رنگ های گلکسی A27 سامسونگ را پیش از معرفی رسمی ببینید

در حالی که سامسونگ هنوز به‌صورت رسمی از Galaxy A27 رونمایی نکرده است، افشاگری‌های جدید جزئیات بیشتری از این گوشی میان‌رده را آشکار کرده‌اند. تازه‌ترین تصاویر فاش‌شده نشان می‌دهند که گلکسی A27 در چهار رنگ زوم اپک مختلف راهی بازار خواهد شد.

خلاصه خبر در یک نگاه

🔷 تصاویر جدید گلکسی A27 چهار رنگ این گوشی را فاش کرده‌اند.

🔷 رنگ‌های مشکی ، آبی ، صورتی روشن و سبز نعنایی برای این مدل در نظر گرفته شده‌اند.

🔷 تصاویر جدید جزئیات تازه‌ای از طراحی دستگاه ارائه نمی‌کنند.

🔷 انتظار می‌رود Galaxy A27 طی ماه‌های آینده معرفی شود.

🔷 گزارش‌های قبلی از ارتقای دوربین سلفی نسبت به گلکسی A26 خبر داده بودند.

رنگ سبز نعنایی گلکسی A27

این اطلاعات در ادامه رندرهای منتشرشده در فروردین‌ماه ۱۴۰۵ ارائه شده‌اند؛ تصاویری که برای نخستین بار طراحی جانشین گلکسی A26 را به نمایش گذاشتند.

🔴 همچنین بخوانید: حذف مموری کارت از گلکسی A27 سامسونگ

گلکسی A27 در چه رنگ‌هایی عرضه می‌شود؟

براساس تصاویر منتشرشده توسط افشاگر شناخته‌شده OnLeaks و وب‌سایت MySmartPrice ، سامسونگ قصد دارد گلکسی A27 را حداقل در سه رنگ زیر عرضه کند:

مشکی (Black)

آبی (Blue)

صورتی روشن (Light Pink)

علاوه بر این، یک فهرست فروشگاهی فاش‌شده نیز وجود نسخه سبز نعنایی (Mint) را تأیید می‌کند. به این ترتیب، تاکنون چهار رنگ مختلف برای این گوشی مشاهده شده است.

گلکسی A27 مشکی

گلکسی A27 صورتی روشن

تصاویر جدید چه اطلاعاتی را فاش می‌کنند؟

رندرهای جدید اگرچه رنگ‌بندی کامل‌تری از گلکسی A27 را نشان می‌دهند، اما اطلاعات تازه‌ای درباره طراحی یا مشخصات فنی دستگاه ارائه نمی‌کنند.

با این حال، انتشار این تصاویر به خریداران احتمالی فرصت می‌دهد تا پیش از معرفی رسمی، با گزینه‌های رنگی دستگاه آشنا شوند و انتخاب بهتری داشته باشند.

🔴 همچنین بخوانید: گلکسی A27 سامسونگ با تراشه Snapdragon ضعیف‌تر از گلکسی A26 عرضه می‌شود؟

گلکسی A27 چه ارتقاهایی خواهد داشت؟

براساس گزارش‌های قبلی، مهم‌ترین تغییر Galaxy A27 نسبت به نسل قبل به دوربین سلفی مربوط می‌شود. گفته می‌شود سامسونگ در این مدل از یک دوربین سلفی ارتقایافته استفاده خواهد کرد که عملکرد بهتری نسبت به گلکسی A26 ارائه می‌دهد.

در حال حاضر جزئیات دقیقی از مشخصات این دوربین منتشر نشده و باید منتظر افشاگری‌های بعدی یا معرفی رسمی سامسونگ ماند.

🔴 همچنین بخوانید: گلکسی A27 سامسونگ بالاخره ظاهری نرمال را به سری Galaxy A2x خواهد آورد

زمان احتمالی معرفی Galaxy A27

هنوز تاریخ رسمی معرفی گلکسی A27 اعلام نشده است، اما با توجه به افزایش تعداد افشاگری‌ها و انتشار تصاویر متعدد، انتظار می‌رود این گوشی طی چند ماه آینده به‌صورت رسمی معرفی و روانه بازار شود.

جمع‌بندی

جدیدترین افشاگری‌ها نشان می‌دهند که سامسونگ گلکسی A27 را در چهار رنگ مشکی، آبی، صورتی روشن و سبز نعنایی عرضه خواهد کرد. اگرچه تصاویر جدید اطلاعات فنی بیشتری از این گوشی ارائه نمی‌دهند، اما شایعات قبلی از ارتقای دوربین سلفی نسبت به گلکسی A26 خبر داده‌اند.

به نظر شما کدام‌یک از رنگ‌های فاش‌شده برای گلکسی A27 جذاب‌تر است؟ آیا سامسونگ باید رنگ‌های بیشتری را برای این میان‌رده در نظر بگیرد؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

برندهای Oppo و Vivo به فکر تولید گیمبال مشابه DJI Osmo Pocket 4 هستند

گزارش جدیدی نشان می‌دهد که دو غول فناوری چینی، اوپو (Oppo) و ویوو (Vivo) ، در حال توسعه دوربین‌های گیمبال‌دار دستی هستند تا وارد رقابت مستقیم با DJI Osmo Pocket 4 شوند. حالا یک افشای تازه جزئیات مهمی از حسگر دوربین این محصولات را فاش کرده است.

خلاصه خبر در یک نگاه

🔷 اوپو و ویوو ظاهراً روی دوربین‌های گیمبال‌دار دستی مشابه DJI Osmo Pocket 4 کار می‌کنند.

🔷 هر دو محصول احتمالاً به حسگر 200 مگاپیکسلی با ابعاد 1/1.2 اینچ مجهز خواهند شد.

🔷 اوپو ممکن است به همکاری با Hasselblad بپردازد.

🔷 ویوو احتمالاً فناوری پردازش تصویر Zeiss را به دستگاه خود خواهد آورد.

🔷 گفته می‌شود دوربین اوپو از سیستم تثبیت‌کننده سه‌محوره مشابه Osmo Pocket 4 بهره می‌برد.

🔷 زمان احتمالی معرفی این محصولات اواخر سال 2026 اعلام شده است.

🔷 اینستا360 نیز عرضه دوربین گیمبال‌دار Luna Ultra را تأیید کرده است.

رقابت جدید در بازار دوربین‌های گیمبال‌دار

بازار دوربین‌های دستی مجهز به گیمبال در سال‌های اخیر با استقبال زیادی مواجه شده و سری DJI Osmo Pocket یکی از شناخته‌شده‌ترین محصولات این دسته محسوب می‌شود. اکنون به نظر می‌رسد اوپو و ویوو نیز قصد دارند با محصولات اختصاصی خود وارد این بازار شوند.

براساس اطلاعات منتشرشده توسط افشاگر معروف Digital Chat Station در شبکه اجتماعی ویبو، هر دو شرکت روی دوربین‌های گیمبال‌دار قابل حملی کار می‌کنند که از سخت‌افزار قدرتمندی بهره خواهند برد.

حسگر 200 مگاپیکسلی؛ برگ برنده اوپو و ویوو؟

طبق این گزارش، دوربین‌های گیمبال‌دار اوپو و ویوو احتمالاً به یک حسگر 200 مگاپیکسلی با ابعاد 1/1.2 اینچ مجهز خواهند شد.

برای مقایسه، DJI Osmo Pocket 4 از یک حسگر 32 مگاپیکسلی استفاده می‌کند، هرچند اندازه حسگر آن بزرگ‌تر و برابر با 1 اینچ عنوان شده است.

در نتیجه، اگرچه محصولات اوپو و ویوو از نظر تعداد پیکسل برتری قابل‌توجهی خواهند داشت، اما اندازه فیزیکی حسگر همچنان یکی از عوامل مهم در کیفیت تصویر، عملکرد در نور کم و دامنه دینامیکی محسوب می‌شود.

اوپو با همکاری Hasselblad وارد میدان می‌شود

یکی از نکات جالب این افشاگری، اشاره به استفاده احتمالی از فناوری پردازش تصویر Hasselblad در دوربین گیمبال‌دار اوپو است.

اوپو طی سال‌های اخیر همکاری نزدیکی با برند مشهور هاسلبلاد در گوشی‌های پرچمدار خود داشته و حالا ممکن است همین تجربه را به محصول جدید خود نیز منتقل کند.

همچنین گزارش‌های قبلی نشان داده بودند که دوربین اوپو احتمالاً از یک سیستم گیمبال سه‌محوره مشابه DJI Osmo Pocket 4 بهره خواهد برد.

همکاری ویوو و ZEISS

ویوو روی تجربه تصویربرداری Zeiss حساب می‌کند

در سوی دیگر، ویوو نیز احتمالاً از تنظیمات و پردازش تصویر توسعه‌یافته با همکاری Zeiss استفاده خواهد کرد.

ویوو پیش‌تر فناوری‌های زایس را در گوشی‌های پرچمدار سری Vivo X300 به کار گرفته و حالا به نظر می‌رسد قصد دارد این همکاری را به بازار دوربین‌های مستقل نیز گسترش دهد.

مقایسه مشخصات فاش‌شده با DJI Osmo Pocket 4

دوربین Insta360 نیز وارد رقابت می‌شود

در همین حال، شرکت Insta360 نیز به‌صورت رسمی تأیید کرده که دوربین گیمبال‌دار جدیدی با نام دی ال بازی Luna Ultra را معرفی خواهد کرد.

این محصول قرار است از طراحی جمع‌وجور، دو لنز و نمایشگر جداشدنی بهره ببرد و یکی دیگر از رقبای جدی DJI در این بازار باشد.

زمان معرفی احتمالی

در حال حاضر هیچ‌یک از شرکت‌های اوپو و ویوو به‌صورت رسمی توسعه این محصولات را تأیید نکرده‌اند. با این حال، گزارش‌ها حاکی از آن است که این دوربین‌های گیمبال‌دار در اواخر سال 2026 معرفی خواهند شد.

بنابراین تا زمان انتشار اطلاعات رسمی، باید این جزئیات را در حد شایعه در نظر گرفت.

جمع‌بندی

اگر این شایعات صحت داشته باشند، بازار دوربین‌های گیمبال‌دار در سال آینده رقابتی‌تر از همیشه خواهد شد. اوپو و ویوو با تکیه بر حسگرهای 200 مگاپیکسلی، فناوری‌های تصویربرداری Hasselblad و Zeiss و احتمالاً سیستم تثبیت‌کننده سه‌محوره، قصد دارند مستقیماً با DJI Osmo Pocket 4 رقابت کنند. حضور هم‌زمان Insta360 نیز می‌تواند انتخاب‌های بیشتری را پیش روی تولیدکنندگان محتوا و علاقه‌مندان به فیلم‌برداری حرفه‌ای قرار دهد.

به نظر شما حسگر 200 مگاپیکسلی می‌تواند مزیت تعیین‌کننده‌ای نسبت به DJI Osmo Pocket 4 باشد یا اندازه بزرگ‌تر حسگر همچنان اهمیت بیشتری در کیفیت تصویر دارد؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

بررسی JBL Tour One M3؛ شاهکاری که فقط با «یک شرط» ارزش خرید دارد

جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین ویژگی هدفون JBL Tour One M3 که آن را از رقبای لوکس بازار متمایز می‌کند، چیزی است که احتمالا دست من و شما به آن نخواهد رسید؛ فرستنده‌ی صوتی هوشمندی که در باندل گران‌تر عرضه می‌شود و اجازه می‌دهد صدای دستگاه‌های فاقد بلوتوث مثل کنسول‌های بازی یا کامپیوترهای قدیمی را روی هدفون داشته باشید و از نمایشگر لمسی آن به‌عنوان ریموت کنترل هدفون استفاده کنید.

در مدلی که ما بررسی کردیم از فرستنده‌ی صوتی هوشمند خبری نبود و بعید می‌دانم در بازار ایران هم به‌راحتی پیدا شود؛ اگر هم پیدا شود، پرداخت ۵۰ دلار اضافه برایش شاید چندان منطقی نباشد؛ اما نگران نباشید؛ حتی اگر این ویژگی نوآورانه را کنار بگذاریم، باز هم فاکتوری وجود دارد که برای خریداران هدفون‌های لوکس به‌شدت مهم است؛ عمر باتری.

هدفون Tour One M3 رکورددار طولانی‌ترین عمر باتری در بین هدفون‌های دورگوشی نیست؛ اما در برابر غول‌هایی مثل ایرپاد مکس ، WH-1000XM5 سونی و حتی مدل جدیدتر XM6 ، عملکردی خیره‌کننده دارد و همین می‌تواند برگ برنده‌ی آن باشد.

اگر کیفیت صدا پایین باشد، هدفون روی گوش راحت نباشد یا سیستم حذف نویز ضعیف عمل کند، عمر باتری طولانی به چه کاری می‌آید؟ پس بیایید با هم ببینیم که آیا هدفون ۳۵۰ دلاری JBL واقعا ارزش خرید دارد یا خیر.

نکات مثبت

طراحی شیک و راحت

عمر باتری فوق‌العاده

صدای طبیعی و متعادل در حالت Hi-Res

کیفیت تماس عالی

لوازم جانبی کامل در جعبه

کیس جمع‌وجور و طراحی متفاوت

حذف نویز رضایت‌بخش

اپلیکیشن کامل با اکولایزر ۱۰ باندی

نکات منفی

کیفیت صدای ناامیدکننده در کدک‌های معمولی

دکمه خاموش/روشن غیرکاربردی

باگ‌ نرم‌افزاری در برخی قابلیت‌های مهم

حساسیت بالای کنترل‌های لمسی

کیفیت ساخت متوسط دکمه‌ها

عرضه فرستنده‌ صوتی اختصاصی فقط در باندل گران‌تر

جذابیت ظاهری و حس راحتی؛ یک شروع امیدوارکننده

شاید در مقدمه با عمر باتری وسوسه‌تان کرده باشم؛ اما ترجیح می‌دهم بررسی هدفون JBL Tour One M3 را با ظاهر و راحتی شروع کنم؛ چرا که رنگ‌بندی‌ مشکی، موکا و آبی هدفون بسیار چشم‌نوازند؛ به‌ویژه رنگ آبی متالیک که وقتی برای اولین بار آن را از جعبه بیرون آوردم، واقعا دلبری می‌کرد.

آخرین تجربه‌ی من از خرید هدفون JBL به‌خاطر راحت‌نبودنش، تقریبا ناامیدکننده بود؛ فشار هدبند و کاپ‌ها آن‌قدر زیاد بود که تحملش بیش از یک ساعت غیرممکن می‌شد و عملا استفاده از هدفون را دشوار می‌کرد؛ خوشبختانه در Tour One M3 داستان فرق می‌کند.

هدبند Tour One M3، نرمی فوق‌العاده‌ای دارد و در استفاده‌های طولانی‌مدت اصلا روی سر ایجاد درد نمی‌کند؛ حتی می‌شود گفت هدبند آن از مدل XM5 سونی هم نرم‌تر است. بااین‌حال، فشار کاپ‌ها دور گوش کمی بیشتر از سونی احساس می‌شود؛ اما نه در حدی که آزاردهنده باشد. به‌نظر می‌رسد کاپ‌های سونی فضای تنفس بیشتری به گوش می‌دهند.

هدفون همان‌قدر که لوکس به‌نظر می‌رسد، در استفاده‌ طولانی هم آرامش‌بخش است

جنس کاپ‌ها از چرم مصنوعی است و در نگاه اول خیلی جان‌سخت و بادوام به‌نظر نمی‌رسد. هدفون جی‌بی‌ال حدود ۲۸ گرم از XM5 وزن بیشتری دارد که در دست حس می‌شود؛ اما همچنان ۱۰۷ گرم از ایرپاد مکس سبک‌تر است و در دسته‌ی هدفون‌های سنگین قرار نمی‌گیرد. کیس هدفون نیز نسبت‌به سونی جمع‌وجورتر و شبیه پیک گیتار طراحی شده، هرچند جای‌دادن درست هدفون داخل آن ممکن است کمی قلق داشته باشد.

دکمه‌ها و کنترل‌های لمسی؛ خوب اما نه بی‌نقص

پرچم‌دار JBL از ترکیب دکمه‌های فیزیکی و کنترل‌های لمسی بهره می‌برد که عملکرد کلی خوبی دارند؛ اما خالی از ایراد نیستند؛ برای مثال، دستتان برای شخصی‌سازی کنترل‌های لمسی بسته است و تنها می‌توانید آن‌ها را از طریق اپلیکیشن غیرفعال کنید. حساسیت پنل‌های لمسی روی کاپ‌ها نیز نسبتا بالاست و گاهی با کوچک‌ترین تماس تصادفی، فعال می‌شوند.

اسلایدر روشن/خاموش بزرگ‌ترین نقطه‌ ضعف طراحی هدفون است

اما نکته‌ای که بیشتر مرا کلافه کرد، اسلایدر خاموش/روشن بود. کار با این دکمه وقتی هدفون روی گوش باشد، دشوار است و اغلب مجبور می‌شوید هدفون را بردارید تا آن را روشن کنید. کیفیت ساخت دکمه‌ها نیز چندان چنگی به دل نمی‌زند.

یک باگ عجیب‌تر هم وجود دارد؛ اگر هدفون را از طریق اپلیکیشن خاموش کنید؛ درحالی‌که اسلایدر در وضعیت «روشن» قرار دارد، برای روشن کردن مجدد باید یک‌بار اسلایدر را به سمت خاموش و دوباره به سمت روشن بکشید! به نظرم استفاده از یک دکمه‌ی فشاری ساده، بسیار منطقی‌تر بود؛ با این حال، وضعیت همچنان بهتر از ایرپاد مکس است که اصلا دکمه‌ی خاموش/روشن ندارد.

کیفیت صدا؛ وقتی همه‌چیز به «منبع پخش» گره می‌خورد

احتمالا در بررسی‌های دیگر بخوانید که صدای Tour One M3 فوق‌العاده است و شانه‌به‌شانه‌ی پرچم‌داران اپل و سونی حرکت می‌کند؛ اما چیزی که من در این بررسی با نسخه‌ی فرم‌ور 4.2.0 کشف کردم این است که اگر قصد دارید با کیفیتی پایین‌تر از کدک LDAC به موسیقی گوش دهید، اصلا حس نخواهید کرد که با هدفون لوکس طرف هستید.

من ابتدا هدفون را با آیفون تست کردم که از LDAC پشتیبانی نمی‌کند و نهایت کیفیت آن در اسپاتیفای، 320kbps است. در کمال تعجب، صدا بسیار بی‌رمق‌تر از حد انتظار بود. در مقایسه با XM5 که تأکید زیادی روی بیس دارد، ضعف در پوشش بازه‌ی پایینی کاملا مشهود بود. بازه‌ی بالایی هم شفافیت لازم را نداشت و انگار صدا از پشت چند لایه پرده شنیده می‌شد. تنها پوشش فرکانس‌های میانی قابل‌قبول بود؛ اما برای ژانرهایی مثل هیپ‌هاپ، ارکسترال و به‌خصوص متال، به‌هیچ‌عنوان تجربه‌ی خوبی رقم نزد.

بدون LDAC بهتر است سراغ این هدفون نیایید

اما وقتی هدفون را به گوشی گلکسی S25 اولترا متصل و کدک LDAC و کیفیت Lossless اسپاتیفای را فعال کردم، همه‌چیز زیرورو شد. تازه آنجا بود که توانستم بگویم صدای این هدفون واقعا پریمیوم است و شایستگی رقابت با پرچمداران را دارد.

پس اگر گوشی شما از LDAC پشتیبانی نمی‌کند یا قصد ندارید از هدفون به‌صورت سیمی استفاده کنید، شاید بهتر باشد دور هدفون Tour One M3 را خط بکشید.

موشکافی صدا با کدک LDAC

درایورهای دینامیک ۴۰ میلی‌متری JBL از درایورهای ۳۰ میلی‌متری XM5 بزرگ‌تر هستند و روی کاغذ پتانسیل جابه‌جایی هوای بیشتر و ایجاد دامنه‌ی دینامیکی وسیع‌تری را دارند؛ هرچند در عمل تفاوت چشمگیری احساس نمی‌شود. به‌طور کلی، صدای این هدفون دلنشین، پرحجم و گوش‌نواز است و برخلاف سونی که صدایی گرم و بیس‌محور دارد، JBL بیشتر به سمت صدای خنثی و متعادل تمایل دارد.

پوشش بازه‌ی پایینی حتی در حالت متعادل، همچنان جان‌دار و کوبنده است؛ مثلا در قطعه‌ی الکترونیک Mind Parade از ساندترک بازی Katana Zero ، سینت‌بیس‌ها به‌خوبی شنیده می‌شوند و لایه‌های زیرین آن‌ها با عمقی لذت‌بخش احساس می‌شوند. هدفون به‌خوبی از پس پوشش فرکانس‌های پایین بدون ایجاد همپوشانی روی سایر فرکانس‌ها برمی‌آید و ضربات، حالتی پانچی و محکم دارند.

در ترک شلوغ و متال Wonders at Your Feet ، پاسخ‌دهی درایورها به کیک-درام عالی است. ضربات پدال‌ها با کوبش سریع و افت مناسب اجرا می‌شوند؛ به‌طوری که لرزش و انرژی آن را در قفسه‌ی سینه حس می‌کنید، بدون اینکه صدای بیس، وضوح گیتارهای دیستورت‌شده را کدر کند.

نقطه‌‌‌قوت صدای JBL در بازه‌ی میانی است؛ میدرنج نه عقب‌رفته و نه بیش از حد اغراق‌شده؛ بلکه حضور فوق‌العاده‌ای دارد؛ مثلا در آلبوم پست‌راک و آکوستیک Unplugged from the Moon از گروه Kwoon، هدفون از جان و دل مایه می‌گذارد. صدای خواننده با بافتی مخملی و بسیار صمیمی شنیده می‌شود و تفکیک آن از صدای گیتار به قدری دقیق است که انگار در ردیف اول کنسرت نشسته‌اید.

اگر اولویت شما موسیقی‌ وکال‌محور و آکوستیک است، شفافیت میدرنج هدفون هدفون JBL Tour One M3 کاملا راضی‌تان خواهد کرد.

بازه‌ی تریبل در Tour One M3 هم به گونه‌ای تنظیم شده است که فضای کافی به موسیقی می‌دهد، بدون اینکه گوش را خسته کند؛ مثلا در قطعه‌ی سایکدلیک Sentient Oona ، ریف‌های گیتار الکتریک درخشندگی لازم را دارند و افکت‌های صوتی در فضایی باز پخش می‌شوند.

در آهنگ پانک‌راک Devil in Midnight Mass ، صدای سنج‌ها که معمولا پتانسیل تیز و آزاردهنده‌شدن را دارند، در اینجا با کنترلی عالی، شفاف و پرانرژی شنیده می‌شوند و خبری از تیز بودن یا صدای سوت آزاردهنده در ولوم‌های بالا نیست.

صدایی متعادل و خنثی، برخلاف صدای گرم و بیس‌محور سونی

باوجود عملکرد عالی، وقتی صحبت از مکان‌یابی سازها و کنترل دیستورشن در ولوم‌های بسیار بالا می‌شود، محدودیت‌ها آشکار می‌شوند. در ژانرهای بسیار شلوغ مثل اسپیدمتال یا ارکسترال‌های پیچیده، JBL کمی در برابر سونی XM5 دچار درهم‌تنیدگی می‌شود و لایه‌بندی صدا به دقت رقیب ژاپنی‌اش نیست؛ اما به‌لطف تیونینگ عالی میدرنج، صدای وکال همچنان سوار بر میکس باقی می‌ماند و در شلوغی سازها غرق نمی‌شود.

درنهایت، کیفیت صدای Tour One M3 به‌شرطی که موسیقی را به‌صورت Hi-Res گوش کنید، عالی است و در حد یک هدفون پرچم‌دار ظاهر می‌شود؛ اما درمقایسه با رقبا، XM5 در نوت‌های بیس، میزان جزئیات و کنترل دیستورشن عملکرد پخته‌تری دارد.

عملکرد حذف نویز (ANC)؛ سکوتی که رقیب سونی است

سیستم حذف نویز فعال (ANC) در هدفون JBL تقریبا هم‌رده با سونی عمل می‌کند و می‌تواند صدای باد و سروصدای قطار مترو را تا حد زیادی سرکوب کند؛ اما در حذف فرکانس‌های میانی، مثل صدای صحبت افراد، کمی ضعیف‌تر است؛ به‌طوری‌که اگر آهنگ ملایم گوش دهید، شاید صدای صحبت همکاران یا تایپ کردن آن‌ها را بشنوید؛ اما قدرت ANC به اندازه‌ای است که در محیط‌های شلوغ با موسیقی نسبتا بلند، سروصدای بیرون مزاحم خلوتتان نشود.

حالت شفافیت در Tour One M3 هم مانند اکثر هدفون‌ها هنوز به پای اپل نمی‌رسد؛ اما از هدفون سونی بهتر و طبیعی‌تر است؛ ضمن اینکه می‌توانید میزان نفوذ صدای محیط را از طریق اپلیکیشن به دلخواه تنظیم کنید.

تجربه‌ مکالمه؛ شفاف و بی‌دردسر

هدفون Tour One M3 در مجموع ۱۰ میکروفون دارد که ۴ تای آن‌ها مخصوص وضوح صدا هنگام تماس است و با کمک هوش مصنوعی، اکو و سروصدای محیط را حذف می‌کند.

در تجربه‌ی من، کیفیت تماس هدفون JBL عالی و تقریبا بی‌نقص بود. مکالمه ویرایش اکسل آنلاین کاملا شفاف منتقل می‌شود و در محیط‌های بیرونی، صدای باد به‌خوبی فیلتر می‌شود. در تنظیمات اپلیکیشن، گزینه‌ای برای تغییر نحوه‌ی شنیدن صدای خودتان و طرف مقابل وجود دارد که به‌نظرم حالت Natural بهترین عملکرد را دارد و سایر حالت‌ها کمی مصنوعی و پردازش‌‌شده به گوش می‌رسند.

اپلیکیشن هدفون؛ کامل و پرامکانات

از نظر امکانات نرم‌افزاری، JBL تقریبا هیچ‌چیزی کم نگذاشته است؛ پشتیبانی از کدک LDAC، حالت صدای فضایی (Spatial Sound) با قابلیت ردیابی حرکات سر؛ اکولایزر ۱۰ بانده‌ی کارآمد با ۶ حالت پیش‌فرض؛ محدودکننده‌ی حجم صدا برای محافظت از شنوایی؛ حالت اختصاصی ویدیو برای کاهش تأخیر صدا و تصویر و اتصال هم‌زمان به چند دستگاه، قابلیت Find My و اتصال سریع با اندروید.

فناوری Personi-Fi هم شبیه تست شنوایی هدفون‌های اپل، صدا را متناسب با میزان شنوایی کاربر شخصی‌سازی می‌کند. داخل جعبه هم کابل USB-C به USB-C، کابل USB-C به جک ۳٫۵ میلی‌متری و مبدل USB-A به USB-C وجود دارد تا خیالتان از بابت اتصال به هر دستگاهی راحت باشد.

بااین حال، دو قابلیت کاربردی هدفون جی‌بی‌ال همیشه درست کار نمی‌کنند؛ قابلیت Smart Talk که باید هنگام صحبت کردنِ کاربر، موسیقی را قطع کند، در بررسی من گاهی وقتی ساکت بودم به اشتباه فعال می‌شد و گاهی هم با تأخیر زیادی عمل می‌کرد.

قابلیت Auto-Pause برای قطع خودکار موزیک هنگام برداشتن هدفون، گاهی دچار خطا می‌شد و موسیقی همچنان به پخش ادامه می‌داد. امیدوارم این دو باگ نرم‌افزاری با آپدیت بعدی برطرف شوند.

باتری و شارژدهی؛ قهرمان بی‌چون‌وچرا

و حالا می‌رسیم به بخش درخشان ماجرا؛ همان‌طور که گفتم، بزرگ‌ترین برگ برنده‌ی هدفون JBL عمر باتری آن است. در بررسی من، این هدفون با ANC روشن و حجم صدای ۷۰ درصد، توانست حدود ۴۳ ساعت دوام بیاورد که فوق‌العاده است.

۴۳ ساعت دوام با ANC روشن؛ دو برابر هدفون سونی و اپل

توجه کنید که رفتار مصرف باتری خطی نیست؛ مثلاً در ۴ ساعت اول تنها ۱۰ درصد کم شد؛ اما ۱۰ درصد بعدی در ۳ ساعت مصرف شد. بااین حال، اگر عمر باتری برایتان اولویت است، Tour One M3 گزینه‌ی بسیار جذابی خواهد بود. به‌ویژه چون سونی XM5 حدود ۲۷ ساعت و ایرپاد مکس به زحمت ۲۰ ساعت شارژدهی دارند.

کلام آخر؛ بخریم یا نخریم؟

هدفون JBL Tour One M3 ظاهری جذاب و لوکس دارد، هدبند آن از XM5 نرم‌تر است و راحتی فوق‌العاده‌ای ارائه می‌دهد. عمر باتری آن، اکثر رقبا را پشت‌سر می‌گذارد، در بحث حذف نویز کم نمی‌آورد و کیفیت مکالمه‌ی بی‌نقصی دارد. امکانات اپلیکیشن جی‌بی‌ال نیز کامل و راضی‌کننده است.

پاشنه‌ی آشیل هدفون Tour One M3، وابستگی شدید کیفیت صدا به محتوای Hi-Res است. اگر عادت دارید با فرمت‌های معمولی موسیقی گوش دهید، کیفیت هدفون احتمالا توی ذوقتان خواهد زد. از سوی دیگر، هدفون سونی پوشش فرکانسی و کنترل دیستورشن بهتری دارد و سلایق موسیقیایی بیشتری را راضی می‌کند.

درنهایت، اگر عاشق طراحی و راحتی JBL شده‌اید، عمر باتری برایتان حیاتی است و معمولا آهنگ‌های خیلی شلوغ گوش نمی‌دهید، این هدفون شما را راضی خواهد کرد؛ اما تا زمانی که قیمتش با XM5 برابر است، پیشنهاد منطقی‌تر رفتن به سراغ گزینه‌ی سونی است؛ حتی اگر مجبور باشید زودتر آن را به شارژ بزنید.

این گوشی FE ویوو با دوربین ۲۰۰ مگاپیکسلی و باتری ۷۰۰۰ میلی آمپری در راه است

به‌تازگی اطلاعات و تصاویر تبلیغاتی جدیدی از گوشی میان‌رده آینده شرکت ویوو فاش شده است. براساس گزارش‌های منتشرشده، گوشی هوشمند ویوو V70 FE قرار است با مشخصات فنی خیره‌کننده‌ای مانند دوربین اصلی ۲۰۰ مگاپیکسلی و یک باتری عظیم‌الجثه روانه بازار شود. این گوشی که احتمالا یکی از جذاب‌ترین گزینه‌های مقرون‌به‌صرفه بازار خواهد بود، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.

خلاصه در یک نگاه:

🔹 دوربین اصلی ۲۰۰ مگاپیکسلی در گوشی اقتصادی
🔹 باتری غول‌پیکر ۷۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی با شارژ ۵۵ وات
🔹 تراشه مدیاتک دیمنسیتی ۷۳۰۰ و سیستم‌عامل اندروید ۱۶
🔹 عرضه در دو رنگ جذاب سرمه‌ای و اسطوخودوسی

تمرکز ویژه بر عکاسی در گوشی اقتصادی

برجسته‌ترین ویژگی فاش‌شده در پوسترهای تبلیغاتی، وجود یک دوربین اصلی ۲۰۰ مگاپیکسلی است. این موضوع نشان می‌دهد که ویوو تمرکز ویژه‌ای بر قابلیت‌های عکاسی در مدل خرید بک لینک behtarinbacklink.com V70 FE داشته است. اگرچه این گوشی در رده پایین‌تری نسبت‌به سری پرچم‌دار X300 قرار می‌گیرد، اما بهره‌مندی از چنین سنسور قدرتمندی در این بازه قیمتی قابل‌توجه است.

هنوز مشخص نیست که آیا این مدل از تنظیمات رنگی زایس (Zeiss) پشتیبانی می‌کند یا خیر، اما با توجه به رده قیمتی آن، احتمال این موضوع کم است. در تصاویر فاش‌شده، یک دوربین ثانویه نیز در پنل پشتی دیده می‌شود، اما جزئیات فنی آن هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

پوستر تبلیغاتی ویوو V70 FE با دوربین ۲۰۰ مگاپیکسلی

سخت‌افزار قدرتمند و باتری تمام‌نشدنی

علاوه‌بر دوربین، اطلاعات دیگری نیز در مورد سخت‌افزار داخلی این دستگاه فاش شده است. قلب تپنده ویوو V70 FE احتمالا تراشه مدیاتک دیمنسیتی ۷۳۰۰ خواهد بود که عملکردی روان و کم‌مصرف را تضمین می‌کند. این گوشی به‌صورت پیش‌فرض با سیستم‌عامل اندروید ۱۶ و رابط کاربری اختصاصی OriginOS 6 عرضه خواهد شد.

اما شاید جذاب‌ترین بخش ماجرا، باتری آن باشد. گزارش‌ها حاکی از آن است که ویوو قصد دارد از یک باتری عظیم ۷۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی در این گوشی استفاده کند که با شارژ سریع ۵۵ واتی همراه خواهد بود.

به‌نظر می‌رسد ویوو با معرفی V70 FE قصد دارد استانداردهای جدیدی را برای گوشی‌های میان‌رده تعریف کند. ترکیب دوربین باکیفیت و باتری حجیم، می‌تواند این گوشی را به گزینه‌ای ایده‌آل برای کاربرانی تبدیل کند که به عکاسی و شارژدهی طولانی‌مدت اهمیت می‌دهند.

آیا حاضرید برای داشتن یک باتری ۷۰۰۰ میلی‌آمپری، قید ظرافت و سبکی گوشی را بزنید؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

بنچمارک تراشه Snapdragon X2 Elite منتشر شد؛ نتایج شگفت‌انگیز در برابر M5 اپل

کانال یوتیوب Hardware Canucks تراشه جدید Snapdragon X2 Elite را مورد آزمایش قرار داده و نتایج عملکرد آن در بنچمارک ها بسیار چشمگیر است. طبق گزارش‌ها، کوالکام نه‌تنها موفق شده عملکرد چندهسته‌ای را با حاشیه قابل‌توجهی افزایش دهد، بلکه این تراشه در اجرای بازی‌ها نیز بسیار سریع‌تر عمل می‌کند.

خلاصه در یک نگاه

🔹تراشه اسنپدراگون X2 Elite در تست چندهسته‌ای ۴۹ درصد سریع‌تر از نسل قبلی خود ظاهر شده است.
🔹این تراشه در پردازش تک‌هسته‌ای همچنان ۳۵ درصد کندتر از پردازنده قدرتمند اپل M5 است.
🔹عملکرد گیمینگ به‌شدت بهبود یافته و بازی سایبرپانک ۲۰۷۷ را با ۴۰ فریم‌برثانیه اجرا می‌کند.
🔹نتایج تست‌ها روی یک لپ‌تاپ پیش‌تولید ایسوس با نرم‌افزار نهایی‌نشده به‌دست آمده است.

نتایج خیره‌کننده در بنچمارک Cinebench 2024

تراشه‌های کوالکام اسنپدراگون X2 Elite ، X2 Elite Extreme و X2 Plus با وعده افزایش عملکرد عظیم، بهبود بهره‌وری و سازگاری نرم‌افزاری بهتر در راه هستند. کوالکام پیش‌ازاین اعدادی بزرگ را درمورد عملکرد اعلام کرده بود، اما تست‌های دنیای واقعی کمیاب بودند. اکنون با انتشار بررسی اولیه Hardware Canucks، وضعیت تغییر کرده است.

پیش از بررسی اعداد، به‌خاطر داشته باشید که اسنپدراگون X2 Elite روی یک نسخه پیش‌تولید لپ‌تاپ ایسوس Zenbook A14 با نرم‌افزار نهایی‌نشده اجرا می‌شد؛ بنابراین عملکرد می‌تواند با به‌روزرسانی‌ها تا زمان عرضه بهبود یابد.

بنچمارک تراشه Snapdragon X2 Elite

عملکرد چندهسته‌ای

در نتایج چندهسته‌ای Cinebench 2024 ، اسنپدراگون X2 Elite ظاهراً با ۴۹ درصد برتری نسبت‌به اسنپدراگون X Elite، جهشی عظیم را نشان می‌دهد. عملکرد این تراشه دربرابر Core Ultra X9 388H (از خانواده پنتر لیک اینتل) با ۴۷ درصد سئو کار سایت behtarinseo.com و دربرابر اپل M5 با ۲۴ درصد برتری، به همان اندازه چشمگیر است. پردازنده رایزن AI 9 HX 370 نیز شانسی ندارد و قهرمان کوالکام ۵۵ درصد عملکرد بهتری ثبت کرده است.

عملکرد تک‌هسته‌ای

نتایج تک‌هسته‌ای نیز با بهبود ۳۵ درصدی نسبت‌به نسل قبل، بسیار خوب به‌نظر می‌رسد. برتری اسنپدراگون X2 Elite نسبت‌به اینتل پنتر لیک و اینتل لونار لیک (Core Ultra 9 288V) به‌ترتیب ۱۲.۳ و ۱۴ درصد است که اختلاف کمتری را نشان می‌دهد. بااین‌حال، اپل M5 در کلاسی متفاوت قرار دارد و اسنپدراگون X2 Elite حدود ۳۵ درصد کندتر از آن ظاهر شده است.

بنچمارک تراشه Snapdragon X2 Elite

تحول در عملکرد گیمینگ

درحالی‌که کوالکام در نسل قبل عملکرد پردازنده خوبی داشت، اما در گیمینگ ضعیف بود. به‌نظر می‌رسد کوالکام در این زمینه گام‌های بزرگی برداشته است، زیرا اسنپدراگون X2 Elite اکنون می‌تواند بازی‌هایی مانند سایبرپانک ۲۰۷۷ را با نرخ فریم قابل‌قبولی اجرا کند.

طبق تست‌ها، این تراشه می‌تواند سایبرپانک ۲۰۷۷ را با ۴۰ فریم‌برثانیه در رزولوشن 1200p با تنظیمات مدیوم و FSR 3 Performance اجرا کند. در همین سناریو، اسنپدراگون X Elite تنها ۲۲ فریم و پردازنده گرافیکی Arc B390 اینتل پنتر لیک ۴۶ فریم‌برثانیه ارائه می‌دهند.

چالش‌های نرم‌افزاری و پایداری فریم

نکته قابل‌توجه این است که با وجود میانگین ۴۰ فریم، نرخ فریم حداقل (1% Lows) تنها به ۱۸ فریم می‌رسد. در مقابل، Core Ultra X9 388H نرخ فریم حداقل ۳۴ را ثبت می‌کند. این نشان می‌دهد که تراشه کوالکام احتمالاً با مشکلات نرم‌افزاری یا سازگاری بازی دست‌وپنج نرم می‌کند.

این الگو در بازی Counter-Strike 2 نیز مشاهده می‌شود؛ جایی که میانگین فریم به بیش از ۱۱۳ می‌رسد، اما فریم‌های حداقل روی ۶۳ باقی می‌مانند. در مقایسه، Core Ultra X9 388H با میانگین ۱۸۸.۷ و حداقل ۱۱۹.۸ فریم، عملکردی بسیار پایدارتر دارد.

به‌نظر شما آیا کوالکام با اسنپدراگون X2 Elite می‌تواند بالاخره لپ‌تاپ‌های ویندوزی آرم (ARM) را به گزینه‌ای جدی برای گیمرها تبدیل کند؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

لنوو ThinkBook 2026 با پردازنده رایزن AI معرفی شد؛ قدرت در ظرافت

شرکت لنوو به‌تازگی لپ‌تاپ‌های محبوب سری خرید بک لینک قوی behtarinbacklink.com ThinkBook 14+ و 16+ خود را با پیکربندی‌های جدید به‌روزرسانی کرد. این مدل‌های ۲۰۲۶ اکنون از پردازنده قدرتمند Ryzen AI 7 H 450 قدرت می‌گیرند. لنوو این محصولات را در بازار چین از طریق فروشگاه JD.com با قیمت ۶۹۹۹ یوان (حدود ۱۰۰۸ دلار) برای نسخه مجهز به ۳۲ گیگابایت رم و ۱ ترابایت حافظه اس‌اس‌دی عرضه می‌کند.

خلاصه در یک نگاه:

🔹 مجهز به پردازنده ۸ هسته‌ای Ryzen AI 7 H 450
🔹 دارای ۳۲ گیگابایت رم LPDDR5X و ۱ ترابایت حافظه سریع
🔹 باتری غول‌پیکر ۹۹.۹ وات‌ساعتی با شارژ سریع ۱۴۰ وات
🔹 نمایشگرهای باکیفیت 3K و 3.2K با نرخ نوسازی بالا

مشخصات فنی و سخت‌افزاری قدرتمند

مدل‌های به‌روزرسانی‌شده لنوو ThinkBook 2026 از پردازنده AMD Ryzen AI 7 H 450 بهره می‌برند که دارای ۸ هسته و ۱۶ رشته پردازشی است. این تراشه با فرکانس بوست ۵.۱ گیگاهرتز و یک واحد پردازش عصبی (NPU) یکپارچه، توانایی ارائه ۵۰ تریلیون عملیات در ثانیه (TOPS) را برای محاسبات هوش مصنوعی دارد. لنوو برای پردازش‌های گرافیکی از پردازنده گرافیکی داخلی Radeon 860M مبتنی‌بر معماری RDNA 3.5 استفاده می‌کند. توان خروجی مدل ۱۴ پلاس تا ۸۰ وات و مدل ۱۶ پلاس تا ۸۳ وات می‌رسد.

لنوو هر دو مدل را به ۳۲ گیگابایت رم LPDDR5X با سرعت ۸۵۳۳ مگاترنسفر بر ثانیه و ۱ ترابایت حافظه PCIe 4.0 TLC SSD مجهز کرده است. همچنین این لپ‌تاپ‌ها از دو اسلات M.2 2280 پشتیبانی می‌کنند که امکان ارتقای حافظه تا ۸ ترابایت را به کاربر می‌دهد. یک باتری ۹۹.۹ وات‌ساعتی انرژی دستگاه را تامین می‌کند و به‌لطف آداپتور ۱۴۰ واتی GaN موجود در جعبه، باتری تنها در ۳۰ دقیقه تا ۶۰ درصد شارژ می‌شود.

لپ‌تاپ‌های محبوب سری ThinkBook 14+ و 16+ لنوو معرفی شدند.

طراحی، اتصالات و امکانات جانبی

لنوو در طراحی این محصولات ثبات را حفظ کرده و از شاسی تمام‌فلزی برای سطوح A، C و D استفاده کرده است. هر دو دستگاه از لولای ۱۸۰ درجه پشتیبانی می‌کنند و در رنگ‌های خاکستری مهتابی و سفید ستاره‌ای عرضه می‌شوند. امکانات ارتباطی این سری بسیار کامل است و شامل موارد زیر می‌شود:

دو پورت USB4 و دو پورت USB 3.2 Gen 1.

پورت HDMI 2.1 FRL و درگاه شبکه RJ45.

کارت‌خوان SD و جک ۳.۵ میلی‌متری صدا.

پشتیبانی از وای‌فای ۷ و رابط داک گرافیکی TGX.

تفاوت‌های کلیدی در صفحه‌نمایش

تفاوت اصلی بین دو مدل لنوو ThinkBook 2026 در بخش نمایشگر است. مدل ThinkBook 14+ دارای پنل ۱۴.۵ اینچی 3K با رزولوشن ۱۹۲۰ × ۳۰۷۲ است که از نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز پشتیبانی می‌کند. در مقابل، مدل ThinkBook 16+ از پنل بزرگ‌تر ۱۶ اینچی 3.2K با رزولوشن ۲۰۰۰ × ۳۲۰۰ بهره می‌برد که نرخ نوسازی بالاتر ۱۶۵ هرتز را ارائه می‌دهد. جزئیات دقیق‌تر در جدول زیر آمده است:

هر دو لپ‌تاپ دارای تاییدیه‌های معتبر پنتون (Pantone) برای دقت رنگ و گواهی TÜV برای کاهش نور آبی مضر هستند. مدل ۱۶ اینچی به‌دلیل ابعاد بزرگ‌تر، دارای صفحه کلید عددی (Numpad) نیز می‌باشد.

با‌توجه به مشخصات فنی قدرتمند و نمایشگرهای باکیفیت، به نظر شما آیا این لپ‌تاپ‌ها می‌توانند گزینه‌ای ایده‌آل برای گرافیست‌ها و برنامه نویسان باشند؟ نظرات خود را برای ما بنویسید.

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

بررسی تلویزیون ۵۸ اینچی ایکس‌ویژن XCU700؛ گزینه اقتصادی با ابعادی متفاوت

در بازاری که قیمت لوازم خانگی و به‌ویژه کالاهای دیجیتال روز‌به‌روز دستخوش تغییر می‌شود، انتخاب تلویزیونی که هم از نظر ابعاد راضی‌کننده باشد، هم از نظر قیمت، توجیه اقتصادی داشته باشد، چالش بزرگی برای خانواده‌های ایرانی به‌حساب می‌آید. سال‌هاست که سایز ۵۵ اینچ به‌عنوان استاندارد طلایی اتاق‌های نشیمن شناخته می‌شود؛ اما ایکس‌ویژن با مدل XCU700 سنت‌شکنی کرده و سایز ۵۸ اینچ را پیشنهاد می‌دهد.

شاید اختلاف ۳ اینچ، ناچیز به‌نظر برسد؛ اما در تجربه‌ی واقعی، تلویزیون ۵۸ اینچی بدون آنکه مثل مدل‌های ۶۵ اینچی به فضای بزرگی نیاز داشته باشد، غوطه‌وری بیشتری در تصویر ایجاد می‌کند. ایکس‌ویژن تلاش دارد، سایز نامتعارف ۵۸ اینچ را با وضوح 4K و سیستم‌عامل به‌روز اندروید ۱۴ ترکیب کرده و جای خالی محصولی خوش‌قیمت و مدرن را پر کند. آیا این در عمل نیز به اندازه مشخصات کاغذی‌اش موفق عمل می‌کند؟ برای یافتن پاسخ، با بررسی تلویزیون ایکس‌ویژن XCU700 همراه زومیت باشید.

معرفی تلویزیون ایکس ویژن XCU700

پخش از رسانه

طراحی و کیفیت ساخت

شاید اولین چیزی که در نام تلویزیون 58XCU700 جلب توجه می‌کند، عدد ۵۸ باشد. سال‌هاست که چشمانمان به دیدن سایزهای استاندارد ۵۰، ۵۵ و ۶۵ اینچ عادت کرده است؛ اما چرا ایکس‌ویژن به سراغ تولید پنل ۵۸ اینچ رفته و این چه سودی برای شما دارد؟

صرف‌نظر از مسئله‌ی برچسب قیمتی، برای اکثر آپارتمان‌های متوسط امروزی در ایران، تلویزیون ۶۵ اینچ شاید کمی بزرگ باشد و چیدمان مبل‌ها را دشوار کند. از طرفی، سایز ۵۵ اینچ هم حالا دیگر یک استاندارد معمولی به‌شمار می‌آید؛ بنابراین سایز ۵۸ اینچ، می‌تواند یک حد وسط باشد. این ۳ اینچ اضافه که حدود ۸ سانتی‌متر به قطر تصویر اضافه می‌کند، بدون اینکه به میز غول‌پیکری نیاز داشته باشد، میدان دیدتان را وسیع‌تر می‌کند.

وقتی روبه‌روی تلویزیون XCU700 می‌نشینید، قاب تصویر آن، بخش بیشتری از زاویه‌ی دیدتان را پر می‌کند. این یعنی غرق‌شدن بیشتر در فیلم و سریال درمقایسه‌با مدل ۵۵ اینچی، بدون اینکه فضای خانه اشغال شود. سایز ۵۸ اینچ برای فاصله‌های نشستن ۲٫۵ تا حدود ۳ متر ایده‌آل است و تجربه‌ای نزدیک به سینما را به اتاق نشیمن شما می‌آورد.

ایکس‌ویژن XCU700 از زبان طراحی مینیمالیستی پیروی می‌کند که امروزه در اکثر تلویزیون‌های مدرنِ اقتصادی می‌بینیم. حاشیه‌های اطراف پنل نسبتا باریک هستند و هنگام تماشای محتوا، حواس بیننده را پرت نمی‌کنند. در تلویزیون‌هایی با برچسب قیمتی اقتصادی نباید انتظار بدنه‌ای تمام فلزی یا ضخامت چند میلی‌متری تلویزیون‌های OLED را داشته باشیم؛ اما ضخامت ۸٫۹ سانتی‌متری بدنه، فاصله‌ی چندانی با اندازه‌ی ایده‌آل ندارد.

برخلاف برخی مدل‌ها که از پایه‌های مرکزی استفاده می‌کنند، ایکس‌ویژن در تلویزیون XCU700 از دو پایه دوشاخه‌ای در دو طرف تلویزیون استفاده کرده است. این سبک طراحی دو مزیت و یک محدودیت دارد؛ مزیت اصلی آن، پایداری بسیار بالای تلویزیون مربوط می‌شود؛ با توجه به عرض ۱۲۸ سانتی‌متری دستگاه، قرارگیری پایه‌ها در طرفین باعث می‌شود تلویزیون لق نزند و محکم سر جای خود بایستد؛ اما به‌عنوان یک عامل محدودکننده، به میز تلویزیونی با طول حداقل ۱۳۰ سانتی‌متر دارید.

در بخش پشتی دستگاه، مجموعه‌ی استانداردی از درگاه‌ها قرار گرفته؛ وجود ۳ درگاه HDMI نیاز اکثر کاربران برای اتصال همزمان کنسول بازی، گیرنده دیجیتال و لپ‌تاپ را برطرف می‌کند؛ همچنین ۲ درگاه USB 2.0 برای اتصال فلش‌مموری و هارد اکسترنال در نظر گرفته شده است؛ خروجی صدای اپتیکال، پورت LAN و ورودی صدا و تصویر کامپوزیت نیز از دیگر درگاه‌های تلویزیون XCU700 هستند.

کیفیت تصویر و صدا

ایکس‌ویژن در تلویزیون ۵۸ اینچی XCU700 از پنل LCD با وضوح 4K Ultra HD یا ۳۸۴۰ در ۲۱۶۰ پیکسل بهره می‌برد. این پنل از ساختار VA استفاده می‌کند؛ بنابراین روی کاغذ، درمقایسه‌با نمونه‌های IPS، کنتراست بالاتر، مشکی عمیق‌تر و زاویه‌ی دید محدودتری بهره می‌برد. مطابق‌انتظار، پنل این تلویزیون اقتصادی، با نرخ ۶۰ هرتز به‌روز می‌شود.

تلویزیون ۵۸ اینچی ایکس‌ویژن از پروفایل‌های تصویر گوناگونی همچون Game، Movie، Vivid، Sports و Standard بهره می‌برد؛ اما طبق بررسی‌های فنی و تست‌های زومیت با ابزارهای کالیبراسیون، این تلویزیون در تمامی پروفایل‌ها عملکردی مشابه در پوشش فضای رنگی دارد.

پوشش فضای sRGB: حدود ۹۶ درصد . این عدد برای تماشای شبکه‌های تلویزیونی، فیلم‌های معمولی و محتوای معمولِ وب بسیار مناسب است و رنگ‌ها اشباع قابل قبولی دارند.

پوشش فضای DCI-P3: حدود ۷۸ درصد . این فضا که استاندارد سینمای دیجیتال و محتوای HDR محسوب می‌شود، در تلویزیون XCU700 پوشش متوسطی دارد که برای تلویزیون‌های اقتصادی طبیعی است.

در بحث دقت رنگ، نتایج تست‌ها نشان می‌دهد که نباید انتظار مانیتور استودیویی یا تلویزیون‌های گران‌قیمت OLED و MiniLED را داشته باشید. در حالت Standard، خطای رنگ برابر با ۱۳٫۸ اندازه‌گیری شد که کمترین خطا در بین حالت‌های مختلف بود. در حالت Movie که معمولا در تلویزیون‌های برندهای جهانی دقیق‌ترین حالت است، در این مدل با خطای ۱۵.۳ مواجه شدیم.

این میزان خطا بدین معنی است که رنگ‌ها کمی از واقعیت فاصله دارند و شاید کمی سردتر (متمایل به آبی) یا گرم‌تر نمایش داده شوند؛ البته برای چشم کاربر عادی که هدفش لذت‌بردن از فیلم و سریال است، این موضوع چندان آزاردهنده نیست؛ اما اگر طراح گرافیک هستید یا می‌خواهید رنگ‌های فیلم را دقیقا یکسان با مقصود کارگردان ببنید، نباید روی دقت نمایش رنگ‌ها در تلویزیون XCU700 چندان حساب کنید؛ مگر آنکه به‌صورت دستی نسبت به کالیبراسیون رنگ‌ها اقدام کنید.

ایکس‌ویژن می‌گوید تلویزیون ۵۸ اینچی‌اش از محتوای HDR10 پشتیبانی می‌کند؛ ما پس‌از پخش ویدیوی HDR معیار زومیت از طریق درگاه USB، درستی ادعای ایکس‌ویژن را تأیید می‌کنیم؛ اما باید توجه داشته باشید که مطابق انتظار از تلویزیون‌های اقتصادی، روشنایی XCU700 به‌قدری نیست که بتوانید از محتوای HDR به‌طور کامل لذت ببرید.

در تست‌های روشنایی زومیت، پنل تلویزیون روی پروفایل استاندارد که روشن‌ترین حالت را داشت و با تنظیمات پیش‌فرض توانست به روشنایی ۲۶۹ نیت دست پیدا کند. در سایر پروفایل‌ها این عدد بین ۲۴۰ تا ۲۵۰ نیت متغیر است؛ از سوی دیگر در تست‌های ما، روشنایی در حالت HDR تفاوتی با حالت SDR نداشت؛ بنابراین تلویزیون سیگنال HDR را دریافت و پردازش می‌کند؛ اما به دلیل محدودیت سخت‌افزاری، نمی‌تواند آن درخشش خیره‌کننده و تفاوت دینامیکی نوری را که فلسفه‌ی وجودی HDR است، به نمایش بگذارد.

بر اساس داده‌های آزمایشگاهی زومیت، امتیاز کنتراست تلویزیون ایکس‌ویژن، ۷۴ به‌دست آمد. با توجه به نوع پنل، سیاهی‌ها عمق قابل قبولی دارند و در محیط‌های تاریک، رنگ مشکی به‌انداژه‌ی پنل‌های ارزان‌قیمت IPS به خاکستری متمایل نمی‌شود. این ویژگی برای تماشای فیلم در شب یک مزیت بزرگ محسوب می‌شود؛ البته با توجه به ماهیت پنل‌های VA، بهتر است از مبلمان عریض مقابل تلویزیون استفاده نکنید؛ چرا که تصویر از گوشه‌ها، کمی رنگ‌ورو رفته به‌نظر می‌رسد.

متأسفانه ایکس‌ویژن توان خروجی و تعداد اسپیکرهای تلویزیون XCU700 را اعلام نمی‌کند؛ اما در تست‌های شنیداری، حجم صدای خروجی برای یک آپارتمان متوسط کافی و قابل قبول ارزیابی شد. نکته‌ی جالب درباره‌ی اسپیکرهای تلویزیون به تفکیک صدا و پروفایل‌های صوتی مربوط می‌شود.

در حالی که بسیاری تصور می‌کنند حالت Movie بهترین گزینه برای همه چیز است، تست‌ها نشان داد که در این مدل، حالت Movie با تلاش برای افزایش بیس، در صحنه‌های شلوغ یا آهنگ‌های با ریتم تند، باعث درهم‌ریختگی صدا می‌شود. در عوض، حالت Music تعادل بسیار خوبی را ارائه می‌دهد و به‌نظر ما طبیعی‌ترین پروفایل صوتی این تلویزیون بود.

نرم‌افزار و رابط کاربری: اندروید ۱۴ با طعم گوگل

یکی از نقاط قوت اصلی ایکس‌ویژن XCU700 روی کاغذ، بهره‌مندی از سیستم‌عامل جدید Android 14 به‌همراه رابط کاربری Google TV است. این ترکیب، ظاهری بسیار مدرن، چیدمانی منطقی و دسترسی به دنیایی از اپلیکیشن‌ها را فراهم می‌کند.

قلب تپنده‌ی تلویزیون، پردازنده‌ی چهار هسته‌ای با هسته‌های ۱٫۵۳ گیگاهرتزی ARM Cortex-A55 و پردازنده‌ی گرافیکی Mali-G52 است که ۲ گیگابایت رم و ۱۶ گیگابایت حافظه‌ی ذخیره‌سازی همراه خود دارند‌ و عملکرد کم‌وبیش نرمی را ارائه می‌دهند؛ در تست‌های رابط کاربری، گاهی لگ و تأخیر در جابه‌جایی بین منوها مشاهده می‌شد که این موضوع با توجه به سخت‌افزار اقتصادی دستگاه دور از انتظار نبود.

تلویزیون اقتصادی ایکس‌ویژن از گیرنده‌ی دیجیتال داخلی به‌همراه قابلیت اتصال بلوتوث و وای‌فای نیز بهره می‌برد. دستگاه به‌کمک ماژول وای‌فای، قابلیت WIFI Screen Mirror را برای انتقال تصویر موبایل روی تلویزیون بدون نیاز به کابل را فراهم می‌کند. قابلیت‌های PVR و Time Shift نیز امکان ضبط برنامه‌های تلویزیونی روی فلش‌مموری و بازگرداندن صحنه‌های زنده‌ی فوتبال یا سریال را فراهم می‌آورند.

جمع‌بندی: آیا ایکس‌ویژن XCU700 ارزش خرید دارد؟

برای پاسخ به این سوال باید به برچسب قیمتی نگاه کنیم. در حال حاضر، تلویزیون ۵۸ اینچی ایکس‌ویژن، در بازه‌ی قیمتی حدود ۴۰ میلیون تومان به فروش می‌رسد. وقتی این قیمت را در کفه‌ی ترازو قرار می‌دهیم و در کفه‌ی دیگر امکاناتی نظیر پنل ۵۸ اینچی VA، سیستم‌عامل به‌روز اندروید ۱۴ و قابلیت HDR10 را می‌گذاریم، کفه‌ی ارزش خرید به شدت سنگین می‌شود.

بله، تلویزیون ۵۸ اینچی XCU700 بی‌نقص نیست؛ روشنایی آن برای لینک ورودی اتاق‌های غرق در نور خورشید کم است، رابط کاربری گاهی کند می‌شود و دقت رنگ‌ها برای کارهای حرفه‌ای مناسب نیست؛ اما پیدا کردن تلویزیونی در این ابعاد، با این امکانات و در این رده‌ی قیمتی، کار ساده‌ای نیست.

تلویزیون ایکس‌ویژن برای کسانی که می‌خواهند با کمترین هزینه، بزرگترین و هوشمندترین صفحه‌نمایش ممکن را به خانه ببرند، گزینه‌ای کم‌رقیب است. این محصول شاید برای خوره‌های تکنولوژی راضی‌کننده نباشد؛ اما برای استفاده‌ی روزمره‌ی خانگی، تماشای فوتبال، فیلم‌دیدن با خانواده و وب‌گردی، یک پکیج کامل و اقتصادی است.

اگر بودجه‌ای محدود دارید اما نمی‌خواهید قید تماشای محتوای 4K و امکانات هوشمند را بزنید، 58XCU700 در حال حاضر یکی از عقلانی‌ترین انتخاب‌های بازار ایران است.

ارزش خرید بسیار بالا نسبت به قیمت

سایز ۵۸ اینچ (بزرگتر از استاندارد ۵۵)

سیستم عامل Google TV / Android 14

طراحی ظاهری مناسب

دقت پایین رنگ‌ها

روشنایی حداکثری محدود

گوشی iQOO 15 Ultra با بزرگترین فن خنک‌کننده صنعت موبایل در راه است

یک افشاگر معتبر دنیای فناوری، جزئیات جذابی را درباره سیستم خنک‌کننده داخلی گوشی شایعه‌شده iQOO 15 Ultra مطرح کرد. بر اساس گزارش‌ها، این گوشی هوشمند با تمرکز ویژه بر قابلیت‌های گیمینگ، استانداردهای جدیدی را در بخش مدیریت حرارت تعریف می‌کند.

خلاصه خبر در یک نگاه:

🔵 رونمایی احتمالی در فوریه ۲۰۲۶ (بهمن ۱۴۰۴)
🔵 بهره‌مندی از بزرگترین فن خنک‌کننده فعال در صنعت
🔵 پردازنده اسنپدراگون ۸ الیت نسل ۵
🔵 باتری غول‌پیکر با ظرفیت بیش از ۷۰۰۰ میلی‌آمپرساعت
🔵 نمایشگر 2K با نرخ نوسازی ۱۴۴ هرتز

سیستم خنک‌کننده: قدرتمندترین در نوع خود

حساب کاربری Digital Chat Station در شبکه اجتماعی ویبو، ادعای بزرگی را مطرح می‌کند. طبق گفته‌های این منبع، iQOO 15 Ultra از یک سیستم فن داخلی بهره می‌برد که از نظر ابعاد، تمامی رقبای فعلی بازار را شکست می‌دهد. این افشاگر با اشتیاق از این ویژگی یاد می‌کند و آن را «باورنکردنی» و «کارآمدترین فن در صنعت موبایل» می‌نامد.

وجود چنین سیستم خنک‌کننده‌ای، عملکرد پایدار دستگاه را در پردازش‌های سنگین تضمین می‌کند. iQOO قصد دارد این مدل را در فوریه ۲۰۲۶ (بهمن یا اسفند ۱۴۰۴) به خانواده محصولات خود اضافه کند.

مشخصات فنی خیره‌کننده برای گیمرها

گزارش‌های پیشین نشان می‌دهند که iQOO 15 Ultra فراتر از یک گوشی معمولی عمل می‌کند. این دستگاه علاوه بر دکمه‌های شانه‌ای (Shoulder Buttons) مخصوص بازی، سخت‌افزار بسیار قدرتمندی را در دل خود جای می‌دهد:

تراشه: اسنپدراگون ۸ الیت نسل ۵ (Snapdragon 8 Elite Gen 5)

گرافیک: تراشه گرافیکی مستقل برای بهبود نرخ فریم

نمایشگر: پنل ۶.۸۵ اینچی OLED با رزولوشن 2K و نرخ نوسازی ۱۴۴ هرتز

امنیت: حسگر اثر انگشت اولتراسونیک زیر نمایشگر

iQOO 15 Ultra؛ پرچمدار گیمینگ آینده با بزرگ‌ترین فن خنک‌کننده صنعت موبایل و باتری ۷۰۰۰ میلی‌آمپری

دوربین و باتری: ترکیبی کامل

آیکو تنها بر گیمینگ تمرکز ندارد و بخش عکاسی را نیز ارتقا می‌دهد. پنل پشتی دستگاه میزبان یک ماژول دوربین سه‌گانه ۵۰ مگاپیکسلی است که شامل یک لنز پریسکوپی با زوم اپتیکال ۳ لایسنس نود32 برابری می‌شود.

یکی دیگر از نقاط قوت این پرچمدار، منبع تغذیه آن است. مهندسان آیکو یک باتری با ظرفیت بیش از ۷۰۰۰ میلی‌آمپرساعت را برای این گوشی در نظر گرفته‌اند. این باتری از شارژ سریع سیمی ۱۰۰ وات و همچنین شارژ بی‌سیم پشتیبانی می‌کند.

🔴 همچنین بخوانید: گوشی iQOO 15 رسماً رونمایی شد: نمایشگر 144 هرتز +2K، اسنپدراگون 8 الیت نسل 5 و باتری 7000
🔴 همچنین بخوانید: هواوی Mate 80 GTS با فن خنک‌کننده داخلی؛ ایده‌ای عجیب در طراحی دوربین

جدول مشخصات احتمالی iQOO 15 Ultra

جمع‌بندی و نظر شما

آیکو با معرفی iQOO 15 Ultra در سال ۲۰۲۶، قصد دارد مرزهای گوشی‌های گیمینگ را جابه‌جا کند. استفاده از فن مکانیکی بزرگ و باتری ۷۰۰۰ میلی‌آمپری، نویدبخش جلسات طولانی بازی بدون افت عملکرد است. نظر شما چیست؟ آیا وجود فن خنک‌کننده داخلی را یک ضرورت برای گوشی‌های پرچمدار می‌دانید یا آن را ویژگی اضافه‌ای می‌پندارید که تنها باعث ضخامت دستگاه می‌شود؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

بررسی قوی‌ترین لپ‌تاپ دنیا؛ MSI Raider هفتصد میلیونی

لپ‌تاپ‌های گیمینگ همیشه قرار نبوده «عاقلانه» باشند. قرار نبوده سبک باشند، بی‌صدا کار کنند یا حتی شبیه لپ‌تاپ‌های معمولی به‌نظر برسند. فلسفه‌ی وجودی‌ آن‌ها حداکثر قدرت، بدون هیچ‌گونه ملاحظه‌ای است. MSI Raider 18 HX AI A2XWX نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ از همان لحظه‌ی اول متوجه خواهید شد که با لپ‌تاپی معمولی طرف نیستید؛ این دستگاه آمده تا تعریف توان پردازشی در دنیای لپ‌تاپ‌ها را یک پله بالاتر ببرد و خودش را به‌عنوان هیولایی تمام‌عیار به رخ بکشد.

ام‌اس‌آی در Raider 18 نه‌تنها سراغ بزرگ‌ترین ابعاد نمایشگر رفته، بلکه قوی‌ترین قطعات لپ‌تاپی حال حاضر دنیا را هم کنار هم چیده است؛ از پردازنده‌ی ۲۴ هسته‌ای Core Ultra 9 285HX گرفته تا گرافیک RTX 5090 با ۲۴ گیگابایت حافظه‌ی گرافیکی، رم‌های DDR5 پرسرعت، فضای ذخیره‌سازی PCIe Gen5 و پورت‌هایی که حتی بعضی کاربران دسکتاپ هم حسرت‌شان را می‌خورند. نتیجه؟ لپ‌تاپی که روی کاغذ، بیشتر شبیه کیس گیمینگ فول‌سایز است تا دستگاهی قابل‌حمل.

ویدیوی بررسی MSI Raider 18 HX AI

پخش از رسانه

آیا Raider 18 فقط نمایشی اغراق‌آمیز از قدرت است یا واقعا می‌تواند در دنیای واقعی، این حجم از سخت‌افزار را به عملکردی پایدار و قابل‌اتکا تبدیل کند؟ نمایشگر 4K آن چقدر به بهبود تجربه‌ی بازی و تولید محتوا کمک می‌کند؟ سیستم خنک‌کننده‌ی عظیمش چقدر موفق است و بهای این عملکرد خیره‌کننده، چه‌قدر صدا، گرما و محدودیت به کاربر تحمیل می‌کند؟

در بررسی جامع MSI Raider 18 HX AI، همه‌چیز را زیرِ ذره‌بین می‌بریم؛ از طراحی و کیفیت ساخت گرفته تا نمایشگر، سخت‌افزار، کولینگ، عملکرد در بازی‌های روز، نرم‌افزارهای حرفه‌ای و البته واقعیت تلخ و شیرین استفاده روی باتری. اگر به‌دنبال آشنایی با یکی از قدرتمندترین لپ‌تاپ‌های گیمینگ دنیا هستید، بررسی پیش‌رو دقیقا برای شما نوشته شده است.

سخت‌افزار، عملکرد و عمر باتری

اگر بخواهیم MSI Raider 18 HX AI را بدون تعارف توصیف کنیم، با دستگاهی طرف هستیم که از نظر سخت‌افزاری، تقریبا سقف توان ممکن در دنیای لپ‌تاپ‌های ویندوزی را لمس می‌کند. در دل این لپ‌تاپ، قوی‌ترین ترکیب قطعات لپ‌تاپی حال حاضر قرار گرفته؛ ترکیبی که نه‌فقط برای اجرای بازی‌ها، بلکه برای سنگین‌ترین سناریوهای پردازشی، رندرینگ، شبیه‌سازی و حتی پردازش‌های پیشرفته‌ی هوش مصنوعی طراحی شده است.

پردازنده‌ی ۲۴هسته‌ای Core Ultra 9 285HX از خانواده‌ی Arrow Lake-HX اینتل نقش پردازنده‌ی مرکزی لپ‌تاپ ام‌آس‌آی را ایفا می‌کند و در عمل هیچ شباهتی به پردازنده‌های کم‌مصرف لپ‌تاپی ندارد. 285HX می‌تواند در بارهای کاری سنگین، برای مدت مشخصی توان بسیار بالایی مصرف کند و فرکانس‌های فوق‌العاده‌ای ارائه دهد و بعد از آن هم وارد فاز پایدار شود؛ جایی که هنوز هم عملکردی فراتر از انتظار یک لپ‌تاپ ارائه می‌دهد.

در تست‌های سنگین که تمام هسته‌های پردازنده درگیر هستند، CPU برای مدتی به توان‌های حدود ۱۷۰ تا ۱۷۵ وات می‌رسد تا فرکانس‌های بالای ۴٫۶ گیگاهرتز را ثبت کند و پس‌از آن، با مصرفی در محدوده‌ی ۱۵۰ وات، فرکانس پایدار حدود ۴٫۲ گیگاهرتز را حفظ می‌کند. دمای پردازنده هم با وجود مصرف انرژی بالا، در اغلب سناریوها زیر ۱۰۰ درجه‌ی سانتی‌گراد باقی می‌ماند که نشان می‌دهد سیستم خنک‌کننده دقیقاً متناسب با چنین سطحی از قدرت طراحی شده است.

همان‌طور که در نمودار تست استرس زومیت مشاهده می‌کنید، توان مصرفی پردازنده برای مدت طولانی عمدتا در بازه‌ی ۱۴۵ تا ۱۶۵ وات نوسان می‌کند که توانایی سیستم خنک‌کننده در حفظ سطح عملکرد را نشان می‌دهد. افت‌های مقطعی و کوتاه‌مدت توان که در طول تست دیده می‌شوند، بیشتر به مکانیزم‌های کنترلی لحظه‌ای برای مدیریت دما و پایداری مربوط هستند و تأثیر محسوسی بر روند کلی ندارند. دما نیز در بازه‌ی ۹۰ تا ۱۰۰ درجه‌ی سانتی‌گراد قرار دارد. لپ‌تاپ تنها در پردازش‌های بسیار سنگین به این دما می‌رسد و در سناریوهای گیمینگ، دمای بسیار پایین‌تری را شاهد بودیم.

در کنار پردازنده، گرافیک RTX 5090 لپ‌تاپی با ۲۴ گیگابایت حافظه‌ی گرافیکی قرار گرفته؛ قوی‌ترین GPU‌ که انویدیا برای لپ‌تاپ‌ها ارائه می‌دهد. این گرافیک در بازی‌ها و پردازش‌های گرافیکی سنگین، عملاً هیچ کمبودی از نظر توان خام ندارد.

در لود کامل، گرافیک می‌تواند به‌صورت پایدار حدود ۱۷۵ وات توان مصرف کرده، فرکانس‌هایی نزدیک به ۲۲۰۰ مگاهرتز را حفظ کند و در عین حال، دما را در بازه‌ی معقول ۸۲ تا ۸۳ درجه‌ی سانتی‌گراد نگه دارد. چنین پایداری عملکردی، دقیقاً همان چیزی است که در لپ‌تاپ‌های پرچم‌دار گیمینگ کمتر دیده می‌شود و Raider 18 را نسبت به رقبا متمایز می‌کند.

گرافیک پرقدرت لپ‌تاپ ام‌اس‌آی در تست استرس ۲۰ دقیقه‌ای زومیت کاملا پایدار عمل می‌کند. مصرف انرژی خیلی سریع به حدود ۱۷۰ وات می‌رسد و تا پایان تست تقریبا بدون افت حفظ می‌شود؛ بنابراین از محدودیت توان یا افت عملکرد خبری نیست. دمای گرافیک نیز بعد از گذشت چند دقیقه در محدوده‌ی ۸۰ درجه‌ی سانتی‌گراد تثبیت می‌شود. نتیجه‌ی این رفتار، عملکرد یکنواخت و قابل‌اتکا در بارهای طولانی مثل بازی‌های سنگین یا رندرهای GPUمحور است.

نمودار فرکانس GPU نشان می‌دهد RTX 5090 بعد از نوسانات اولیه، خیلی سریع روی محدوده‌ی حدود ۲٫۲ گیگاهرتز قفل می‌شود و این فرکانس را در کل تست بدون افت محسوس حفظ می‌کند. پردازنده هم با فرکانس ۴٫۵ تا ۴٫۷ گیگاهرتز کار می‌کند. نتیجه‌ی این رفتار، عملکرد پایدار CPU و GPU در کنار هم است؛ بدون اینکه یکی باعث محدودشدن دیگری شود یا فرکانس‌ها زیر فشار طولانی پایین بیایند.

رم دستگاه به‌صورت پیش‌فرض ۶۴ گیگابایتی از نوع DDR5 با فرکانس ۶۴۰۰ مگاهرتز است؛ ظرفیتی که حتی برای کاربران حرفه‌ای هم به‌ندرت محدودکننده خواهد بود. امکان ارتقا تا ۹۶ گیگابایت هم وجود دارد، هرچند هزینه‌ی این ارتقا در حال حاضر آن‌قدر بالاست که عملاً توجیه اقتصادی آن زیر سؤال می‌رود.

در بخش ذخیره‌سازی، ترکیب یک SSD نسل پنجم PCIe در کنار یک SSD نسل چهارم پرسرعت، باعث می‌شود بارگذاری بازی‌ها، پروژه‌های سنگین و انتقال فایل‌های حجیم، عملا بدون معطلی انجام شود. مجموع ظرفیت ذخیره‌سازی نیز تا ۴ ترابایت قابل‌ارتقا است. ما برای SSD نسل پنجمی لپ‌تاپ ام‌اس‌آی، سرعت خواندن و نوشتن خیره‌کننده‌ی ۱۱٫۱ و ۸٫۹ گیگابایت‌برثانیه را به‌دست آوردیم.

چنین سطحی از سخت‌افزار، طبیعتاً نیاز به تغذیه‌ی سنگینی دارد. MSI برای Raider 18 آداپتوری ۴۰۰ واتی در نظر گرفته و به‌لطف فناوری OverBoost Ultra، به پردازنده و گرافیک اجازه می‌دهد در مجموع تا ۲۶۰ وات توان مصرف کنند. چنین عددی برای یک لپ‌تاپ بسیار بزرگ است و به‌وضوح نشان‌دهنده‌ی شباهت لپ‌تاپ به دسکتاپ‌های پرقدرت است.

باتوجه به بالا‌بودن توان مصرفی، حرارت زیادی درون دستگاه تولید می‌شود و MSI برای کنترل آن، از سیستم خنک‌کننده‌ی Cooler Boost 5 استفاده می‌کند؛ سیستمی متشکل از دو فن بزرگ و هفت هیت‌پایپ مسی که یکی از آن‌ها به‌طور اختصاصی وظیفه‌ی خنک‌کردن SSD نسل پنج را بر عهده دارد. نتیجه‌ی این طراحی، عملکردی پایدار در طولانی‌مدت، بدون افت محسوس فرکانس یا throttling جدی، حتی در لودهای سنگین و مداوم است.

عملکرد MSI Raider 18 HX AI A2XWX دربرابر رقبا (متصل به پریز برق)

لپ‌تاپ/بنچمارک

مشخصات فنی

وب‌گردی

عملکرد در گرافیک

عملکرد CPU در رندر

توان محاسباتی CPU

توان محاسباتی GPU

3DMark

CineBench 2024

GeekBench 6

GeekBench 6

Speedometer 3.1

TimeSpy

Single

Multi

Single

Multi

OpenCL

Metal/Vulkan

DirectX 12

MSI Raider 18 HX AI A2XWX

Core Ultra 9 285HX – RTX 5090

۴۴٫۱۳

۲۲۸۴۱

۱۳۳

۲۱۰۹

۳۰۷۲

۲۱۳۵۲

۲۴۱۶۶۴

مک‌مینی ۲۰۲۴

Apple M4 – 10core GPU

۴۸٫۰

۱۷۷

۹۶۲

۳۷۸۳

۱۴۵۷۷

۳۷۵۴۳

Raider GE78 HX 14VIG

Core i9 14900H-

RTX 4090

۲۰۷۳۵

۱۲۸

۱۷۰۵

۳۰۲۴

۱۸۷۸۱

۱۵۸۸۲۲

*تنها بنچمارک‌های دو ردیف اول توسط زومیت اجرا شده‌اند.

البته بهای پایداری عملکرد لپ‌تاپ کاملاً مشخص است؛ صدای فن‌ها. وقتی پردازنده و گرافیک تحت فشار کامل قرار می‌گیرند، فن‌ها با حداکثر توان خود کار می‌کنند و صدای تولیدشده به‌طور محسوسی زیاد است. لپ‌تاپ MSI برای استفاده‌ی بی‌صدا طراحی نشده و اگر قرار است بازی یا کار سنگین انجام دهید، استفاده از هدفون عملا اجتناب‌ناپذیر می‌شود.

اگر عملکرد CPU و GPU را با معادل‌های دسکتاپی آن‌ها مقایسه کنیم، تصویر واقع‌بینانه‌تری به‌دست می‌آید. پردازنده‌ی Core Ultra 9 285HX در عملکرد تک‌هسته‌ای تنها حدود ۵ درصد از نسخه‌ی دسکتاپی 285K ضعیف‌تر است که اختلافی کاملاً قابل چشم‌پوشی به‌نظر می‌رسد. در عملکرد چند‌هسته‌ای، اختلاف به حدود ۱۵ درصد می‌رسد که با توجه به محدودیت‌های حرارتی و مصرف انرژی لپ‌تاپ، عددی منطقی محسوب می‌شود.

گرافیک RTX 5090 لپ‌تاپی، اختلاف فاحشی با نسخه‌ی دسکتاپ دارد؛ در بازی‌ها به‌طور میانگین می‌توان انتظار عملکردی حدود ۵۰ تا ۵۵ درصد پایین‌تر از RTX 5090 دسکتاپی را داشت و در برخی پردازش‌های خاص، این اختلاف حتی به ۸۰ یا ۹۰ درصد هم می‌رسد؛ اما نباید فراموش کرد که این اعداد همچنان Raider 18 را در صدر جدول لپ‌تاپ‌های گیمینگ نگه می‌دارند.

تجربه‌ی گیمینگ روی MSI Raider 18 HX AI، بیش‌از هر چیز یک واقعیت مهم را روشن می‌کند؛ حتی قوی‌ترین لپ‌تاپ گیمینگ دنیا هم هنوز با محدودیت‌های فنی خاص خود روبه‌رو است؛ اما در عین حال می‌تواند تجربه‌ای ارائه دهد که تا همین چند سال پیش، فقط از دسکتاپ‌های پرچم‌دار انتظارش را داشتیم. Raider 18 در بازی‌ها بسته به میزان بهینه‌سازی موتور گرافیکی، استفاده از ری‌تریسینگ و اتکا یا عدم اتکا به فناوری‌های هوشمندی مثل DLSS 4 و Frame Generation، چهره‌های متفاوتی از خودش نشان می‌دهد.

لپ‌تاپ در بازی‌های بسیار بهینه و خوش‌ساختی مثل Doom Eternal، هیچ رقیبی ندارد. بازی با وجود جلوه‌های بصری بسیار سنگین، به‌خاطر بهینه‌سازی مثال‌زدنی موتور id Tech، به‌بهترین شکل از سخت‌افزار استفاده می‌کند. در بالاترین تنظیمات گرافیکی ممکن، با وضوح 4K و بدون فعال‌سازی DLSS یا فریم‌جنریشن، دستگاه موفق شد به نرخ فریم حدود ۱۳۵ فریم‌برثانیه برسد. اینجا گرافیک RTX 5090 محدودکننده نیست؛ بلکه نرخ نوسازی نمایشگر به گلوگاه تبدیل می‌شود؛ بنابراین در بازی‌های بهینه، Raider 18 کاملا آماده‌ی ارائه‌ی تجربه‌ی 4K روان و بدون مصالحه است.

Forza Horizon 5 هم یکی دیگر از بازی‌هایی است که به‌خوبی از توان گرافیکی لپ‌تاپ استفاده می‌کند؛ اما در عین حال فشار سنگینی روی سیستم می‌گذارد. در این بازی با وضوح 4K، تنظیمات گرافیکی Extreme و فعال‌بودن ری‌تریسینگ سنگین و بدون استفاده از DLSS، نرخ فریم حدود ۱۱۶ فریم‌برثانیه ثبت شد. این عدد برای لپ‌تاپی حتی در کلاس پرچم‌دار، واقعاً تحسین‌برانگیز است و نشان می‌دهد RTX 5090 لپ‌تاپ در عناوین بهینه، فاصله‌ی زیادی با نسخه‌های دسکتاپی ندارد.

با ورود به بازی‌های سنگین‌تر و کم‌رحم‌تر، ماجرا کمی تغییر می‌کند. Indiana Jones: The Great Circle وابستگی زیادی به ری‌تریسینگ دارد و فشار قابل‌توجهی به GPU وارد می‌کند. در این بازی، زمانی که ری‌تریسینگ غیرفعال باشد، Raider 18 می‌تواند در وضوح 4K و بدون DLSS به نرخ بسیار خوبِ ۸۷ فریم‌برثانیه برسد.

به‌محض فعال‌کردن ری‌تریسینگ در بازی ایندیانا جونز، شرایط عوض می‌شود؛ برای حفظ نرخ فریم بالاتر از ۶۰، کاهش وضوح به QHD ضروری است. در این حالت، با تنظیمات گرافیکی QHD و ری‌تریسینگ فعال، نرخ فریم به حدود ۹۱ فریم‌برثانیه می‌رسد که تجربه‌ای متعادل و منطقی را ارائه می‌دهد. بازی ایندیانا جونز به‌خوبی نشان می‌دهد که حتی با سخت‌افزاری در این سطح، اجرای بازی با وضوح 4K همراه با ری‌تریسینگ سنگین همیشه بهترین انتخاب نیست.

Cyberpunk 2077 شاید یکی از مهم‌ترین معیارها برای سنجش توان گرافیکی Raider 18 باشد. این بازی همچنان یکی از سنگین‌ترین عناوین نسل فعلی به‌شمار می‌رود و ترکیب وضوح بالا، ری‌تریسینگ و تنظیمات Ultra، حتی قوی‌ترین سیستم‌ها را هم به چالش می‌کشد. در سایبرپانک بدون استفاده از DLSS و Frame Generation، اجرای بازی در وضوح 4K فاجعه‌بار است و نرخ فریم به حدود ۲۰ فریم‌برثانیه سقوط می‌کند؛ اما با فعال‌کردن ری‌تریسینگ و استفاده از فریم‌جنریشن دوبرابری، شرایط کاملاً تغییر می‌کند؛ بازی در وضوح 4K با نرخ ۷۰ فریم‌برثانیه اجرا می‌شود و تجربه‌ای روان و چشم‌نواز ارائه می‌دهد.

اگر ری‌تریسینگ را غیرفعال کنید و وضوح را به QHD کاهش دهید، حتی بدون DLSS و فریم‌جنریشن هم می‌توان به نرخ‌هایی نزدیک به ۱۰۰ فریم‌برثانیه رسید که برای بسیاری از کاربران، بهترین ترکیب کیفیت و عملکرد محسوب می‌شود. Cyberpunk به‌وضوح نشان می‌دهد که فناوری‌های جدید انویدیا تا چه حد می‌توانند تجربه‌ی گیمینگ روی لپ‌تاپ را متحول کنند؛ البته به شرطی که بازی از آن‌ها به‌درستی پشتیبانی کند.

Alan Wake 2 روی دیگر سکه است؛ نمونه‌ای از بازی‌هایی که هنوز با فریم‌جنریشن به بلوغ کامل نرسیده‌اند. اجرای بازی در وضوح 4K با ری‌تریسینگ فعال و فریم‌جنریشن روشن، منجر به بروز افکت محو‌شدگی شدید، هنگام حرکت می‌شود. بدون فریم‌جنریشن هم نرخ فریم در وضوح 4K به عدد ۱۲ سقوط می‌کند که در واقع هیچ کاربردی ندارد.

حتی با غیرفعال‌کردن ری‌تریسینگ، اجرای Alan Wake 2 در وضوح 4K تنها به حدود ۳۸ فریم‌برثانیه می‌رسد که همچنان تجربه‌ای مرزی و نه‌چندان رضایت‌بخش است. معقول‌ترین و پایدارترین تجربه در Alan Wake 2، زمانی به‌دست آمد که وضوح به QHD کاهش پیدا کرد و ری‌تریسینگ و DLSS غیرفعال شدند؛ در این حالت، نرخ فریم ۶۰ فریم‌برثانیه ثبت شد و بازی لذت‌بخش بود. بازی یادشده به‌خوبی نشان می‌دهد که حتی روی چنین سخت‌افزاری، 4K همیشه هدف منطقی نیست.

عملکرد گیمینگ Raider 18 HX AI A2XWX

بازی

وضوح

تنظیمات گرافیکی

نرخ فریم میانگین

RTX 5090 Laptop

RTX 4090 Laptop

RTX 5080 OC

Cyberpunk 2077

QHD

RT: Ultra

DLSS: Quality

Frame Generation ON

۷۵ فریم‌برثانیه

۳۰۹ فریم‌برثانیه

RT: Ultra

DLSS: Auto

Frame Generation ON

۹۰ فریم‌برثانیه

RT: OFF

DLSS: Auto

Frame Generation ON

۱۲۴ فریم‌برثانیه

RT: Ultra

DLSS: OFF

۴۳ فریم‌برثانیه

۶۹ فریم‌برثانیه

RT: OFF

DLSS: OFF

۱۰۴ فریم‌برثانیه

۵۵ فریم‌برثانیه

۱۶۲ فریم‌برثانیه

4K

RT: Ultra

DLSS: Quality

Frame Generation ON

۷۱ فریم‌برثانیه

۳۵ فریم‌برثانیه

۱۰۰ فریم‌برثانیه

RT: Ultra

DLSS: Auto

Frame Generation ON

۱۲۶ فریم‌برثانیه

۵۳ فریم‌برثانیه

RT: OFF

DLSS: Auto

Frame Generation ON

۹۷ فریم‌برثانیه

۷۶ فریم‌برثانیه

RT: OFF

DLSS: OFF

۴۵ فریم‌بر‌ثانیه

۲۵ فریم‌برثانیه

۸۸ فریم‌برثانیه

Forza Horizon 5

QHD

Extreme

4K

۱۱۶ فریم‌برثانیه

۶۷ فریم‌برثانیه

۱۵۰ فریم‌برثانیه

Red Dead Redemption 2

QHD

Ultra

۱۳۲ فریم‌برثانیه

۱۷۰ فریم‌برثانیه

4K

۱۲۲ فریم‌برثانیه

۱۳۴ فریم‌برثانیه

Indiana Jones and the Great Circle

QHD

RT: ON With PT Enabled

DLSS: ON (Quality)

۹۱ فریم‌برثانیه

4K

RT: OFF

DLSS: OFF

۸۷ فریم‌برثانیه

RT: ON With PT Enabled

DLSS: ON (Quality)

۵۰ فریم‌برثانیه

RT: ON With PT Enabled

DLSS: OFF

۳۰ فریم‌برثانیه

Doom Eternal

4K

DLSS: OFF

Frame Generation: OFF

۱۳۵ فریم‌برثانیه

Alan Wake II

QHD

RT: OFF

DLSS: OFF

High Quality

۶۰ فریم‌برثانیه

RT: Ultra

DLSS: OFF

High Quality

۲۵ فریم‌برثانیه

RT: Ultra

DLSS: 2X

High Quality

۴۵ فریم‌برثانیه

4K

RT: OFF

DLSS: OFF

High Quality

۳۸ فریم‌برثانیه

RT: Ultra

DLSS: OFF

High Quality

۱۲ فریم‌برثانیه

RT: Ultra

DLSS: 4x

High Quality

۴۵ فریم‌برثانیه

*تمامی بازی‌های ذکرشده در این جدول را زومیت اجرا کرده است.

لپ‌تاپ گران‌قیمت ام‌اس‌آی در کاربری‌های غیرگیمینگ هم عملکرد بسیار درخشانی دارد. در تدوین ویدیو، رندرینگ و اجرای کدهای سنگین، لپ‌تاپ MSI نه‌تنها از بسیاری لپ‌تاپ‌های ویندوزی جلوتر است؛ بلکه حتی در برخی سناریوها عملکردی بهتر از مک‌بوک‌های مجهز به تراشه‌های M-series اپل نشان می‌دهد.

اجرای یک کد پایتون سنگین که تمام هسته‌های پردازنده را درگیر می‌کند، در دستگاه گران‌قیمت ام‌اس‌آی تنها ۱۸ ثانیه زمان برد؛ عددی که در مقایسه با نتایج قبلی ثبت‌شده روی لپ‌تاپ‌های دیگر، اختلاف چشمگیری دارد؛ به‌عنوان مثال، لپ‌تاپ مک‌بوک پرو با تراشه‌ی M4 Pro، این تست را ۳۳ درصد کُندتر و ظرف ۲۷ ثانیه انجام می‌دهد.

به‌محض جداشدن دستگاه از برق، افت عملکرد کاملا محسوس است. باتری به‌هیچ‌وجه قادر نیست توان ۲۶۰ واتی مورد نیاز سیستم را تامین کند و در نتیجه، عملکرد پردازنده بین ۱۵ تا ۴۰ درصد کاهش پیدا می‌کند. همان کد پایتون که در حالت متصل به برق در ۱۷ ثانیه اجرا می‌شد، روی باتری به حدود ۳۱ ثانیه می‌رسد.

عملکرد MSI Raider 18 HX AI A2XWX در حالت متصل و جدا از پریز برق

پروفایل/پارامتر

GeekBench 6

3DMark

اجرای کد پایتون سنگین

Forza Horizon 5

CPU

GPU

CPU

GPU

4K – Extreme – DLSS Auto

Extreme Performance

Plugged

۳۰۷۲

۲۱۳۵۲

۲۴۱۶۶۴

۱۷۴۱۵

۲۴۱۷۰

۱۷ ثانیه

۱۱۶ فریم‌برثانیه

Extreme Performance

Unplugged

۲۶۶۳

۱۴۴۱۵

۲۰۰۲۲

۱۲۹۳۹

۱۲۶۴۶

۳۱ ثانیه

۴۲ فریم‌برثانیه

*تمام اعداد موجود در این جدول، در آزمایش‌های زومیت به‌دست آمده‌اند.

افت عملکرد گرافیک حتی شدیدتر است؛ در حالت پیش‌فرض، سیستم ترجیح می‌دهد گرافیک انویدیا را کنار بگذارد و از گرافیک یکپارچه‌ی اینتل استفاده کند. حتی اگر محدودیت را از طریق نرم‌افزار MSI Center دور بزنید و GPU انویدیا را فعال نگه دارید، باز هم افت فریم شدید است؛ به‌عنوان مثال، نرخ فریم فورتزا هورایزن ۵ از ۱۱۶ در حالت متصل به برق، به حدود ۴۰ فریم‌برثانیه در حالت باتری سقوط می‌کند.

مقایسه‌ی مستقیم Raider 18 HX AI با نسل قبلی‌اش در نرم‌افزارهای ادوبی نشان می‌دهد که ارتقاها فقط به مشخصات روی کاغذ محدود نشده‌اند. در تست فتوشاپ، مدل جدید امتیاز ۹۵۴۰ را ثبت کرد؛ درحالی‌که Raider GE78 HX به ۸۴۵۹ رسیده بود. اختلاف ۱۳درصدی دو دستگاه، به‌مفهوم اجرای روان‌تر فیلترهای سنگین، واکنش‌پذیری بهتر هنگام کار با فایل‌های بزرگ و تأخیر کمتر در سناریوهای ویرایش حرفه‌ای است؛ اما مک‌بوک پرو M4 Max با برتری ۴۵درصدی، برتری فاحشی به لپ‌تاپ گران‌قیمت ام‌اس‌آی دارد.

در پریمیر پرو لپ‌تاپ Raider 18 HX AI با امتیاز ۱۳۴۰۲ حدود ۱۰ درصد سریع‌تر از نسل قبل ظاهر شده که نتیجه‌ی آن در تایم‌لاین‌های شلوغ، افکت‌های مبتنی‌بر GPU و زمان خروجی‌گرفتن پروژه‌ها کاملا به‌چشم می‌آید. ترکیب پردازنده‌ی جدید Arrow Lake-HX، گرافیک RTX 5090 و پهنای باند بالاتر حافظه، Raider 18 را به گزینه‌ای پخته‌تر و کارآمدتر از نسل قبلی برای تولید محتوای حرفه‌ای تبدیل کرده است. لپ‌تاپ ام‌اس‌آی، در پریمیر پرو تا ۳۰ درصد بهتر از لپ‌تاپ مک‌بوک پرو M4 Max عمل می‌کند.

نتایج بنچمارک‌های Blender نشان می‌دهند که Raider 18 در هر دو بخش پردازنده و گرافیک، بهتر از MacBook Pro M4 Max ظاهر می‌شود. در آزمون CPU، مدل MSI با ثبت امتیاز بالاتر، توان پردازشی بیشتری در رندرینگ‌های مبتنی‌بر پردازنده دارد و برای پروژه‌های سه‌بعدی پیچیده و محاسبات سنگین گزینه‌ی منطقی‌تری محسوب می‌شود. این برتری در تست GPU پررنگ‌تر است؛ جایی‌که اختلاف عملکرد قابل‌توجه، قدرت بالاتر Raider را در رندرینگ‌های گرافیکی شتاب‌گرفته و صحنه‌های سه‌بعدی سنگین به‌وضوح نشان می‌دهد.

باتری ۹۹٫۹۹ وات‌ساعتی Raider 18 از نظر ظرفیت به حداکثر مقدار مجاز برای حمل در هواپیما رسیده است؛ اما این ظرفیت بالا هم نمی‌تواند معجزه کند؛ به‌عنوان مثال در استفاده‌ی سنگین گیمینگ، حدود ۷۵ دقیقه شارژدهی ثبت کردیم. در پخش ویدیو، شارژدهی به حدود ۴ ساعت می‌رسد و در استفاده‌ی روزمره نیز دستگاه کمی بیش‌از ۳ ساعت دوام می‌آورد.

اعداد ثبت‌شده در تست‌های شارژدهی زومیت به‌خوبی نشان می‌دهند که Raider 18 برای استفاده‌ی طولانی‌مدت بدون دسترسی به برق طراحی نشده است.

طراحی و کیفیت ساخت

طراحی MSI Raider 18 نه قرار است ظریف باشد نه مینیمال و نه حتی سعی می‌کند خودش را شبیه لپ‌تاپ‌های باریک و روزمره نشان دهد. این‌جا با دستگاه گیمینگ تمام‌عیاری طرفیم که فلسفه‌ی طراحی‌اش کاملا در تضاد با جریان مینیمالیستی بازار قرار دارد. بدنه پر از خطوط تیز و عضلانی، اکسنت‌های براق و ترکیب رنگ‌هایی است که مدام یادآوری می‌کنند اولویت اصلی دستگاه، قدرت و گیمینگ است، نه جلب رضایت کاربری که به دنبال ظاهری خنثی و ساده می‌گردد.

از نظر متریال، نمی‌توان Raider 18 را در دسته‌ی لپ‌تاپ‌های پریمیوم قرار داد. بدنه ترکیبی از فلز و پلاستیک است؛ قاب نمایشگر از فلز ساخته شده؛ اما بخش‌های عمده‌ی شاسی، به‌‌ویژه در قسمت زیرین و نواحی اطراف کیبورد، پلاستیکی هستند؛ البته شاسی بسیار قرص و محکم به‌نظر می‌رسد و در استفاده‌ی طولانی‌مدت اصلا حس ناامیدکننده‌ای منتقل نمی‌شود، هرچند حس لمس فلز یکپارچه‌ای که در لپ‌تاپ‌های تمام‌آلومینیومی دیده می‌شود، اینجا وجود ندارد.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های طراحی Raider 18، ابعاد و وزن آن است؛ موضوعی که نمی‌شود به‌سادگی از کنارش گذشت. خود لپ‌تاپ حدود ۳٫۶ کیلوگرم وزن دارد و وقتی آداپتور عظیم ۴۰۰واتی و یک کیلوگرمی‌اش را هم در نظر بگیریم، وزن کلی مجموعه به ۵ کیلوگرم می‌رسد؛ بنابراین جابه‌جایی روزمره‌ی Raider 18 در کوله‌پشتی، برای بسیاری از کاربران عملی نیست. این لپ‌تاپ بیش‌تر برای کسانی است که یا جای ثابتی برای استفاده دارند یا حاضرند وزن بالا را فدای حداکثر توان پردازشی کنند.

نورپردازی RGB بخش جدانشدنی طراحی لپ‌تاپ است؛ لوگوی نورانی MSI روی درِ پشتی، نوار RGB کشیده‌شده در بخش جلویی شاسی و کیبوردی با نورپردازی مجزا برای هر کلید، همگی در خدمت همان فلسفه‌ی «گیمینگ بی‌پرده» هستند. نورپردازی با نرم‌افزار SteelSeries شخصی‌سازی‌ می‌شود و کاربر می‌تواند افکت‌های ملایم و یکنواخت یا نورپردازی‌های تند و پویا را انتخاب کند. خوشبختانه اگر اهل RGB نباشید، امکان خاموش‌کردن کامل نورها هم وجود دارد، هرچند طراحی کلی دستگاه حتی بدون نورپردازی هم گیمینگ باقی می‌ماند.

ابعاد بزرگ شاسی، علاوه‌بر ایجاد فضای لازم برای سیستم خنک‌کننده‌ی عظیم، روی ارگونومی کلی دستگاه هم تأثیر گذاشته؛ فاصله‌ی بین کیبورد و لبه‌ی پایینی بدنه، فضای کافی برای استراحت دست‌ها فراهم می‌کند و ارتفاع دستگاه به‌گونه‌ای نیست که هنگام استفاده‌ی طولانی‌مدت، احساس خستگی شدید در مچ‌های دستانتان داشته باشید. البته همین ارتفاع و ضخامت، استفاده از دستگاه روی پا را بسیار سخت می‌کند؛ Raider 18 بیش‌تر نوعی لپ‌تاپ «میزنشین» محسوب می‌شود.

صفحه‌نمایش و اسپیکرها

یکی از برجسته‌ترین نقاط قوت MSI Raider 18 HX AI بدون تردید صفحه‌نمایش آن است؛ تایوانی‌ها هیچ‌گونه خساستی به خرج نداده‌اند و یکی از بهترین پنل‌های موجود برای لپ‌تاپ‌های گیمینگ را به‌کار گرفته‌‌اند. با نمایشگر ۱۶:۱۰ طرف هستیم که حاشیه‌های نسبتا باریکی دارد و به گفته‌ی خود ام‌اس‌آی، پنل ۱۸ اینچی آن در ابعاد شاسی ۱۷ اینچی جای گرفته است. همین ترکیب باعث می‌شود نمایشگر بسیار بزرگ به‌نظر برسد، بدون آن‌که ابعاد کلی دستگاه بیش از حد اغراق‌آمیز شود.

پنل مورد استفاده از نوع IPS با نوردهی Mini-LED است و در همان نگاه اول، کیفیت تصویر چشم‌نوازی را به نمایش می‌گذارد. وضوح تصویر UHD+ یا ۳۸۴۰ در ۲۴۰۰ پیکسل، تراکم پیکسلی بسیار بالایی ایجاد می‌کند که جزئیات را به‌شکل فوق‌العاده شارپ و دقیق نمایش می‌دهد. البته وضوح بالا یک نکته‌ی منفی هم دارد؛ در ویندوز، حتی با تنظیمات Scaling، متون و رابط کاربری گاهی بیش از حد ریز به‌نظر می‌رسند و این موضوع به‌‌ویژه برای کاربرانی که ساعت‌های طولانی با متن سر و کار دارند، می‌تواند آزاردهنده باشد.

عملکرد صفحه‌نمایش MSI Raider 18 HX AI A2XWX دربرابر نسل قبل

لپ‌تاپ / آزمایش

تصویر سفید

تصویر مشکی

نسبت کنتراست

AdobeRGB

sRGB

DCI-P3

حداکثر روشنایی

حداقل روشنایی

میانگین روشنایی

Native

پوشش

میانگین خطا

پوشش

میانگین خطا

پوشش

میانگین خطا

MSI Raider 18 HX AI A2XWX

۸۸۲ نیت

۱۰۷ نیت

۰ نیت

۹۲٫۲

۳٫۹

۹۹٫۷

۳٫۷

۱۰۰

۲٫۷

MSI Raider GE78 HX 14VIG

۴۰۸ نیت

۶٫۱۵ نیت

۶۶٫۳۴

۸۷٫۲

۲٫۷

۹۶٫۴

۲٫۵

۹۷٫۱

۲٫۳

*تمامی اعداد ذکرشده در جدول بالا در آزمایشگاه زومیت حاصل شده است.

از نظر پوشش فضای رنگی نیز نمایشگر عملکرد بسیار خوبی دارد. پوشش کامل فضای رنگی DCI-P3 و حدود ۹۲ درصد از AdobeRGB باعث می‌شود پنل برای کارهای گرافیکی، تدوین ویدیو و تولید محتوا قابل‌اتکا باشد. دقت رنگ‌ها بالاست و هرچند به سطح مانیتورهای مرجع حرفه‌ای نمی‌رسد، برای لپ‌تاپی گیمینگ، نتیجه بسیار رضایت‌بخش و چشم‌نواز است. رنگ‌ها زنده‌اند؛ اما اغراق‌شده نیستند و تصویر حالتی طبیعی و خوشایند دارد.

روشنایی نمایشگر یکی دیگر از نقاط قوت آن محسوب می‌شود. در محتوای معمولی، روشنایی به حدود ۵۷۸ نیت می‌رسد که عددی فوق‌العاده است؛ به‌ویژه وقتی بدانیم پنل، روکش مات دارد و بازتاب نور محیط روی تصویر به‌حداقل می‌رسد. ام‌اس‌آی برای محتوای HDR، عدد ۱۰۰۰ نیت را اعلام می‌کند و در تست‌های عملی زومیت، روشنایی حدود ۸۸۲ نیت به‌دست آمد که همچنان عملکردی بسیار خوب به‌شمار می‌رود. پشتیبانی از استاندارد DisplayHDR 1000 باعث می‌شود محتوای HDR با کنتراست بالا و هایلایت‌های درخشان نمایش داده شود و تجربه‌ی تماشای فیلم و بازی‌های سازگار با HDR، واقعاً لذت‌بخش باشد.

با وجود Mini-LED بودن پنل، روشنایی رنگ مشکی در اندازه‌گیری‌های ما صفر نیت ثبت شد؛ تا جایی که در نگاه اول ممکن است پنل با OLED اشتباه گرفته شود. این موضوع، کنتراست بسیار بالای تصویر و عملکرد عالی سیستم نوردهی موضعی را نشان می‌دهد که باعث می‌شود صحنه‌های تاریک عمق و جزئیات بسیار خوبی داشته باشند؛ البته حداقل روشنایی پنل حدود ۱۰۷ نیت است که برای استفاده در محیط‌های تاریک چندان ایده‌آل نیست و شاید برای برخی کاربران کمی آزاردهنده باشد.

نرخ نوسازی نمایشگر ۱۲۰ هرتز است که برای پنل 4K عددی منطقی و کاربردی محسوب می‌شود. این نرخ نوسازی در کنار زمان پاسخ‌‌دهی مناسب، باعث می‌شود تجربه‌ی بازی‌ها روان و بدون لگ باشد، هرچند گیمرهای حرفه‌ایِ عناوین رقابتی که به نرخ‌های بسیار بالا عادت دارند، شاید همچنان پنل‌های QHD با نرخ نوسازی بالاتر را ترجیح دهند. همچنین باید اشاره کرد که با جدا کردن لپ‌تاپ از برق، امکان فعال‌سازی HDR در ویندوز غیرفعال می‌شود و روشنایی پنل هم از حدود ۵۷۸ نیت به نزدیک ۳۹۴ نیت کاهش پیدا می‌کند؛ عددی که هنوز معقول است، اما فاصله‌ی محسوسی با حالت متصل به برق دارد.

در کنار نمایشگر بزرگ و باکیفیت، سیستم صوتی دستگاه هم نقش مکمل را ایفا می‌کند. ام‌اس‌آی در Raider 18 از مجموعه‌ای شش‌تایی شامل دو ووفر ۲واتی و چهار اسپیکر ۲ واتی استفاده می‌کند که Dynaudio تنظیم‌شان می‌کند. خروجی صدا حجم مناسبی دارد، فرکانس‌ها در سطح معقولی تفکیک می‌شوند و بیس نسبتا عمیقی برای بکلینک چیست یک لپ‌تاپ ارائه می‌شود؛ البته نباید انتظار معجزه داشت؛ کیفیت صدا خوب و کارراه‌انداز است؛ اما در سطح بهترین سیستم‌های صوتی لپ‌تاپی بازار قرار نمی‌گیرد.

برای تماشای فیلم، استفاده‌ی روزمره و حتی بازی‌های معمولی، اسپیکرها کاملاً جواب‌گو هستند و تجربه‌ای رضایت‌بخش ارائه می‌دهند؛ اما اگر هدف، غرق‌شدن کامل در فضای بازی و شنیدن جزئیات دقیق صدا، مخصوصاً در عناوین داستانی یا رقابتی است، هیچ‌چیز جای هدفون‌های گیمینگ باکیفیت را نمی‌گیرد. اسپیکرهای Raider 18 همراه خوبی برای نمایشگر فوق‌العاده‌ی آن هستند؛ اما قرار نیست جایگزین تجهیزات صوتی حرفه‌ای شوند.

جمع‌بندی

MSI Raider 18 HX AI یکی از آن لپ‌تاپ‌هایی است که بدون تعارف، تعریف «حد نهایی قدرت» را در دنیای لپ‌تاپ‌های گیمینگ بازنویسی می‌کند.

ترکیب پردازنده‌ی فوق‌قدرتمند Core Ultra 9، گرافیک RTX 5090 لپ‌تاپی، سیستم خنک‌کننده‌ی بسیار پیشرفته و نمایشگری در سطح بهترین‌های بازار، باعث شده این دستگاه در اجرای بازی‌های روز، رندرینگ، تدوین و پردازش‌های سنگین مهندسی، عملکردی در حد کامپیوترهای دسکتاپ پرچم‌دار ارائه دهد؛ البته این قدرت مطلق بدون هزینه نیست؛ وزن بالا، ابعاد بزرگ، صدای قابل‌توجه فن‌ها و وابستگی شدید به اتصال دائمی به برق، همگی بهایی هستند که کاربر باید برای چنین عملکردی بپردازد.

در نهایت، Raider 18 انتخاب کاربرانی است که دقیقاً می‌دانند چه می‌خواهند و حاضرند برای آن سازش نکنند. اگر به‌دنبال لپ‌تاپی قابل‌حمل، بی‌صدا و کم‌مصرف هستید، این دستگاه از اساس برای شما ساخته نشده است؛ اما اگر می‌خواهید در هر جا که به پریز برق دسترسی دارید، سنگین‌ترین بازی‌ها و حرفه‌ای‌ترین نرم‌افزارها را با بالاترین کیفیت ممکن اجرا کنید و محدودیت‌های لپ‌تاپ‌های معمولی را کنار بزنید، MSI Raider 18 HX AI یکی از کامل‌ترین و بی‌رقیب‌ترین گزینه‌هایی است که امروز می‌توان به آن فکر کرد.

شما چه دیدگاهی درباره‌ی لپ‌تاپ‌های گیمینگ گران‌قیمت دارید؟ آیا خرید لپ‌تاپ را منطقی می‌دانید یا کامپیوتر رومیزی را ترجیح می‌دهید؟

تیزر رسمی موتورولا Moto X70 Air Pro منتشر شد؛ نسخه حرفه‌ای‌تر با هوش مصنوعی

به نظر می‌رسد موتورولا دور جدیدی از معرفی محصولات را آغاز کرده است. این شرکت اواخر اکتبر گوشی اج ۷۰ (Edge 70) را به عنوان نسخه جهانی X70 Air روانه بازار کرد. همان‌طور که از نام این دستگاه پیداست، موتورولا تمرکز خود را بر طراحی بدنه باریک گذاشت. اگرچه فروش مدل‌های «باریک» یا همان Air در برندهای اپل و سامسونگ چندان موفقیت‌آمیز نبود، اما موتورولا همچنان این روند را ادامه می‌دهد. اکنون تمام شواهد نشان می‌دهند که مدل جدیدی با نام موتورولا Moto X70 Air Pro در راه است که احتمالاً در بازارهای جهانی با نام Edge 70 Pro شناخته خواهد شد.

خلاصه خبر در یک نگاه:

🔵 انتشار تیزر رسمی Moto X70 Air Pro با تمرکز بر هوش مصنوعی
🔵 ارتقای سرعت شارژ به ۹۰ وات نسبت به نسخه معمولی
🔵 احتمال استفاده از تراشه معرفی‌نشده اسنپدراگون +7 نسل ۵
🔵 مشاهده دستگاه در دیتابیس 3C چین با شماره مدل XT2603-1
🔵 انتشار تیزر یک پرچمدار مرموز دیگر با نام Motorola Signature در هند

ویژگی‌های سخت‌افزاری و هوش مصنوعی

موتورولا با انتشار یک تصویر تبلیغاتی رسمی برای X70 Air Pro اعلام کرد که این دستگاه «حرفه‌ای‌تر» (More Pro) خواهد بود و قابلیت‌های هوش مصنوعی بیشتری را ارائه می‌دهد.

پوستر تبلیغاتی گوشی Moto X70 Air Pro با شعار Coming Soon و محوریت هوش مصنوعی

کارشناسان معتقدند این تیزر به همان دستگاهی اشاره دارد که پیش‌تر با شماره مدل XT2603-1 در دیتابیس 3C چین رویت کردند. نکته قابل توجه در این دیتابیس، پشتیبانی دستگاه از شارژ سریع ۹۰ وات است. این یک پیشرفت چشمگیر نسبت به شارژ ۶۷ واتی در نسخه معمولی X70 Air (یا همان Edge 70) محسوب می‌شود.

تراشه قدرتمند و نتایج بنچمارک

منابع خبری در ماه نوامبر نتایجی از بنچمارک Geekbench برای مدل XT2603-1 پیدا کردند. همچنین برخی از افراد داخل صنعت ادعا می‌کنند که موتورولا این گوشی را بر پایه تراشه آینده کوالکام، یعنی Snapdragon 7+ Gen 5 خواهد ساخت. البته برای تایید نهایی این موضوع باید کمی بیشتر صبر کنیم.

تاییدیه 3C چین پشتیبانی موتورولا خرید لایسنس نود 32 Moto X70 Air Pro از شارژ سریع ۹۰ وات را فاش کرد.

موتورولا Signature؛ پرچمداری تمام‌عیار در افق

در خبری موازی، فروشگاه اینترنتی Flipkart تیزری از یک دستگاه کاملاً متفاوت را با نام احتمالی Motorola Signature منتشر کرد. شواهد نشان می‌دهد که این گوشی یک پرچمدار تمام‌عیار است و شاید قدرتمندترین محصول سال موتورولا باشد. شایعات مشخصات زیر را برای این هیولای اندرویدی پیش‌بینی می‌کنند:

تراشه پرچمدار Snapdragon 8 Gen 5

حافظه رم ۱۶ گیگابایت

سیستم‌عامل اندروید ۱۶ به صورت پیش‌فرض

نمایشگر ۶.۷ اینچی OLED با رزولوشن 1.5K و نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز

دوربین‌های اصلی ۵۰ مگاپیکسلی

جمع‌بندی؛ استراتژی دوگانه موتورولا

موتورولا هم‌زمان دو جبهه متفاوت را هدف قرار داده است: از یک سو با مدل X70 Air Pro به دنبال جذب طرفداران گوشی‌های باریک و خوش‌دست با هوش مصنوعی پیشرفته است و از سوی دیگر با مدل Signature قصد دارد قدرت فنی خود را به رخ رقبا بکشد. با توجه به شکست نسبی مدل‌های باریک در برندهای دیگر، آیا موتورولا می‌تواند با افزودن ویژگی‌های «پرو» ورق را برگرداند؟ شما کدام استراتژی را می‌پسندید: گوشی‌های باریک و سبک یا پرچمداران قدرتمند و سنگین؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه: