بررسی قوی‌ترین لپ‌تاپ دنیا؛ MSI Raider هفتصد میلیونی

لپ‌تاپ‌های گیمینگ همیشه قرار نبوده «عاقلانه» باشند. قرار نبوده سبک باشند، بی‌صدا کار کنند یا حتی شبیه لپ‌تاپ‌های معمولی به‌نظر برسند. فلسفه‌ی وجودی‌ آن‌ها حداکثر قدرت، بدون هیچ‌گونه ملاحظه‌ای است. MSI Raider 18 HX AI A2XWX نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ از همان لحظه‌ی اول متوجه خواهید شد که با لپ‌تاپی معمولی طرف نیستید؛ این دستگاه آمده تا تعریف توان پردازشی در دنیای لپ‌تاپ‌ها را یک پله بالاتر ببرد و خودش را به‌عنوان هیولایی تمام‌عیار به رخ بکشد.

ام‌اس‌آی در Raider 18 نه‌تنها سراغ بزرگ‌ترین ابعاد نمایشگر رفته، بلکه قوی‌ترین قطعات لپ‌تاپی حال حاضر دنیا را هم کنار هم چیده است؛ از پردازنده‌ی ۲۴ هسته‌ای Core Ultra 9 285HX گرفته تا گرافیک RTX 5090 با ۲۴ گیگابایت حافظه‌ی گرافیکی، رم‌های DDR5 پرسرعت، فضای ذخیره‌سازی PCIe Gen5 و پورت‌هایی که حتی بعضی کاربران دسکتاپ هم حسرت‌شان را می‌خورند. نتیجه؟ لپ‌تاپی که روی کاغذ، بیشتر شبیه کیس گیمینگ فول‌سایز است تا دستگاهی قابل‌حمل.

ویدیوی بررسی MSI Raider 18 HX AI

پخش از رسانه

آیا Raider 18 فقط نمایشی اغراق‌آمیز از قدرت است یا واقعا می‌تواند در دنیای واقعی، این حجم از سخت‌افزار را به عملکردی پایدار و قابل‌اتکا تبدیل کند؟ نمایشگر 4K آن چقدر به بهبود تجربه‌ی بازی و تولید محتوا کمک می‌کند؟ سیستم خنک‌کننده‌ی عظیمش چقدر موفق است و بهای این عملکرد خیره‌کننده، چه‌قدر صدا، گرما و محدودیت به کاربر تحمیل می‌کند؟

در بررسی جامع MSI Raider 18 HX AI، همه‌چیز را زیرِ ذره‌بین می‌بریم؛ از طراحی و کیفیت ساخت گرفته تا نمایشگر، سخت‌افزار، کولینگ، عملکرد در بازی‌های روز، نرم‌افزارهای حرفه‌ای و البته واقعیت تلخ و شیرین استفاده روی باتری. اگر به‌دنبال آشنایی با یکی از قدرتمندترین لپ‌تاپ‌های گیمینگ دنیا هستید، بررسی پیش‌رو دقیقا برای شما نوشته شده است.

سخت‌افزار، عملکرد و عمر باتری

اگر بخواهیم MSI Raider 18 HX AI را بدون تعارف توصیف کنیم، با دستگاهی طرف هستیم که از نظر سخت‌افزاری، تقریبا سقف توان ممکن در دنیای لپ‌تاپ‌های ویندوزی را لمس می‌کند. در دل این لپ‌تاپ، قوی‌ترین ترکیب قطعات لپ‌تاپی حال حاضر قرار گرفته؛ ترکیبی که نه‌فقط برای اجرای بازی‌ها، بلکه برای سنگین‌ترین سناریوهای پردازشی، رندرینگ، شبیه‌سازی و حتی پردازش‌های پیشرفته‌ی هوش مصنوعی طراحی شده است.

پردازنده‌ی ۲۴هسته‌ای Core Ultra 9 285HX از خانواده‌ی Arrow Lake-HX اینتل نقش پردازنده‌ی مرکزی لپ‌تاپ ام‌آس‌آی را ایفا می‌کند و در عمل هیچ شباهتی به پردازنده‌های کم‌مصرف لپ‌تاپی ندارد. 285HX می‌تواند در بارهای کاری سنگین، برای مدت مشخصی توان بسیار بالایی مصرف کند و فرکانس‌های فوق‌العاده‌ای ارائه دهد و بعد از آن هم وارد فاز پایدار شود؛ جایی که هنوز هم عملکردی فراتر از انتظار یک لپ‌تاپ ارائه می‌دهد.

در تست‌های سنگین که تمام هسته‌های پردازنده درگیر هستند، CPU برای مدتی به توان‌های حدود ۱۷۰ تا ۱۷۵ وات می‌رسد تا فرکانس‌های بالای ۴٫۶ گیگاهرتز را ثبت کند و پس‌از آن، با مصرفی در محدوده‌ی ۱۵۰ وات، فرکانس پایدار حدود ۴٫۲ گیگاهرتز را حفظ می‌کند. دمای پردازنده هم با وجود مصرف انرژی بالا، در اغلب سناریوها زیر ۱۰۰ درجه‌ی سانتی‌گراد باقی می‌ماند که نشان می‌دهد سیستم خنک‌کننده دقیقاً متناسب با چنین سطحی از قدرت طراحی شده است.

همان‌طور که در نمودار تست استرس زومیت مشاهده می‌کنید، توان مصرفی پردازنده برای مدت طولانی عمدتا در بازه‌ی ۱۴۵ تا ۱۶۵ وات نوسان می‌کند که توانایی سیستم خنک‌کننده در حفظ سطح عملکرد را نشان می‌دهد. افت‌های مقطعی و کوتاه‌مدت توان که در طول تست دیده می‌شوند، بیشتر به مکانیزم‌های کنترلی لحظه‌ای برای مدیریت دما و پایداری مربوط هستند و تأثیر محسوسی بر روند کلی ندارند. دما نیز در بازه‌ی ۹۰ تا ۱۰۰ درجه‌ی سانتی‌گراد قرار دارد. لپ‌تاپ تنها در پردازش‌های بسیار سنگین به این دما می‌رسد و در سناریوهای گیمینگ، دمای بسیار پایین‌تری را شاهد بودیم.

در کنار پردازنده، گرافیک RTX 5090 لپ‌تاپی با ۲۴ گیگابایت حافظه‌ی گرافیکی قرار گرفته؛ قوی‌ترین GPU‌ که انویدیا برای لپ‌تاپ‌ها ارائه می‌دهد. این گرافیک در بازی‌ها و پردازش‌های گرافیکی سنگین، عملاً هیچ کمبودی از نظر توان خام ندارد.

در لود کامل، گرافیک می‌تواند به‌صورت پایدار حدود ۱۷۵ وات توان مصرف کرده، فرکانس‌هایی نزدیک به ۲۲۰۰ مگاهرتز را حفظ کند و در عین حال، دما را در بازه‌ی معقول ۸۲ تا ۸۳ درجه‌ی سانتی‌گراد نگه دارد. چنین پایداری عملکردی، دقیقاً همان چیزی است که در لپ‌تاپ‌های پرچم‌دار گیمینگ کمتر دیده می‌شود و Raider 18 را نسبت به رقبا متمایز می‌کند.

گرافیک پرقدرت لپ‌تاپ ام‌اس‌آی در تست استرس ۲۰ دقیقه‌ای زومیت کاملا پایدار عمل می‌کند. مصرف انرژی خیلی سریع به حدود ۱۷۰ وات می‌رسد و تا پایان تست تقریبا بدون افت حفظ می‌شود؛ بنابراین از محدودیت توان یا افت عملکرد خبری نیست. دمای گرافیک نیز بعد از گذشت چند دقیقه در محدوده‌ی ۸۰ درجه‌ی سانتی‌گراد تثبیت می‌شود. نتیجه‌ی این رفتار، عملکرد یکنواخت و قابل‌اتکا در بارهای طولانی مثل بازی‌های سنگین یا رندرهای GPUمحور است.

نمودار فرکانس GPU نشان می‌دهد RTX 5090 بعد از نوسانات اولیه، خیلی سریع روی محدوده‌ی حدود ۲٫۲ گیگاهرتز قفل می‌شود و این فرکانس را در کل تست بدون افت محسوس حفظ می‌کند. پردازنده هم با فرکانس ۴٫۵ تا ۴٫۷ گیگاهرتز کار می‌کند. نتیجه‌ی این رفتار، عملکرد پایدار CPU و GPU در کنار هم است؛ بدون اینکه یکی باعث محدودشدن دیگری شود یا فرکانس‌ها زیر فشار طولانی پایین بیایند.

رم دستگاه به‌صورت پیش‌فرض ۶۴ گیگابایتی از نوع DDR5 با فرکانس ۶۴۰۰ مگاهرتز است؛ ظرفیتی که حتی برای کاربران حرفه‌ای هم به‌ندرت محدودکننده خواهد بود. امکان ارتقا تا ۹۶ گیگابایت هم وجود دارد، هرچند هزینه‌ی این ارتقا در حال حاضر آن‌قدر بالاست که عملاً توجیه اقتصادی آن زیر سؤال می‌رود.

در بخش ذخیره‌سازی، ترکیب یک SSD نسل پنجم PCIe در کنار یک SSD نسل چهارم پرسرعت، باعث می‌شود بارگذاری بازی‌ها، پروژه‌های سنگین و انتقال فایل‌های حجیم، عملا بدون معطلی انجام شود. مجموع ظرفیت ذخیره‌سازی نیز تا ۴ ترابایت قابل‌ارتقا است. ما برای SSD نسل پنجمی لپ‌تاپ ام‌اس‌آی، سرعت خواندن و نوشتن خیره‌کننده‌ی ۱۱٫۱ و ۸٫۹ گیگابایت‌برثانیه را به‌دست آوردیم.

چنین سطحی از سخت‌افزار، طبیعتاً نیاز به تغذیه‌ی سنگینی دارد. MSI برای Raider 18 آداپتوری ۴۰۰ واتی در نظر گرفته و به‌لطف فناوری OverBoost Ultra، به پردازنده و گرافیک اجازه می‌دهد در مجموع تا ۲۶۰ وات توان مصرف کنند. چنین عددی برای یک لپ‌تاپ بسیار بزرگ است و به‌وضوح نشان‌دهنده‌ی شباهت لپ‌تاپ به دسکتاپ‌های پرقدرت است.

باتوجه به بالا‌بودن توان مصرفی، حرارت زیادی درون دستگاه تولید می‌شود و MSI برای کنترل آن، از سیستم خنک‌کننده‌ی Cooler Boost 5 استفاده می‌کند؛ سیستمی متشکل از دو فن بزرگ و هفت هیت‌پایپ مسی که یکی از آن‌ها به‌طور اختصاصی وظیفه‌ی خنک‌کردن SSD نسل پنج را بر عهده دارد. نتیجه‌ی این طراحی، عملکردی پایدار در طولانی‌مدت، بدون افت محسوس فرکانس یا throttling جدی، حتی در لودهای سنگین و مداوم است.

عملکرد MSI Raider 18 HX AI A2XWX دربرابر رقبا (متصل به پریز برق)

لپ‌تاپ/بنچمارک

مشخصات فنی

وب‌گردی

عملکرد در گرافیک

عملکرد CPU در رندر

توان محاسباتی CPU

توان محاسباتی GPU

3DMark

CineBench 2024

GeekBench 6

GeekBench 6

Speedometer 3.1

TimeSpy

Single

Multi

Single

Multi

OpenCL

Metal/Vulkan

DirectX 12

MSI Raider 18 HX AI A2XWX

Core Ultra 9 285HX – RTX 5090

۴۴٫۱۳

۲۲۸۴۱

۱۳۳

۲۱۰۹

۳۰۷۲

۲۱۳۵۲

۲۴۱۶۶۴

مک‌مینی ۲۰۲۴

Apple M4 – 10core GPU

۴۸٫۰

۱۷۷

۹۶۲

۳۷۸۳

۱۴۵۷۷

۳۷۵۴۳

Raider GE78 HX 14VIG

Core i9 14900H-

RTX 4090

۲۰۷۳۵

۱۲۸

۱۷۰۵

۳۰۲۴

۱۸۷۸۱

۱۵۸۸۲۲

*تنها بنچمارک‌های دو ردیف اول توسط زومیت اجرا شده‌اند.

البته بهای پایداری عملکرد لپ‌تاپ کاملاً مشخص است؛ صدای فن‌ها. وقتی پردازنده و گرافیک تحت فشار کامل قرار می‌گیرند، فن‌ها با حداکثر توان خود کار می‌کنند و صدای تولیدشده به‌طور محسوسی زیاد است. لپ‌تاپ MSI برای استفاده‌ی بی‌صدا طراحی نشده و اگر قرار است بازی یا کار سنگین انجام دهید، استفاده از هدفون عملا اجتناب‌ناپذیر می‌شود.

اگر عملکرد CPU و GPU را با معادل‌های دسکتاپی آن‌ها مقایسه کنیم، تصویر واقع‌بینانه‌تری به‌دست می‌آید. پردازنده‌ی Core Ultra 9 285HX در عملکرد تک‌هسته‌ای تنها حدود ۵ درصد از نسخه‌ی دسکتاپی 285K ضعیف‌تر است که اختلافی کاملاً قابل چشم‌پوشی به‌نظر می‌رسد. در عملکرد چند‌هسته‌ای، اختلاف به حدود ۱۵ درصد می‌رسد که با توجه به محدودیت‌های حرارتی و مصرف انرژی لپ‌تاپ، عددی منطقی محسوب می‌شود.

گرافیک RTX 5090 لپ‌تاپی، اختلاف فاحشی با نسخه‌ی دسکتاپ دارد؛ در بازی‌ها به‌طور میانگین می‌توان انتظار عملکردی حدود ۵۰ تا ۵۵ درصد پایین‌تر از RTX 5090 دسکتاپی را داشت و در برخی پردازش‌های خاص، این اختلاف حتی به ۸۰ یا ۹۰ درصد هم می‌رسد؛ اما نباید فراموش کرد که این اعداد همچنان Raider 18 را در صدر جدول لپ‌تاپ‌های گیمینگ نگه می‌دارند.

تجربه‌ی گیمینگ روی MSI Raider 18 HX AI، بیش‌از هر چیز یک واقعیت مهم را روشن می‌کند؛ حتی قوی‌ترین لپ‌تاپ گیمینگ دنیا هم هنوز با محدودیت‌های فنی خاص خود روبه‌رو است؛ اما در عین حال می‌تواند تجربه‌ای ارائه دهد که تا همین چند سال پیش، فقط از دسکتاپ‌های پرچم‌دار انتظارش را داشتیم. Raider 18 در بازی‌ها بسته به میزان بهینه‌سازی موتور گرافیکی، استفاده از ری‌تریسینگ و اتکا یا عدم اتکا به فناوری‌های هوشمندی مثل DLSS 4 و Frame Generation، چهره‌های متفاوتی از خودش نشان می‌دهد.

لپ‌تاپ در بازی‌های بسیار بهینه و خوش‌ساختی مثل Doom Eternal، هیچ رقیبی ندارد. بازی با وجود جلوه‌های بصری بسیار سنگین، به‌خاطر بهینه‌سازی مثال‌زدنی موتور id Tech، به‌بهترین شکل از سخت‌افزار استفاده می‌کند. در بالاترین تنظیمات گرافیکی ممکن، با وضوح 4K و بدون فعال‌سازی DLSS یا فریم‌جنریشن، دستگاه موفق شد به نرخ فریم حدود ۱۳۵ فریم‌برثانیه برسد. اینجا گرافیک RTX 5090 محدودکننده نیست؛ بلکه نرخ نوسازی نمایشگر به گلوگاه تبدیل می‌شود؛ بنابراین در بازی‌های بهینه، Raider 18 کاملا آماده‌ی ارائه‌ی تجربه‌ی 4K روان و بدون مصالحه است.

Forza Horizon 5 هم یکی دیگر از بازی‌هایی است که به‌خوبی از توان گرافیکی لپ‌تاپ استفاده می‌کند؛ اما در عین حال فشار سنگینی روی سیستم می‌گذارد. در این بازی با وضوح 4K، تنظیمات گرافیکی Extreme و فعال‌بودن ری‌تریسینگ سنگین و بدون استفاده از DLSS، نرخ فریم حدود ۱۱۶ فریم‌برثانیه ثبت شد. این عدد برای لپ‌تاپی حتی در کلاس پرچم‌دار، واقعاً تحسین‌برانگیز است و نشان می‌دهد RTX 5090 لپ‌تاپ در عناوین بهینه، فاصله‌ی زیادی با نسخه‌های دسکتاپی ندارد.

با ورود به بازی‌های سنگین‌تر و کم‌رحم‌تر، ماجرا کمی تغییر می‌کند. Indiana Jones: The Great Circle وابستگی زیادی به ری‌تریسینگ دارد و فشار قابل‌توجهی به GPU وارد می‌کند. در این بازی، زمانی که ری‌تریسینگ غیرفعال باشد، Raider 18 می‌تواند در وضوح 4K و بدون DLSS به نرخ بسیار خوبِ ۸۷ فریم‌برثانیه برسد.

به‌محض فعال‌کردن ری‌تریسینگ در بازی ایندیانا جونز، شرایط عوض می‌شود؛ برای حفظ نرخ فریم بالاتر از ۶۰، کاهش وضوح به QHD ضروری است. در این حالت، با تنظیمات گرافیکی QHD و ری‌تریسینگ فعال، نرخ فریم به حدود ۹۱ فریم‌برثانیه می‌رسد که تجربه‌ای متعادل و منطقی را ارائه می‌دهد. بازی ایندیانا جونز به‌خوبی نشان می‌دهد که حتی با سخت‌افزاری در این سطح، اجرای بازی با وضوح 4K همراه با ری‌تریسینگ سنگین همیشه بهترین انتخاب نیست.

Cyberpunk 2077 شاید یکی از مهم‌ترین معیارها برای سنجش توان گرافیکی Raider 18 باشد. این بازی همچنان یکی از سنگین‌ترین عناوین نسل فعلی به‌شمار می‌رود و ترکیب وضوح بالا، ری‌تریسینگ و تنظیمات Ultra، حتی قوی‌ترین سیستم‌ها را هم به چالش می‌کشد. در سایبرپانک بدون استفاده از DLSS و Frame Generation، اجرای بازی در وضوح 4K فاجعه‌بار است و نرخ فریم به حدود ۲۰ فریم‌برثانیه سقوط می‌کند؛ اما با فعال‌کردن ری‌تریسینگ و استفاده از فریم‌جنریشن دوبرابری، شرایط کاملاً تغییر می‌کند؛ بازی در وضوح 4K با نرخ ۷۰ فریم‌برثانیه اجرا می‌شود و تجربه‌ای روان و چشم‌نواز ارائه می‌دهد.

اگر ری‌تریسینگ را غیرفعال کنید و وضوح را به QHD کاهش دهید، حتی بدون DLSS و فریم‌جنریشن هم می‌توان به نرخ‌هایی نزدیک به ۱۰۰ فریم‌برثانیه رسید که برای بسیاری از کاربران، بهترین ترکیب کیفیت و عملکرد محسوب می‌شود. Cyberpunk به‌وضوح نشان می‌دهد که فناوری‌های جدید انویدیا تا چه حد می‌توانند تجربه‌ی گیمینگ روی لپ‌تاپ را متحول کنند؛ البته به شرطی که بازی از آن‌ها به‌درستی پشتیبانی کند.

Alan Wake 2 روی دیگر سکه است؛ نمونه‌ای از بازی‌هایی که هنوز با فریم‌جنریشن به بلوغ کامل نرسیده‌اند. اجرای بازی در وضوح 4K با ری‌تریسینگ فعال و فریم‌جنریشن روشن، منجر به بروز افکت محو‌شدگی شدید، هنگام حرکت می‌شود. بدون فریم‌جنریشن هم نرخ فریم در وضوح 4K به عدد ۱۲ سقوط می‌کند که در واقع هیچ کاربردی ندارد.

حتی با غیرفعال‌کردن ری‌تریسینگ، اجرای Alan Wake 2 در وضوح 4K تنها به حدود ۳۸ فریم‌برثانیه می‌رسد که همچنان تجربه‌ای مرزی و نه‌چندان رضایت‌بخش است. معقول‌ترین و پایدارترین تجربه در Alan Wake 2، زمانی به‌دست آمد که وضوح به QHD کاهش پیدا کرد و ری‌تریسینگ و DLSS غیرفعال شدند؛ در این حالت، نرخ فریم ۶۰ فریم‌برثانیه ثبت شد و بازی لذت‌بخش بود. بازی یادشده به‌خوبی نشان می‌دهد که حتی روی چنین سخت‌افزاری، 4K همیشه هدف منطقی نیست.

عملکرد گیمینگ Raider 18 HX AI A2XWX

بازی

وضوح

تنظیمات گرافیکی

نرخ فریم میانگین

RTX 5090 Laptop

RTX 4090 Laptop

RTX 5080 OC

Cyberpunk 2077

QHD

RT: Ultra

DLSS: Quality

Frame Generation ON

۷۵ فریم‌برثانیه

۳۰۹ فریم‌برثانیه

RT: Ultra

DLSS: Auto

Frame Generation ON

۹۰ فریم‌برثانیه

RT: OFF

DLSS: Auto

Frame Generation ON

۱۲۴ فریم‌برثانیه

RT: Ultra

DLSS: OFF

۴۳ فریم‌برثانیه

۶۹ فریم‌برثانیه

RT: OFF

DLSS: OFF

۱۰۴ فریم‌برثانیه

۵۵ فریم‌برثانیه

۱۶۲ فریم‌برثانیه

4K

RT: Ultra

DLSS: Quality

Frame Generation ON

۷۱ فریم‌برثانیه

۳۵ فریم‌برثانیه

۱۰۰ فریم‌برثانیه

RT: Ultra

DLSS: Auto

Frame Generation ON

۱۲۶ فریم‌برثانیه

۵۳ فریم‌برثانیه

RT: OFF

DLSS: Auto

Frame Generation ON

۹۷ فریم‌برثانیه

۷۶ فریم‌برثانیه

RT: OFF

DLSS: OFF

۴۵ فریم‌بر‌ثانیه

۲۵ فریم‌برثانیه

۸۸ فریم‌برثانیه

Forza Horizon 5

QHD

Extreme

4K

۱۱۶ فریم‌برثانیه

۶۷ فریم‌برثانیه

۱۵۰ فریم‌برثانیه

Red Dead Redemption 2

QHD

Ultra

۱۳۲ فریم‌برثانیه

۱۷۰ فریم‌برثانیه

4K

۱۲۲ فریم‌برثانیه

۱۳۴ فریم‌برثانیه

Indiana Jones and the Great Circle

QHD

RT: ON With PT Enabled

DLSS: ON (Quality)

۹۱ فریم‌برثانیه

4K

RT: OFF

DLSS: OFF

۸۷ فریم‌برثانیه

RT: ON With PT Enabled

DLSS: ON (Quality)

۵۰ فریم‌برثانیه

RT: ON With PT Enabled

DLSS: OFF

۳۰ فریم‌برثانیه

Doom Eternal

4K

DLSS: OFF

Frame Generation: OFF

۱۳۵ فریم‌برثانیه

Alan Wake II

QHD

RT: OFF

DLSS: OFF

High Quality

۶۰ فریم‌برثانیه

RT: Ultra

DLSS: OFF

High Quality

۲۵ فریم‌برثانیه

RT: Ultra

DLSS: 2X

High Quality

۴۵ فریم‌برثانیه

4K

RT: OFF

DLSS: OFF

High Quality

۳۸ فریم‌برثانیه

RT: Ultra

DLSS: OFF

High Quality

۱۲ فریم‌برثانیه

RT: Ultra

DLSS: 4x

High Quality

۴۵ فریم‌برثانیه

*تمامی بازی‌های ذکرشده در این جدول را زومیت اجرا کرده است.

لپ‌تاپ گران‌قیمت ام‌اس‌آی در کاربری‌های غیرگیمینگ هم عملکرد بسیار درخشانی دارد. در تدوین ویدیو، رندرینگ و اجرای کدهای سنگین، لپ‌تاپ MSI نه‌تنها از بسیاری لپ‌تاپ‌های ویندوزی جلوتر است؛ بلکه حتی در برخی سناریوها عملکردی بهتر از مک‌بوک‌های مجهز به تراشه‌های M-series اپل نشان می‌دهد.

اجرای یک کد پایتون سنگین که تمام هسته‌های پردازنده را درگیر می‌کند، در دستگاه گران‌قیمت ام‌اس‌آی تنها ۱۸ ثانیه زمان برد؛ عددی که در مقایسه با نتایج قبلی ثبت‌شده روی لپ‌تاپ‌های دیگر، اختلاف چشمگیری دارد؛ به‌عنوان مثال، لپ‌تاپ مک‌بوک پرو با تراشه‌ی M4 Pro، این تست را ۳۳ درصد کُندتر و ظرف ۲۷ ثانیه انجام می‌دهد.

به‌محض جداشدن دستگاه از برق، افت عملکرد کاملا محسوس است. باتری به‌هیچ‌وجه قادر نیست توان ۲۶۰ واتی مورد نیاز سیستم را تامین کند و در نتیجه، عملکرد پردازنده بین ۱۵ تا ۴۰ درصد کاهش پیدا می‌کند. همان کد پایتون که در حالت متصل به برق در ۱۷ ثانیه اجرا می‌شد، روی باتری به حدود ۳۱ ثانیه می‌رسد.

عملکرد MSI Raider 18 HX AI A2XWX در حالت متصل و جدا از پریز برق

پروفایل/پارامتر

GeekBench 6

3DMark

اجرای کد پایتون سنگین

Forza Horizon 5

CPU

GPU

CPU

GPU

4K – Extreme – DLSS Auto

Extreme Performance

Plugged

۳۰۷۲

۲۱۳۵۲

۲۴۱۶۶۴

۱۷۴۱۵

۲۴۱۷۰

۱۷ ثانیه

۱۱۶ فریم‌برثانیه

Extreme Performance

Unplugged

۲۶۶۳

۱۴۴۱۵

۲۰۰۲۲

۱۲۹۳۹

۱۲۶۴۶

۳۱ ثانیه

۴۲ فریم‌برثانیه

*تمام اعداد موجود در این جدول، در آزمایش‌های زومیت به‌دست آمده‌اند.

افت عملکرد گرافیک حتی شدیدتر است؛ در حالت پیش‌فرض، سیستم ترجیح می‌دهد گرافیک انویدیا را کنار بگذارد و از گرافیک یکپارچه‌ی اینتل استفاده کند. حتی اگر محدودیت را از طریق نرم‌افزار MSI Center دور بزنید و GPU انویدیا را فعال نگه دارید، باز هم افت فریم شدید است؛ به‌عنوان مثال، نرخ فریم فورتزا هورایزن ۵ از ۱۱۶ در حالت متصل به برق، به حدود ۴۰ فریم‌برثانیه در حالت باتری سقوط می‌کند.

مقایسه‌ی مستقیم Raider 18 HX AI با نسل قبلی‌اش در نرم‌افزارهای ادوبی نشان می‌دهد که ارتقاها فقط به مشخصات روی کاغذ محدود نشده‌اند. در تست فتوشاپ، مدل جدید امتیاز ۹۵۴۰ را ثبت کرد؛ درحالی‌که Raider GE78 HX به ۸۴۵۹ رسیده بود. اختلاف ۱۳درصدی دو دستگاه، به‌مفهوم اجرای روان‌تر فیلترهای سنگین، واکنش‌پذیری بهتر هنگام کار با فایل‌های بزرگ و تأخیر کمتر در سناریوهای ویرایش حرفه‌ای است؛ اما مک‌بوک پرو M4 Max با برتری ۴۵درصدی، برتری فاحشی به لپ‌تاپ گران‌قیمت ام‌اس‌آی دارد.

در پریمیر پرو لپ‌تاپ Raider 18 HX AI با امتیاز ۱۳۴۰۲ حدود ۱۰ درصد سریع‌تر از نسل قبل ظاهر شده که نتیجه‌ی آن در تایم‌لاین‌های شلوغ، افکت‌های مبتنی‌بر GPU و زمان خروجی‌گرفتن پروژه‌ها کاملا به‌چشم می‌آید. ترکیب پردازنده‌ی جدید Arrow Lake-HX، گرافیک RTX 5090 و پهنای باند بالاتر حافظه، Raider 18 را به گزینه‌ای پخته‌تر و کارآمدتر از نسل قبلی برای تولید محتوای حرفه‌ای تبدیل کرده است. لپ‌تاپ ام‌اس‌آی، در پریمیر پرو تا ۳۰ درصد بهتر از لپ‌تاپ مک‌بوک پرو M4 Max عمل می‌کند.

نتایج بنچمارک‌های Blender نشان می‌دهند که Raider 18 در هر دو بخش پردازنده و گرافیک، بهتر از MacBook Pro M4 Max ظاهر می‌شود. در آزمون CPU، مدل MSI با ثبت امتیاز بالاتر، توان پردازشی بیشتری در رندرینگ‌های مبتنی‌بر پردازنده دارد و برای پروژه‌های سه‌بعدی پیچیده و محاسبات سنگین گزینه‌ی منطقی‌تری محسوب می‌شود. این برتری در تست GPU پررنگ‌تر است؛ جایی‌که اختلاف عملکرد قابل‌توجه، قدرت بالاتر Raider را در رندرینگ‌های گرافیکی شتاب‌گرفته و صحنه‌های سه‌بعدی سنگین به‌وضوح نشان می‌دهد.

باتری ۹۹٫۹۹ وات‌ساعتی Raider 18 از نظر ظرفیت به حداکثر مقدار مجاز برای حمل در هواپیما رسیده است؛ اما این ظرفیت بالا هم نمی‌تواند معجزه کند؛ به‌عنوان مثال در استفاده‌ی سنگین گیمینگ، حدود ۷۵ دقیقه شارژدهی ثبت کردیم. در پخش ویدیو، شارژدهی به حدود ۴ ساعت می‌رسد و در استفاده‌ی روزمره نیز دستگاه کمی بیش‌از ۳ ساعت دوام می‌آورد.

اعداد ثبت‌شده در تست‌های شارژدهی زومیت به‌خوبی نشان می‌دهند که Raider 18 برای استفاده‌ی طولانی‌مدت بدون دسترسی به برق طراحی نشده است.

طراحی و کیفیت ساخت

طراحی MSI Raider 18 نه قرار است ظریف باشد نه مینیمال و نه حتی سعی می‌کند خودش را شبیه لپ‌تاپ‌های باریک و روزمره نشان دهد. این‌جا با دستگاه گیمینگ تمام‌عیاری طرفیم که فلسفه‌ی طراحی‌اش کاملا در تضاد با جریان مینیمالیستی بازار قرار دارد. بدنه پر از خطوط تیز و عضلانی، اکسنت‌های براق و ترکیب رنگ‌هایی است که مدام یادآوری می‌کنند اولویت اصلی دستگاه، قدرت و گیمینگ است، نه جلب رضایت کاربری که به دنبال ظاهری خنثی و ساده می‌گردد.

از نظر متریال، نمی‌توان Raider 18 را در دسته‌ی لپ‌تاپ‌های پریمیوم قرار داد. بدنه ترکیبی از فلز و پلاستیک است؛ قاب نمایشگر از فلز ساخته شده؛ اما بخش‌های عمده‌ی شاسی، به‌‌ویژه در قسمت زیرین و نواحی اطراف کیبورد، پلاستیکی هستند؛ البته شاسی بسیار قرص و محکم به‌نظر می‌رسد و در استفاده‌ی طولانی‌مدت اصلا حس ناامیدکننده‌ای منتقل نمی‌شود، هرچند حس لمس فلز یکپارچه‌ای که در لپ‌تاپ‌های تمام‌آلومینیومی دیده می‌شود، اینجا وجود ندارد.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های طراحی Raider 18، ابعاد و وزن آن است؛ موضوعی که نمی‌شود به‌سادگی از کنارش گذشت. خود لپ‌تاپ حدود ۳٫۶ کیلوگرم وزن دارد و وقتی آداپتور عظیم ۴۰۰واتی و یک کیلوگرمی‌اش را هم در نظر بگیریم، وزن کلی مجموعه به ۵ کیلوگرم می‌رسد؛ بنابراین جابه‌جایی روزمره‌ی Raider 18 در کوله‌پشتی، برای بسیاری از کاربران عملی نیست. این لپ‌تاپ بیش‌تر برای کسانی است که یا جای ثابتی برای استفاده دارند یا حاضرند وزن بالا را فدای حداکثر توان پردازشی کنند.

نورپردازی RGB بخش جدانشدنی طراحی لپ‌تاپ است؛ لوگوی نورانی MSI روی درِ پشتی، نوار RGB کشیده‌شده در بخش جلویی شاسی و کیبوردی با نورپردازی مجزا برای هر کلید، همگی در خدمت همان فلسفه‌ی «گیمینگ بی‌پرده» هستند. نورپردازی با نرم‌افزار SteelSeries شخصی‌سازی‌ می‌شود و کاربر می‌تواند افکت‌های ملایم و یکنواخت یا نورپردازی‌های تند و پویا را انتخاب کند. خوشبختانه اگر اهل RGB نباشید، امکان خاموش‌کردن کامل نورها هم وجود دارد، هرچند طراحی کلی دستگاه حتی بدون نورپردازی هم گیمینگ باقی می‌ماند.

ابعاد بزرگ شاسی، علاوه‌بر ایجاد فضای لازم برای سیستم خنک‌کننده‌ی عظیم، روی ارگونومی کلی دستگاه هم تأثیر گذاشته؛ فاصله‌ی بین کیبورد و لبه‌ی پایینی بدنه، فضای کافی برای استراحت دست‌ها فراهم می‌کند و ارتفاع دستگاه به‌گونه‌ای نیست که هنگام استفاده‌ی طولانی‌مدت، احساس خستگی شدید در مچ‌های دستانتان داشته باشید. البته همین ارتفاع و ضخامت، استفاده از دستگاه روی پا را بسیار سخت می‌کند؛ Raider 18 بیش‌تر نوعی لپ‌تاپ «میزنشین» محسوب می‌شود.

صفحه‌نمایش و اسپیکرها

یکی از برجسته‌ترین نقاط قوت MSI Raider 18 HX AI بدون تردید صفحه‌نمایش آن است؛ تایوانی‌ها هیچ‌گونه خساستی به خرج نداده‌اند و یکی از بهترین پنل‌های موجود برای لپ‌تاپ‌های گیمینگ را به‌کار گرفته‌‌اند. با نمایشگر ۱۶:۱۰ طرف هستیم که حاشیه‌های نسبتا باریکی دارد و به گفته‌ی خود ام‌اس‌آی، پنل ۱۸ اینچی آن در ابعاد شاسی ۱۷ اینچی جای گرفته است. همین ترکیب باعث می‌شود نمایشگر بسیار بزرگ به‌نظر برسد، بدون آن‌که ابعاد کلی دستگاه بیش از حد اغراق‌آمیز شود.

پنل مورد استفاده از نوع IPS با نوردهی Mini-LED است و در همان نگاه اول، کیفیت تصویر چشم‌نوازی را به نمایش می‌گذارد. وضوح تصویر UHD+ یا ۳۸۴۰ در ۲۴۰۰ پیکسل، تراکم پیکسلی بسیار بالایی ایجاد می‌کند که جزئیات را به‌شکل فوق‌العاده شارپ و دقیق نمایش می‌دهد. البته وضوح بالا یک نکته‌ی منفی هم دارد؛ در ویندوز، حتی با تنظیمات Scaling، متون و رابط کاربری گاهی بیش از حد ریز به‌نظر می‌رسند و این موضوع به‌‌ویژه برای کاربرانی که ساعت‌های طولانی با متن سر و کار دارند، می‌تواند آزاردهنده باشد.

عملکرد صفحه‌نمایش MSI Raider 18 HX AI A2XWX دربرابر نسل قبل

لپ‌تاپ / آزمایش

تصویر سفید

تصویر مشکی

نسبت کنتراست

AdobeRGB

sRGB

DCI-P3

حداکثر روشنایی

حداقل روشنایی

میانگین روشنایی

Native

پوشش

میانگین خطا

پوشش

میانگین خطا

پوشش

میانگین خطا

MSI Raider 18 HX AI A2XWX

۸۸۲ نیت

۱۰۷ نیت

۰ نیت

۹۲٫۲

۳٫۹

۹۹٫۷

۳٫۷

۱۰۰

۲٫۷

MSI Raider GE78 HX 14VIG

۴۰۸ نیت

۶٫۱۵ نیت

۶۶٫۳۴

۸۷٫۲

۲٫۷

۹۶٫۴

۲٫۵

۹۷٫۱

۲٫۳

*تمامی اعداد ذکرشده در جدول بالا در آزمایشگاه زومیت حاصل شده است.

از نظر پوشش فضای رنگی نیز نمایشگر عملکرد بسیار خوبی دارد. پوشش کامل فضای رنگی DCI-P3 و حدود ۹۲ درصد از AdobeRGB باعث می‌شود پنل برای کارهای گرافیکی، تدوین ویدیو و تولید محتوا قابل‌اتکا باشد. دقت رنگ‌ها بالاست و هرچند به سطح مانیتورهای مرجع حرفه‌ای نمی‌رسد، برای لپ‌تاپی گیمینگ، نتیجه بسیار رضایت‌بخش و چشم‌نواز است. رنگ‌ها زنده‌اند؛ اما اغراق‌شده نیستند و تصویر حالتی طبیعی و خوشایند دارد.

روشنایی نمایشگر یکی دیگر از نقاط قوت آن محسوب می‌شود. در محتوای معمولی، روشنایی به حدود ۵۷۸ نیت می‌رسد که عددی فوق‌العاده است؛ به‌ویژه وقتی بدانیم پنل، روکش مات دارد و بازتاب نور محیط روی تصویر به‌حداقل می‌رسد. ام‌اس‌آی برای محتوای HDR، عدد ۱۰۰۰ نیت را اعلام می‌کند و در تست‌های عملی زومیت، روشنایی حدود ۸۸۲ نیت به‌دست آمد که همچنان عملکردی بسیار خوب به‌شمار می‌رود. پشتیبانی از استاندارد DisplayHDR 1000 باعث می‌شود محتوای HDR با کنتراست بالا و هایلایت‌های درخشان نمایش داده شود و تجربه‌ی تماشای فیلم و بازی‌های سازگار با HDR، واقعاً لذت‌بخش باشد.

با وجود Mini-LED بودن پنل، روشنایی رنگ مشکی در اندازه‌گیری‌های ما صفر نیت ثبت شد؛ تا جایی که در نگاه اول ممکن است پنل با OLED اشتباه گرفته شود. این موضوع، کنتراست بسیار بالای تصویر و عملکرد عالی سیستم نوردهی موضعی را نشان می‌دهد که باعث می‌شود صحنه‌های تاریک عمق و جزئیات بسیار خوبی داشته باشند؛ البته حداقل روشنایی پنل حدود ۱۰۷ نیت است که برای استفاده در محیط‌های تاریک چندان ایده‌آل نیست و شاید برای برخی کاربران کمی آزاردهنده باشد.

نرخ نوسازی نمایشگر ۱۲۰ هرتز است که برای پنل 4K عددی منطقی و کاربردی محسوب می‌شود. این نرخ نوسازی در کنار زمان پاسخ‌‌دهی مناسب، باعث می‌شود تجربه‌ی بازی‌ها روان و بدون لگ باشد، هرچند گیمرهای حرفه‌ایِ عناوین رقابتی که به نرخ‌های بسیار بالا عادت دارند، شاید همچنان پنل‌های QHD با نرخ نوسازی بالاتر را ترجیح دهند. همچنین باید اشاره کرد که با جدا کردن لپ‌تاپ از برق، امکان فعال‌سازی HDR در ویندوز غیرفعال می‌شود و روشنایی پنل هم از حدود ۵۷۸ نیت به نزدیک ۳۹۴ نیت کاهش پیدا می‌کند؛ عددی که هنوز معقول است، اما فاصله‌ی محسوسی با حالت متصل به برق دارد.

در کنار نمایشگر بزرگ و باکیفیت، سیستم صوتی دستگاه هم نقش مکمل را ایفا می‌کند. ام‌اس‌آی در Raider 18 از مجموعه‌ای شش‌تایی شامل دو ووفر ۲واتی و چهار اسپیکر ۲ واتی استفاده می‌کند که Dynaudio تنظیم‌شان می‌کند. خروجی صدا حجم مناسبی دارد، فرکانس‌ها در سطح معقولی تفکیک می‌شوند و بیس نسبتا عمیقی برای بکلینک چیست یک لپ‌تاپ ارائه می‌شود؛ البته نباید انتظار معجزه داشت؛ کیفیت صدا خوب و کارراه‌انداز است؛ اما در سطح بهترین سیستم‌های صوتی لپ‌تاپی بازار قرار نمی‌گیرد.

برای تماشای فیلم، استفاده‌ی روزمره و حتی بازی‌های معمولی، اسپیکرها کاملاً جواب‌گو هستند و تجربه‌ای رضایت‌بخش ارائه می‌دهند؛ اما اگر هدف، غرق‌شدن کامل در فضای بازی و شنیدن جزئیات دقیق صدا، مخصوصاً در عناوین داستانی یا رقابتی است، هیچ‌چیز جای هدفون‌های گیمینگ باکیفیت را نمی‌گیرد. اسپیکرهای Raider 18 همراه خوبی برای نمایشگر فوق‌العاده‌ی آن هستند؛ اما قرار نیست جایگزین تجهیزات صوتی حرفه‌ای شوند.

جمع‌بندی

MSI Raider 18 HX AI یکی از آن لپ‌تاپ‌هایی است که بدون تعارف، تعریف «حد نهایی قدرت» را در دنیای لپ‌تاپ‌های گیمینگ بازنویسی می‌کند.

ترکیب پردازنده‌ی فوق‌قدرتمند Core Ultra 9، گرافیک RTX 5090 لپ‌تاپی، سیستم خنک‌کننده‌ی بسیار پیشرفته و نمایشگری در سطح بهترین‌های بازار، باعث شده این دستگاه در اجرای بازی‌های روز، رندرینگ، تدوین و پردازش‌های سنگین مهندسی، عملکردی در حد کامپیوترهای دسکتاپ پرچم‌دار ارائه دهد؛ البته این قدرت مطلق بدون هزینه نیست؛ وزن بالا، ابعاد بزرگ، صدای قابل‌توجه فن‌ها و وابستگی شدید به اتصال دائمی به برق، همگی بهایی هستند که کاربر باید برای چنین عملکردی بپردازد.

در نهایت، Raider 18 انتخاب کاربرانی است که دقیقاً می‌دانند چه می‌خواهند و حاضرند برای آن سازش نکنند. اگر به‌دنبال لپ‌تاپی قابل‌حمل، بی‌صدا و کم‌مصرف هستید، این دستگاه از اساس برای شما ساخته نشده است؛ اما اگر می‌خواهید در هر جا که به پریز برق دسترسی دارید، سنگین‌ترین بازی‌ها و حرفه‌ای‌ترین نرم‌افزارها را با بالاترین کیفیت ممکن اجرا کنید و محدودیت‌های لپ‌تاپ‌های معمولی را کنار بزنید، MSI Raider 18 HX AI یکی از کامل‌ترین و بی‌رقیب‌ترین گزینه‌هایی است که امروز می‌توان به آن فکر کرد.

شما چه دیدگاهی درباره‌ی لپ‌تاپ‌های گیمینگ گران‌قیمت دارید؟ آیا خرید لپ‌تاپ را منطقی می‌دانید یا کامپیوتر رومیزی را ترجیح می‌دهید؟

تیزر رسمی موتورولا Moto X70 Air Pro منتشر شد؛ نسخه حرفه‌ای‌تر با هوش مصنوعی

به نظر می‌رسد موتورولا دور جدیدی از معرفی محصولات را آغاز کرده است. این شرکت اواخر اکتبر گوشی اج ۷۰ (Edge 70) را به عنوان نسخه جهانی X70 Air روانه بازار کرد. همان‌طور که از نام این دستگاه پیداست، موتورولا تمرکز خود را بر طراحی بدنه باریک گذاشت. اگرچه فروش مدل‌های «باریک» یا همان Air در برندهای اپل و سامسونگ چندان موفقیت‌آمیز نبود، اما موتورولا همچنان این روند را ادامه می‌دهد. اکنون تمام شواهد نشان می‌دهند که مدل جدیدی با نام موتورولا Moto X70 Air Pro در راه است که احتمالاً در بازارهای جهانی با نام Edge 70 Pro شناخته خواهد شد.

خلاصه خبر در یک نگاه:

🔵 انتشار تیزر رسمی Moto X70 Air Pro با تمرکز بر هوش مصنوعی
🔵 ارتقای سرعت شارژ به ۹۰ وات نسبت به نسخه معمولی
🔵 احتمال استفاده از تراشه معرفی‌نشده اسنپدراگون +7 نسل ۵
🔵 مشاهده دستگاه در دیتابیس 3C چین با شماره مدل XT2603-1
🔵 انتشار تیزر یک پرچمدار مرموز دیگر با نام Motorola Signature در هند

ویژگی‌های سخت‌افزاری و هوش مصنوعی

موتورولا با انتشار یک تصویر تبلیغاتی رسمی برای X70 Air Pro اعلام کرد که این دستگاه «حرفه‌ای‌تر» (More Pro) خواهد بود و قابلیت‌های هوش مصنوعی بیشتری را ارائه می‌دهد.

پوستر تبلیغاتی گوشی Moto X70 Air Pro با شعار Coming Soon و محوریت هوش مصنوعی

کارشناسان معتقدند این تیزر به همان دستگاهی اشاره دارد که پیش‌تر با شماره مدل XT2603-1 در دیتابیس 3C چین رویت کردند. نکته قابل توجه در این دیتابیس، پشتیبانی دستگاه از شارژ سریع ۹۰ وات است. این یک پیشرفت چشمگیر نسبت به شارژ ۶۷ واتی در نسخه معمولی X70 Air (یا همان Edge 70) محسوب می‌شود.

تراشه قدرتمند و نتایج بنچمارک

منابع خبری در ماه نوامبر نتایجی از بنچمارک Geekbench برای مدل XT2603-1 پیدا کردند. همچنین برخی از افراد داخل صنعت ادعا می‌کنند که موتورولا این گوشی را بر پایه تراشه آینده کوالکام، یعنی Snapdragon 7+ Gen 5 خواهد ساخت. البته برای تایید نهایی این موضوع باید کمی بیشتر صبر کنیم.

تاییدیه 3C چین پشتیبانی موتورولا خرید لایسنس نود 32 Moto X70 Air Pro از شارژ سریع ۹۰ وات را فاش کرد.

موتورولا Signature؛ پرچمداری تمام‌عیار در افق

در خبری موازی، فروشگاه اینترنتی Flipkart تیزری از یک دستگاه کاملاً متفاوت را با نام احتمالی Motorola Signature منتشر کرد. شواهد نشان می‌دهد که این گوشی یک پرچمدار تمام‌عیار است و شاید قدرتمندترین محصول سال موتورولا باشد. شایعات مشخصات زیر را برای این هیولای اندرویدی پیش‌بینی می‌کنند:

تراشه پرچمدار Snapdragon 8 Gen 5

حافظه رم ۱۶ گیگابایت

سیستم‌عامل اندروید ۱۶ به صورت پیش‌فرض

نمایشگر ۶.۷ اینچی OLED با رزولوشن 1.5K و نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز

دوربین‌های اصلی ۵۰ مگاپیکسلی

جمع‌بندی؛ استراتژی دوگانه موتورولا

موتورولا هم‌زمان دو جبهه متفاوت را هدف قرار داده است: از یک سو با مدل X70 Air Pro به دنبال جذب طرفداران گوشی‌های باریک و خوش‌دست با هوش مصنوعی پیشرفته است و از سوی دیگر با مدل Signature قصد دارد قدرت فنی خود را به رخ رقبا بکشد. با توجه به شکست نسبی مدل‌های باریک در برندهای دیگر، آیا موتورولا می‌تواند با افزودن ویژگی‌های «پرو» ورق را برگرداند؟ شما کدام استراتژی را می‌پسندید: گوشی‌های باریک و سبک یا پرچمداران قدرتمند و سنگین؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

بررسی آیپد پرو M5؛ جولانِ قدرت روی لبه‌ی تیغ

آیپد پرو M5 با ضخامتی که قوانین فیزیک را به چالش می‌کشد و قدرتی که از بسیاری از کامپیوترهای دسکتاپ امروزی پیشی می‌گیرد، بیش‌از آنکه تبلتی برای تماشای سریال موردعلاقه‌تان یا وب‌گردی در نیمه‌شب باشد، آینده‌ای را نوید می‌دهد که در آن پردازش‌های سنگین مهندسی و اجرای بازی‌های گرافیکی، در دل دستگاهی سبک و باریک انجام می‌شود، بدون آنکه به آداپتورهای غول‌پیکر چندصد واتی یا فن‌های پرسروصدا نیازی باشد.

تبلت جدید اپل شاید در نگاه نخست تفاوت اندکی با نسل یا حتی نسل‌های قبلی داشته باشد؛ اما قدرت خیره‌کننده‌ی M5 و سخاوت غیرمنتظره‌ی اپل در زمینه‌ی توسعه‌ی قابلیت‌های نرم‌افزاری جدید برای iPadOS، باعث شده است تا بار دیگر بحث آشنای «آیپد در برابر لپ‌تاپ» سرِ زبان‌ها بیفتد. آیا می‌توان آیپد پرو M5 را یک کامپیوتر به‌معنای واقعی کلمه دانست؟

در بررسی آیپد پرو M5 با رویکردی موشکافانه، تبلت پرچم‌دار اپل را زیر ذره‌بین قرار می‌دهیم تا درک کنیم همگرایی سخت‌افزار اختصاصی و زبان طراحی نرم‌افزاری جدید کوپرتینونشین‌ها تا چه اندازه بر کارایی آیپد پرو افزوده است؛ در ادامه با زومیت همراه باشید.

آیپد پرو M5 از سوی فروشگاه اینترنتی برین‌تک برای بررسی در اختیار زومیت قرار گرفت.

ویدیوی بررسی آیپد پرو M5

پخش از رسانه

طراحی آیپد پرو M5؛ ظرافتِ خطرناک و مهندسیِ جنون‌آمیز

آیپد پرو M5 از نظر ابعادی تفاوتی با نسل قبلی خود ندارد و همان وزن و ضخامت را حفظ کرده؛ اما مقایسه با آیپد پرو M2 (مدل ۲۰۲۲) تغییرات را بهتر نشان می‌دهد؛ آیپد پرو ۱۱ اینچی ۲۰۲۵ حدود ۰٫۶ میلی‌متر باریک‌تر و ۲۲ گرم سبک‌تر از مدل دو سال پیش شده؛ مدل ۱۳ اینچی پیشرفت چشم‌گیرتری تجربه می‌کند و اکنون ۱٫۳ میلی‌متر باریک‌تر و ۱۰۳ گرم سبک‌تر شده؛ آیپد پرو ۱۳ اینچی با ضخامت ۵٫۱ میلی‌متری‌اش حتی از مدل ۱۱ اینچی با ضخامت ۵٫۳ میلی‌متر نیز باریک‌تر است.

ضخامت ۵٫۱میلی‌متری آیپد پرو دیگر بی‌رقیب نیست و اکنون گلکسی تب S11 اولترا نیز همین ضخامت را دارد؛ اما این رقابت جنون‌آمیز بر سر کاهش ضخامت، دستگاه‌ها را به‌شدت آسیب‌پذیرتر از نمونه‌های ضخیم‌تر می‌کند. ای‌کاش شرکت‌ها به‌جای چنین وسواسی، تنها یک میلی‌متر به ضخامت دستگاه اضافه می‌کردند تا در عوض، فضای کافی برای تعبیه‌ی باتری‌های حجیم‌تر فراهم شود؛ انتخابی که قطعا برای کاربر نهایی سودمندتر از داشتن دستگاهی فوق‌باریک؛ اما حساس است.

از نظر فرم کلی و کیفیت ساخت، آیپد پرو ۱۱ اینچی به‌لطف بدنه‌ی آلومینیومی‌اش همچنان مستحکم و خوش‌ساخت است. حاشیه‌های نمایشگر شاید باریک‌ترین نمونه‌ی موجود در بازار نباشد؛ اما یکنواختی و تقارن آن‌ها باعث می‌شود تا کاربریِ آزاردهنده‌ای را تجربه نکنید. ابعاد ۱۱ اینچی آیپد پرو در کنار طراحی متوازنش، مدیریت دستگاه با دست را بسیار آسان کرده و ارگونومی مناسبی به آن بخشیده است؛ برخلاف مدل‌های بزرگ‌تر یا رقبای کشیده، این مدل به‌خوبی در دست می‌نشیند.

نقطه‌قوت طراحی آیپد پرو ۱۱ اینچی؛ درست‌مانند سرفیس پرو به نسبت تصویر ۳:۲ آن بازمی‌گردد. برخلاف نمایشگرهای کشیده‌ی گلکسی تب که کاربری عمودی را دشوار می‌کنند یا آیپد پرو ۱۳ اینچی که بیش‌از حد مربعی است، پنل ۳:۲ میان حالت افقی و عمودی، تعادل مطلوبی برقرار می‌کند. ضعف نسبت تصویر ۳:۲ هنگام تماشای محتوای ویدئویی آشکار می‌شود؛ جایی‌که نوارهای سیاه و عریضی در بالا و پایین تصویر (کمتر از نمایشگر ۴:۳) ایجاد می‌شود و لذت تماشای فیلم را درمقایسه‌با نمایشگرهای عریض کاهش می‌دهد.

اپل با آنودیزه‌کردن بدنه‌ی آلومینیومی آیپد پرو، سعی می‌کند آن را در برابر خوردگی و جذب لکه مقاوم‌تر کند؛ اما به‌نظر می‌رسد که از بین دو رنگ نقره‌ای و خاکستری تیره‌، مدل نقره‌ای انتخاب معقول‌تری باشد؛ چراکه هم کمتر از مدل خاکستری، آثار انگشت را نمایان می‌کند، هم خوردگی و رنگ‌رفتگی بدنه، کمتر به‌چشم می‌آید. ضمنا فقدان گواهی IP برای مقاومت در برابر آب و گردوغبار هم حس می‌شود؛ به‌ویژه اگر گلکسی تب S11 اولترا و گواهی IP68-اش را به‌حساب آوریم!

نمایشگر آیپد پرو M5؛ ضیافتِ نور و رنگ با جادوی Tandem OLED

نمایشگر آیپد پرو M5 که اپل آن را با نام تجاری اولترا رتینا XDR معرفی می‌کند، درست‌مانند نسل قبلی از فناوری پیشرفته‌ی Tandem OLED بهره می‌برد. ترکیب این فناوری با وضوح ۲۴۲۰ × ۱۶۶۸ پیکسلی، تراکم پیکسلی ۲۶۷ پیکسل‌براینچ، پشتیبانی از رنگ‌های وسیع، کنتراست بسیار بالا و سازگاری با استاندارد Dolby Vision، آیپد پرو را به ابزاری رؤیایی برای تماشای فیلم و سریال بدل می‌کند.

در پنل‌های OLED سنتی، محدودیت‌های ذاتی مواد آلی ساطع‌کننده‌ی نور باعث می‌شد تا افزایش روشنایی به کاهش عمر پنل یا خطر بروز Burn-in منجر شود. راهکار اپل برای غلبه‌بر محدودیت‌ها، قرار دادن دو لایه‌ی کامل از پنل‌های OLED روی یکدیگر است. این ساختار دوگانه اجازه می‌دهد تا هر پیکسل با جریان الکتریکی کمتری تغذیه شود و در عین حال، مجموع نور خروجی نیز افزایش یابد. بدین‌ترتیب دستیابی به روشنایی تمام‌صفحه‌ی ۱۰۰۰ نیت برای محتوای استاندارد ممکن می‌شود.

در تست‌های زومیت، آیپد پرو M5 حین نمایش محتوای استاندارد با تنظیمات خودکار به روشنایی ۱۱۴۱ نیت و در محتوای HDR به روشنایی کم‌نظیر ۱۷۹۵ نیت دست یافت که پیشرفت خیره‌کننده‌ای درمقایسه‌با نسل‌های قبلی به‌حساب می‌آید.

عملکرد نمایشگر آیپد پرو ۱۱ اینچی M5 در برابر رقبا

محصول/آزمایش

حداقل روشنایی

حداکثر روشنایی

نسبت کنتراست

sRGB

DCI P3

دستی

خودکار

موضعی

پوشش

میانگین خطا

پوشش

میانگین خطا

آیپد پرو ۱۱ ۲۰۲۵

۰٫۸

۶۷۵

۱۷۹۵

(HDR)

۱۰۰ درصد

۰٫۸

گلکسی تب S11 اولترا

۱٫۷

۵۳۵

۱۷۰۰

(HDR)

۱۰۵٫۸ درصد

۳٫۱

۱۰۰ درصد

۴٫۳

پد ۷ پرو

۱

۴۹۲

۶۶۳

(HDR)

۶۶۳

۱۰۰ درصد

۲٫۹

۹۸٫۳ درصد

۲٫۷

گلکسی تب اس ۱۰ اولترا

۱٫۶

۴۳۵

۹۲۳

(HDR)

۹۸ درصد

(Natural)

۳٫۱

۹۶٫۶ درصد

(Vivid)

۳٫۷

آیپد پرو ۱۲٫۹ ۲۰۲۲

۱٫۷

۵۶۶

۱۵۳۲

(HDR)

۱۰۰ درصد

۱٫۸

آیپد پرو ۲۰۲۵ در تاریکی نیز به حداقل روشنایی ۰٫۷۷ نیت می‌رسد که برای افرادی که علاقه‌ی زیادی به مطالعه در تاریکی دارند، خبر مسرت‌بخشی است؛ از سوی دیگر اپل امکان غیرفعال‌سازی قابلیت PWM برای تنظیم روشنایی را فراهم کرده که پرش تصویر در روشنایی‌های پایین را از بین می‌برد.

کنترل نور در سطح پیکسل که ویژگی ذاتی فناوری OLED است، پدیده‌ی هاله‌ی نور (Blooming) را که در نمایشگرهای MiniLED رایج بود، به‌طور کامل حذف می‌کند و کنتراست تصویر آیپد پرو را درمقایسه‌با نسل‌های پیش‌از آیپد پرو M4، به سطحی بالاتر می‌برد؛ این تغییر به‌ویژه در آیپد پرو ۱۱ اینچی که تا سال ۲۰۲۲ از پنل LCD عادی به‌جای MiniLED در مدل‌های ۱۲٫۹ اینچی استفاده می‌کرد، بسیار محسوس‌تر است.

اپل پوشش شیشه با بافت نانو را برای مدل‌های یک و ۲ ترابایتی آیپد پرو نیز ارائه می‌دهد که آپشنی ۱۰۰دلاری است. این فناوری که پیش‌تر در مانیتورهای گران‌قیمت Pro Display XDR استفاده می‌شد، با پوشش‌های مات مرسوم تفاوت دارد. در پوشش‌های مات معمولی، یک لایه‌ی اضافی روی شیشه قرار می‌گیرد که باعث کاهش کنتراست و ایجاد نویز در تصویر می‌شود؛ اما در فناوری Nano Texture، سطح شیشه با دقت نانومتری حکاکی می‌شود و بدین‌ترتیب بازتاب نور محیطی به حداقل می‌رسد، بدون اینکه بر کیفیت تصویر یا عمق رنگ مشکی تأثیر منفی داشته باشد.

پشتیبانی از فضاهای رنگی وسیع و دقت بالا در نمایش رنگ‌ها همواره از جمله‌ی نقاط قوت آیپد پرو به‌شمار می‌آمده که در مورد آیپد پرو M5 نیز صادق است؛ در تست‌های زومیت، پوشش ۱۰۰درصدی فضای رنگی sRGB، دقت خیره‌کننده‌ با خطای میانگین ۰٫۸ (اعداد زیر ۲ مطلوب هستند) و دمای بسیار خوبِ ۶۶۶۱ کلوین (حالت خنثی ۶۵۰۰ کلوین است) را ثبت کردیم. متأسفانه در آیپد، امکان تغییر پروفایل رنگی وجود ندارد و همه‌چیز به‌صورت خودکار صورت می‌گیرد؛ اما با اتکا به صحبت‌های اپل، می‌گوییم که آیپد پرو فضای رنگی DCI P3 را نیز به‌طور کامل پوشش می‌دهد.

مطابق انتظار، اپل روی تنظیمات نرخ نوسازی نیز کنترل خاصی به کاربر نمی‌دهد؛ اما فناوری پروموشن با نرخ نوسازی تطبیقی یک تا ۱۲۰ هرتز تضمین می‌کند که حرکت محتوا همواره روان باشد؛ درحالی‌که هنگام نمایش تصاویر ثابت، کاهش نرخ نوسازی به حفظ باتری کمک می‌کند.

اگرچه عکاسی با تبلت کاربرد اصلی این دستگاه نیست، اپل آیپد پرو M5 را به سیستم دوربین کارآمدی مجهز کرده است. دوربین اصلی ۱۲مگاپیکسلی واید با دیافراگم f/1.8 و لنز پنج‌تکه، توانایی ضبط ویدیوهای 4K ProRes را دارد. ترکیب این دوربین با اسکنر LiDAR، امکان فوکوس سریع در نور کم و خلق نقشه‌های سه‌بعدی دقیق از محیط را فراهم می‌کند؛ قابلیتی که برای اپلیکیشن‌های واقعیت افزوده و مدل‌سازی اطلاعات ساختمان کاربرد دارد.

دوربین جلو با رزولوشن ۱۲ مگاپیکسل و لنز اولتراواید، در لبه‌ی افقی دستگاه جای گرفته است و همراه با ویژگی Center Stage، تماس‌های ویدیویی را طبیعی‌تر می‌کند؛ زیرا زاویه‌ی دید دوربین با خط دید کاربر هم‌راستا می‌شود. میکروفون‌های چهارگانه با کیفیت استودیویی و سیستم صوتی قدرتمند با پشتیبانی از دالبی اتموس، آیپد پرو را به استودیوی سیار برای ضبط و پخش محتوا تبدیل کرده‌اند.

آیپد پرو ۱۱ اینچی از چهار اسپیکر پرقدرت استفاده می‌کند که در لبه‌های کوتاهش جای گرفته‌اند. بلندی صدای اسپیکرها در سطح گلکسی تب S11 اولترا نیست؛ اما انتظاراتتان را به‌طور کامل برآورده می‌کند؛ به‌ویژه که در زمینه‌ی پوشش فرکانسی دقیق، دست بالاتر را دارد. بیس‌های کوبنده، صدای شفاف در فرکانس‌های میانی، شدت کافی در صداهای زنگ‌دار و فقدان دیستورشن در حجم‌های بالا از جمله‌ی ویژگی‌های تجربه‌ی صدایی آیپد پرو M5 است.

عملکرد آیپد پرو ۲۰۲۵؛ فراتر از نیاز، جلوتر از زمان

آیپد پرو ۲۰۲۵ پیش‌از مک‌بوک ایر و مک‌مینی به تراشه‌ی M5 مجهز شده است؛ تراشه‌ای که بر پایه‌ی نسل دوم فرآیند ساخت ۳نانومتری TSMC تولید می‌شود و تمرکز ویژه‌ای بر افزایش کارایی هوش مصنوعی و پردازش گرافیکی دارد. معماری هسته‌های CPU هم در M5 تغییراتی را تجربه می‌کند تا تعادل بهینه‌ای میان قدرت و مصرف انرژی برقرار شود.

مدل‌های ۲۵۶ و ۵۱۲ گیگابایتی آیپد پرو از تراشه‌ی M5 با پردازنده مرکزی ۹هسته‌‌ای شامل ۳ هسته‌ی پرقدرت و ۶ هسته‌ی کم‌مصرف قدرت می‌گیرند؛ درحالی‌که مدل‌های ۱ و ۲ ترابایتی از نسخه‌ی کامل این تراشه با ۱۰ هسته‌ی پردازشی شامل ۴ هسته‌ی پرقدرت و ۶ هسته‌ی کم‌مصرف بهره می‌برند. تفاوت در تعداد هسته‌ها، اگرچه در کاربری‌های روزمره محسوس نیست، در پردازش‌های سنگین مانند رندرهای سه‌بعدی، برتری محسوسی به مدل‌های بالاتر می‌دهد.

مشخصات تراشه M5 در مقایسه‌با M4

پارامترها

Apple M4

Apple M5

تغییرات

تعداد هسته‌ها (CPU)

۹ یا ۱۰ هسته

۹ یا ۱۰ هسته

ثابت؛ اما با معماری بهینه

هسته‌های پرقدرت (P)

۳ یا ۴ هسته (۴٫۴۱ گیگاهرتز)

۳ یا ۴ هسته (۴٫۶۱ گیگاهرتز)

افزایش فرکانس و IPC

هسته‌های کم‌مصرف (E)

۶ هسته (۲٫۸۵ گیگاهرتز)

۶ هسته (۳٫۰۰ گیگاهرتز)

بهبود عملکرد در پردازش‌های پس‌زمینه

واحد گرافیکی (GPU)

۱۰ هسته

۱۰ هسته (با شتاب‌دهنده عصبی)

تحول در پردازش‌های ماتریسی

فرکانس گرافیک

حدود ۸۰۰-۹۰۰ مگاهرتز

حدود ۱۰۰۰ مگاهرتز

پایداری بیشتر در رندرینگ

حافظه رم (RAM)

۸ یا ۱۶ گیگابایت (LPDDR5X-7500)

۱۲ یا ۱۶ گیگابایت (LPDDR5X-9600)

افزایش ۵۰درصدی رم در مدل پایه

پهنای باند حافظه

۱۲۰ گیگابایت‌برثانیه

۱۵۳٫۶ گیگابایت‌برثانیه

حدود ۲۸ درصد سرعت انتقال بیشتر

موتور عصبی (NPU)

۱۶ هسته (۳۸ ترافلاپس)

۱۶ هسته (بیش از ۱۰۰ ترافلاپس)

۳٫۵ تا ۴ برابر قدرت AI بیشتر

اتصالات

مودم کوالکام / Wi-Fi 6E

اختصاصی Apple N1 (Wi-Fi 7)

استقلال کامل در ارتباطات

لیتوگرافی

۳نانومتری نسل دوم (N3E)

۳نانومتری نسل سوم (N3P)

تراکم بالاتر و مصرف کمتر

واحد پردازش گرافیکی در تمام مدل‌ها ۱۰ هسته‌ای است و از قابلیت‌های مدرنی مانند رهگیری پرتو سخت‌افزاری و سایه‌زنی مش پشتیبانی می‌کند. مهندسان اپل امسال به هسته‌های GPU هم شتاب‌دهنده‌های یادگیری ماشین اضافه کرده‌اند تا برخی مدل‌های هوش مصنوعی به‌صورت On-device روی دستگاه اجرا شوند. اپل می‌گوید با تغییرات صورت‌گرفته در M5، آیپد پرو ۲۰۲۵ می‌تواند ۴برابر سریع‌تر از آیپد پرو M1 تصویر تولید کند. ویژگی‌های کلیدی دیگر M5 را در جدول بالا مشاهده می‌کنید.

عملکرد آیپد پرو M5 در برابر رقبا

محصول/بنچمارک

تراشه

Speedometer 3.1

GeekBench 6

GFXBench

تجربه‌ی وب‌گردی

توان محاسباتی GPU

توان محاسباتی CPU

شبیه‌ساز بازی

Vulkan/Metal

Single/Multi

Aztec Ruins

Onscreen/1440p

Vulkan/Metal

آیپد پرو ۲۰۲۵

Apple M5

۴۸٫۷

۴۰۹۸

۱۵۳۶۱

۶۵

۱۳۹

آیپد پرو ۲۰۲۲

Apple M2

۴۶۱۲۱

۲۶۰۲

۹۸۷۹

گلکسی تب S11 اولترا

Dimensity 9400+

۲۳٫۱

۲۲۷۲۹

۲۶۱۲

۸۶۵۲

۶۶

۱۰۸

شیائومی پد ۷ پرو

Snapdragon 8S Gen 3

۱۳٫۷

۱۰۱۰۴

۱۹۸۵

۵۳۷۱

۲۹

۵۰

گلکسی تب اس ۱۰ اولترا

Dimensity 9300+

۱۴۰۲۳

۲۱۶۸

۷۰۶۶

۶۴

۸۹

گلکسی تب اس ۹ اولترا

Snapdragon 8 Gen 2

۹۶۶۱

۲۰۲۲

۵۳۷۷

۵۰

۶۸

تمام نتایج درج‌شده در جدول توسط زومیت اندازه‌گیری شده‌‌اند.

مطابق انتظار، آیپد پرو M5 تمام رقبای اندرویدی‌اش را با اختلافی فاحش از میان برمی‌دارد؛ به‌عنوان مثال، تبلت اپل در وب‌گردی، برتری ۱۰۰درصدی به گلکسی تب S11 اولترا دارد و در پردازش‌های تک‌هسته‌ای، ۵۶ درصد سریع‌تر از رقیب کره‌ای عمل می‌کند. آیپد پرو ۲۰۲۵ نسبت به مدل ۲۰۲۲ نیز برتری فاحشی دارد؛ اما چنانچه آن را با مدل ۲۰۲۴، مقایسه کنیم، تفاوت‌ها به‌اندازه‌‌ای چشمگیر نخواهد بود که ارتقا به مدل ۲۰۲۵ را توجیه کند.

چالش اصلی در دستیابی به ضخامت ۵٫۱-۵٫۳ میلی‌متریِ آیپد پرو، مدیریت حرارتی است که تراشه‌ی قدرتمند M5 و باقی قطعات از جمله باتری تولید می‌کنند. مهندسان اپل با استفاده از لایه‌های گرافیت و مس در شاسی دستگاه، بدنه‌ی آلومینیومی آن را به هیت‌سینک بزرگی تبدیل کرده‌اند که حرارت را به‌صورت یکنواخت در سطح پخش می‌کند. این راهکار به دستگاه کمک می‌کند تا بدون نیاز به فن خنک‌کننده، عملکرد پایدار خود را در پردازش‌های سنگین حفظ کند.

آیپد پرو در تست پایداری عملکرد زومیت که به‌مدت ۲۰ دقیقه، GPU را تحت فشار شدیدی قرار می‌دهد، افت معقولِ ۳۲درصدی را در همان دقایقی ابتدایی تجربه کرد و در مراحل بعدی، عملکرد کاملا پایداری ارائه داد؛ بدون آنکه حرارت آزاردهنده‌ای تولید کند. در طول این تست، توان مصرفی آیپد ابتدا حدود ۱۴ وات بود و در ادامه، روی ۱۱ وات پایدار شد.

آیپد پرو M5 نخستین دستگاهی است که از تراشه‌ی اختصاصی وای‌فای و بلوتوث اپل با نام N1 استفاده می‌کند؛ تراشه‌ای که پشتیبانی کامل از استاندارد بلوتوث ۶ و Wi-Fi 7 را فراهم می‌آورد که دستیابی به سرعت‌های چند گیگابیتی و تأخیر نزدیک به صفر در شبکه‌های سازگار را ممکن می‌سازد. ویژگی برجسته‌ی N1 به بهبود عملکرد در باند فرکانسی ۵گیگاهرتز و مدیریت هوشمند تداخل سیگنال بازمی‌گردد که پایداری اتصال را در محیط‌های شلوغ تضمین می‌کند.

اپل با معرفی مودم C1X، وابستگی طولانی‌اش به کوالکام را پایان داد. براساس ادعای اپل، این مودم تا ۵۰ درصد سرعت دیتای بالاتری درمقایسه‌با نسل قبل ارائه می‌دهد و هنگام استفاده از شبکه‌ی 5G نیز تا ۳۰ درصد مصرف انرژی کمتری دارد. قابلیت‌های پیشرفته‌ی GPS و پشتیبانی از eSIM از جمله‌ی قابلیت‌های دیگر آیپد پرو M5 به‌شمار می‌آید؛ البته مودم C1X و پشتیبانی از eSIM تنها به مدل‌های سلولار محدود می‌شوند که حداقل هم‌اکنون در بازار ایران موجود نیستند.

آیپد پرو ۲۰۲۵ به‌لطف بهینه‌سازی‌های صورت‌گرفته در ساختار تراشه، شارژدهی بسیار خوبی هم دارد. تبلت ۱۱ اینچی اپل مانند نسل قبلی از باتری ۳۱٫۲۹ وات‌ساعتی (۸۱۶۰ میلی‌آمپرساعت) بهره می‌برد؛ درحالی‌که مدل ۱۳ اینچی از باتری ۳۸٫۹۹ وات‌ساعتی (۱۰۲۹۰ میلی‌آمپرساعت) استفاده می‌کند. در تست‌های زومیت، آیپد پرو ۱۱ اینچی توانست ۲۰ ساعت و ۱۴ دقیقه ویدیو پخش کند و حدود نیم ساعت شارژدهی بیشتر، تبلت غول‌پیکر سامسونگ را از پیش‌رو بردارد.

آیپد پرو در تست گیمینگ زومیت هم توانست نزدیک به ۶ ساعت دوام بیاورد که برای دستگاهی با نمایشگر ۱۱ اینچی و تراشه‌ی قدرتمند M5، نتیجه‌ی بسیار مطلوبی به‌حساب می‌آید؛ بنابراین احتمالا در کاربری‌های روزمره و عادی، آیپد پرو ۱۱ اینچی می‌تواند بیش‌از یک روز نیز همراهتان باشد.

عمر باتری آیپد پرو M5 در برابر رقبا

محصول/بنچمارک

نمایشگر

باتری

پخش ویدیو

کاربری روزمره

ابعاد، وضوح و نرخ نوسازی

میلی‌آمپرساعت

دقیقه:ساعت

دقیقه:ساعت

آیپد پرو ۲۰۲۵

۱۱ اینچ، ۱۲۰ هرتز

۲۴۲۰×۱۶۶۸ پیکسل

۸۱۶۰

۲۰:۱۴

گلکسی تب S11 اولترا

۱۴٫۶ اینچ، ۱۲۰ هرتز

۲۹۶۰×۱۸۴۸ پیکسل

۱۱۶۰۰

۱۹:۴۱

۱۴:۰۲

پد ۷ پرو

۱۱٫۲ اینچ، ۱۴۴ هرتز

۳۲۰۰×۲۱۳۶ پیکسل

۸۸۵۰

۱۲:۰۰

۸:۲۰

گلکسی تب اس ۱۰ اولترا

۱۴٫۶ اینچ، ۱۲۰ هرتز

۲۹۶۰×۱۸۴۸ پیکسل

۱۱۲۰۰

۸:۳۴

تمام نتایج درج‌شده در جدول توسط زومیت اندازه‌گیری شده‌‌اند.

اپل همچنان آیپد پرو را به‌همراه آداپتور عرضه می‌کند؛ تبلت گران‌قیمت کوپرتینونشین‌ها، کابل USB-C و آداپتور ۲۰واتی نیز دارد؛ اما برای شارژ سریع و دستیابی به ۵۰ درصد شارژ ظرف ۳۰ دقیقه، باید آداپتور ۶۰واتی تهیه کنید.

نرم‌افزار آیپد پرو M5؛ پایانِ دوران لجبازی و سلام به دسکتاپ

سیستم‌عامل iPadOS 26 بک لینک چیست؟ با زبان طراحی لیکویید گلس، جلوه‌ای متفاوتی به رابط کاربری آیپد بخشیده است. طراحان اپل با الهام از ویژگی‌های فیزیکی شیشه و سیالات، عناصری شفاف و واکنش‌گرا خلق کرده‌اند؛ پنجره‌ها و دکمه‌ها اکنون حالتی محدب و شیشه‌ای دارند که با شکست نورِ پس‌زمینه و ایجاد هایلایت‌های پویا، حسی از زنده‌بودن را منتقل می‌کنند؛ هرچند که نقدهایی مبنی‌بر کاهش خوانایی آیکون‌ها در پس‌زمینه‌های شلوغ و پرجزئیات مطرح می‌شوند؛ اما در مجموع، رابط کاربری نه تنها مدرن به‌نظر می‌رسد؛ بلکه تعامل لمسی با آن نیز لذت بسیاری به‌همراه دارد.

مهم‌ترین تحول iPadOS 26 در چندوظیفگی به‌چشم می‌آید؛ کاربران می‌توانند تا ۱۲ اپلیکیشن را به‌صورت هم‌زمان به‌شکل پنجره اجرا کرده و پنجره‌ها را در قالب دوتایی، سه‌تایی یا چهارتایی، کنار هم اسنپ کنند. اضافه‌شدن سه دکمه‌ی مدیریت پنجره در گوشه‌ی اپ‌ها، سرعت جابه‌جایی بین تسک‌ها را به‌شکل معناداری افزایش می‌دهد. برای مدیریت پنجره‌های باز، قابلیت App Exposé نیز به پلتفرم آیپد راه یافته است. با یک ژست حرکتی ساده، تمام پنجره‌های فعالِ مربوط به یک اپلیکیشن خاص کنار هم چیده می‌شوند تا بتوانید در کسری از ثانیه، پنجره‌ی مدنظرتان را پیدا کنید.

سیستم جدید گروه‌بندی اپلیکیشن‌ها اجازه می‌دهد تا ورک‌اسپیس‌های مختلفی برای پروژه‌های متفاوت ایجاد کنید و با یک سوایپ ساده میان آن‌ها جابه‌جا شوید. پشتیبانی کامل از نمایشگر خارجی تا رزولوشن 6K، آیپد پرو را قادر می‌سازد تا در اتصال به مانیتورهای بزرگ، رفتار پنجره‌بندی مشابه دسکتاپ داشته باشد.

با وجود آزادی عمل کاربر در تعداد پنجره‌ها، مکانیزم چیدمان و مدیریت آن‌ها هنوز بی‌نقص نیست. سیستم اسنپ‌کردن پنجره‌ها که وظیفه‌ی مرتب‌کردن پنجره‌ها در گوشه‌های تصویر را دارد، گاهی اوقات عملکرد دلخواه را ندارد و برخی از اپ‌ها سایز دلخواه کاربر را به‌خود نمی‌گیرند. در مقام مقایسه، رابط کاربری One UI در تبلت‌های سامسونگ، مدیریت پنجره‌ی بسیار بالغ‌تر و دقیق‌تری ارائه می‌دهد.

در بخش تعامل با فایل‌ها و استانداردهای دسکتاپ، شکاف میان آیپد و مک به‌طرز چشمگیری باریک شده؛ اپلیکیشن Preview که سال‌ها عصای دست کاربران مک بود، بالاخره به آیپد آمده است تا امکان مشاهده‌ی سریع فایل‌های تصویری و متنی فراهم شود. داک هم اکنون رفتار هوشمندتری دارد؛ زمانی که فایلی را از اینترنت دانلود می‌کنید، آیکون پوشه‌ی دانلودها در داک با یک انیمیشن فنری و زنده، وضعیت دانلود را نمایش می‌دهد. این تغییر کوچک بصری، نیازِ مکرر به باز کردن اپلیکیشن Files برای بررسی وضعیت دانلودها را از بین می‌برد.

یکی دیگر از تغییرات ستودنی به iPadOS 26، اضافه‌شدن Menu Bar مشابه مک به آن است؛ بدین‌ترتیب بخشی از ابزارهای هر اپلیکیشن به نوار منو انتقال پیدا می‌کند؛ نوار منوی جدید به‌خوبی با محیط لمسی سازگار شده و دسترسی سریع به تنظیمات هر اپلیکیشن را بدون شلوغ‌کردن محیط کار فراهم می‌کند.

اپلیکیشن Files نیز که پاشنه‌ی آشیل همیشگی آیپد محسوب می‌شد، اکنون به بلوغ رسیده؛ قابلیت حیاتی Open With سرانجام به منوهای کانتکست اضافه شده است و به کاربر اجازه می‌دهد اپلیکیشن پیش‌فرض برای باز کردن هر فرمت فایل را خودش انتخاب کند. امکان رنگی‌کردن پوشه‌ها برای سازماندهی بصری فایل‌ها هم در دسترس قرار دارد. شاید این قابلیت ساده به‌نظر برسد؛ اما برای تدوینگران، عکاسان و کسانی که با آرشیوهای عظیم اطلاعات سر و کار دارند، توانایی تفکیک چشمی پوشه‌های پروژه براساس رنگ، سرعت گردش کار را به شکل محسوسی افزایش می‌دهد.

ترکیب قابلیت‌های نرم‌افزاری iPadOS 26 با تراشه‌ی M5، آیپد پرو را برای طیف وسیعی از حرفه‌ای‌ها به ابزاری بی‌رقیب بدل می‌سازد. نرم‌افزارهای سنگینی همچون داوینچی ریزالو، لاجیک پرو و فتوشاپ با پایداری کامل اجرا می‌شوند و حتی رندرهای سنگین ویدیویی در پس‌زمینه انجام می‌شوند. در نهایت، جایگزینی آیپد با لپ‌تاپ، همچنان به نوع تخصص کاربر بستگی دارد. برای گرافیست‌ها، تدوینگرها و تولیدکنندگان محتوا، iPadOS 26 همان تکه‌ی پازل گمشده‌ای بود که آیپد را کامل کرد؛ اما برای برنامه‌نویسان و مهندسانی که به محیط‌های توسعه‌ی خاص، ترمینال و دسترسی‌های سیستمی سطح پایین نیاز دارند، آیپد همچنان یک باغ محصور زیباست که اجازه‌ی ورود کامل به دنیای زیرین کامپیوتر را نمی‌دهد.

آیپد پرو ۲۰۲۵؛ پادشاهی گران‌قیمت برای اقلیتی خاص

سال‌هاست که ما خبرنگارها می‌گوییم سخت‌افزار آیپد فرسخ‌ها از نرم‌افزارش جلوتر است؛ اما بالاخره با iPadOS 26 ورق برگشت. اپل بالاخره لجبازی را کنار گذاشت و اجازه داد آیپد تا حد زیادی شبیه کامپیوترهای واقعی رفتار کند. اضافه‌شدن سیستم مدیریت پنجره‌های شناور، نوار منو و باز شدن دست‌وبالِ کاربر در مدیریت فایل‌ها، یعنی دیگر لازم نیست برای هر کار کوچکی به مک‌بوک پناه ببرید. حالا دیگر بحث «آیپد در برابر لپ‌تاپ» یک شعار تبلیغاتی نیست؛ بلکه یک انتخاب جدی برای کاربری‌های روزمره است؛ البته به‌شرطی که مجیک کیبورد را نیز برای آن تهیه کنید!

برچسب قیمتی حدودا ۳۰ میلیون تومانی مجیک کیبورد، حساب‌وکتاب خرید آیپد پرو را کمی پیچیده و شاید غیرمنطقی می‌کند. اگر بخواهید مدل ۱۳ اینچی را همراه با قلم و کیبورد تهیه کنید، فاکتور نهایی‌تان حدود ۱۸۰ دلار از مک‌بوک پرو M5 هم بالاتر می‌زند؛ درحالی‌که مک‌بوک هم رم بیشتری، هم ۲برابر فضای ذخیره‌سازی به شما می‌دهد. مدل ۱۱ اینچی هم وضعیت مشابهی دارد؛ برای داشتن نسخه‌ی ۲۵۶ گیگابایت به همراه کیبورد، باید نزدیک ۱۷۰ میلیون تومان هزینه کنید. با همین پول می‌توانید مک‌بوک ایر M4 با ۲۴ گیگابایت رم و ۵۱۲ گیگابایت SSD بخرید که از هر نظر برای کارهای جدی، دستگاهِ کامل‌تری است.

اپل درمقایسه‌با سامسونگ، سیاست نه‌چندان خوشایندی هم دارد؛ کره‌ای‌ها قلم را رایگان در جعبه می‌گذارند؛ اما برای اپل پنسل باید حدود ۱۵ میلیون تومان دیگر هزینه کنید؛ البته آیپد یک برگ برنده دارد؛ کار کردن با آن بدون کیبورد هم کاملا طبیعی و لذت‌بخش است؛ درحالی‌که تبلت‌های سامسونگ برای اینکه واقعاً مفید باشند، بیش‌از حد به کیبورد و حالت DeX وابسته‌اند.

در نهایت، خرید آیپد پرو M5 برای ۹۹ درصد آدم‌ها، منطقی‌ نیست. اکثر کاربران می‌توانند تمام قابلیت‌های چندوظیفگی iPadOS 26 را با پرداخت هزینه‌ی کمتر، روی آیپد ایر هم تجربه کنند. آیپد پرو M5 مخصوص کسانی است که یا پول برایشان مسئله نیست و بهترینِ بازار را می‌خواهند یا هنرمندانی که شغلشان به نمایشگر و قلم وابسته است؛ دستگاهی که داشتنش حس فوق‌العاده‌ای دارد؛ اما وقتی پای منطق و مقایسه با مک‌بوک وسط می‌آید، در اغلب سناریوها، قافیه را می‌بازد.

پشتیبانی از شارژر ۶۰واتی

شارژدهی فراتر از انتظار و سیستم خنک‌کننده‌ی کارآمد

قدرت پردازشی بی‌رقیب و پایداری عملکرد تراشه‌ی M5

نمایشگر خیره‌کننده‌ی Tandem OLED با روشنایی ۱۸۰۰ نیت

تجربه‌ی مالتی‌تسکینگ دسکتاپ‌گونه با پشتیبانی از ۱۲ پنجره

طراحی فوق‌باریک و سبک با ارگونومی عالی در مدل ۱۱ اینچی

سیستم اسنپ و چیدمان پنجره‌ی ضعیف‌تر نسبت‌به گلکسی تب

قیمت تمام‌شده‌ی بسیار بالا به‌ویژه همراه با مجیک کیبورد

ارزش خرید پایین‌تر نسبت‌به مک‌بوک برای عموم کاربران

آسیب‌پذیری احتمالی بدنه به‌دلیل ضخامت بسیار کم

ناکارآمدی برای برنامه‌نویسان و کارهای توسعه‌محور

مشخصات کلیدی ریلمی ۱۶ پرو به‌طور رسمی توسط این برند تأیید شد

برند ریلمی رسماً چندین مشخصه کلیدی ریلمی ۱۶ پرو را پیش از رونمایی از این سری در تاریخ ۶ ژانویه ۲۰۲۶ (۱۶ دی ۱۴۰۴) تأیید کرده است. این مشخصات شامل به‌روزرسانی‌های سیستم دوربین، ظرفیت باتری و زبان طراحی می‌شود.

خلاصه در یک نگاه

🔹 ریلمی ۱۶ پرو با دوربین ۲۰۰ مگاپیکسلی سامسونگ HP5 عرضه می‌شود.

🔹 باتری غول‌پیکر ۷۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی یکی از ویژگی‌های اصلی این گوشی است.

🔹 این گوشی به نمایشگر 1.5K AMOLED با نرخ نوسازی ۱۴۴ هرتز مجهز است.

🔹 طراحی «Urban Wild» با همکاری نائوتو فوکاساوا و دارای استاندارد مقاومت IP69.

🔹 استفاده از تراشه مدیاتک Dimensity 7300-Max 5G.

سیستم دوربین: سنسور ۲۰۰ مگاپیکسلی و ویژگی‌های هوش مصنوعی

ریلمی ۱۶ پرو، سخت‌افزار دوربین اصلی مدل رده‌بالاتر پرو پلاس را به ارث خواهد برد. این دستگاه دارای یک سیستم دوربین ۲۰۰ مگاپیکسلی LumaColor است که از سنسور پرچم‌دار سامسونگ HP5 استفاده می‌کند. این سیستم از لرزشگیر اپتیکال تصویر Super OIS و زوم خودکار تمام‌پیکسل پشتیبانی می‌کند که قابلیت‌های زوم بدون افت کیفیت ۱× ، ۲× و ۴× را فراهم می‌آورد.

این سیستم دوربین دارای گواهینامه TÜV Rheinland است و از الگوریتم HyperRAW برای بهبود دامنه دینامیکی در شرایط نوری مختلف استفاده می‌کند. برای عکاسی پرتره، این دستگاه یک کیت «پنج فاصله کانونی طلایی» را شامل می‌شود که سطوح زوم ۱×، ۱.۵×، ۲×، ۳.۵× و ۴× را ارائه می‌دهد.

ریلمی همچنین بهبودهای نرم‌افزاری زیر را معرفی لایسنس نود 32 می‌کند:

حالت Vibe Master: دارای ۲۱ تُن رنگی پرتره خاص برای محیط‌های مختلف ارائه می‌دهد.

AI Edit Genie: ابزاری برای ویرایش مدل مو، پس‌زمینه و یکنواختی چهره.

قابلیت‌های ویدیویی: از ضبط ویدیوی 4K HDR در زوم ۱× و ۲× پشتیبانی می‌کند که توسط الگوریتم MainTrack برای ردیابی سوژه یاری می‌شود.

سخت‌افزار، عملکرد و طراحی

قلب تپنده ریلمی ۱۶ پرو، تراشه مدیاتک Dimensity 7300-Max 5G است. این شرکت امتیاز بنچمارک انتوتو بیش از ۹۷۰,۰۰۰ را برای این گوشی گزارش کرده است. مدیریت حرارتی نیز توسط یک سیستم خنک‌کننده AirFlow VC انجام می‌شود.

یک ارتقاء قابل‌توجه برای این نسل، گنجاندن یک باتری ۷۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی تیتان است. با وجود ظرفیت بزرگ، ریلمی می‌گوید که این دستگاه پروفایل باریکی را حفظ کرده است.

این گوشی هوشمند دارای یک صفحه‌نمایش 1.5K AMOLED با نرخ نوسازی ۱۴۴ هرتز است. این صفحه‌نمایش از ۱.۰۷ میلیارد رنگ پشتیبانی کرده و به حداکثر روشنایی ۶۵۰۰ نیت می‌رسد.

برای نمای بیرونی، ریلمی همکاری خود را با طراح صنعتی، نائوتو فوکاساوا ، تمدید کرده است. این زیبایی‌شناسی که «طراحی وحشی شهری» (Urban Wild Design) نامیده می‌شود، از عناصر طبیعی الهام گرفته شده است. این گوشی در سه رنگ طلایی مستر، خاکستری سنگی و بنفش ارکیده در دسترس خواهد بود. ویژگی‌های دوام آن شامل گواهی IP69 برای مقاومت در برابر آب و گردوغبار است.

مشخصات ریلمی ۱۶ پرو

نرم‌افزار و زمان عرضه

ریلمی ۱۶ پرو با رابط کاربری realme UI 7.0 اجرا می‌شود که موتور Flux Engine را برای روانی انیمیشن‌های سیستم ادغام می‌کند. مجموعه نرم‌افزاری آن شامل ویژگی‌های «NEXT AI» مانند AI Framing Master ،AI Recording و یکپارچه‌سازی با جمینای گوگل است.

جزئیات قیمت‌گذاری و در دسترس بودن نسخه‌های مختلف حافظه در رویداد رسمی عرضه در تاریخ ۶ ژانویه ۲۰۲۶ اعلام خواهد شد.

به‌نظر شما ریلمی ۱۶ پرو با این مشخصات می‌تواند در بازار میان‌رده‌های ایران موفق باشد؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

سری پرچمدار Signature موتورولا تایید شد: رونمایی احتمالی در ۷ دی ماه

بازار گوشی‌های هوشمند همواره تشنه نوآوری است و به نظر می‌رسد موتورولا قصد دارد با معرفی یک سری کاملاً جدید، توجه‌ها را به خود جلب کند. پس از انتشار رندرهای جذاب در هفته گذشته، اکنون شواهد محکمی وجود دارد که نشان می‌دهد سری Signature موتورولا به زودی وارد میدان خواهد شد. این خبر، هیجان زیادی را در بین علاقه‌مندان به دنیای تکنولوژی ایجاد کرده است، چرا که شایعات از سخت‌افزاری بسیار قدرتمند و طراحی منحصر‌به‌فرد خبر می‌دهند.

خلاصه و نکات کلیدی

🔹تایید غیرمستقیم وجود سری Signature موتورولا توسط فروشگاه آنلاین فلیپ‌کارت (Flipkart).

🔹تاریخ احتمالی انتشار جزئیات بیشتر یا رونمایی: ۷ دی ماه (۲۸ دسامبر) .

🔹مشخصات فنی شایعه شده شامل تراشه قدرتمند Snapdragon 8 Gen 5 و رم ۱۶ گیگابایتی است.

🔹این گوشی احتمالاً با اسم رمز «Urus» شناخته می‌شود و جایگزین احتمالی Edge 70 Ultra خواهد بود.

🔹طراحی دستگاه با همکاری Pantone و با لوگوی معروف خفاشی موتورولا همراه است.

پوستر منتشر شده از سوی فلیپ‌کارت

تایید رسمی از سمت فلیپ‌کارت: ماجرا چیست؟

هفته گذشته، انتشار رندرهای منتسب به Motorola Signature در فضای آنلاین، طراحی و رنگ‌بندی این گوشی هوشمند را فاش کرد. اگرچه خود شرکت موتورولا هنوز به صورت رسمی واکنشی نشان نداده و سکوت اختیار کرده است، اما فروشگاه آنلاین مشهور هندی، یعنی Flipkart ، سکوت را شکست.

فلیپ‌کارت یک صفحه تبلیغاتی ویژه در وب‌سایت خود ایجاد کرده که تیتر “Signature Class is Coming Soon” (کلاس Signature به زودی از راه می‌رسد) بر پیشانی آن می‌درخشد. این صفحه اگرچه مستقیماً نام موتورولا را ذکر نمی‌کند، اما با زیرکی از بازدیدکنندگان می‌خواهد تا برند را حدس بزنند. سرنخ‌های موجود در صفحه، جای هیچ شکی باقی نمی‌گذارند:

لوگوی نمادین «بال خفاش» موتورولا.

اشاره به همکاری استراتژیک با شرکت Pantone (که شریک تجاری قدیمی موتورولا در بخش رنگ‌بندی است).

تاریخ رونمایی چه زمانی است؟

پس از اینکه کاربران نام برند را به درستی حدس می‌زنند، پیامی با این مضمون نمایش داده می‌شود: «در تاریخ ۲۸ دسامبر (۷ دی ماه) بازگردید». این تاریخ احتمالاً زمانی است که اطلاعات تکمیلی، تیزرهای رسمی و یا حتی رونمایی اولیه از سری Signature انجام خواهد شد.

مشخصات احتمالی: واقعیت یا رویاپردازی؟

گوشی هوشمند جدید موتورولا که گفته می‌شود با اسم رمز “Urus” در حال توسعه است، پیش‌تر در شایعات با نام Edge 70 Ultra شناخته می‌شد. اما به نظر می‌رسد موتورولا قصد دارد با تغییر نام به «Signature»، هویت تازه‌ای به پرچمداران خود ببخشد. طبق شایعات منتشر شده، این دستگاه یکی از اولین گوشی‌های این سری خواهد بود.

در جدول زیر، مشخصات فنی فاش شده برای این گوشی هوشمند را مشاهده می‌کنید. (توجه داشته باشید که این اطلاعات بر اساس شایعات است و هنوز توسط موتورولا تایید نهایی نشده‌اند) :

نکته قابل تأمل در این شایعات، اشاره به تراشه Snapdragon 8 Gen 5 است. با توجه به لایسنس نود32 چرخه‌های تولید فعلی کوالکام، استفاده از این تراشه در زمان حال کمی دور از انتظار به نظر می‌رسد و ممکن است نشان‌دهنده یک برنامه بلندمدت برای عرضه در سال آینده میلادی باشد، یا اینکه شایعات در مورد مدل تراشه کمی اغراق کرده‌اند. با این حال، اگر این موضوع صحت داشته باشد، با قدرتمندترین گوشی اندرویدی بازار روبرو خواهیم بود.

نظر شما چیست؟

ظهور سری Signature موتورولا نشان‌دهنده عزم جدی این شرکت برای بازتعریف جایگاه خود در بازار گوشی‌های پرچمدار و لوکس است. همکاری با فلیپ‌کارت برای بازار هند نشان می‌دهد که این منطقه یکی از بازارهای هدف اصلی موتورولا خواهد بود. با توجه به مشخصات خیره‌کننده شایعه شده، به نظر می‌رسد موتورولا قصد دارد نه تنها با سری Edge خداحافظی کند یا آن را ارتقا دهد، بلکه استانداردهای جدیدی را در زمینه قدرت پردازشی و طراحی ثبت نماید.

موتورولا اج ۷۰ (Edge 70) با قیمت ۸۰۰ یورو معرفی شد: نسخه گلوبال Moto X70 Air

موتورولا اج ۷۰ (Edge 70) با قیمت ۸۰۰ یورو معرفی شد: نسخه گلوبال Moto X70 Air

باید تا ۷ دی ماه منتظر ماند و دید که موتورولا چه برنامه‌هایی را برای دنیای تکنولوژی تدارک دیده است. نظر شما چیست؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

ردمجیک ۱۱ ایر رسماً تأیید شد: یک گوشی گیمینگ ارزان با دوربین سلفی زیر نمایشگر

در دنیای گوشی‌های گیمینگ، نام «ردمجیک» (Red Magic) همیشه با عملکرد خیره‌کننده و طراحی‌های جسورانه گره خورده است. پس از موفقیت سری ۱۱ پرو ، حالا نوبت به برادر کوچکتر و خوش‌قیمت‌تر این خانواده رسیده است. مدیر محصول این برند چینی رسماً تایید کرده که گوشی ردمجیک ۱۱ ایر در راه است. ترکیبی از دوربین سلفی زیر صفحه نمایش، باتری پرظرفیت و سیستم خنک‌کننده قدرتمند، این محصول را به یکی از موردانتظارترین‌های اوایل سال ۲۰۲۶ تبدیل کرده است.

خلاصه و نکات کلیدی

🔹تایید رسمی: وجود گوشی Red Magic 11 Air توسط مدیر محصول این برند تایید شد.

🔹زمان رونمایی: معرفی احتمالی در دی یا بهمن ۱۴۰۴ (ژانویه ۲۰۲۶) در بازار چین.

🔹ویژگی منحصربه‌فرد: اولین گوشی سال ۲۰۲۶ با دوربین سلفی زیر نمایشگر (UDC) .

🔹باتری و ضخامت: باتری پرظرفیت ۷۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی در بدنه‌ای باریک با ضخامت ۷.۸۵ میلی‌متر .

🔹سخت‌افزار: مجهز به تراشه قدرتمند Snapdragon 8 Elite و فن خنک‌کننده فعال (Active Cooling).

Redmagic 10 Air

تایید رسمی و زمان عرضه به بازار

پس از شایعات فراوان، سرانجام جیانگ چائو ، مدیر محصول ردمجیک، با بازنشر پستی از افشاگر معروف Digital Chat Station ، مهر تاییدی بر وجود و قدرت بالای گوشی ردمجیک ۱۱ ایر زد. طبق اطلاعات فاش شده، این گوشی گیمینگ مقرون‌به‌صرفه قرار است در ماه ژانویه ۲۰۲۶ (اوایل زمستان ۱۴۰۴) در چین رونمایی شود.

نوبیا در این مدل سنت‌شکنی کرده است. برخلاف اکثر گوشی‌های گیمینگ که ضخیم و سنگین هستند، Redmagic 11 Air تنها ۷.۸۵ میلی‌متر ضخامت و ۲۰۷ گرم وزن دارد. با این حال، این ظرافت مانع از تعبیه یک فن خنک‌کننده فعال (امضای خاص ردمجیک) نشده است.

پست مدیر محصول ردمجیک در ویبو

خداحافظی با ناچ و حفره

یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های این دستگاه، استفاده از دوربین سلفی ۱۶ مگاپیکسلی در زیر نمایشگر است. این یعنی گیمرها می‌توانند از یک صفحه نمایش تمام‌صفحه و بدون مزاحمت لذت ببرند.

مشخصات تعمیر مانیتور در تهران فنی و سخت‌افزاری

بر اساس اطلاعات ثبت شده در گواهی TENAA (با شماره مدل NX799J) و افشاگری‌های اخیر، مشخصات احتمالی این گوشی به شرح زیر است:

ردمجیک ۱۱ ایر با تکیه بر فرمول موفق نوبیا، یعنی ارائه حداکثر امکانات گیمینگ با قیمتی معقول، می‌تواند بازار گوشی‌های میان‌رده را در آغاز سال ۲۰۲۶ تکان دهد.

کالبدشکافی و تست مقاومت ردمجیک ۱۱ پرو: نگاهی به درون اولین گوشی جهان با خنک‌کننده مایع فعال

کالبدشکافی و تست مقاومت ردمجیک ۱۱ پرو: نگاهی به درون اولین گوشی جهان با خنک‌کننده مایع فعال

استفاده از دوربین سلفی زیر نمایشگر برای اولین بار در این سال، همراه با باتری ۷۰۰۰ میلی‌آمپری و ضخامت کم، نشان می‌دهد که نوبیا توانسته تعادل خوبی بین زیبایی و کارایی برقرار کند. نظر شما چیست؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

رنگ جدید آبی یخی ساعت هوشمند هواوی Watch GT 6 معرفی شد

هواوی در کنار معرفی محصولات جدید خود، طرفداران ساعت‌های هوشمندش را هم فراموش نکرده است. اگر به دنبال ساعتی هستید که هم ظریف باشد و هم با استایل‌های روشن و شاد همخوانی داشته باشد، خبر خوبی برایتان داریم. این شرکت به‌تازگی از رنگ جدید و چشم‌نواز آبی یخی (Ice Blue) برای نسخه ۴۱ میلی‌متری ساعت محبوب هواوی Watch GT 6 رونمایی کرده است. این رنگ جدید که به طور خاص برای سلیقه‌های لطیف‌تر طراحی شده، ترکیبی از فناوری پیشرفته و زیبایی‌شناسی مدرن است.

خلاصه و نکات کلیدی

🔹رنگ جدید: معرفی رنگ جذاب آبی یخی (Ice Blue) برای مدل ۴۱ میلی‌متری Watch GT 6.

🔹طراحی بند: دارای بند فلورورابر (Fluororubber) موج‌دار که نرم و راحت است.

🔹ویژگی‌های فنی: نمایشگر ۱.۳۲ اینچی AMOLED با روشنایی ۳۰۰۰ نیت و سیستم سلامت TruSense .

🔹قیمت و عرضه: شروع فروش از ۱۱ دی ۱۴۰۴ (۱ ژانویه ۲۰۲۶) با قیمت تقریبی ۲۰۸ دلار (۱۴۸۸ یوان) .

🔹عمر باتری: شارژدهی تا ۱۴ روز در حالت ذخیره انرژی و ۷ روز در استفاده معمولی .

رنگ آبی یخی هواوی واچ GT 6

طراحی متفاوت برای سلیقه‌های خاص

ساعت‌های سری GT 6 هواوی در دو سایز ۴۱ و ۴۶ میلی‌متری عرضه می‌شوند. در حالی که مدل ۴۶ میلی‌متری ظاهری اسپرت و جسورانه دارد، مدل ۴۱ میلی‌متری با تمرکز بر ظرافت طراحی شده است.

رنگ جدید آبی یخی هواوی Watch GT 6 با بندی از جنس فلورورابر (Fluororubber) عرضه می‌شود که دارای بافت موج‌دار است. این بند نه تنها ظاهر زیبایی دارد، بلکه بسیار نرم بوده و در استفاده طولانی‌مدت باعث ناراحتی مچ دست نمی‌شود. بدنه ساعت همچنان از استیل ضدزنگ با حاشیه‌های باریک ساخته شده و دکمه چرخان (Crown) در سمت راست آن قرار دارد.

مشخصات فنی و امکانات ورزشی

از نظر سخت‌افزاری، این نسخه جدید تفاوتی با مدل‌های قبلی ندارد و همچنان قدرتمند ظاهر می‌شود. صفحه نمایش ۱.۳۲ اینچی AMOLED با رزولوشن ۴۶۶ در ۴۶۶ پیکسل و تراکم ۳۵۲ PPI، تصاویری شفاف و زنده ارائه می‌دهد. نکته قابل توجه، روشنایی فوق‌العاده ۳۰۰۰ نیت است که خوانایی در زیر نور مستقیم خورشید را تضمین می‌کند.

قابلیت‌های ورزشی جدید

حالت اسکی: سه حالت جدید اسکی با نمایش بیش از ۲۰ نوع داده تخصصی.

دستیار دوچرخه‌سواری: نمایش استقامت و تحلیل قدرت رکاب‌زنی.

دویدن حرفه‌ای: تحلیل تماس پای چپ و راست لایسنس نود 32 با زمین و نوسان عمودی بدن.

سلامت جسم و روان با سیستم TruSense

هواوی در این ساعت از سیستم پایش سلامت پیشرفته TruSense استفاده کرده است. یکی از ویژگی‌های جالب، بخش “سلامت عاطفی چندبعدی” است که می‌تواند ۱۲ وضعیت احساسی مختلف کاربر را تشخیص دهد. همچنین بیش از ۱۰۰ حیوان خانگی انیمیشنی (Animated Pets) در رابط کاربری وجود دارد که بر اساس وضعیت روحی شما واکنش نشان می‌دهند.

قیمت و زمان عرضه به بازار

علاقه‌مندان می‌توانند این ساعت را از تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴ (۱ ژانویه ۲۰۲۶) خریداری کنند. قیمت تعیین شده برای بازار چین ۱۴۸۸ یوان است که معادل تقریبی آن در جدول زیر آمده است:

افزودن رنگ آبی یخی به خانواده ساعت‌های هواوی Watch GT 6، تنوع انتخاب را برای کاربران، به‌ویژه خانم‌ها ، افزایش داده است. این ساعت با حفظ تمام ویژگی‌های قدرتمند نسخه اصلی مانند سیستم سلامت TruSense، حالت‌های ورزشی حرفه‌ای و باتری بادوام، اکنون ظاهری جذاب‌تر و مدرن‌تر پیدا کرده است.

ساعت هوشمند هواوی Watch Ultimate 2 با قابلیت غواصی ۱۵۰ متری رسما معرفی شد

ساعت هوشمند هواوی Watch Ultimate 2 با قابلیت غواصی ۱۵۰ متری رسما معرفی شد

نظر شمت درباره‌ی ساعت‌های هوشمند هواوی چیست؟

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

تست خطوط تولید آیفون ۱۸ آغاز شد؛ افشای برنامه زمانی اپل برای پرچمداران ۲۰۲۶

هنوز سال جاری به پایان نرسیده است، اما زمزمه‌هایی درباره برنامه‌های اپل برای آغاز تولید انبوه مدل‌های پریمیوم سال ۲۰۲۶، یعنی خانواده آیفون ۱۸ ، به گوش می‌رسد. به نظر می‌رسد غول فناوری کالیفرنیا قصد دارد از برنامه جلوتر باشد. یک افشاگر ادعا می‌کند که اپل نه‌تنها خطوط تولید پرچمداران آینده را آزمایش می‌کند، بلکه زمان احتمالی ورود دستگاه‌های جدید به مرحله تولید انبوه را نیز مشخص کرده است. دلیل سرعت عمل بالای اپل در این مرحله، طبق شایعات اخیر، عدم وجود تغییرات ظاهری چشمگیر نسبت به مدل‌های آیفون ۱۷ عنوان می‌شود.

خلاصه خبر در یک نگاه:

🔵 خطوط تولید آیفون ۱۸ در حال گذراندن مراحل آزمایشی هستند.
🔵 تولید انبوه احتمالاً پیش از سال نوی چینی (۱۷ فوریه) آغاز می‌شود.
🔵 طراحی ظاهری تغییرات زیادی نسبت به آیفون ۱۷ نخواهد داشت.
🔵 احتمال عرضه آیفون تاشو و تغییر نام مدل پایه به آیفون ۲۰ وجود دارد.
🔵 اپل برای مدیریت قراردادهای تراشه DRAM و کاهش هزینه‌ها عجله دارد.

زمان‌بندی تولید انبوه: پیش از سال نوی چینی

شایعات حاکی از آن است که اپل تولید انبوه سری آیفون ۱۸ را احتمالاً پیش از سال نوی چینی، یعنی ۱۷ فوریه (۲۸ بهمن)، آغاز می‌کند.

یک افشاگر در شبکه اجتماعی ویبو با نام کاربری Fixed-focus digital cameras بیان می‌کند که پس از پایان تعطیلات سال نوی میلادی، خطوط تولید آیفون ۱۸ وارد فاز آزمایشی می‌شوند. این ادعا با شایعه قبلی از افشاگر دیگری به نام Smart Pikachu همخوانی دارد که گفته بود اپل در حال آزمایش مدل‌های جدید با فیس آیدی زیر نمایشگر (In-screen Face ID) است. این موضوع اشاره دارد که پرچمداران آینده اپل می‌توانند اولین گوشی‌های این شرکت با حفره دوربین سلفی (Punch-hole) باشند.

افشای برنامه تولید آیفون ۱۸؛ استارت خطوط مونتاژ پیش از سال نوی چینی

طراحی و ویژگی‌های احتمالی

اپل سابقه طولانی در آزمایش نمونه‌های اولیه متعدد پیش از انتخاب طراحی نهایی دارد. با این حال، با توجه به اینکه این شرکت تغییرات ظاهری بزرگی را در سری آیفون ۱۷ اعمال می‌کند، بعید به نظر می‌رسد که شاهد تغییرات رادیکال در مدل‌های آیفون ۱۸ باشیم. با این وجود، شایعات پیشین به احتمال وجود پنل پشتی نیمه‌شفاف و حذف ترکیب رنگ‌های دوگانه در سری ۲۰۲۶ اشاره داشتند.

تغییر استراتژی در مدل‌ها: آیفون ۲۰ و آیفون تاشو

یکی از تغییرات بزرگی که گزارش‌ها به آن اشاره می‌کنند، عرضه سه پرچمدار به جای چهار مدل در سال آینده است:

مدل پایه: احتمالاً اوایل سال آینده میلادی عرضه می‌شود خرید بکلینک و اپل نام آن را به جای آیفون ۱۸، آیفون ۲۰ می‌گذارد.

مدل‌های پرو: شامل آیفون ۱۸ پرو و آیفون ۱۸ پرو مکس.

مدل جدید: گزارش‌های متعدد از احتمال حضور آیفون تاشو (iPhone Fold) در میان محصولات رده‌بالای اپل خبر می‌دهند.

چالش قطعات و انگیزه‌های اقتصادی

احتمالاً تمام قطعات برای مونتاژ نهایی آماده نخواهند بود، زیرا تولید انبوه تراشه‌های A20 و A20 Pro تا نیمه دوم سال ۲۰۲۶ پیش‌بینی نمی‌شود. با این حال، آماده‌سازی بخش عمده‌ای از قطعات باعث صرفه‌جویی قابل توجهی در زمان می‌شود. همچنین سفارش‌گذاری در حجم بالا به اپل اجازه می‌دهد تخفیف‌های بیشتری دریافت کند.

اما چرا اپل تا این حد عجله دارد؟ شاید دلیل این امر نزدیک شدن به پایان قراردادهای حافظه رم (DRAM) باشد. اپل احتمالاً می‌خواهد پیش از مذاکره مجدد با شرکت‌هایی مانند سامسونگ و SK Hynix برای محموله‌های آینده، قطعات مورد نیاز خود را با حجم بالاتر و قیمت مناسب‌تر تأمین کند.

جمع‌بندی و دیدگاه شما

به نظر می‌رسد اپل استراتژی تولید خود را برای سال ۲۰۲۶ تغییر داده و تمرکز را بر تثبیت طراحی و بهینه‌سازی زنجیره تأمین گذاشته است. ورود احتمالی آیفون تاشو و تغییر نام‌گذاری‌ها می‌تواند هیجان بازار را حفظ کند. نظر شما چیست؟ آیا فکر می‌کنید سرعت بخشیدن به روند تولید بدون حضور تراشه‌های اصلی منطقی است یا اپل استراتژی دیگری را در سر دارد؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

گلکسی زد فلیپ ۸ احتمالاً به تراشه اگزینوس ۲۶۰۰ مجهز می‌شود

یک گزارش جدید از کره جنوبی ادعا می‌کند که سامسونگ برنامه‌های ویژه‌ای برای آینده دارد. این شرکت قصد دارد گوشی تاشو گلکسی زد فلیپ ۸ (Galaxy Z Flip 8) را با تراشه تازه معرفی‌شده اگزینوس ۲۶۰۰ روانه بازار کند. به نظر می‌رسد سامسونگ استراتژی استفاده از پردازنده‌های اختصاصی خود را در سری فلیپ با جدیت دنبال می‌کند.

خلاصه خبر در یک نگاه:

🔵 احتمال استفاده از تراشه اگزینوس ۲۶۰۰ در گلکسی زد فلیپ ۸
🔵 ادامه روند استفاده از تراشه‌های اختصاصی پس از گلکسی زد فلیپ ۷
🔵 سابقه استفاده سامسونگ از اسنپدراگون در مدل‌های قدیمی‌تر
🔵 استفاده مشترک از اگزینوس ۲۶۰۰ در سری گلکسی S26
🔵 پیش‌بینی رونمایی رسمی در جولای ۲۰۲۶ (تیر ۱۴۰۵)

تغییر مسیر سامسونگ از اسنپدراگون به اگزینوس

سامسونگ در سال ۲۰۲۰ اولین گوشی هوشمند خود با نمایشگر تاشو صدفی را معرفی کرد. گلکسی زد فلیپ اصلی از تراشه کوالکام بهره می‌برد. از آن زمان، این شرکت تمام گوشی‌های جدید این سری را با پردازنده اسنپدراگون عرضه می‌کرد اما این روند در سال جاری تغییر کرد.

در حال حاضر، پرچمدار تاشو فعلی غول فناوری، یعنی گلکسی زد فلیپ ۷، از اگزینوس ۲۵۰۰ قدرت می‌گیرد. این مدل اولین دستگاه در این سری محسوب می‌شود که از تراشه اختصاصی سامسونگ (Exynos SoC) استفاده می‌کند. بنابراین، به نظر می‌رسد این برند کره‌ای قصد دارد سنت جدید خود را در سال آینده نیز ادامه دهد.

جزئیات گزارش درباره تراشه جدید

طبق گزارش نشریه The Bell، سامسونگ گوشی تاشو پرچمدار بعدی خود، یعنی گلکسی زد فلیپ ۸ را به پردازنده اگزینوس ۲۶۰۰ مجهز می‌کند.

احتمال استفاده از تراشه Exynos 2600 در گوشی گلکسی رد فلیپ ۸

سامسونگ این تراشه (Exynos 2600) را اخیراً معرفی کرده است. همچنین انتظار می‌رود که این شرکت از همین پردازنده برای دو مدل از سه گوشی سری گلکسی S26 (مدل استاندارد و پلاس) در خط تولید پرچمداران غیر تاشو خود استفاده کند.

زمان‌بندی بک لینک احتمالی برای معرفی

شایان ذکر است که سامسونگ گلکسی زد فلیپ ۷ را در جولای ۲۰۲۵ (تیر ۱۴۰۴) عرضه کرد. این شرکت معمولاً از یک چرخه به‌روزرسانی سالانه پیروی می‌کند. در نتیجه، کارشناسان انتظار دارند که سامسونگ گلکسی زد فلیپ ۸ را در جولای ۲۰۲۶ (تیر ۱۴۰۵) به صورت رسمی رونمایی کند.

جمع‌بندی و نظر شما

به نظر می‌رسد سامسونگ اعتماد به نفس بالایی نسبت به عملکرد تراشه‌های اگزینوس پیدا کرده است و می‌خواهد سهم کوالکام را در گوشی‌های تاشو خود کاهش دهد. نظر شما درباره این تغییر استراتژی چیست؟ آیا عملکرد تراشه‌های اگزینوس را در حد و اندازه اسنپدراگون می‌دانید؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

بفرست برای دوستات

لینک کوتاه:

بررسی گلکسی تب S11 اولترا؛ غولِ همه‌کاره یا یک رؤیای ناتمام؟

احتمالا شما هم مثل من رؤیای دستگاهی واحد را در سر داشته‌اید؛ ابزاری که هم کار موبایل را انجام دهد، هم تبلتی برای سرگرمی و مطالعه باشد، هم در مواقع لزوم، به لپ‌تاپی قدرتمند برای کارهای جدی تبدیل شود. سامسونگ سال‌هاست که با سری تبلت‌های گلکسی تب اولترا، برای تحقق بخشی از این رؤیا تلاش می‌کند.

گلکسی تب S11 اولترا از سوی فروشگاه برین‌تک برای بررسی در اختیار زومیت قرار گرفت.

اکنون کره‌ای‌ها با تبلت غول‌پیکر گلکسی تب S11 اولترا و سخت‌افزار توانمند و قابلیت‌های نرم‌افزاری انبوهش، این پرسش را جدی‌تر از همیشه مطرح می‌سازند که آیا زمان خداحافظی با لپ‌تاپ‌ها و آیپدها فرا رسیده؟ در بررسی پیش‌رو نگاهی عمیق به گلکسی تب S11 اولترا و رؤیای جاه‌طلبانه‌ی سامسونگ می‌اندازیم تا ببینیم پاسخ پرسش قبلی یک «بله» قاطع است یا خرید بک لینک خیر.

ویدیوی بررسی گلکسی تب S11 اولترا

پخش از رسانه

طراحی و ارگونومی: سبک‌تر، باریک‌تر؛ اما همچنان بدقواره

نخستین رویارویی با گلکسی تب S11 اولترا، حسی دوگانه به‌همراه دارد؛ از یک سو، پیشرفت مهندسی سامسونگ، تحسین‌برانگیز است؛ چرا که دستگاه به‌طور محسوسی سبک‌تر و باریک‌تر شده؛ وزن آن از ۷۳۲ به ۶۹۲ گرم و ضخامتش از ۵٫۵ به عدد شگفت‌انگیز ۵٫۱ میلی‌متر کاهش یافته؛ چنین ضخامتی، آن را به یکی از باریک‌ترین تبلت‌های بازار بدل می‌سازد؛ اما از سوی دیگر، نسبت تصویر کشیده‌ی ۱۶:۱۰ و ابعاد غول‌پیکر نمایشگر، تلاش‌های سامسونگ برای بهبود ارگونومی را نقش بر آب می‌کند.

تبلت‌ها برای آنکه در دست حس خوبی ایجاد کنند، باید به نسبت تصویر مربعی‌شکل (مانند ۴:۳ آیپد) نزدیک‌تر باشند. در دست گرفتن گلکسی تب S11 اولترا، چه در حالت افقی، چه عمودی، تجربه‌ی دلچسبی نیست و تلاش برای تعامل لمسی یک‌دستی با دستگاه؛ درحالی که آن را با دست دیگر گرفته‌اید، بیشتر به یک نمایش کمدی شباهت دارد. عملاً تنها حالت استفاده‌ی راحت از دستگاه، قرار دادنش روی میز به‌‌صورت افقی و اتصال کیبورد بدان است؛ سناریویی که کاملاً حال و هوای لپ‌تاپ را دارد.

جای خالی کیبورد کامل سامسونگ برای گلکسی تب S11 اولترا کاملا حس می‌شود. اگر نسخه‌ی اصلی عرضه می‌شد، ترک‌پدِ آن می‌توانست ضعف ارگونومی تبلت را بپوشاند و دستگاه را به لپ‌تاپ شبیه‌تر کند؛ اما در حال حاضر تنها نسخه‌ی «اسلیم» بوک‌کاور کیبورد موجود است که به‌دلیل نداشتن ترک‌پد، نمی‌تواند تبلت را به جایگزین کاملی برای لپ‌تاپ بدل کند.

بدنه‌ی یکپارچه از آلیاژ آلومینیوم تقویت‌شده موسوم به «آرمور آلومینیوم بهبودیافته» در گلکسی تب S11 اولترا، حس کیفیت و استحکام را به‌خوبی منتقل می‌کند و طبق ادعای سامسونگ، ۱۰ درصد مقاومت بیشتری در برابر خراشیدگی و خوردگی نسبت به بدنه‌ی دو نسل قبل دارد. گواهی IP68 نیز تضمین می‌کند که تبلت می‌تواند تا ۳۰ دقیقه در عمق ۱٫۵ متری آب دوام بیاورد؛ قابلیتی که در دنیای تبلت‌ها کمیاب است.

نمایشگر و صدا: سینمای ۱۴٫۶ اینچی شخصی شما

نمایشگر، نقطه‌قوت اصلی و کانون توجه گلکسی تب S11 اولترا محسوب می‌شود. پنل ۱۴٫۶ اینچی Dynamic AMOLED 2X با رزولوشن ۲۹۶۰ در ۱۸۴۸ پیکسل، تراکم پیکسلی ۲۳۹ پیکسل‌براینچ را فراهم می‌آورد. شاید این تراکم برای گوشی هوشمند چندان بالا نباشد؛ اما در دنیای تبلت‌ها و لپ‌تاپ‌ها که فاصله‌ی چشم از صفحه بیشتر است، کاملاً قابل‌قبول ارزیابی می‌شود.

نمایشگر OLED تبلت سامسونگ رنگ‌ها را زنده و مشکی را با عمق کامل نمایش می‌دهد. نرخ نوسازی متغیر ۱۲۰ هرتزی نیز باعث می‌شود اسکرول‌کردن و جابه‌جایی در محیط کاربری، تجربه‌ای بی‌نقص و روان باشد. هرچند نسبت تصویر ۱۶:۱۰ کار با تبلت را در دست کمی دشوار می‌کند، در پخش ویدیو به پنل‌های مربعی برتری دارد؛ زیرا حاشیه‌های سیاه تصویر به حداقل می‌رسند و حس غوطه‌وری بیشتری به کاربر می‌دهند.

عملکرد نمایشگر گلکسی تب S11 اولترا در برابر رقبا

محصول/آزمایش

حداقل روشنایی

حداکثر روشنایی

نسبت کنتراست

sRGB

DCI P3

دستی

خودکار

موضعی

پوشش

میانگین خطا

پوشش

میانگین خطا

گلکسی تب S11 اولترا

۱٫۷

۵۳۵

۱۷۰۰

(HDR)

۱۰۵٫۸ درصد

۳٫۱

۱۰۰ درصد

۴٫۳

پد ۷ پرو

۱

۴۹۲

۶۶۳

(HDR)

۶۶۳

۱۰۰ درصد

۲٫۹

۹۸٫۳ درصد

۲٫۷

گلکسی تب اس ۱۰ اولترا

۱٫۶

۴۳۵

۹۲۳

(HDR)

۹۸ درصد

(Natural)

۳٫۱

۹۶٫۶ درصد

(Vivid)

۳٫۷

آیپد پرو ۱۲٫۹ ۲۰۲۲

۱٫۷

۵۶۶

۱۵۳۲

(HDR)

۱۰۰ درصد

۱٫۸

پنل گلکسی تب S11 اولترا از استاندارد +HDR10 پشتیبانی می‌کند و روشنایی خیره‌کننده‌ای هم دارد؛ درحالی که سامسونگ از روشنایی بیشینه‌ی ۱۶۰۰ نیت سخن می‌گوید، تست‌های ما نشان داد هنگام پخش محتوای HDR و در شرایطی که حدود ۱۰ درصد از پنل روشن باشد، روشنایی به ۱۷۰۰ نیت نیز می‌رسد که ۸۰درصد بیشتر از نسل قبل است و تماشای فیلم و سریال را به لذتی خالص بدل می‌سازد؛ روشنایی دستگاه در حالت خودکار و حین نمایش محتوای عادی نیز به عدد بسیار خوبِ ۱۱۵۰ نیت می‌رسد و عملکرد دستگاه را به پنل Tandem OLED آیپد پرو نزدیک می‌کند.

هرچه گلکسی تب S11 اولترا در زمینه‌ی روشنایی پنل، می‌درخشد، در بحث دقت نمایش رنگ‌ها اندکی ناامیدکننده ظاهر می‌شود؛ ما از بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی پنل‌های نمایشگر انتظار داریم که در گران‌قیمت‌ترین تبلت خود، خطای میانگین را به کمتر از ۲ برساند، نه اینکه با خطای ۳٫۱ و ۴٫۳ در تولید رنگ‌های sRGB و DCI P3، عرصه را به شیائومی پد ۷ پرو واگذار کند!

پنل ۱۲۰هرتزی گلکسی تب S11 اولترا از نرخ نوسازی متغیر پشتیبانی می‌کند و برای صرفه‌جویی در مصرف باتری، حین نمایش محتوای ثابت، نرخ نوسازی را تا یک هرتز کاهش دهد؛ بنابراین تبلت سامسونگ تجربه‌ی کاربری نرم و روانی در کاربری‌های روزمره و بازی‌ها ارائه می‌دهد، بدون آنکه آسیب چندانی به عمر باتری وارد شود.

یک مشکل عجیب تبلت سامسونگ به وضوح پایین آیکون‌های رابط کاربری One UI بازمی‌گردد؛ به‌نظر می‌رسد سامسونگ همان آیکون‌های طراحی‌شده برای گوشی‌ها را بدون بهینه‌سازی خاصی به تبلت آورده و با توجه به تراکم پیکسلی پایین‌تر دستگاه درمقایسه‌با گوشی‌های هوشمند، آیکون‌ها کمی تار و خارج از فوکوس دیده می‌شوند.

مشکل دیگر زمانی بروز می‌کند که محتوایی با رزولوشن پایین پخش کنید؛ تراشه‌ی دستگاه، بسیاری از بازی‌ها را با وضوح 720p یا پایین‌تر رندر می‌کند و کشیده‌شدن این تصویر روی پنل بزرگ ۱۴٫۶ اینچی، به نمایش تار و نه‌چندان جذاب آن تصویر می‌انجامد. همین موضوع در مورد ویدیوهای HD هم صدق می‌کند و اختلاف کیفیت با ویدیوی 4K، از زمین تا آسمان است.

نمایشگر چشم‌نواز تبلت را چهار اسپیکر AKG همراهی می‌کنند که در لبه‌های کوتاه دستگاه قرار گرفته‌اند. این اسپیکرها با پشتیبانی از دالبی‌اتموس، صدای فراگیر و خروجی بسیار تمیز و قدرتمندی دارند. بیس‌ها کوبنده و فرکانس‌های میانی از شفافیت چشمگیری برخوردارند. تنها در فرکانس‌های بسیار بالا، کمی از شفافیت صدا کاسته می‌شود که با توجه به ابعاد کوچک اسپیکرها، طبیعی است.

قلم S Pen: بهترین دوست جدیدتان، با یک «اما»ی بزرگ

یکی از بزرگ‌ترین برگ‌های برنده‌ی گلکسی تب در برابر آیپد، وجود قلم S Pen در جعبه‌ی دستگاه است. درحالی که برای داشتن اپل پنسل باید حداقل ۸۰ دلار هزینه‌ی اضافی بپردازید، سامسونگ این ابزار کاربردی را به‌‌صورت رایگان در اختیار خریدار می‌گذارد.

قلم نسل جدید دستخوش تغییرات مثبتی شده؛ سطح مقطع آن اکنون ۶ ضلعی است و حس در دست گرفتن یک خودکار بیک کلاسیک را تداعی می‌کند. قلم S Pen جدید طراحی بسیار سبک، خوش‌دست و ارگونومیکی دارد؛ به‌طوری که مدام کاربر را به نوشتن ترغیب می‌کند. قلم مانند گذشته، نرخ تأخیر بسیار پایینی دارد و تجربه‌ی یادداشت‌برداری و طراحی را بسیار لذت‌بخشی و طبیعی می‌سازد.

محل اتصال مغناطیسی قلم نیز از محل نامناسبش در نمای پشتی نسل‌های قبلی، اکنون به لبه‌های بلند تبلت انتقال یافته که دسترسی به آن را بسیار ساده‌تر کرده است؛ اما یک تغییر ناامیدکننده، به حذف قابلیت‌های بلوتوثی قلم باز می‌گردد. دیگر نمی‌توانید از S Pen به‌عنوان ریموت‌کنترل برای تعویض اسلایدهای ارائه یا کنترل دوربین استفاده کنید.

نرم‌افزار و چندوظیفگی؛ تلاش سامسونگ برای خلق یک کامپیوتر

با وجود انتقادی که به وضوح آیکون‌ها دارم، تجربه‌ی نرم‌افزاری One UI روی تب S11 واقعاً عالی و کم‌نقص است؛ گلکسی تب S11 اولترا به‌طور پیش‌فرض با One UI 8.0 برپایه‌ی اندروید ۱۶ عرضه شده و کره‌ای‌ها تلاش بسیاری کرده‌‌اند تا کمبودهای اندروید در فرم‌فکتور تبلت را با قابلیت‌هایی از جنس چندوظیفگی جبران کنند.

قابلیت اجرای هم‌زمان سه اپلیکیشن در کنار هم و تا ۵ اپلیکیشن به‌‌صورت پنجره‌های شناور، چندوظیفگی را به سطح جدیدی ارتقا می‌دهد. می‌توان به‌راحتی فایل‌ها یا حتی متن را بین پنجره‌های مختلف کشید و رها کرد. ویژگی جدیدی به‌نام Workspace به کاربر اجازه می‌دهد تا ۴ دسکتاپ مجزا داشته باشد و در هرکدام، مجموعه‌ای از اپ‌های پنجره‌ای را مستقل از دیگری اجرا کند؛ قابلیتی که از سیستم‌‌های عامل دسکتاپ به عاریت گرفته شده است.

یک تغییر مهم در گلکسی تب S11 محدودشدن حالت DeX است. در گذشته می‌شد تجربه‌ی دسکتاپ‌مانند DeX را مستقیماً روی خود تبلت فعال کرد؛ اما اکنون این قابلیت تنها زمانی در دسترس قرار می‌گیرد که تبلت را به مانیتور خارجی متصل کنید. این یک عقب‌گرد برای کسانی محسوب می‌شود که می‌خواستند از تبلت خود به‌عنوان لپ‌تاپ مستقل بهره ببرند؛ البته کره‌ای‌ها بخش‌هایی از تجربه‌ی DeX همچون اجرای پنجره‌ای اپ‌ها و تغییر آزاد ابعاد پنجره‌ها را به خود One UI افزوده‌اند.

بزرگ‌ترین چالش تبلت‌های اندرویدی، یعنی کمبود اپلیکیشن‌های حرفه‌ای بهینه‌شده، هنوز به‌طور کامل حل نشده؛ اما اوضاع بهتر از گذشته به نظر می‌رسد. سامسونگ با همکاری توسعه‌دهندگان، اپ‌هایی مانند LumaFusion (تدوین ویدیو)، Clip Studio Paint (طراحی دیجیتال) و GoodNotes (یادداشت‌برداری) را به پلتفرم خود آورده و حتی برای خریداران تبلت، اشتراک رایگان چند ماهه (مثلاً ۶ ماه برای Clip Studio) در نظر گرفته است.

باید توجه داشت که برخی از اپ‌های حرفه‌ای که خود سامسونگ نیز به‌صورت پیش‌فرض آن‌ها را روی تبلتش نصب کرده است، در ایران با محدودیت دسترسی مواجه‌اند؛ به‌عنوان مثال من با وی‌پی‌ان‌های مختلف نتوانستم دو اپ LumaFusion و GoodNotes را روی دستگاه اجرا کنم و تحت هر شرایطی، پیغام خطایی ظاهر می‌شد که این اپلیکیشن در کشور شما در دسترس نیست.

با تمام تلاش‌های گوگل و سامسونگ، جای خالی اپ‌های حرفه‌ای موجود در اکوسیستم آیپد؛ مانند Final Cut Pro، Logic Pro، DaVinci Resolve و Adobe Illustrator و به‌ویژه اپلیکیشن طراحی دیجیتال Pro‌Create همچنان در اکوسیستم اندروید احساس می‌شود. حتی اپلیکیشن محبوبی مانند اینستاگرام، پس از سال‌ها نسخه‌ی بهینه‌شده برای آیپد را دریافت کرده است؛ اما در تبلت‌های اندرویدی همچنان با همان نسخه‌ی کش‌آمده‌ی موبایل اجرا می‌شود.

سخت‌افزار، باتری و دوربین

سامسونگ از سال گذشته تراشه‌های کوالکام را از تبلت‌های پرچم‌دارش کنار گذاشت و در راستای همین استراتژی، غولِ ۱۴٫۶ اینچی جدید کره‌ای‌ها از تراشه‌ی ۳ نانومتری Dimensity 9400+ قدرت می‌‌گیرد که پس‌از مدل ۹۵۰۰، قدرتمندترین تراشه‌ی مدیاتک محسوب می‌شود. این تراشه را ۱۲ یا ۱۶ گیگابایت رم به‌همراه ۱۲۸، ۲۵۶ و ۵۱۲ گیگابایت یا یک ترابایت فضای ذخیره‌سازی پرسرعت همراهی می‌کند که ظرفیت آن را می‌توان از طریق درگاه microSD ارتقا داد.

تراشه‌ی Dimensity 9400+ از هسته‌ها و گرافیک یکپارچه‌ی شرکت Arm استفاده می‌کند و به‌لطف هسته‌ی قدرتمند Cortex X925 که رقیبی برای Oryon کوالکام به‌حساب می‌آید، عملکرد بسیار خوبی دارد؛ به‌عنوان مثال گلکسی تب S11 اولترا در پردازش تک‌هسته‌ای تنها حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد ضعیف‌تر از گلکسی S25 اولترا عمل می‌کند؛ اما در پردازش‌های گرافیکی تقریبا پابه‌پای آن پیش می‌رود.

گلکسی تب S11 اولترا درمقایسه‌با نسل گذشته ۲۰ تا ۲۵ درصد سریع‌تر است و گرافیک آن نیز در پردازش‌های محاسباتی تا ۶۵درصد بهتر از گذشته عمل می‌کند؛ اما در رندر بازی‌ها برتری چشم‌گیری درمقایسه‌با گلکسی تب S10 اولترا به‌نمایش نمی‌گذارد؛ به‌ویژه اگر رندر بازی‌ها با وضوح نمایشگر خود تبلت انجام شود.

با اینکه تبلت سامسونگ در دنیای اندروید پادشاهی می‌کند؛ اما درمقایسه‌با آیپد پرو ۲۰۲۵ از نظر قدرت پردازشی حرف چندانی برای گفتن ندارد؛ پردازنده‌ی مرکزی (CPU) گلکسی تب S11 اولترا ۳۵ تا ۴۵ درصد ضعیف‌تر از تبلت اپل عمل می‌کند و گرافیک آن نیز در رندر محتوا شکاف ۲۵درصدی با رقیب دارد.

عملکرد پد ۷ و پد ۷ پرو در برابر رقبا

محصول/بنچمارک

تراشه

Speedometer 3.1

GeekBench 6

GFXBench

تجربه‌ی وب‌گردی

توان محاسباتی GPU

توان محاسباتی CPU

شبیه‌ساز بازی

Vulkan/Metal

Single/Multi

Aztec Ruins

Onscreen/1440p

Vulkan/Metal

گلکسی تب S11 اولترا

Dimensity 9400+

۲۳٫۱

۲۲۷۲۹

۲۶۱۲

۸۶۵۲

۶۶

۱۰۸

آیپد پرو ۲۰۲۵

Apple M5

۴۸٫۷

۴۰۹۸

۱۵۳۶۱

۶۵

۱۳۹

شیائومی پد ۷ پرو

Snapdragon 8S Gen 3

۱۳٫۷

۱۰۱۰۴

۱۹۸۵

۵۳۷۱

۲۹

۵۰

گلکسی تب اس ۱۰ اولترا

Dimensity 9300+

۱۴۰۲۳

۲۱۶۸

۷۰۶۶

۶۴

۸۹

گلکسی تب اس ۹ اولترا

Snapdragon 8 Gen 2

۹۶۶۱

۲۰۲۲

۵۳۷۷

۵۰

۶۸

تمام نتایج درج‌شده در جدول توسط زومیت اندازه‌گیری شده‌‌اند.

گلکسی تب S11 اولترا بازی‌هایی مانند Delta Force را با بالاترین تنظیمات گرافیکی روی نرخ پایدار ۶۰ فریم‌ بر‌ ثانیه اجرا می‌کند و حتی بازی فوق‌العاده سنگینی چون Wuthering Waves نیز در تنظیمات بالا، نرخ فریم ۶۰ را حفظ می‌کند. اتصال کنترلر ایکس‌باکس یا پلی‌استیشن به تبلت و بازی کردن روی این نمایشگر بزرگ، حس و حال کنسول‌های بازی را تداعی می‌کند؛ البته برخی بازی‌ها همچون Delta Force با کنترلر سازگاری ندارند.

همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، مشکل اصلی در رابطه با تجربه‌ی گیمینگ تبلت، به وضوح پایین رندر بازی‌ها بازمی‌گردد که باعث می‌شود جلوه‌ی بصری نهایی روی نمایشگر غول‌پیکر دستگاه، چندان چشم‌نواز از آب درنیاید. همچنین، بازی‌کردن لمسی روی دستگاهی با ابعاد گلکسی تب S11 اولترا و نسبت تصویر کشیده‌ی نمایشگرش، تجربه‌ای سخت و طاقت‌فرسا است.

باتری ۱۱۶۰۰ میلی‌آمپرساعتی گلکسی تب S11 اولترا به خودیِ خود، یک هیولای واقعی است و حتی ۴۰۰ میلی‌آمپرساعت هم بیشتر از نسل گذشته ظرفیت دارد. سامسونگ ادعا می‌کند این باتری تا ۲۳ ساعت پخش ویدیو دوام می‌آورد و تست‌های ما نیز با ثبت عدد ۱۹ ساعت و ۴۱ دقیقه، این ادعا را تا حد زیادی تأیید کرد.

عمر باتری گلکسی تب S11 اولترا در برابر رقبا

محصول/بنچمارک

نمایشگر

باتری

پخش ویدیو

کاربری روزمره

ابعاد، وضوح و نرخ نوسازی

میلی‌آمپرساعت

دقیقه:ساعت

دقیقه:ساعت

گلکسی تب S11 اولترا

۱۴٫۶ اینچ، ۱۲۰ هرتز

۲۹۶۰×۱۸۴۸ پیکسل

۱۱۶۰۰

۱۹:۴۱

۱۴:۰۲

پد ۷ پرو

۱۱٫۲ اینچ، ۱۴۴ هرتز

۳۲۰۰×۲۱۳۶ پیکسل

۸۸۵۰

۱۲:۰۰

۸:۲۰

گلکسی تب اس ۱۰ اولترا

۱۴٫۶ اینچ، ۱۲۰ هرتز

۲۹۶۰×۱۸۴۸ پیکسل

۱۱۲۰۰

۸:۳۴

تمام نتایج درج‌شده در جدول توسط زومیت اندازه‌گیری شده‌‌اند.

در استفاده‌های روزمره، تبلت غول‌پیکر سامسونگ به‌راحتی بیش از ۱۴ ساعت شما را همراهی خواهد کرد که برای دستگاهی با این ابعاد و قدرت، عملکردی فوق‌العاده به‌حساب می‌آید. پشتیبانی از شارژ سریع ۴۵ واتی نیز دستگاه را ظرف ۹۰ دقیقه به‌طور کامل شارژ می‌کند؛ البته به‌شرطی که آداپتور آن را جداگانه تهیه کرده باشید.

دوربین‌های پشتی شامل ماژول ۱۳مگاپیکسلی اصلی و ۸مگاپیکسلی اولتراواید به‌همراه دوربین سلفی تکی ۱۲مگاپیکسلی با لنز اولتراواید، کیفیتی کاملاً قابل‌قبولی ارائه می‌دهند. دوربین سلفی برای تماس‌های ویدیویی عالی عمل می‌کند و دوربین‌های پشتی نیز برای اسکن اسناد یا گرفتن عکس‌های ضروری کارراه‌انداز ظاهر می‌شوند؛ هرچند تصور اینکه کسی دستگاه ۱۵اینچی را برای عکاسی یادگاری در دست بگیرد، کمی دور از ذهن به‌نظر می‌رسد.

آیا تب S11 اولترا می‌تواند جای لپ‌تاپ یا آیپد شما را بگیرد؟

در نهایت به پرسش اصلی بازمی‌گردیم. گلکسی تب S11 اولترا هم‌اکنون با قیمت حدود ۱۱۵ میلیون تومان عرضه می‌شود و با توجه به ارگونومی نامناسب دستگاه در دست، خرید کیبورد ۲۵ میلیون تومانی آن تقریباً یک ضرورت به نظر می‌رسد؛ بنابراین برای استفاده‌ی بی‌دردسر از تبلت سامسونگ باید بودجه‌‌ی حدود ۱۴۰ میلیون تومانی کنار بگذارید.

نزدیک‌ترین رقیب، آیپد پرو ۱۱ اینچی M4 است که با احتساب قلم، قیمتی نزدیک به تبلت سامسونگ پیدا می‌کند. آیپد برگ‌های برنده‌ی مهمی در دست دارد؛ تراشه‌ای که ۴۰ درصد سریع‌تر عمل می‌کند و مهم‌تر از آن، اکوسیستم نرم‌افزاری بسیار غنی‌تر و حرفه‌ای‌تر برای طراحان، تدوین‌گران و موسیقی‌دان‌ها. حتی برای کاربری ساده‌تری مثل تماشای فیلم، ارگونومی بهتر و نمایشگر دقیق‌تر آیپد پرو، آن را به گزینه‌ی منطقی‌تری بدل می‌سازد.

با بودجه‌ی ۱۴۰ میلیون تومانی، می‌توان مک‌بوک ایر M4 با ۵۱۲ گیگابایت SSD یا اولترابوک ویندوزی لمسی با نمایشگر OLED، تراشه‌ی قدرتمند و ۳۲ گیگابایت رم تهیه کرد. این دستگاه‌ها امکان دسترسی به دنیای بی‌کران نرم‌افزارهای دسکتاپ واقعی را فراهم می‌آورند؛ چیزی که گلکسی تب S11 اولترا با تمام تلاش‌هایش، هنوز از ارائه‌ی آن ناتوان است.

پس گلکسی تب S11 اولترا برای کیست؟ این تبلت، دستگاهی فوق‌العاده برای تماشای ویدیو، یادداشت‌برداری با قلم بی‌نظیرش و انجام چندوظیفگی‌های سبک به‌شمار می‌رود؛ اما نه می‌تواند جایگزینی تمام‌عیار برای لپ‌تاپ باشد و نه رقیبی جدی برای آیپد پرو در زمینه‌ی کارهای خلاقانه و حرفه‌ای. تب S11 اولترا غولی قدرتمند و زیباست که هنوز در بند محدودیت‌های اکوسیستم اندروید و ارگونومی خاص خود اسیر مانده؛ یک رؤیای زیبا که برای تحقق کامل، هنوز راه درازی در پیش دارد.

شما چه دیدگاهی درباره‌ی گلکسی تب S11 اولترا دارید؟

شارژدهی عالی

عرضه همراه با قلم S Pen

بدنه‌ی فلزی و خوش‌ساخت

درگاه کارت حافظه‌ی microSD

ابعاد و عملکرد عالی قلم S Pen

اسپیکرهای ۴تایی بسیار پرقدرت

نمایشگر چشم‌نواز با روشنایی بسیار بالا

قابلیت‌های چندوظیفگی عالی در One UI 8

عرضه‌نشدن بوک‌کاور مجهز به ترک‌پد

حذف پشتیبانی بلوتوث از قلم S Pen

اپ‌های حرفه‌ای اندک درمقایسه‌با آیپد

ارزش خرید پایین‌تر از آیپد پرو و لپ‌تاپ

ارگونومی نامناسب به‌دلیل ابعاد و وزن بالا

نسبت تصویر ۱۶:۱۰ نامناسب برای استفاده در دست