نابینایی همیشه به معنای تاریکی مطلق نیست؛ از درک نور و رنگ تا تجربهی جهان از طریق صدا و لمس، واقعیت زندگی نابینایان پیچیدهتر از تصور رایج ماست.

خلاصه مقاله:
- بیشتر افراد نابینا درجاتی از بینایی دارند که از تشخیص نور تا دیدن مبهم شکلها و رنگها متغیر است.
- نابینایی انواع مختلفی دارد؛ از کمبینایی تا نابینایی کامل و ناتوانی در درک نور. تصور اینکه همهی افراد نابینا جهان را سیاه میبینند، نادرست است.
- برخی افراد نابینا میتوانند نور یا رنگها را تشخیص دهند؛ افرادی که قبلاً بینایی داشتهاند، ممکن است رنگها را به یاد بیاورند. افراد نابینای مادرزاد ممکن است رنگها را به صورت مفاهیم درک کنند، نه تجربههای دیداری.
- محتوای رویاهای افراد نابینا به سابقهی بینایی آنها بستگی دارد؛ برخی تصاویر دیداری و برخی دیگر تجربههای حسی مانند صدا و لمس را در خواب تجربه میکنند.
- افراد نابینا میتوانند با کمک حواس دیگر، توصیف صوتی، خط بریل و مهارتهایی مانند پژواکیابی، محیط اطراف را درک کنند.
- ابزارهای کمکی و آموزش مهارتهای حرکتی میتوانند به افراد نابینا در شناخت محیط و انجام فعالیتهای روزمره کمک کنند.
بسیاری گمان میکنند با چند لحظه بستن چشمها میتوانند به درکی از نابینایی برسند، اما چنین باوری فقط تجربهی افراد بینا را مبنای سنجش قرار میدهد و تمایزهای بنیادین میان این دو وضعیت را نادیده میگیرد. فرارسیدن روز جهانی عصای سفید در ۱۵ اکتبر (۲۳ مهر)، فرصتی ارزشمند است تا با معطوفکردن توجه جامعه به حقوق و توانمندیهای افراد نابینا و کمبینا، از پیشفرضهای نادرست و کلیشههای رایج فراتر رویم و به شناختی دقیقتر از تجربهی زیستهی این افراد دست یابیم.
بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، دستکم ۲٫۲ میلیارد نفر در جهان با اختلال بینایی نزدیک یا دور زندگی میکنند و در دستکم یک میلیارد مورد، اختلال قابلپیشگیری بوده یا هنوز به آن رسیدگی نشده است. اختلال بینایی اما، تجربهای یکسان برای همه نیست و شدت آن، سابقهی بینایی فرد و دسترسی به امکانات کمکی، میتواند بر نحوهی درک توسط دیگر افراد و تعامل با محیط تأثیر بگذارد.
فناوری برای همه، بدون استثنا؛ روز جهانی عصای سفید
در ادامه، ۷ واقعیت علمی را مرور میکنیم که به شناخت بهتر تجربهی نابینایی و تفاوتهای فردی کمک میکنند.
۱. نابینایان دنیا را چگونه میبینند؟
یکی از رایجترین باورهای نادرست دربارهی نابینایی، این است که همهی افراد نابینا جهان را به شکل تاریکی مطلق میبینند. در واقع نابینایی یک وضعیت یکسان نیست، بلکه طیفی از اختلالات بینایی را در بر میگیرد. بسیاری از افرادی که در دستهی نابینایی قرار میگیرند، هنوز درجاتی از بینایی باقیمانده دارند. برخی اشیا را تار و مبهم یا مانند تصویری در میان مه میبینند، برخی با محدودیت میدان دید محیطی یا دید تونلی مواجهاند و گروهی دیگر فقط میتوانند وجود نور یا جهت تابش آن را تشخیص دهند.
نابینایی که در اصطلاح پزشکی با «ناتوانی در درک نور» تعریف میشود، تنها یکی از وضعیتهای این طیف است و فقط در یکی از شدیدترین حالتها، فرد هیچگونه ادراک نوری ندارد. تجربهی افراد نابینای مادرزاد نیز با تصور رایج افراد بینا از تاریکی تفاوت دارد؛ زیرا کسانی که هرگز تجربهی دیدن نداشتهاند، لزوماً تاریکی را مانند فردی که بینایی خود را از دست داده است، تجربه نمیکنند. بنابراین، تجربهی نابینایی را نمیتوان برای همه یکسان دانست یا صرفاً به دیدن سیاهی مطلق کاهش داد.

۲. نابینایان رنگها را چگونه درک میکنند؟
تجربهی رنگها برای افراد دارای اختلال بینایی، به سابقهی بینایی و نوع اختلال آنها بستگی دارد. افرادی که کمبینا هستند، ممکن است رنگهای روشن و یکدست را راحتتر از نقشونگارهای پیچیده تشخیص دهند. برای کسانی که در سنین بالاتر بینایی خود را از دست دادهاند، رنگها میتوانند در قالب خاطرات دیداری در ذهن باقی بمانند و با شنیدن توصیفی از رنگها، تصاویر ذهنی مرتبط دوباره زنده شوند.
در مقابل، افرادی که نابینای مادرزاد هستند، تجربهی مستقیمی از دیدن رنگها ندارند و ممکن است مفاهیم مربوط به رنگ را از طریق ارتباط با ویژگیهای فیزیکی پدیدهها، احساسات یا تجربههای حسی درک کنند. برای مثال، برخی افراد ممکن است گرمای خورشید را با مفهوم رنگ زرد یا حرارت آتش را با مفهوم رنگ قرمز مرتبط کنند. اما این تداعیها به معنای تجربهی مستقیم رنگ نیستند و فقط راهی برای درک مفاهیمی بهشمار میروند که معمولاً از طریق بینایی شناخته میشوند.
۳. آیا نابینایان حواس قویتری دارند؟
فیلمها و داستانهای عامهپسند اغلب افراد نابینا را بهگونهای نشان میدهند که انگار از قدرت شنوایی یا حس لامسهای فراتر از تواناییهای معمول انسان برخوردارند. اما از دیدگاه علوم اعصاب، تواناییهای حسی برخی افراد نابینا لزوماً به معنای قویتر بودن ذاتی حواس نیست؛ تفاوت در توجه به محرکها، تجربه و سازگاری مغز نیز میتواند در این تواناییها نقش داشته باشد. افراد بینا بخش زیادی از اطلاعات محیطی را از طریق چشم دریافت میکنند و در نتیجه، ممکن است کمتر به جزئیات صداها یا ویژگیهای لمسی محیط توجه داشته باشند.
چرا قدرت شنوایی افراد نابینا بیشتر است؟
وقتی ورودیهای بینایی وجود ندارند، پردازش اطلاعات حسی دیگر ممکن است در مغز تغییر کند. در برخی افراد نابینا، تمرین و تجربه نیز به بهبود مهارتهایی مانند تشخیص پژواکها یا خواندن خط بریل کمک میکند. در نتیجه، برخی افراد نابینا با تمرین و تجربه، در تشخیص صدا، تمایز تغییرات ظریف در زیروبم صداها یا شناسایی برجستگیهای خط بریل مهارت بسیاری پیدا میکنند.
این تواناییها را نباید ابرقدرت ذاتی یا حاصل جهشی ژنتیکی دانست؛ این تواناییها میتوانند نتیجهی تمرین مداوم، توجه بیشتر به اطلاعات حسی و سازگاری مغز با شرایط تیک ابزار زندگی باشند.
۴. نابینایان چگونه از دنیای دیجیتال استفاده میکنند؟
فناوریهای دیجیتال به افراد نابینا و کمبینا کمک میکنند تا مستقلتر به اطلاعات دسترسی داشته باشند و از تلفنهای هوشمند استفاده کنند. افراد کمبینا میتوانند با قابلیتهایی مانند بزرگنمایی صفحه، افزایش کنتراست و درشتکردن نوشتهها، محتوای نمایشگر را راحتتر ببینند. افرادی که نمیتوانند
















