل و کدک LDAC و کیفیت Lossless اسپاتیفای را فعال کردم، همه‌چیز زیرورو شد. تازه آنجا بود که توانستم بگویم صدای این هدفون واقعا پریمیوم است و شایستگی رقابت با پرچمداران را دارد.

پس اگر گوشی شما از LDAC پشتیبانی نمی‌کند یا قصد ندارید از هدفون به‌صورت سیمی استفاده کنید، شاید بهتر باشد دور هدفون Tour One M3 را خط بکشید.

موشکافی صدا با کدک LDAC

درایورهای دینامیک ۴۰ میلی‌متری JBL از درایورهای ۳۰ میلی‌متری XM5 بزرگ‌تر هستند و روی کاغذ پتانسیل جابه‌جایی هوای بیشتر و ایجاد دامنه‌ی دینامیکی وسیع‌تری را دارند؛ هرچند در عمل تفاوت چشمگیری احساس نمی‌شود. به‌طور کلی، صدای این هدفون دلنشین، پرحجم و گوش‌نواز است و برخلاف سونی که صدایی گرم و بیس‌محور دارد، JBL بیشتر به سمت صدای خنثی و متعادل تمایل دارد.

پوشش بازه‌ی پایینی حتی در حالت متعادل، همچنان جان‌دار و کوبنده است؛ مثلا در قطعه‌ی الکترونیک Mind Parade از ساندترک بازی Katana Zero ، سینت‌بیس‌ها به‌خوبی شنیده می‌شوند و لایه‌های زیرین آن‌ها با عمقی لذت‌بخش احساس می‌شوند. هدفون به‌خوبی از پس پوشش فرکانس‌های پایین بدون ایجاد همپوشانی روی سایر فرکانس‌ها برمی‌آید و ضربات، حالتی پانچی و محکم دارند.

در ترک شلوغ و متال Wonders at Your Feet ، پاسخ‌دهی درایورها به کیک-درام عالی است. ضربات پدال‌ها با کوبش سریع و افت مناسب اجرا می‌شوند؛ به‌طوری که لرزش و انرژی آن را در قفسه‌ی سینه حس می‌کنید، بدون اینکه صدای بیس، وضوح گیتارهای دیستورت‌شده را کدر کند.

نقطه‌‌‌قوت صدای JBL در بازه‌ی میانی است؛ میدرنج نه عقب‌رفته و نه بیش از حد اغراق‌شده؛ بلکه حضور فوق‌العاده‌ای دارد؛ مثلا در آلبوم پست‌راک و آکوستیک Unplugged from the Moon از گروه Kwoon، هدفون از جان و دل مایه می‌گذارد. صدای خواننده با بافتی مخملی و بسیار صمیمی شنیده می‌شود و تفکیک آن از صدای گیتار به قدری دقیق است که انگار در ردیف اول کنسرت نشسته‌اید.

اگر اولویت شما موسیقی‌ وکال‌محور و آکوستیک است، شفافیت میدرنج هدفون هدفون JBL Tour One M3 کاملا راضی‌تان خواهد کرد.

بازه‌ی تریبل در Tour One M3 هم به گونه‌ای تنظیم شده است که فضای کافی به موسیقی می‌دهد، بدون اینکه گوش را خسته کند؛ مثلا در قطعه‌ی سایکدلیک Sentient Oona ، ریف‌های گیتار الکتریک درخشندگی لازم را دارند و افکت‌های صوتی در فضایی باز پخش می‌شوند.

در آهنگ پانک‌راک Devil in Midnight Mass ، صدای سنج‌ها که معمولا پتانسیل تیز و آزاردهنده‌شدن را دارند، در اینجا با کنترلی عالی، شفاف و پرانرژی شنیده می‌شوند و خبری از تیز بودن یا صدای سوت آزاردهنده در ولوم‌های بالا نیست.

صدایی متعادل و خنثی، برخلاف صدای گرم و بیس‌محور سونی

باوجود عملکرد عالی، وقتی صحبت از مکان‌یابی سازها و کنترل دیستورشن در ولوم‌های بسیار بالا می‌شود، محدودیت‌ها آشکار می‌شوند. در ژانرهای بسیار شلوغ مثل اسپیدمتال یا ارکسترال‌های پیچیده، JBL کمی در برابر سونی XM5 دچار درهم‌تنیدگی می‌شود و لایه‌بندی صدا به دقت رقیب ژاپنی‌اش نیست؛ اما به‌لطف تیونینگ عالی میدرنج، صدای وکال همچنان سوار بر میکس باقی می‌ماند و در شلوغی سازها غرق نمی‌شود.

درنهایت، کیفیت صدای Tour One M3 به‌شرطی که موسیقی را به‌صورت Hi-Res گوش کنید، عالی است و در حد یک هدفون پرچم‌دار ظاهر می‌شود؛ اما درمقایسه با رقبا، XM5 در نوت‌های بیس، میزان جزئیات و کنترل دیستورشن عملکرد پخته‌تری دارد.

عملکرد حذف نویز (ANC)؛ سکوتی که رقیب سونی است

سیستم حذف نویز فعال (ANC) در هدفون JBL تقریبا هم‌رده با سونی عمل می‌کند و می‌تواند صدای باد و سروصدای قطار مترو را تا حد زیادی سرکوب کند؛ اما در حذف فرکانس‌های میانی، مثل صدای صحبت افراد، کمی ضعیف‌تر است؛ به‌طوری‌که اگر آهنگ ملایم گوش دهید، شاید صدای صحبت همکاران یا تایپ کردن آن‌ها را بشنوید؛ اما قدرت ANC به اندازه‌ای است که در محیط‌های شلوغ با موسیقی نسبتا بلند، سروصدای بیرون مزاحم خلوتتان نشود.

حالت شفافیت در Tour One M3 هم مانند اکثر هدفون‌ها هنوز به پای اپل نمی‌رسد؛ اما از هدفون سونی بهتر و طبیعی‌تر است؛ ضمن اینکه می‌توانید میزان نفوذ صدای محیط را از طریق اپلیکیشن به دلخواه تنظیم کنید.

تجربه‌ مکالمه؛ شفاف و بی‌دردسر

هدفون Tour One M3 در مجموع ۱۰ میکروفون دارد که ۴ تای آن‌ها مخصوص وضوح صدا هنگام تماس است و با کمک هوش مصنوعی، اکو و سروصدای محیط را حذف می‌کند.

در تجربه‌ی من، کیفیت تماس هدفون JBL عالی و تقریبا بی‌نقص بود. مکالمه ویرایش اکسل آنلاین کاملا شفاف منتقل می‌شود و در محیط‌های بیرونی، صدای باد به‌خوبی فیلتر می‌شود. در تنظیمات اپلیکیشن، گزینه‌ای برای تغییر نحوه‌ی شنیدن صدای خودتان و طرف مقابل وجود دارد که به‌نظرم حالت Natural بهترین عملکرد را دارد و سایر حالت‌ها کمی مصنوعی و پردازش‌‌شده به گوش می‌رسند.

اپلیکیشن هدفون؛ کامل و پرامکانات

از نظر امکانات نرم‌افزاری، JBL تقریبا هیچ‌چیزی کم نگذاشته است؛ پشتیبانی از کدک LDAC، حالت صدای فضایی (Spatial Sound) با قابلیت ردیابی حرکات سر؛ اکولایزر ۱۰ بانده‌ی کارآمد با ۶ حالت پیش‌فرض؛ محدودکننده‌ی حجم صدا برای محافظت از شنوایی؛ حالت اختصاصی ویدیو برای کاهش تأخیر صدا و تصویر و اتصال هم‌زمان به چند دستگاه، قابلیت Find My و اتصال سریع با اندروید.

فناوری Personi-Fi هم شبیه تست شنوایی هدفون‌های اپل، صدا را متناسب با میزان شنوایی کاربر شخصی‌سازی می‌کند. داخل جعبه هم کابل USB-C به USB-C، کابل USB-C به جک ۳٫۵ میلی‌متری و مبدل USB-A به USB-C وجود دارد تا خیالتان از بابت اتصال به هر دستگاهی راحت باشد.

بااین حال، دو قابلیت کاربردی هدفون جی‌بی‌ال همیشه درست کار نمی‌کنند؛ قابلیت Smart Talk که باید هنگام صحبت کردنِ کاربر، موسیقی را قطع کند، در بررسی من گاهی وقتی ساکت بودم به اشتباه فعال می‌شد و گاهی هم با تأخیر زیادی عمل می‌کرد.

قابلیت Auto-Pause برای قطع خودکار موزیک هنگام برداشتن هدفون، گاهی دچار خطا می‌شد و موسیقی همچنان به پخش ادامه می‌داد. امیدوارم این دو باگ نرم‌افزاری با آپدیت بعدی برطرف شوند.

باتری و شارژدهی؛ قهرمان بی‌چون‌وچرا

و حالا می‌رسیم به بخش درخشان ماجرا؛ همان‌طور که گفتم، بزرگ‌ترین برگ برنده‌ی هدفون JBL عمر باتری آن است. در بررسی من، این هدفون با ANC روشن و حجم صدای ۷۰ درصد، توانست حدود ۴۳ ساعت دوام بیاورد که فوق‌العاده است.

۴۳ ساعت دوام با ANC روشن؛ دو برابر هدفون سونی و اپل

توجه کنید که رفتار مصرف باتری خطی نیست؛ مثلاً در ۴ ساعت اول تنها ۱۰ درصد کم شد؛ اما ۱۰ درصد بعدی در ۳ ساعت مصرف شد. بااین حال، اگر عمر باتری برایتان اولویت است، Tour One M3 گزینه‌ی بسیار جذابی خواهد بود. به‌ویژه چون سونی XM5 حدود ۲۷ ساعت و ایرپاد مکس به زحمت ۲۰ ساعت شارژدهی دارند.

کلام آخر؛ بخریم یا نخریم؟

هدفون JBL Tour One M3 ظاهری جذاب و لوکس دارد، هدبند آن از XM5 نرم‌تر است و راحتی فوق‌العاده‌ای ارائه می‌دهد. عمر باتری آن، اکثر رقبا را پشت‌سر می‌گذارد، در بحث حذف نویز کم نمی‌آورد و کیفیت مکالمه‌ی بی‌نقصی دارد. امکانات اپلیکیشن جی‌بی‌ال نیز کامل و راضی‌کننده است.

پاشنه‌ی آشیل هدفون Tour One M3، وابستگی شدید کیفیت صدا به محتوای Hi-Res است. اگر عادت دارید با فرمت‌های معمولی موسیقی گوش دهید، کیفیت هدفون احتمالا توی ذوقتان خواهد زد. از سوی دیگر، هدفون سونی پوشش فرکانسی و کنترل دیستورشن بهتری دارد و سلایق موسیقیایی بیشتری را راضی می‌کند.

درنهایت، اگر عاشق طراحی و راحتی JBL شده‌اید، عمر باتری برایتان حیاتی است و معمولا آهنگ‌های خیلی شلوغ گوش نمی‌دهید، این هدفون شما را راضی خواهد کرد؛ اما تا زمانی که قیمتش با XM5 برابر است، پیشنهاد منطقی‌تر رفتن به سراغ گزینه‌ی سونی است؛ حتی اگر مجبور باشید زودتر آن را به شارژ بزنید.

این گوشی FE ویوو با دوربین ۲۰۰ مگاپیکسلی و باتری ۷۰۰۰ میلی آمپری در راه است

به‌تازگی اطلاعات و تصاویر تبلیغاتی جدیدی از گوشی میان‌رده آینده شرکت ویوو فاش شده است. براساس گزارش‌های منتشرشده، گوشی هوشمند ویوو V70 FE قرار است با مشخصات فنی خیره‌کننده‌ای مانند دوربین اصلی ۲۰۰ مگاپیکسلی و یک باتری عظیم‌الجثه روانه بازار شود. این گوشی که احتمالا یکی از جذاب‌ترین گزینه‌های مقرون‌به‌صرفه بازار خواهد بود، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.

خلاصه در یک نگاه:

🔹 دوربین اصلی ۲۰۰ مگاپیکسلی در گوشی اقتصادی
🔹 باتری غول‌پیکر ۷۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی با شارژ ۵۵ وات
🔹 تراشه مدیاتک دیمنسیتی ۷۳۰۰ و سیستم‌عامل اندروید ۱۶
🔹 عرضه در دو رنگ جذاب سرمه‌ای و اسطوخودوسی

تمرکز ویژه بر عکاسی در گوشی اقتصادی

برجسته‌ترین ویژگی فاش‌شده در پوسترهای تبلیغاتی، وجود یک دوربین اصلی ۲۰۰ مگاپیکسلی است. این موضوع نشان می‌دهد که ویوو تمرکز ویژه‌ای بر قابلیت‌های عکاسی در مدل خرید بک لینک behtarinbacklink.com V70 FE داشته است. اگرچه این گوشی در رده پایین‌تری نسبت‌به سری پرچم‌دار X300 قرار می‌گیرد، اما بهره‌مندی از چنین سنسور قدرتمندی در این بازه قیمتی قابل‌توجه است.

هنوز مشخص نیست که آیا این مدل از تنظیمات رنگی زایس (Zeiss) پشتیبانی می‌کند یا خیر، اما با توجه به رده قیمتی آن، احتمال این موضوع کم است. در تصاویر فاش‌شده، یک دوربین ثانویه نیز در پنل پشتی دیده می‌شود، اما جزئیات فنی آن هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

پوستر تبلیغاتی ویوو V70 FE با دوربین ۲۰۰ مگاپیکسلی

سخت‌افزار قدرتمند و باتری تمام‌نشدنی

علاوه‌بر دوربین، اطلاعات دیگری نیز در مورد سخت‌افزار داخلی این دستگاه فاش شده است. قلب تپنده ویوو V70 FE احتمالا تراشه مدیاتک دیمنسیتی ۷۳۰۰ خواهد بود که عملکردی روان و کم‌مصرف را تضمین می‌کند. این گوشی به‌صورت پیش‌فرض با سیستم‌عامل اندروید ۱۶ و رابط کاربری اختصاصی OriginOS 6 عرضه خواهد شد.

اما شاید جذاب‌ترین بخش ماجرا، باتری آن باشد. گزارش‌ها حاکی از آن است که ویوو قصد دارد از یک باتری عظیم ۷۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی در این گوشی استفاده کند که با شارژ سریع ۵۵ واتی همراه خواهد بود.

به‌نظر می‌رسد ویوو با معرفی V70 FE قصد دارد استانداردهای جدیدی را برای گوشی‌های میان‌رده تعریف کند. ترکیب دوربین باکیفیت و باتری حجیم، می‌تواند این گوشی را به گزینه‌ای ایده‌آل برای کاربرانی تبدیل کند که به عکاسی و شارژدهی طولانی‌مدت اهمیت می‌دهند.

آیا حاضرید برای داشتن یک باتری ۷۰۰۰ میلی‌آمپری، قید ظرافت و سبکی گوشی را بزنید؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

بنچمارک تراشه Snapdragon X2 Elite منتشر شد؛ نتایج شگفت‌انگیز در برابر M5 اپل

کانال یوتیوب Hardware Canucks تراشه جدید Snapdragon X2 Elite را مورد آزمایش قرار داده و نتایج عملکرد آن در بنچمارک ها بسیار چشمگیر است. طبق گزارش‌ها، کوالکام نه‌تنها موفق شده عملکرد چندهسته‌ای را با حاشیه قابل‌توجهی افزایش دهد، بلکه این تراشه در اجرای بازی‌ها نیز بسیار سریع‌تر عمل می‌کند.

خلاصه در یک نگاه

🔹تراشه اسنپدراگون X2 Elite در تست چندهسته‌ای ۴۹ درصد سریع‌تر از نسل قبلی خود ظاهر شده است.
🔹این تراشه در پردازش تک‌هسته‌ای همچنان ۳۵ درصد کندتر از پردازنده قدرتمند اپل M5 است.
🔹عملکرد گیمینگ به‌شدت بهبود یافته و بازی سایبرپانک ۲۰۷۷ را با ۴۰ فریم‌برثانیه اجرا می‌کند.
🔹نتایج تست‌ها روی یک لپ‌تاپ پیش‌تولید ایسوس با نرم‌افزار نهایی‌نشده به‌دست آمده است.

نتایج خیره‌کننده در بنچمارک Cinebench 2024

تراشه‌های کوالکام اسنپدراگون X2 Elite ، X2 Elite Extreme و X2 Plus با وعده افزایش عملکرد عظیم، بهبود بهره‌وری و سازگاری نرم‌افزاری بهتر در راه هستند. کوالکام پیش‌ازاین اعدادی بزرگ را درمورد عملکرد اعلام کرده بود، اما تست‌های دنیای واقعی کمیاب بودند. اکنون با انتشار بررسی اولیه Hardware Canucks، وضعیت تغییر کرده است.

پیش از بررسی اعداد، به‌خاطر داشته باشید که اسنپدراگون X2 Elite روی یک نسخه پیش‌تولید لپ‌تاپ ایسوس Zenbook A14 با نرم‌افزار نهایی‌نشده اجرا می‌شد؛ بنابراین عملکرد می‌تواند با به‌روزرسانی‌ها تا زمان عرضه بهبود یابد.

بنچمارک تراشه Snapdragon X2 Elite

عملکرد چندهسته‌ای

در نتایج چندهسته‌ای Cinebench 2024 ، اسنپدراگون X2 Elite ظاهراً با ۴۹ درصد برتری نسبت‌به اسنپدراگون X Elite، جهشی عظیم را نشان می‌دهد. عملکرد این تراشه دربرابر Core Ultra X9 388H (از خانواده پنتر لیک اینتل) با ۴۷ درصد سئو کار سایت behtarinseo.com و دربرابر اپل M5 با ۲۴ درصد برتری، به همان اندازه چشمگیر است. پردازنده رایزن AI 9 HX 370 نیز شانسی ندارد و قهرمان کوالکام ۵۵ درصد عملکرد بهتری ثبت کرده است.

عملکرد تک‌هسته‌ای

نتایج تک‌هسته‌ای نیز با بهبود ۳۵ درصدی نسبت‌به نسل قبل، بسیار خوب به‌نظر می‌رسد. برتری اسنپدراگون X2 Elite نسبت‌به اینتل پنتر لیک و اینتل لونار لیک (Core Ultra 9 288V) به‌ترتیب ۱۲.۳ و ۱۴ درصد است که اختلاف کمتری را نشان می‌دهد. بااین‌حال، اپل M5 در کلاسی متفاوت قرار دارد و اسنپدراگون X2 Elite حدود ۳۵ درصد کندتر از آن ظاهر شده است.

بنچمارک تراشه Snapdragon X2 Elite

تحول در عملکرد گیمینگ

درحالی‌که کوالکام در نسل قبل عملکرد پردازنده خوبی داشت، اما در گیمینگ ضعیف بود. به‌نظر می‌رسد کوالکام در این زمینه گام‌های بزرگی برداشته است، زیرا اسنپدراگون X2 Elite اکنون می‌تواند بازی‌هایی مانند سایبرپانک ۲۰۷۷ را با نرخ فریم قابل‌قبولی اجرا کند.

طبق تست‌ها، این تراشه می‌تواند سایبرپانک ۲۰۷۷ را با ۴۰ فریم‌برثانیه در رزولوشن 1200p با تنظیمات مدیوم و FSR 3 Performance اجرا کند. در همین سناریو، اسنپدراگون X Elite تنها ۲۲ فریم و پردازنده گرافیکی Arc B390 اینتل پنتر لیک ۴۶ فریم‌برثانیه ارائه می‌دهند.

چالش‌های نرم‌افزاری و پایداری فریم

نکته قابل‌توجه این است که با وجود میانگین ۴۰ فریم، نرخ فریم حداقل (1% Lows) تنها به ۱۸ فریم می‌رسد. در مقابل، Core Ultra X9 388H نرخ فریم حداقل ۳۴ را ثبت می‌کند. این نشان می‌دهد که تراشه کوالکام احتمالاً با مشکلات نرم‌افزاری یا سازگاری بازی دست‌وپنج نرم می‌کند.

این الگو در بازی Counter-Strike 2 نیز مشاهده می‌شود؛ جایی که میانگین فریم به بیش از ۱۱۳ می‌رسد، اما فریم‌های حداقل روی ۶۳ باقی می‌مانند. در مقایسه، Core Ultra X9 388H با میانگین ۱۸۸.۷ و حداقل ۱۱۹.۸ فریم، عملکردی بسیار پایدارتر دارد.

به‌نظر شما آیا کوالکام با اسنپدراگون X2 Elite می‌تواند بالاخره لپ‌تاپ‌های ویندوزی آرم (ARM) را به گزینه‌ای جدی برای گیمرها تبدیل کند؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

لنوو ThinkBook 2026 با پردازنده رایزن AI معرفی شد؛ قدرت در ظرافت

شرکت لنوو به‌تازگی لپ‌تاپ‌های محبوب سری خرید بک لینک قوی behtarinbacklink.com ThinkBook 14+ و 16+ خود را با پیکربندی‌های جدید به‌روزرسانی کرد. این مدل‌های ۲۰۲۶ اکنون از پردازنده قدرتمند Ryzen AI 7 H 450 قدرت می‌گیرند. لنوو این محصولات را در بازار چین از طریق فروشگاه JD.com با قیمت ۶۹۹۹ یوان (حدود ۱۰۰۸ دلار) برای نسخه مجهز به ۳۲ گیگابایت رم و ۱ ترابایت حافظه اس‌اس‌دی عرضه می‌کند.

خلاصه در یک نگاه:

🔹 مجهز به پردازنده ۸ هسته‌ای Ryzen AI 7 H 450
🔹 دارای ۳۲ گیگابایت رم LPDDR5X و ۱ ترابایت حافظه سریع
🔹 باتری غول‌پیکر ۹۹.۹ وات‌ساعتی با شارژ سریع ۱۴۰ وات
🔹 نمایشگرهای باکیفیت 3K و 3.2K با نرخ نوسازی بالا

مشخصات فنی و سخت‌افزاری قدرتمند

مدل‌های به‌روزرسانی‌شده لنوو ThinkBook 2026 از پردازنده AMD Ryzen AI 7 H 450 بهره می‌برند که دارای ۸ هسته و ۱۶ رشته پردازشی است. این تراشه با فرکانس بوست ۵.۱ گیگاهرتز و یک واحد پردازش عصبی (NPU) یکپارچه، توانایی ارائه ۵۰ تریلیون عملیات در ثانیه (TOPS) را برای محاسبات هوش مصنوعی دارد. لنوو برای پردازش‌های گرافیکی از پردازنده گرافیکی داخلی Radeon 860M مبتنی‌بر معماری RDNA 3.5 استفاده می‌کند. توان خروجی مدل ۱۴ پلاس تا ۸۰ وات و مدل ۱۶ پلاس تا ۸۳ وات می‌رسد.

لنوو هر دو مدل را به ۳۲ گیگابایت رم LPDDR5X با سرعت ۸۵۳۳ مگاترنسفر بر ثانیه و ۱ ترابایت حافظه PCIe 4.0 TLC SSD مجهز کرده است. همچنین این لپ‌تاپ‌ها از دو اسلات M.2 2280 پشتیبانی می‌کنند که امکان ارتقای حافظه تا ۸ ترابایت را به کاربر می‌دهد. یک باتری ۹۹.۹ وات‌ساعتی انرژی دستگاه را تامین می‌کند و به‌لطف آداپتور ۱۴۰ واتی GaN موجود در جعبه، باتری تنها در ۳۰ دقیقه تا ۶۰ درصد شارژ می‌شود.

لپ‌تاپ‌های محبوب سری ThinkBook 14+ و 16+ لنوو معرفی شدند.

طراحی، اتصالات و امکانات جانبی

لنوو در طراحی این محصولات ثبات را حفظ کرده و از شاسی تمام‌فلزی برای سطوح A، C و D استفاده کرده است. هر دو دستگاه از لولای ۱۸۰ درجه پشتیبانی می‌کنند و در رنگ‌های خاکستری مهتابی و سفید ستاره‌ای عرضه می‌شوند. امکانات ارتباطی این سری بسیار کامل است و شامل موارد زیر می‌شود:

دو پورت USB4 و دو پورت USB 3.2 Gen 1.

پورت HDMI 2.1 FRL و درگاه شبکه RJ45.

کارت‌خوان SD و جک ۳.۵ میلی‌متری صدا.

پشتیبانی از وای‌فای ۷ و رابط داک گرافیکی TGX.

تفاوت‌های کلیدی در صفحه‌نمایش

تفاوت اصلی بین دو مدل لنوو ThinkBook 2026 در بخش نمایشگر است. مدل ThinkBook 14+ دارای پنل ۱۴.۵ اینچی 3K با رزولوشن ۱۹۲۰ × ۳۰۷۲ است که از نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز پشتیبانی می‌کند. در مقابل، مدل ThinkBook 16+ از پنل بزرگ‌تر ۱۶ اینچی 3.2K با رزولوشن ۲۰۰۰ × ۳۲۰۰ بهره می‌برد که نرخ نوسازی بالاتر ۱۶۵ هرتز را ارائه می‌دهد. جزئیات دقیق‌تر در جدول زیر آمده است:

هر دو لپ‌تاپ دارای تاییدیه‌های معتبر پنتون (Pantone) برای دقت رنگ و گواهی TÜV برای کاهش نور آبی مضر هستند. مدل ۱۶ اینچی به‌دلیل ابعاد بزرگ‌تر، دارای صفحه کلید عددی (Numpad) نیز می‌باشد.

با‌توجه به مشخصات فنی قدرتمند و نمایشگرهای باکیفیت، به نظر شما آیا این لپ‌تاپ‌ها می‌توانند گزینه‌ای ایده‌آل برای گرافیست‌ها و برنامه نویسان باشند؟ نظرات خود را برای ما بنویسید.

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

بررسی تلویزیون ۵۸ اینچی ایکس‌ویژن XCU700؛ گزینه اقتصادی با ابعادی متفاوت

در بازاری که قیمت لوازم خانگی و به‌ویژه کالاهای دیجیتال روز‌به‌روز دستخوش تغییر می‌شود، انتخاب تلویزیونی که هم از نظر ابعاد راضی‌کننده باشد، هم از نظر قیمت، توجیه اقتصادی داشته باشد، چالش بزرگی برای خانواده‌های ایرانی به‌حساب می‌آید. سال‌هاست که سایز ۵۵ اینچ به‌عنوان استاندارد طلایی اتاق‌های نشیمن شناخته می‌شود؛ اما ایکس‌ویژن با مدل XCU700 سنت‌شکنی کرده و سایز ۵۸ اینچ را پیشنهاد می‌دهد.

شاید اختلاف ۳ اینچ، ناچیز به‌نظر برسد؛ اما در تجربه‌ی واقعی، تلویزیون ۵۸ اینچی بدون آنکه مثل مدل‌های ۶۵ اینچی به فضای بزرگی نیاز داشته باشد، غوطه‌وری بیشتری در تصویر ایجاد می‌کند. ایکس‌ویژن تلاش دارد، سایز نامتعارف ۵۸ اینچ را با وضوح 4K و سیستم‌عامل به‌روز اندروید ۱۴ ترکیب کرده و جای خالی محصولی خوش‌قیمت و مدرن را پر کند. آیا این در عمل نیز به اندازه مشخصات کاغذی‌اش موفق عمل می‌کند؟ برای یافتن پاسخ، با بررسی تلویزیون ایکس‌ویژن XCU700 همراه زومیت باشید.

معرفی تلویزیون ایکس ویژن XCU700

پخش از رسانه

طراحی و کیفیت ساخت

شاید اولین چیزی که در نام تلویزیون 58XCU700 جلب توجه می‌کند، عدد ۵۸ باشد. سال‌هاست که چشمانمان به دیدن سایزهای استاندارد ۵۰، ۵۵ و ۶۵ اینچ عادت کرده است؛ اما چرا ایکس‌ویژن به سراغ تولید پنل ۵۸ اینچ رفته و این چه سودی برای شما دارد؟

صرف‌نظر از مسئله‌ی برچسب قیمتی، برای اکثر آپارتمان‌های متوسط امروزی در ایران، تلویزیون ۶۵ اینچ شاید کمی بزرگ باشد و چیدمان مبل‌ها را دشوار کند. از طرفی، سایز ۵۵ اینچ هم حالا دیگر یک استاندارد معمولی به‌شمار می‌آید؛ بنابراین سایز ۵۸ اینچ، می‌تواند یک حد وسط باشد. این ۳ اینچ اضافه که حدود ۸ سانتی‌متر به قطر تصویر اضافه می‌کند، بدون اینکه به میز غول‌پیکری نیاز داشته باشد، میدان دیدتان را وسیع‌تر می‌کند.

وقتی روبه‌روی تلویزیون XCU700 می‌نشینید، قاب تصویر آن، بخش بیشتری از زاویه‌ی دیدتان را پر می‌کند. این یعنی غرق‌شدن بیشتر در فیلم و سریال درمقایسه‌با مدل ۵۵ اینچی، بدون اینکه فضای خانه اشغال شود. سایز ۵۸ اینچ برای فاصله‌های نشستن ۲٫۵ تا حدود ۳ متر ایده‌آل است و تجربه‌ای نزدیک به سینما را به اتاق نشیمن شما می‌آورد.

ایکس‌ویژن XCU700 از زبان طراحی مینیمالیستی پیروی می‌کند که امروزه در اکثر تلویزیون‌های مدرنِ اقتصادی می‌بینیم. حاشیه‌های اطراف پنل نسبتا باریک هستند و هنگام تماشای محتوا، حواس بیننده را پرت نمی‌کنند. در تلویزیون‌هایی با برچسب قیمتی اقتصادی نباید انتظار بدنه‌ای تمام فلزی یا ضخامت چند میلی‌متری تلویزیون‌های OLED را داشته باشیم؛ اما ضخامت ۸٫۹ سانتی‌متری بدنه، فاصله‌ی چندانی با اندازه‌ی ایده‌آل ندارد.

برخلاف برخی مدل‌ها که از پایه‌های مرکزی استفاده می‌کنند، ایکس‌ویژن در تلویزیون XCU700 از دو پایه دوشاخه‌ای در دو طرف تلویزیون استفاده کرده است. این سبک طراحی دو مزیت و یک محدودیت دارد؛ مزیت اصلی آن، پایداری بسیار بالای تلویزیون مربوط می‌شود؛ با توجه به عرض ۱۲۸ سانتی‌متری دستگاه، قرارگیری پایه‌ها در طرفین باعث می‌شود تلویزیون لق نزند و محکم سر جای خود بایستد؛ اما به‌عنوان یک عامل محدودکننده، به میز تلویزیونی با طول حداقل ۱۳۰ سانتی‌متر دارید.

در بخش پشتی دستگاه، مجموعه‌ی استانداردی از درگاه‌ها قرار گرفته؛ وجود ۳ درگاه HDMI نیاز اکثر کاربران برای اتصال همزمان کنسول بازی، گیرنده دیجیتال و لپ‌تاپ را برطرف می‌کند؛ همچنین ۲ درگاه USB 2.0 برای اتصال فلش‌مموری و هارد اکسترنال در نظر گرفته شده است؛ خروجی صدای اپتیکال، پورت LAN و ورودی صدا و تصویر کامپوزیت نیز از دیگر درگاه‌های تلویزیون XCU700 هستند.

کیفیت تصویر و صدا

ایکس‌ویژن در تلویزیون ۵۸ اینچی XCU700 از پنل LCD با وضوح 4K Ultra HD یا ۳۸۴۰ در ۲۱۶۰ پیکسل بهره می‌برد. این پنل از ساختار VA استفاده می‌کند؛ بنابراین روی کاغذ، درمقایسه‌با نمونه‌های IPS، کنتراست بالاتر، مشکی عمیق‌تر و زاویه‌ی دید محدودتری بهره می‌برد. مطابق‌انتظار، پنل این تلویزیون اقتصادی، با نرخ ۶۰ هرتز به‌روز می‌شود.

تلویزیون ۵۸ اینچی ایکس‌ویژن از پروفایل‌های تصویر گوناگونی همچون Game، Movie، Vivid، Sports و Standard بهره می‌برد؛ اما طبق بررسی‌های فنی و تست‌های زومیت با ابزارهای کالیبراسیون، این تلویزیون در تمامی پروفایل‌ها عملکردی مشابه در پوشش فضای رنگی دارد.

پوشش فضای sRGB: حدود ۹۶ درصد . این عدد برای تماشای شبکه‌های تلویزیونی، فیلم‌های معمولی و محتوای معمولِ وب بسیار مناسب است و رنگ‌ها اشباع قابل قبولی دارند.

پوشش فضای DCI-P3: حدود ۷۸ درصد . این فضا که استاندارد سینمای دیجیتال و محتوای HDR محسوب می‌شود، در تلویزیون XCU700 پوشش متوسطی دارد که برای تلویزیون‌های اقتصادی طبیعی است.

در بحث دقت رنگ، نتایج تست‌ها نشان می‌دهد که نباید انتظار مانیتور استودیویی یا تلویزیون‌های گران‌قیمت OLED و MiniLED را داشته باشید. در حالت Standard، خطای رنگ برابر با ۱۳٫۸ اندازه‌گیری شد که کمترین خطا در بین حالت‌های مختلف بود. در حالت Movie که معمولا در تلویزیون‌های برندهای جهانی دقیق‌ترین حالت است، در این مدل با خطای ۱۵.۳ مواجه شدیم.

این میزان خطا بدین معنی است که رنگ‌ها کمی از واقعیت فاصله دارند و شاید کمی سردتر (متمایل به آبی) یا گرم‌تر نمایش داده شوند؛ البته برای چشم کاربر عادی که هدفش لذت‌بردن از فیلم و سریال است، این موضوع چندان آزاردهنده نیست؛ اما اگر طراح گرافیک هستید یا می‌خواهید رنگ‌های فیلم را دقیقا یکسان با مقصود کارگردان ببنید، نباید روی دقت نمایش رنگ‌ها در تلویزیون XCU700 چندان حساب کنید؛ مگر آنکه به‌صورت دستی نسبت به کالیبراسیون رنگ‌ها اقدام کنید.

ایکس‌ویژن می‌گوید تلویزیون ۵۸ اینچی‌اش از محتوای HDR10 پشتیبانی می‌کند؛ ما پس‌از پخش ویدیوی HDR معیار زومیت از طریق درگاه USB، درستی ادعای ایکس‌ویژن را تأیید می‌کنیم؛ اما باید توجه داشته باشید که مطابق انتظار از تلویزیون‌های اقتصادی، روشنایی XCU700 به‌قدری نیست که بتوانید از محتوای HDR به‌طور کامل لذت ببرید.

در تست‌های روشنایی زومیت، پنل تلویزیون روی پروفایل استاندارد که روشن‌ترین حالت را داشت و با تنظیمات پیش‌فرض توانست به روشنایی ۲۶۹ نیت دست پیدا کند. در سایر پروفایل‌ها این عدد بین ۲۴۰ تا ۲۵۰ نیت متغیر است؛ از سوی دیگر در تست‌های ما، روشنایی در حالت HDR تفاوتی با حالت SDR نداشت؛ بنابراین تلویزیون سیگنال HDR را دریافت و پردازش می‌کند؛ اما به دلیل محدودیت سخت‌افزاری، نمی‌تواند آن درخشش خیره‌کننده و تفاوت دینامیکی نوری را که فلسفه‌ی وجودی HDR است، به نمایش بگذارد.

بر اساس داده‌های آزمایشگاهی زومیت، امتیاز کنتراست تلویزیون ایکس‌ویژن، ۷۴ به‌دست آمد. با توجه به نوع پنل، سیاهی‌ها عمق قابل قبولی دارند و در محیط‌های تاریک، رنگ مشکی به‌انداژه‌ی پنل‌های ارزان‌قیمت IPS به خاکستری متمایل نمی‌شود. این ویژگی برای تماشای فیلم در شب یک مزیت بزرگ محسوب می‌شود؛ البته با توجه به ماهیت پنل‌های VA، بهتر است از مبلمان عریض مقابل تلویزیون استفاده نکنید؛ چرا که تصویر از گوشه‌ها، کمی رنگ‌ورو رفته به‌نظر می‌رسد.

متأسفانه ایکس‌ویژن توان خروجی و تعداد اسپیکرهای تلویزیون XCU700 را اعلام نمی‌کند؛ اما در تست‌های شنیداری، حجم صدای خروجی برای یک آپارتمان متوسط کافی و قابل قبول ارزیابی شد. نکته‌ی جالب درباره‌ی اسپیکرهای تلویزیون به تفکیک صدا و پروفایل‌های صوتی مربوط می‌شود.

در حالی که بسیاری تصور می‌کنند حالت Movie بهترین گزینه برای همه چیز است، تست‌ها نشان داد که در این مدل، حالت Movie با تلاش برای افزایش بیس، در صحنه‌های شلوغ یا آهنگ‌های با ریتم تند، باعث درهم‌ریختگی صدا می‌شود. در عوض، حالت Music تعادل بسیار خوبی را ارائه می‌دهد و به‌نظر ما طبیعی‌ترین پروفایل صوتی این تلویزیون بود.

نرم‌افزار و رابط کاربری: اندروید ۱۴ با طعم گوگل

یکی از نقاط قوت اصلی ایکس‌ویژن XCU700 روی کاغذ، بهره‌مندی از سیستم‌عامل جدید Android 14 به‌همراه رابط کاربری Google TV است. این ترکیب، ظاهری بسیار مدرن، چیدمانی منطقی و دسترسی به دنیایی از اپلیکیشن‌ها را فراهم می‌کند.

قلب تپنده‌ی تلویزیون، پردازنده‌ی چهار هسته‌ای با هسته‌های ۱٫۵۳ گیگاهرتزی ARM Cortex-A55 و پردازنده‌ی گرافیکی Mali-G52 است که ۲ گیگابایت رم و ۱۶ گیگابایت حافظه‌ی ذخیره‌سازی همراه خود دارند‌ و عملکرد کم‌وبیش نرمی را ارائه می‌دهند؛ در تست‌های رابط کاربری، گاهی لگ و تأخیر در جابه‌جایی بین منوها مشاهده می‌شد که این موضوع با توجه به سخت‌افزار اقتصادی دستگاه دور از انتظار نبود.

تلویزیون اقتصادی ایکس‌ویژن از گیرنده‌ی دیجیتال داخلی به‌همراه قابلیت اتصال بلوتوث و وای‌فای نیز بهره می‌برد. دستگاه به‌کمک ماژول وای‌فای، قابلیت WIFI Screen Mirror را برای انتقال تصویر موبایل روی تلویزیون بدون نیاز به کابل را فراهم می‌کند. قابلیت‌های PVR و Time Shift نیز امکان ضبط برنامه‌های تلویزیونی روی فلش‌مموری و بازگرداندن صحنه‌های زنده‌ی فوتبال یا سریال را فراهم می‌آورند.

جمع‌بندی: آیا ایکس‌ویژن XCU700 ارزش خرید دارد؟

برای پاسخ به این سوال باید به برچسب قیمتی نگاه کنیم. در حال حاضر، تلویزیون ۵۸ اینچی ایکس‌ویژن، در بازه‌ی قیمتی حدود ۴۰ میلیون تومان به فروش می‌رسد. وقتی این قیمت را در کفه‌ی ترازو قرار می‌دهیم و در کفه‌ی دیگر امکاناتی نظیر پنل ۵۸ اینچی VA، سیستم‌عامل به‌روز اندروید ۱۴ و قابلیت HDR10 را می‌گذاریم، کفه‌ی ارزش خرید به شدت سنگین می‌شود.

بله، تلویزیون ۵۸ اینچی XCU700 بی‌نقص نیست؛ روشنایی آن برای لینک ورودی اتاق‌های غرق در نور خورشید کم است، رابط کاربری گاهی کند می‌شود و دقت رنگ‌ها برای کارهای حرفه‌ای مناسب نیست؛ اما پیدا کردن تلویزیونی در این ابعاد، با این امکانات و در این رده‌ی قیمتی، کار ساده‌ای نیست.

تلویزیون ایکس‌ویژن برای کسانی که می‌خواهند با کمترین هزینه، بزرگترین و هوشمندترین صفحه‌نمایش ممکن را به خانه ببرند، گزینه‌ای کم‌رقیب است. این محصول شاید برای خوره‌های تکنولوژی راضی‌کننده نباشد؛ اما برای استفاده‌ی روزمره‌ی خانگی، تماشای فوتبال، فیلم‌دیدن با خانواده و وب‌گردی، یک پکیج کامل و اقتصادی است.

اگر بودجه‌ای محدود دارید اما نمی‌خواهید قید تماشای محتوای 4K و امکانات هوشمند را بزنید، 58XCU700 در حال حاضر یکی از عقلانی‌ترین انتخاب‌های بازار ایران است.

ارزش خرید بسیار بالا نسبت به قیمت

سایز ۵۸ اینچ (بزرگتر از استاندارد ۵۵)

سیستم عامل Google TV / Android 14

طراحی ظاهری مناسب

دقت پایین رنگ‌ها

روشنایی حداکثری محدود